رویداد۲۴| همچنان که غبار جنگ بر پهنه فیروزهای خلیجفارس سنگینی میکند، نام «جزیره خارک» بار دیگر نه به عنوان یک جغرافیای اقتصادی، بلکه به عنوان نماد ایستادگی و کانون یک نبرد تمامعیار رسانهای و نظامی بر سر زبانها افتاده است. طی روزهای اخیر، تلاقی اظهارات تحریکآمیز از واشنگتن، تحرکات میدانی در سواحل جنوبی و افشاگریهای دیپلماتیک در تهران، اتمسفری ساخته است که در آن، مرز میان واقعیت و جنگ روانی به تاریکی اعماق دریاست. با این حال، نگاهی دقیق به دادههای فنی و میدانی، پرده از سناریویی برمیدارد که در آن «شریان نفتی ایران» علیرغم زخمهای کوچک، همچنان تپنده باقی مانده است.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در یک گفتگوی تلفنی مفصل با شبکه «انبیسی»، با ادبیاتی که فرسنگها از عرف دیپلماتیک فاصله داشت، مدعی شد که ماشین جنگی این کشور بخش اعظم تأسیسات جزیره خارک را از مدار خارج کرده است. او در این مصاحبه با لحنی تحقیرآمیز عنوان کرد که احتمالاً برای «تفریح» باز هم به این نقطه حمله خواهند کرد. این لفاظیها که در کنار ادعای دروغین آمادگی ایران برای مذاکره مطرح شد، آشکارا به دنبال ایجاد تزلزل در بازار جهانی انرژی و شکستن اقتدار روانی ملت ایران بود. ترامپ در حالی از تخریب گسترده سخن گفت که همزمان مدعی شد شرایط برای توافق هنوز «به اندازه کافی خوب نیست»، گزارهای که نشان میدهد واشنگتن همچنان در پی باجخواهی اقتصادی از مسیر تهدید زیرساختهای حیاتی است.
در پاسخ به این فضای مهآلود، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، با لحنی قاطع و افشاگرانه، ابعاد تازهای از جسارت نظامی اخیر را فاش کرد. او با اشاره به شلیک راکتهای سامانه «هیمارس» به سمت خارک و بوموسی، مبدأ این حملات را نه از عمق دریا، بلکه از خاک همسایگان جنوبی برشمرد. عراقچی با دقت ریاضی به دو نقطه در امارات (رأسالخیمه و منطقهای در مجاورت دبی) اشاره کرد که به عنوان سکوی پرتاب علیه ایران استفاده شدهاند. این استراتژی خطرناک که در آن از مناطق پرجمعیت غیرنظامی برای پوشش حملات راکتی استفاده شده، با واکنش تند تهران روبهرو شد. وزیر خارجه ایران با تأکید بر اینکه «اشغال خارک خطایی بسیار بزرگتر از حمله به آن است»، هشدار داد که پاسخ ایران قطعی است، هرچند تهران همچنان بر مدار احتیاط حرکت میکند تا جان غیرنظامیان در کشورهای همسایه به خطر نیفتد.
اما آنچه بیش از هر بیانیهای، پوچی ادعاهای کاخ سفید را عیان کرد، گزارشهای فنی نهادهای بینالمللی نظارت بر حملونقل دریایی بود. بر اساس پایشهای دقیق «تانکر ترکرز» به تاریخ ۲۳ اسفند ۱۴۰۴، واقعیت میدان با ادعای ترامپ تضادی آشکار دارد. تصاویر ماهوارهای تایید میکنند که هر ۵۵ مخزن عظیم ذخیرهسازی نفت خام در جزیره خارک کاملاً سالم و بدون آسیب ساختاری هستند. گواه این پایداری، پهلوگیری و آغاز بارگیری ۲.۷ میلیون بشکه نفت توسط دو نفتکش غولپیکر ایرانی در صبح روز گذشته است. این حجم عظیم از بارگیری و تداوم صادرات، نشان میدهد که سیستم دفاعی و پدافندی ایران توانسته است تأثیر حملات راکتی را به حداقل رسانده و امنیت عملیاتیِ استراتژیکترین نقطه اقتصادی کشور را حفظ کند.
در کنار این معادلات پیچیده، واکنش اجتماعی هموطنان در سواحل جنوبی، رنگی از غیرت ملی به این گزارش میبخشد. انتشار تصاویری از هجوم داوطلبانه مردم در اسکله گناوه برای عزیمت به سمت جزیره خارک، پیامی روشن به اتاقهای فکر نظامی در واشنگتن مخابره کرد. این موج مردمی نشان داد که خارک برای ایرانیان تنها یک پایانه نفتی نیست، بلکه پارهای از تن وطن است که در لحظات بحران، آغوش ملت برای حفاظت از آن گشوده میشود. این همبستگی میان مردم و زیرساختهای ملی، همان لایه دفاعی نادیدهای است که در محاسبات سرد سردمداران آمریکا جایی ندارد.
در تحلیل نهایی، اگرچه جزیره خارک در تیررس سامانههای راکتی و تهدیدات کلامی قرار گرفته، اما واقعیتهای میدانی حکایت از شکست پروژه «فلجسازی اقتصادی» دارد. ایران با رصد دقیق نقاط شلیک و حفظ تداوم صادرات نفت، ثابت کرده است که شریان نفتیاش بیش از آنکه به لفاظیهای سیاسی وابسته باشد، به قدرت پدافندی و ثبات زیرساختیاش متکی است. نبرد امروز در خارک، نبرد میان «تفریح با آتش» از سوی ترامپ و «تدبیر و پایداری» از سوی ایران است؛ نبردی که در آن، مخازن نفت و اراده ملت، فعلاً پیروز میدان روایتها بودهاند.