صفحه نخست

سیاسی

جامعه و فرهنگ

اقتصادی

ورزشی

گوناگون

عکس

تاریخ

فیلم

صفحات داخلی

چهارشنبه ۰۲ ارديبهشت ۱۴۰۵ - 2026 April 22
کد خبر: ۴۵۱۶۸۴
تاریخ انتشار: ۱۳:۵۸ - ۰۸ فروردين ۱۴۰۵
رویداد۲۴ گزارش می‌دهد:

فیلم معاون؛ داستان سیاست مداران دیوانه‌ای که جنگ‌ها را آغاز می‌کنند | ایده آمریکای بی‌نیاز از دیپلماسی از کجا آمد؟

ضربه‌ای که القاعده به قلب برج‌های تجارت جهانی زد، فرصتی بی‌سابقه برای دیک چنی فراهم کرد تا ایده‌های تهاجمی خود را پیاده کند. فیلم معاون مسیر قدرت‌طلبی چنی را با لحنی تلخ و هجوآمیز روایت می‌کند و نشان می‌دهد چگونه یک معاون ساده، قدرتمندترین نقش را در تاریخ آمریکا بازی کرد.

رویداد۲۴| مازیار وکیلی- آمریکای پس از ۱۱ سپتامبر دیگر نمی‌توانست شبیه آمریکای دهه نود میلادی باشد. آمریکا در دهه نود دوران سرخوشی را طی می‌کرد. توانسته بود امپراطوری سرخ شوروی را به زانو در بیاورد و این کار را با بهترین محافظه کار تاریخ آمریکا یعنی رونالد ریگان و معاون محافظه کار و سیاسش جرج بوش پدر انجام داده بود. برای تفنن و شاید از روی همین سرخوشی ناشی از پیروزی آمریکایی‌ها به جای جرج بوش پدر یک دموکرات جوان و در ظاهر دوست داشتنی را به عنوان رئیس جمهور آینده آمریکا انتخاب کردند. بیل کلینتون که منهای رابطه رسوایی برانگیزش با مونیکا لوسکی توانست تصویر متفاوتی از آمریکا به جهان ارائه کند. تصویر یک آمریکا لیبرال، شاداب و حامی ارزش‌های انسانی مانند حقوق بشر. انتخابات سال ۲۰۰۰ آمریکا انتخابات مهمی شد. یک طرف آن ال گور معاون اول کلینتون قرار داشت که حامی ارزش‌های لیبرالیستی حزب دموکرات بود و طرف دیگر آن جرج بوش پسر معروف به W که از ارش‌های محافظه کارانه پدرش حمایت می‌کرد. در یک رقابت تنگاتنگ و بسیار عجیب بوش پسر با رای دادگاه توانست بر ال گور دموکرات پیروز شود تا یک بار دیگر آمریکا وارث همان سنت‌هایی شود که زمانی ریگان و بوش پدر منادی آن بودند. شاید آمریکایی‌های اوایل هزاره جدید چندان از این انتخاب ناراضی نبودند. به هر حال بوش پسر برای آنها یادآور روزگار خوش ریگان و پدرش بود. روزگاری که آمریکا استیلای خوش را بر جهان کامل کرد. اما یازدهم سپتامبر نه تنها چرت آمریکا که چرت کل جهان را پاره کرد. برج‌های تجارت جهانی فرو ریخت و آمریکا از جایی ضربه خورد که هیچ کس انتظارش را نداشت. گروه جهادی القاعده به رهبری اُسامه بن لادن از تمام دیوار‌های امنیتی ایالات متحده آمریکا عبور کرده بود و دو هواپیما را به برج‌های تجارت جهانی آمریکا کوبیده بود. ۱۱ سپتامبر برا آمریکایی‌ها چیزی بیشتر یک تراژدی بود. هیچ کس نتوانسته بود بعد از جنگ ویتنام اینگونه آمریکا را تحقیر کند و اینجا بود که دیک چنی وارد صحنه شد و کنترل اوضاع را در دست گرفت.

دیک چنی واضع تئوری آمریکای قدرتمند و بی نیاز از دیپلماسی که بود؟

دیک چنی یکی از آن جمهوری خواهان افراطی و کلاسیک بود. مردی متولد سال ۱۹۴۱ در لینکلن نبراسکا که بیشتر در همین ایالت بزرگ شد. چنی از دانشگاه ییل و وایومینگ مدرک علوم سیاسی گرفت و خیلی زود و در جوانی جذب حزب جمهوری خواه شد. او در دولت جرالد فورد و بین سال‌های ۱۹۷۵ تا ۱۹۷۷ رئیس ستاد کارکنان کاخ سفید شد. در ۱۹۷۸، از حوزه انتخابیه کلی وایومینگ به مجلس نمایندگان ایالات متحده آمریکا انتخاب شد و تا ۱۹۸۹ نماینده بود. او در دوران ریاست جمهوری جورج بوش پدر، وزیر دفاع ایالات متحده آمریکا شد و تا ۱۹۹۳ در این سمت بود. در دوره ریاست جمهوری بیل کلینتون او از ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۰ رئیس هیئت مدیره و مدیر عامل ارشد اجرایی هالیبرتون بود. کار اصلی چنی، اما از دوران جرج بوش شروع شد. جایی که بوش پسر او را به عنوان معاون اول خود انتخاب کرد. بسیاری از کارشناسان و تحلیل گران حوزه علوم سیاسی معتقدند چنی چیزی فراتر از یک معاون اول ساده و معمار اصلی سیاست‌های دولت بوش بود. بعد از حملات یازده سپتامبر و زخمی که پیکر ایالات متحده آمریکا برداشت فرصت برای چنی مهیا شد تا از این اتفاق برای ایده‌های تهاجمی خود استفاده کند.


