رویداد۲۴ | مازیار وکیلی- چه موافق ترامپ باشیم و چه مخالف، باید به این نکته اذعان کرد که ترامپ یک پدیده سیاسی در آمریکا است. مردی که پیش از انتخاب به عنوان رئیس جمهور آمریکا هیچ سابقه سیاسی نداشت و همه او را یک تاجر و مقاطعهکار باهوش که کسب و کار خانوادگیاش در حوزه مسکن نجات داد، میشناختند. علاوه بر اینها ترامپ یک شومن و سلبریتی رسانهای هم به حساب میآمد و سالها اجرای برنامه واقع نمای کارآموز را برعهده داشت. اما همان چهره در سال ۲۰۱۶ به رقیب مستقیم هیلاری کلینتون به عنوان نماد اصلی سیاستورزی آمریکایی از حزب دموکرات تبدیل شد و البته آن اتفاق عجیب هم سرانجام رخ داد؛ دونالد ترامپ در عین ناباوری کلینتون را شکست داد و تبدیل شد به رئیس جمهور آمریکا.
انتخاب ترامپ همه را در آمریکا و جهان بهتزده کرد. پیش از رقابت ترامپ با کلینتون همه کاندیدای جدید حزب جمهوریخواه را مسخره میکردند و پیروزی کلینتون را حتمی میدانستند. کلینتون حمایت رسمی و قطعی اکثر گروههای مرجع آمریکایی مانند سلبریتیها، نخبگان دانشگاهی و ورزشکاران مشهور را داشت و همین موضوع به کمپین انتخاباتی او این اعتماد به نفس را داده بود که پیروز انتخابات است؛ اما رای منفی خود را دست کم گرفته بود. در نهایت رای منفی کلینتون کار دستش داد و ترامپ توانست با اکثریت آرای الکتروال (و نه اکثریت آرای صندوق)، رئیس جمهور آمریکا شود.
بعد از بیرون آمدن از شوک اولیه، مردم آمریکا و تمام نخبگان حامی کلینتون دو سوال اساسی را از خود و جامعه آمریکا مطرح کردند: یک. ترامپ چرا و چگونه در انتخابات آمریکا پیروز شد؟ دو. چگونه میتوان از ترامپیسم به عنوان یک آفت (آنطور که مخالفان ترامپ اعتقاد دارند) عبور کرد؟ دو سوالی که مایکل مور مستندساز چپ گرا و جنجالی آمریکایی در مستند فارنهایت ۹/۱۱ پرسیده و تلاش کرده به آن پاسخ دهد.
مایکل مور کارگردان و مستند ساز آمریکایی متولد سال ۱۹۵۴ در ایلت فلینت میشیگان است. همه منتقدان و تماشاگران مایکل مور را به واسطه مستندهای جنجالی و انتقادیاش میشناسند. مستندهایی که به انتقاداتی صریح به ساختار سیاسی آمریکا و سیاست مداران این کشور میپردازد. مایکل مور در دانشگاه میشیگان در رشته خبرنگاری تحصیل کرد و اولین کار حرفهای هم که انجام داد ویراستاری مجله دانشگاه میشیگان بود. او بعدها به مستندسازی و برنامه سازی برای تلویزیون روی آورد و تبدیل به بزرگترین فیلمساز منتقد سینمای آمریکا شد.
اکثر تماشاگران سینما مایکل مور با دو اثر بسیار مشهورش یعنی بولینگ برای کلمباین و فارنهایت ۱۱/۹ (یازده سپتامبر) میشناسند. بولینگ برای کلمباین که یک مستند گزنده و انتقادی درباره قانون حمل سلاح در آمریکا (متاثر از حادثه کشتار دبیرستان کلمباین) بود که برای مایکل مور اُسکار بهترین مستند بلند را به ارمغان آورد و دومی فارنهایت ۱۱/۹ بود که به بررسی ریشههای حمله تروریستی ۱۱ سپتامبر و نقد دولت بوش میپرداخت.
