صفحه نخست

سیاسی

جامعه و فرهنگ

اقتصادی

ورزشی

گوناگون

عکس

تاریخ

فیلم

صفحات داخلی

دوشنبه ۰۷ ارديبهشت ۱۴۰۵ - 2026 April 27
کد خبر: ۴۵۱۲۸۲
تاریخ انتشار: ۱۲:۳۵ - ۰۳ فروردين ۱۴۰۵

بازگشت به عقلانیت ؛ ضرورت امروز ایران نه با دوقطبی‌سازی

*امنیت با انسجام ملی تکمیل می‌شود، نه با دوقطبی‌سازی*

رویداد۲۴|  دکتر مهران امیرحسینی – استاد دانشگاه و فعال سیاسی و گردشگری؛ در روزگاری که تحولات منطقه و جهان با سرعتی بی‌سابقه در حال رخ دادن است، رفتارهای تجاوزکارانه و ماجراجویانه برخی قدرت‌ها، از جمله اقدامات آمریکا و اسرائیل در منطقه، بار دیگر نشان داده است که امنیت و استقلال کشورها تا چه اندازه در معرض تهدید قرار دارد. محکوم کردن چنین رفتارهایی، نه یک موضع‌گیری احساسی بلکه وظیفه‌ای ملی و انسانی است. هر ملتی که به استقلال، کرامت و تمامیت ارضی خود باور دارد، در برابر هرگونه تجاوز و بی‌ثبات‌سازی ایستادگی می‌کند.  

اما در کنار محکومیت این اقدامات، باید با صداقت از خود بپرسیم: راه واقعی مقابله چیست؟  بدیهی است که توان دفاعی و قدرت بازدارندگی، از جمله توان موشکی، یکی از ارکان مهم امنیت ملی هر کشوری است. هیچ ملت مستقلی نمی‌تواند نسبت به امنیت خود بی‌تفاوت باشد. با این حال، تجربه تاریخی نشان داده است که قدرت دفاعی به‌تنهایی تضمین‌کننده ثبات و اقتدار پایدار نیست. آنچه یک ملت را در برابر طمع دشمنان شکست‌ناپذیر می‌کند، پیش از هر چیز انسجام ملی و پیوند عمیق میان مردم و حاکمیت است.  

تجربه‌های تاریخی ایران به روشنی این واقعیت را نشان می‌دهد: هر زمان که میان مردم و ساختارهای تصمیم‌گیری فاصله ایجاد شده، دشمنان این سرزمین جسورتر شده‌اند و به آب و خاک این کشور چشم طمع دوخته‌اند. اما هر زمان که ملت ایران با همدلی و اتحاد در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند، بزرگ‌ترین تهدیدها نیز به تقویت هویت ملی تبدیل شده است.  

نمونه روشن آن را در دوران دفاع مقدس دیدیم. در آن سال‌ها، با وجود همه دشواری‌ها و فشارهای بین‌المللی، مردم با هر سلیقه و گرایشی در کنار هم ایستادند و از ایران دفاع کردند. آنچه کشور را حفظ کرد، صرفاً تجهیزات نظامی نبود؛ بلکه روحیه همبستگی و انسجام ملی، احساس تعلق مشترک به ایران و اعتماد میان مردم و مسئولان بود. همان روحیه‌ای که امروز نیز می‌تواند چراغ راه ما باشد.  

امروز بیش از هر زمان دیگر باید به این حقیقت بازگردیم که همه ما فرزندان یک سرزمین هستیم؛ چه اصلاح‌طلب، چه اصولگرا، چه فقط وطن‌پرستان سرافراز تاریخ. تجربه نشان داده که اکثریت جامعه نه معاند هستند، نه جاسوس و نه وطن‌فروش.  
فرصتی برای ایران، خانه مشترک همه ایرانیان است؛ با هر گرایش فکری، سیاسی و اجتماعی. هیچ گروه یا جریان سیاسی نمی‌تواند مدعی مالکیت انحصاری بر این سرزمین باشد. ایران متعلق به همه ماست و آینده آن نیز تنها با مشارکت همه فرزندانش ساخته خواهد شد.  

در این میان، لازم است با صداقت و شجاعت به برخی خطاهای گذشته نیز نگاه کنیم. در سال‌های اخیر، گاه شاهد آن بوده‌ایم که فضای سیاسی کشور با دوقطبی‌های تند و تقسیم‌بندی‌هایی مانند «خودی» و «غیرخودی» شکل گرفته است. این رویکرد، هرچند شاید با نیت‌های متفاوتی شکل گرفته باشد، اما در عمل بخشی از سرمایه اجتماعی کشور را تضعیف کرده است. این سخن به معنای متهم کردن فرد یا جریان خاصی نیست؛ بلکه واقعیتی است که همه ما باید از آن درس بگیریم. جامعه‌ای که بخش‌هایی از خود را کنار بزند، ناخواسته زمینه ضعف و فاصله را فراهم می‌کند.  

