صفحه نخست

سیاسی

جامعه و فرهنگ

اقتصادی

ورزشی

گوناگون

عکس

تاریخ

فیلم

صفحات داخلی

چهارشنبه ۰۲ ارديبهشت ۱۴۰۵ - 2026 April 22
کد خبر: ۴۵۱۰۴۴
تاریخ انتشار: ۲۱:۲۹ - ۲۸ اسفند ۱۴۰۴
در رویداد۲۴ بخوانید:

اعزام نیروی زمینی و دوراهی ترامپ در حسرت خارگ| درباره یک رویا که می‌تواند «ویتنام کوچک» باشد

دونالد ترامپ می‌گوید تصمیمی برای اعزام نیروی زمینی به ایران ندارد. چقدر صحبت او قابل اعتماد است؟

رویداد۲۴| دونالد ترامپ گفته است که برنامه‌ای برای اعزام نیروی زمینی ندارم، جنگ با ایران جلوتر از برنامه زمانی پیش می‌رود.او تاکید کرد که عملیات آمریکا «جلوتر از برنامه زمانی» پیش می‌رود. او گفت: «ما تقریبا همه چیز را از بین برده‌ایم، جز خطوط لوله‌.»و این اظهارات در حالی است که گزارش ها از حرکت ناو حامل نیروی زمینی از سنگاپور خبر میدهد. مساله اعزام نیروی زمینی برای تصرف خارگ عنوان می شود.

جزیره خارگ به عنوان شریان حیاتی صادرات نفت ایران، همواره در کانون سناریوهای تقابلی قرار داشته است. از روزهای ابتدایی جنگ اما یکی از سوالات اصلی این بود؛ آیا اعزام نیروی زمینی برای تصرف این جزیره یک گزینه روی میز است؟ اخبار مبنی بر این که ناو حامل نیروهای زمینی آمریکا در سنگاپور است چه پیامی به ما می دهد؟

چقدر این سناریو واقع‌بینانه است؟

به لحاظ امکان ریسک سنجی از این تصمیم ترامپ احتمال اعزام نیروی زمینی آمریکا برای تصرف فیزیکی خاک ایران (حتی یک جزیره) «بسیار پایین» ارزیابی می‌شود.

ترامپ برخلاف بازهای واشینگتن، به شدت برای هزینه‌کرد نظامی و درگیری‌های زمینی جدید تحت فشار رای دهندگانش اشت.

شعار او «اول آمریکا» بر پایه خروج نیروهاست، نه اعزام لشکرهای جدید. ترامپ ثابت کرده که ترجیح می‌دهد از طریق ترورهای هدفمند (مانند مورد سردار سلیمانی و یا ترور آیت الله خامنه ای ) یا تحریم‌های فلج‌کننده، بدون شلیک یک گلوله توسط سربازان آمریکایی، اقتصاد ایران را به زانو درآورد و چهره های اصلی جمهوری اسلامی را حذف کند.

از طرف دیگر باید قبول کرد حضور ناوگان نظامی در منطقه بی دلیل نمی تواند باشد. عملیات آبی-خاکی برای تصرف یک جزیره مستحکم مانند خارگ، نیازمند یک ناوگان عظیم و پشتیبانی هوایی دائمی است که با استراتژی میان‌مدت آمریکا در منطقه همخوانی دارد.

با این حال، در صورت بروز یک درگیری مستقیم دریایی، احتمال «حملات هوایی یا موشکی» برای از کار انداختن تأسیسات خارگ بسیار بیشتر از «تصرف زمینی» آن است.

بیش از ۹۰ درصد صادرات نفت ایران از خارگ انجام می‌شود. تصرف یا نابودی تأسیسات آن به معنای قطع کامل ورودی ارز به کشور، جهش فوق‌سریع نرخ دلار است. تصرف بخشی از خاک ایران توسط نیروی بیگانه، بزرگترین چالش امنیتی پس از جنگ تحمیلی خواهد بود که می‌تواند به بی‌ثباتی داخلی منجر شود.

تصرف خارگ اما بدون شک برای آمریکا یک احتمالا آسان نخواهد بود و می‌تواند به یک کابوس راهبردی تبدیل شود. ایران می تواند آمریکا را در تله جنگ نامتقارن بیاندازد. ایران دارای بزرگترین توان موشکی و پهپادی در منطقه است. پایگاه‌های آمریکا در قطر، امارات و بحرین و همچنین ناوهای هواپیمابر در تیررس مستقیم پاسخ‌های تلافی‌جویانه خواهند بود.

علاوه بر این ایران قطعاً در پاسخ به تصرف خارگ، تنگه هرمز را نه محدود که مسدود خواهد کرد. این اقدام قیمت جهانی نفت را به بشکه‌ای بالای ۲۰۰ دلار می‌رساند که نتیجه آن تورم جهانی و سقوط بازارهای بورس آمریکا خواهد بود؛ کابوسی که هیچ رئیس‌جمهوری در آمریکا خواهان آن نیست.

اشغال زمینی به معنای درگیری نفر به نفر است. بازگشت تابوت سربازان آمریکایی به خانه، پایگاه رای ترامپ را که مخالف جنگ است، به شدت تخریب می‌کند. چنین اقدامی به عنوان یک تجاوز آشکار تلقی شده و حتی متحدان اروپایی واشینگتن را رو در روی آمریکا قرار می‌دهد و ائتلاف‌های منطقه‌ای را به هم می‌ریزد.

اگرچه خارگ «پاشنه آشیل» اقتصاد ایران است، اما هزینه تصرف زمینی آن برای آمریکا بسیار فراتر از سود احتمالی آن است. در واقع، خارگ برای هر دو طرف حکم «نارنجک بدون ضامن» را دارد که انفجار آن کل منطقه و اقتصاد جهانی را به آتش می‌کشد.

نظرات شما