رویداد۲۴| چرخه مطلوبی که بر اساس آن آمریکا در ازای بازگرداندن درآمدهای دلاری دولتهای خلیج فارس به بازار اوراق خزانه ایالات متحده، ثبات خاورمیانه را تضمین میکرد، اکنون از هم گسسته است.
بلومبرگ نوشته : ریشه این تفاهم به سال ۱۹۷۴ بازمیگردد؛ زمانی که هنری کیسینجر یکی از مهمترین توافقهای مالی تاریخ معاصر را منعقد کرد. قرار بر این شد که عربستان سعودی نفت خود را به دلار قیمتگذاری کند و مازاد درآمدهایش را در داراییهای آمریکایی ــ و پیش از همه در اوراق خزانه ــ نگه دارد. دیگر دولتهای خلیج فارس نیز همین مسیر را دنبال کردند. در مقابل، آمریکا تضمینهای امنیتی و یک نظم جهانی باثبات فراهم میکرد.
این ترتیبات از حیث دایرهوار بودن، بسیار ظریف و کارآمد بود: مصرفکنندگان نفت برای انرژی دلار میپرداختند، آن دلارها به ریاض و ابوظبی سرازیر میشد، و از آنجا دوباره به بدهی دولت آمریکا بازمیگشت. طی ۵۰ سال، این چرخه پترو دلار در سکوت، هزینه استقراض آمریکا را یارانهوار کاهش داد و نقش دلار سبز را بهعنوان ارز ذخیره جهانی تثبیت کرد.
اما جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران این سازوکار را در هر دو سوی آن دچار شکاف کرده است.
نخست از سمت واردکنندگان شروع کنیم. از زمان حمله به ایران در ۲۸ فوریه، بانکهای مرکزی خارجی طی پنج هفته پیاپی فروشنده خالص اوراق خزانه آمریکا بودهاند. داراییهای نگهداریشده نزد بانک فدرال رزرو نیویورک حدود ۸۲ میلیارد دلار کاهش یافته و به ۲.۷ تریلیون دلار رسیده است؛ پایینترین سطح از سال ۲۰۱۲ تاکنون.
بازدهی اوراق خزانه ۱۰ ساله آمریکا نیز، برخلاف همه بحرانهای بزرگ اخیر که در آنها تقاضای پناهگاه امن موجب افت بازدهی میشد، افزایش یافت؛ این نرخ از ۳.۹ درصد در پایان فوریه به بالای ۴.۴ درصد ظرف چند هفته رسید. واحد معاملات نرخ بهره در Bank of America Corp. جمعبندی خشک و روشنی ارائه داد:
«بخشهای رسمی خارجی در حال فروش اوراق خزانه آمریکا هستند.»
سازوکار این تحول روشن است. ترکیه، هند، تایلند و دیگر کشورهای واردکننده نفت با یک حسابوکتاب بیرحمانه روبهرو شدهاند: نفتِ قیمتگذاریشده به دلار از ۱۰۰ دلار در هر بشکه فراتر رفته، در حالی که ارزهای ملی آنها در برابر دلار تضعیف میشود. برای محدود کردن افت ارزش پول ملی ــ که در غیر این صورت قیمت داخلی نفت را باز هم بالاتر میبرد و دولتها را ناچار به اعطای یارانههای مالی یا تحمیل فشار به خانوارها میکرد ــ بانکهای مرکزی در بازار ارز مداخله میکنند. این مداخله به دلار نیاز دارد. نقدشوندهترین دارایی دلاری که هر بانک مرکزی در اختیار دارد، اوراق خزانه آمریکاست. بنابراین آنها این اوراق را میفروشند.
البته این پدیده کاملاً بیسابقه نیست. در جریان هراس ناشی از کووید-۱۹ در مارس ۲۰۲۰، بانکهای مرکزی خارجی رکورد ۱۰۹ میلیارد دلار اوراق خزانه فروختند. اما آن دوره بهسرعت پایان یافت. فدرال رزرو خطوط سوآپ دلاری را فعال کرد، آرامش بازگشت و ظرف چند هفته سرمایهها دوباره به بازار برگشت. غریزه «گریز به کیفیت» موقتاً بههم ریخت، اما ساختار آن همچنان پابرجا ماند.
در همه بحرانهای بزرگ بعدی نیز همین الگو تکرار شد: تهاجم روسیه به اوکراین، قدرتنمایی چین علیه تایوان در اوت ۲۰۲۲، فروپاشی Silicon Valley Bank در مارس ۲۰۲۳، و حملات ۷ اکتبر ۲۰۲۳ حماس به اسرائیل؛ همگی باعث ورود سرمایه به بازار اوراق خزانه شدند، نه خروج از آن. بازدهی کاهش یافت. دستورالعمل همیشگی بازار همچنان کار میکرد.
اکنون اما باید به سمت صادرکنندگان نگاه کنیم ــ و اینکه چرا جنگ ایران از اساس با تمام آن رخدادها متفاوت است.
در یک شوک نفتی عادی، افزایش قیمت نفت به معنای افزایش درآمد تولیدکنندگان خلیج فارس است. پترو دلارها دوباره به داراییهای دلاری، از جمله اوراق خزانه آمریکا، بازمیگردند. از نظر تاریخی، قیمتهای بالای نفت بهطرزی paradoxical یا متناقضنما، از بازار اوراق خزانه حمایت کردهاند. زیرا شوک نفتی همان مازادی را ایجاد میکند که سپس تقاضا برای این اوراق را بهوجود میآورد.
اما اینبار تولیدکنندگان خلیج فارس اساساً نمیتوانند نفت خود را صادر کنند. بسته شدن تنگه هرمز، بشکههای آنها را نیز همراه با نفت دیگران زمینگیر کرده است.
کشورهای خلیج فارس، از جمله کویت، عراق، عربستان سعودی و امارات متحده عربی، در ماه مارس مجموعاً دستکم ۱۰ میلیون بشکه در روز از تولید خود کاستند. عربستان سعودی و امارات میتوانند حجم کاهشیافتهای از صادرات را از طریق خطوط لوله جایگزین انجام دهند.