صفحه نخست

سیاسی

جامعه و فرهنگ

اقتصادی

ورزشی

گوناگون

عکس

تاریخ

فیلم

صفحات داخلی

جمعه ۰۴ ارديبهشت ۱۴۰۵ - 2026 April 24
کد خبر: ۴۵۲۰۸۶
تاریخ انتشار: ۱۶:۳۵ - ۱۳ فروردين ۱۴۰۵
در رویداد۲۴ بخوانید:

جنگ پرهزینه یا فرصت پنهان؛ آیا ایران از بحران نفتی سود می‌برد؟

در میانه جنگی که انتظار می‌رفت اقتصاد ایران را به نقطه فروپاشی نزدیک کند، برخی نشانه‌ها از یک واقعیت متناقض خبر می‌دهد؛ افزایش درآمد‌های نفتی. گزارش اکونومیست از «سودآوری غیرمنتظره» ایران در دل بحران می‌گوید. اما آیا این تصویر، تمام واقعیت اقتصاد جنگی ایران است؟

رویداد۲۴| جنگ کنونی بازار جهانی انرژی را به‌هم ریخته و این بی‌ثباتی همان فرصتی است که ایران سال‌ها در انتظارش بوده است. افزایش قیمت نفت در کنار محدود شدن عرضه برخی رقبا، باعث شده نفت ایران —حتی در سایه تحریم— مشتری خود را از دست ندهد.

روایت اکونومیست بر همین نقطه تمرکز دارد؛ اینکه تهران توانسته در بحبوحه درگیری‌ها، صادرات خود را حفظ کند و حتی از افزایش قیمت‌ها منتفع شود. چین همچنان خریدار اصلی باقی مانده و این رابطه، به شریان حیاتی اقتصاد ایران تبدیل شده است. در چنین شرایطی، نفتی که پیش‌تر با تخفیف‌های سنگین به فروش می‌رسید، حالا در بازاری پرتنش، ارزش بیشتری پیدا کرده است.

هرمز؛ از گلوگاه امنیتی تا اهرم اقتصادی

اگر نفت موتور این سود باشد، تنگه هرمز اهرم آن است. جنگ، این گذرگاه استراتژیک را از یک نقطه صرفاً امنیتی، به یک ابزار اقتصادی تبدیل کرده است.

هرگونه تهدید یا اختلال در این مسیر، بلافاصله بازار جهانی را ملتهب می‌کند و قیمت‌ها را بالا می‌برد؛ وضعیتی که به‌طور غیرمستقیم به نفع صادرکنندگانی مانند ایران تمام می‌شود. به همین دلیل است که برخی تحلیل‌ها، از «قدرت چانه‌زنی بی‌سابقه» تهران در بازار انرژی سخن می‌گویند؛ قدرتی که نه از رشد اقتصادی، بلکه از موقعیت ژئوپلیتیک ناشی شده است.

سودی که وصول نمی‌شود

اما این تصویر، یک روی دیگر هم دارد؛ رویی که در آن، بخش قابل توجهی از این درآمد هرگز به‌طور کامل به اقتصاد ایران تزریق نمی‌شود.

فروش نفت در شرایط تحریمی همچنان با تخفیف همراه است و مسیر‌های غیررسمی صادرات، هزینه‌های پنهان خود را دارند. به بیان دیگر، ایران اگرچه نفت بیشتری می‌فروشد یا از قیمت بالاتر سود می‌برد، اما بخشی از این سود در همان مسیر فروش از دست می‌رود.

در کنار این، تمرکز صادرات بر یک یا دو مشتری محدود، به‌ویژه چین، نوعی وابستگی ایجاد کرده که در بلندمدت می‌تواند قدرت چانه‌زنی ایران را کاهش دهد. این همان نقطه‌ای است که «سود جنگ» را به یک دستاورد شکننده تبدیل می‌کند.

اقتصاد داخلی؛ جایی که جنگ هنوز برنده ندارد

حتی اگر بپذیریم که جنگ در بازار نفت برای ایران سودآور بوده، این سود هنوز نتوانسته تصویر کلی اقتصاد را تغییر دهد.

سرمایه‌گذاری خارجی همچنان در پایین‌ترین سطوح قرار دارد و نااطمینانی ناشی از جنگ، افق فعالیت اقتصادی را محدودتر کرده است. فشار تورمی، کاهش قدرت خرید و فرسایش تدریجی زیرساخت‌ها، نشانه‌هایی است که می‌گوید اقتصاد داخلی هنوز در وضعیت تدافعی قرار دارد.

به بیان ساده، درآمد‌های نفتی بالا لزوماً به معنای بهبود اقتصادی نیست؛ به‌ویژه وقتی این درآمد‌ها در یک ساختار محدود و پرریسک جریان پیدا می‌کند.

پارادوکس جنگ؛ برنده کوتاه‌مدت، بازنده بلندمدت

آنچه امروز درباره اقتصاد ایران دیده می‌شود، یک پارادوکس روشن است. از یک سو، بحران جهانی انرژی و موقعیت ژئوپلیتیک، فرصت‌هایی برای درآمدزایی ایجاد کرده و حتی روایت‌هایی مانند گزارش اکونومیست از «پول‌سازی در دل جنگ» سخن می‌گویند.

اما از سوی دیگر، همین جنگ و تداوم تحریم‌ها، مسیر توسعه پایدار را مسدود کرده و اقتصاد را در چرخه‌ای از وابستگی و نااطمینانی نگه داشته است.

در چنین شرایطی، شاید دقیق‌ترین توصیف این باشد: ایران در حال کسب سود از جنگ است، اما نه آن‌قدر که بتواند از هزینه‌های عمیق و بلندمدت آن عبور کند.

سود واقعی یا سراب نفتی؟

در نهایت، پاسخ به این پرسش که آیا جنگ برای ایران سودآور بوده، به زاویه نگاه بستگی دارد.

اگر معیار، درآمد‌های کوتاه‌مدت نفتی باشد، پاسخ می‌تواند مثبت باشد. اما اگر تصویر کلان اقتصاد، سرمایه‌گذاری، ثبات و رشد بلندمدت را در نظر بگیریم، این سود بیشتر به یک «فرصت مقطعی» شبیه است تا یک دستاورد پایدار.

اقتصاد ایران در میانه این دو واقعیت ایستاده است؛ جایی میان درآمد‌های بالاتر و آینده‌ای که همچنان در سایه جنگ و تحریم، مبهم باقی مانده است.

نظرات شما