رویداد۲۴ | فرشید غضنفرپور- اصطلاح «اسپارتای کوچک» (Little Sparta) اولین بار توسط جیمز متیس (وزیر دفاع سابق آمریکا و ژنرال بازنشسته تفنگداران دریایی) برای توصیف امارات متحده عربی به کار برده شد. این نامگذاری نه یک تعارف ساده، بلکه توصیفی دقیق از دکترین نظامی و سیاسی ابوظبی در دهههای اخیر بوده است.
در تاریخ باستان، اسپارتا دولتی کوچک در یونان بود که تمام ساختار اجتماعی و سیاسیاش بر پایه نظم نظامی و تربیت سربازان حرفهای بنا شده بود. متیس با استفاده از این نام، به چند ویژگی امارات اشاره داشت اول آنکه امارات کشور کوچکی است، اما ارتش آن (بهویژه نیروی هوایی و نیروهای ویژه) بسیار ورزیده، مجهز به پیشرفتهترین سلاحهای غربی و دارای تجربه عملیاتی واقعی است.
برخلاف بسیاری از ارتشهای منطقه که صرفاً جنبه دفاعی یا تزیینی دارند، ارتش امارات در مناطق مختلفی مثل افغانستان، یمن، لیبی و سومالی وارد عملیات مستقیم شد.
برخلاف ساختار سنتی برخی ارتشهای عربی، ارتش امارات به دلیل آموزشهای سختگیرانه توسط مستشاران غربی، از نظر انضباط و تاکتیک به استانداردهای ناتو نزدیک شده است.
استفاده از این عنوان در ادبیات سیاسی، همزمان حاوی تحسین و نیز یک کنایه تلخ است.
اسپارتای باستان با وجود قدرت نظامی زیاد، به دلیل نداشتن زیربنای اقتصادی وسیع و جمعیت کافی، در نهایت بر اثر جنگهای مداوم فرسوده شد و فروپاشید. منتقدان میگویند کنایه «اسپارتای کوچک» به این معناست که امارات سعی دارد نقشی بسیار بزرگتر از «وزن جغرافیایی و جمعیتی» خود در جهان بازی کند؛ نقشی که ممکن است در بلندمدت باعث فرسودگی منابعش شود.
اسپارتا هم مانند امارات، در بیرون از مرزهایش بسیار مقتدر بود، اما در داخل خاک خود، لرزان و آسیبپذیر. کنایه اینجاست که یک کشور با مساحت کم و زیرساختهای متمرکز، هرچقدر هم «اسپارتی» و جنگجو باشد، در برابر یک حمله مستقیم و همهجانبه مثل جنگ فعلی، فضای کافی برای مانور و عقبنشینی ندارد.
در حالی که اسپارتاییهای باستان با تکیه بر گوشت و خون خود میجنگیدند، قدرت نظامی امارات به شدت به پیمانکاران امنیتی خارجی و تسلیحات وارداتی وابسته است. این نامگذاری کنایهای است به این واقعیت که این قدرت تا زمانی دوام دارد که جریان ثروت و حمایت غرب برقرار باشد.
وقتی امروز تحلیلگران میگویند «اسپارتا در حال عقبنشینی است»، منظورشان این است که دوران ماجراجوییهای نظامی دوربرد امارات به پایان رسیده و این کشور ناچار شده به جای بازی در نقش یک قدرت نظامی مهاجم، به فکر محافظت از گلخانهی اقتصادی خود در برابر طوفانهای منطقهای باشد.
بیشتر بخوانید:
آتش در جده، آتشبس در یمن/ سرنوشت مذاکرات هستهای چگونه به جنگ یمن گره خورده است
شکایت عربستان علیه امارات به سازمان ملل
عقبنشینی کامل امارات از یمن در ژانویه ۲۰۲۶، که تحت فشارهای سنگین ریاض و پس از درگیریهای خونین میان نیروهای تحت حمایت دو کشور در حضرموت صورت گرفت، اولین شکاف جدی در دکترین نفوذ فرامرزی ابوظبی بود. عربستان سعودی با پیوند زدن آینده روابط دوجانبه به خروج امارات، نشان داد که تحمل یک بازیگر رقیب در حیاط خلوت خود را ندارد.