بیشتر بخوانید: «بالاتر از سیاهی رنگی هست» | روزی روزگاری عراق، مستندی درباره نفرت‌انگیز بودن جنگ

دژاوو در خاورمیانه | به عراق ۲ خوش آمدید


چنی یک اعتقاد عمیق داشت و آن این بود که جهان باید با استفاده از ابزار نظامی قدرت ایالات متحده را درک کند نه از طریق دیپلماسی و گفت‌و‌گو با کشور‌های که او آنها را متخاصم می‌دانست. به نظر می‌رسد ایده محور شرارت نامیدن چهار کشور ایران، عراق، ونزوئلا و کره شمالی هم از این جا آمد. او حمله به عراق را برمنای ادعای وجود سلاح کشتار جمعی هدایت کرد و تا پایان عمر حتی زمانی که مشخص شد در عراق سلاح کشتار جمعی وجود ندارد از آن دفاع کرد. چنی همیشه هم نگاهی به ایران داشت. او برجام را جنون محض می‌دانست و از ایده حمله نظامی به ایران برای جلوگیری از دست یابی به سلاح هسته‌ای دفاع می‌کرد. ایده‌ای که به واسطه مخالفت‌های تیم رامسفلد- رایس به نتیجه نرسید. نام چنی همیشه با جن و تهاجم گره خورده است. با ایده‌ای که خاورمیانه را برای همیشه دگرگون کرد و آن را با درگیری‌های بی پایان پیوند داد.

معاون فیلمی در نقد سیاست‌های چنی

آدام مک کی یکی از کارگردانانی است که می‌توان او را چپ آمریکایی نامید. یکی از چهره‌هایی که در دعوای کلینتون سندرز در جدال حزب دموکرات به احتمال زیاد طرف سندرز را گرفت. فیلم‌هایش همیشه سیاسی بودند. در رکود بزرگ بحران اقتصادی ناشی از رکود در بازار مسکن را به نقد کشید و با ساخت سریال وراثت نشان داد ریشه‌های ظهور و بروز ترامپیسم کجاست. به بالا نگاه نکن او هم یک هجویه کامل از جهان سرمایه داری بود که چگونه این ایده می‌تواند جهان را به نابودی بکشاند.


بیشتر بخوانید: دیک چنی؛ مردی با کت و شلوار ساده که جعبه پاندورا را در خاورمیانه برای همیشه باز کرد
دیک چنی، معمار جنگ عراق و معاون بوش، درگذشت


اما مهم‌ترین فیلم او همچنان معاون خواهد بود. فیلمی در نقد چنی معاون اول بوش پسر. مک کی در معاون پله به پله زندگی سیاسی چنی را به تماشاگر نشان می‌دهد و به او می‌گوید چگونه یک پسر ساده آمریکایی تبدیل به قدرت‌مندترین معاون اول تاریخ این کشور شد. چنی در فیلم مک کی مرد قدرت طلب و تا حد زیادی احمقی تصویر می‌شود که به خاطر همین قدرت طلبی منطقه خاورمیانه را به ویرانی کشاند. مک کی البته در فیلم فرضیه‌هایی را هم مطرح می‌کند که ضمن نقد سیاست‌های بوش پسر حمله به ایده‌های سرمایه داری هم هست. او در فیلم خود مطرح می‌کند که دلیل حمله به عراق نه سلاح کشتار جمعی که وجود منابع نفتی این کشور بوده که چنی به آنها نیاز داشته تا شرکت‌های خصوصی را که با آنها همکاری می‌کرده به سود بیشتری برساند. حرف مک کی در فیلم معاون مشخص است (این که چقدر درست می‌گوید البته با تردید‌های زیادی رو به رو است) او می‌گوید این ایده سرمایه داری است که باعث جنگ است. چون مبنای آن بر پایه سود بیشتر و به دست آوردن سود به هر نحوی اُستوار شده و چنی و دیگران فقط مجریان آن ایده هستند. معاون فیلم مهمی است و ایده‌های قابل تاملی را درباره سیاست ورزی در آمریکا مطرح می‌کند. فارغ از این که با آن ایده‌ها موافق باشیم یا نه می‌تواند ما را با ماهیت پدیده‌ای بنام آمریکا هرچه بیشتر آشنا کند.

نظرات شما