در حالی که تجربه و سخنان بزرگان این کشور، از جمله رهبر شهید، نشان داد اصلاح‌طلبان در زمره نجیب‌ترین و دلسوزترین نیروهای این سرزمین قرار دارند. ما از امثال کیهان‌ها، رسایی‌ها و مجلس پنج‌درصدی سودی ندیدیم.  
اختلاف‌نظر در شیوه اداره کشور، امری طبیعی در هر جامعه زنده و پویاست. آنچه اهمیت دارد، حفظ چارچوب‌های ملی و تلاش مشترک برای پیشرفت ایران است.  

امروز بیش از هر زمان دیگری به گفت‌وگوی ملی و بازگشت به عقلانیت سیاسی نیاز داریم. گشودن فضای گفت‌وگو، استفاده از ظرفیت نخبگان و ایجاد اعتماد متقابل میان مردم و حاکمیت، می‌تواند بسیاری از شکاف‌های موجود را ترمیم کند. در همین راستا، توجه به موضوعاتی مانند آزادی زندانیان سیاسیِ موجه و فراهم کردن زمینه حضور فعال‌تر نخبگان در عرصه عمومی، می‌تواند گامی مهم در جهت بازسازی سرمایه اجتماعی کشور باشد.  

در این مسیر، نقش رسانه ملی، به‌ویژه صدا و سیما، نقشی تعیین‌کننده است. رسانه‌ای که نام «ملی» را یدک می‌کشد باید «میلی» را کنار بگذارد و آینه تمام‌نمای جامعه باشد. صدا و سیما زمانی می‌تواند نقش واقعی خود را ایفا کند که صدای همه اقشار جامعه را منعکس کند؛ از نخبگان دانشگاهی گرفته تا جریان‌های فکری و سیاسی مختلف. رسانه‌ای که تنها بخشی از جامعه را نمایندگی کند، نمی‌تواند اعتماد عمومی را به طور کامل جلب کند.

از سوی دیگر، باید با صراحت بپذیریم که در ارتباط با نسل جوان نیز کاستی‌هایی داشته‌ایم. در دنیایی که جریان‌های رسانه‌ای و تبلیغاتی با قدرت در حال اثرگذاری بر افکار عمومی هستند،

اگر نتوانیم با جوانان خود گفت‌وگویی صادقانه و مؤثر برقرار کنیم، طبیعی است که برخی از آنان تحت تأثیر روایت‌های بیرونی قرار بگیرند. مسئولیت این وضعیت تنها بر عهده جوانان نیست؛ بلکه ما نیز باید روش‌های ارتباطی خود را اصلاح کنیم و با صداقت و احترام با نسل جدید سخن بگوییم.  

در چنین شرایطی، نقش رهبر جوان و فرزانه کشور نقشی کلیدی و تعیین‌کننده است. جامعه امروز ایران بیش از هر زمان دیگری نیازمند شخصیتی است که در جایگاه یک «بزرگ‌تر»، فراتر از تقسیم‌بندی‌های سیاسی قرار گیرد؛ شخصیتی که بتواند محور وفاق و انسجام ملی باشد. رهبر جوان و فرزانه‌ای که با تکیه بر عقلانیت، عدالت و اعتماد به مردم، آن را در مکتب پدر شهید آموخته است، مسیر اصلاحات سازنده و تغییرات بنیادین را هموار کند و باور عمومی را تقویت نماید که نظام سیاسی کشور متعلق به همه مردم است. 

رهبری گرانقدر می‌تواند موفق باشد که خود را نماینده تمام ایرانیان بداند، نه یک جریان خاص. مردم ایران نیز نشان داده‌اند که هرگاه احساس کنند صدایشان شنیده می‌شود و در سرنوشت کشور نقش دارند، با تمام وجود از کشور خود دفاع خواهند کرد.  

در کنار همه این مباحث، نباید فراموش کنیم که امنیت امروز ایران، مرهون فداکاری و ایثار جان‌برکفان نیروهای نظامی و امنیتی کشور است. آنان که در سخت‌ترین شرایط، برای دفاع از خاک و امنیت این سرزمین ایستاده‌اند، شایسته قدردانی و احترام همه ملت هستند. پاسداری از تمامیت ارضی ایران، وظیفه‌ای ملی است که همه ما در آن شریک هستیم.  

در نهایت باید گفت که ایران در مقطع مهمی از تاریخ خود قرار دارد. عبور موفق از این مرحله، بیش از هر چیز نیازمند عجان‌فدای ایران خواهیم ماند.**  

اگر با روحیه‌ای مشابه آنچه در سال‌های دشوار دفاع مقدس تجربه کردیم، با همدلی و درایت پیش برویم، هیچ تهدیدی نخواهد توانست آینده این سرزمین کهن را تیره کند. آینده ایران، آینده‌ای است که تنها با مشارکت همه ایرانیان ساخته خواهد شد.

نظرات شما