مایکل مور با ساخت این مستند توانست جایزه نخل طلایی جشنواره کن را کسب کند. مور در مستند فارنهایت ۹/۱۱ (نهم نوامبر)، اما گستره مضمونی مستند خود را وسیعتر میکند و سوالی اساسی میپرسد: چرا ساختار سیاسی آمریکا باعث میشود امثال دونالد ترامپ به ریاست جمهوری آمریکا برسند؟
بیشتر بخوانید:
دونالد ترامپ کیست؟| از امپراتوری املاک تا سیاست
نحوه رای دادن در انتخابات آمریکا| رای الکترال چیست و چرا کاندیدا با بیشترین رای لزوماً پیروز نیست؟
ایالت های چرخشی در انتخابات آمریکا کدامند و چگونه در طول زمان تغییر کردهاند؟
ساختار انتخاباتی آمریکا بسیار متفاوت از آن چیزی است که در سایر کشورها شاهد آن هستیم. انتخابات در آمریکا یک فرآیند بسیار طولانی و پیچیده است که مرحله پایانی آن انتخاب رئیس جمهور و معاون او توسط مجمع گزینندگان یا الکترال کالج است. به این معنا که مردم در روز انتخاب به طور مستقیم به رئیس جمهور و معاون او رای نمیدهند بلکه به گزینش گران رای میدهند تا او در مرحله آخر رئیس جمهور آمریکا را انتخاب کند. هر ایالت به فراخور اهمیت، وسعت و جمعیت تعدادی آرای الکترال مشخص دارد که هر کاندیدایی که آرای مجموع آرای الکترال در آمریکا ۵۳۸ رای است که یک نامزد برای رسیدن به کاخ سفید باید حداقل ۲۷۰ کالج الکترال کسب کند. استفاده از کالجهای الکترال اشکالاتی دارد. از جمله این که ممکن است یک رئیس جمهور با آرای مردمی کمتر و تنها با اتکا به تعداد بیشتر کالج الکترال رئیس جمهور آمریکا شود.
مایکل مور در مستند فارنهایت ۹/۱۱ حمله اصلی خود را بر این شکل از برگزاری انتخابات متمرکز کرده و به شکلی صریح اعلام میکند برگزاری انتخابات با این شکل باعث پیروزی چهرههایی مانند دونالد ترامپ میشود. حرف مایکل مور در ظاهر غلط نیست، اما نباید فراموش کنیم که این اتفاق تنها پنج بار در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا اُفتاده که سه بار آن به قرن هجدهم و انتخابات اولیه آمریکا باز میگردد.
مور مستند فارنهایت ۹/۱۱ را در سال ۲۰۱۸ ساخت. دو سال بعد از این مستند بایدن دموکرات رئیس جمهور آمریکا شد و دور بعد ترامپ با اقتدار بیشتری کاملا هریس دموکرات را شکست داد و خب شاید اگر مور مستندش را امروز میخواست بسازد، کمتر به کالج الکترال اعتراض میکرد.
اما مایکل مور علاوه بر حمله بر ساختار انتخاباتی آمریکا، فساد موجود در حزب دموکرات را هم دلیل دیگر شکست این حزب از دونالد ترامپ میداند. جایی که به شهادت آمار، برنی سندرز چپ گرا آرای هوادارن حزب دموکرات را به دست آورده بود، اما با اعمال نفوذ گروههای مرجع و متنفذین حزبی کنار گذاشته شد تا هیلاری کلینتون کاندیدای این حزب شود و در نهایت از دونالد ترامپ شکست بخورد. مور با اشاره به تعداد آرای هر دو کاندیدا ۶۶ میلیون و ۶۳ میلیون در برابر ۱۰۰ میلیون آمریکایی که رای ندادند، آن ۱۰۰ میلیون را پیروز واقعی انتخابات میداند.
البته مایکل مور حواسش هست که ساختار فرهنگی بخشی از جامعه آمریکا هم این اجازه را نمیدهد که هیلاری کلینتون و کاملا هریس رئیس جمهور شوند. مایکل مور در این باره گفته است که رایدهندگان ترامپ، فکر میکنند که ما یک رئیس جمهور سیاه پوست داشتیم و بعد از یک رئیس جمهور زن، احتمالاً رئیس جمهور بعدی همجنسگرا خواهد بود و این آنها را به وحشت میاندازد.
آمریکای فرهنگی و سیاسی همیشه محل نزاع میان لیبرالها و محافظه کاران بوده است. مخالفت-موافقت با سقط جنین، کاهش-افزایش مالیاتها، میزان دخالت دولت در اقتصاد، برنامههای رفاهی و حقوق زنان و اقلیتها محل نزاع اصلی میان دو حزب اصلی آمریکا بوده است. انتخاب ترامپ نشان میدهد این روزها جامعه آمریکا به قدرت و سیادت محافظهکاری ترامپی باور عمیق دارد. به طور کلی مایکل مور چرایی ظهور ترامپ را اینطور خلاصه میکند؛ سیستم سیاسی و ساختار اجتماعی این اجازه را به او میدهد و این یعنی جامعه آمریکا یک سویه محافظه کار و تا اندازهای ارتجاعی دارد که نادیده گرفتن آن مساوی است با تعجب از انتخاب چهرهای مانند دونالد ترامپ.