بلافاصله پس از یمن، نوبت به سودان رسید. جایی که حمایتهای مالی و تسلیحاتی امارات از «نیروهای پشتیبانی سریع» (RSF) نه تنها با خشم مصر و عربستان روبهرو شد، بلکه به دلیل جنایات جنگی در الفاشر، فشارهای بینالمللی بیسابقهای را متوجه ابوظبی کرد. گزارشهای تایید شده نشان میدهد که ابوظبی تحت تاثیر بحران انرژی ناشی از جنگ ایران و نیاز به تمرکز بر امنیت داخلی، از نفوذ خود در شاخ آفریقا نیز عقب نشسته است تا هزینههای سیاسی و اقتصادی خود را مدیریت کند.
جنگ اخیر و حملات به جزیره خارگ و به تبع آن ناامنی در خلیج فارس، چشم اسفندیار اقتصاد امارات را هدف قرار داده است. برخلاف عربستان که با داشتن بنادر در دریای سرخ، امکان دور زدن تنگه هرمز را دارد، امارات به شدت به این آبراه وابسته است.
بخش گردشگری و هوانوردی امارات که ستونهای تنوع اقتصادی این کشور هستند، با بسته شدن حریم هوایی و لغو پروازها در فوریه و مارس ۲۰۲۶، خسارتی بالغ بر ۴۰ میلیارد دلار را متحمل شدهاند.
همزمان شاخصهای بورس دبی و ابوظبی به دلیل حساسیت بالا به ریسکهای ژئوپلیتیک، شاهد خروج سرمایه گستردهای بودهاند.
اما مشکل بنیادین امارات این است که تمام ثروت، زیرساختهای حیاتی (مانند نیروگاههای آبشیرینکن) و مراکز جمعیتی آن در نواری باریک و در تیررس مستقیم قرار دارند این روزها همین واقعیت تلخ مدام در گوش شیوخ ثروتمند ابوظبی زمزمه میشود که امارات ممکن است پیشرفتهترین نیروی هوایی منطقه را داشته باشد، اما فضایی برای عقبنشینی یا بازسازی در صورت یک حمله گسترده ندارد.
در حالی که امارات به لاک دفاعی فرو رفته، عربستان سعودی با تکیه بر وسعت سرزمینی و ذخایر ارزی عظیمتر، در حال تثبیت خود به عنوان تنها قطب امنیتی مورد اعتماد غرب در منطقه است.
بیشتر بخوانید: اهداف بزرگ تور منطقهای ولیعهد عربستان/ آیا بن سلمان به دنبال اتحاد علیه جمهوری اسلامی ایران است؟
تحلیلهای S&P Global و شورای آتلانتیک حاکی از آن است که توازن قدرت در خلیج فارس در حال بازگشت به الگوی سنتی «برادر بزرگتر» است. ابوظبی دریافته است که بدون هماهنگی کامل با ریاض، قدرت مانور لازم برای بقا در بحرانهای بزرگ را ندارد.
انتظار میرود در ماههای آتی، امارات از پروژههای ماجراجویانه در لیبی و سودان دست کشیده و به سمت یک سیستم دفاعی یکپارچه منطقهای با محوریت عربستان و حمایت تکنولوژیک آمریکا حرکت کند.
جنگ اخیر نشان داد عصر طلایی امارات به عنوان یک بازیگر مستقل و تهاجمی به پایان رسیده است. «اسپارتای کوچک» اکنون در حال یادگیری این درس تلخ است که در دنیای قدرتهای بزرگ، ثروت بدون وسعت سرزمینی و عمق راهبردی، تنها یک هدف زیبا، اما آسیبپذیر میسازد. موازنه قدرت آینده خلیج فارس، نه بر اساس «تعداد پهپادها»، بلکه بر اساس «میزان تابآوری در برابر شوکهای مستقیم» تعریف خواهد شد؛ جایی که امارات فعلاً در رده دوم قرار میگیرد.