رویداد۲۴| روز گذشته خبرگزاری رویترز مدعی شد «ایران و آمریکا طرحی برای پایان دادن به درگیریها و آتشبس فوری دریافت کردند»، بر اساس گزارش این رسانه آمریکایی، قرار بود روز دوشنبه (دیروز) این طرح مورد توافق قرار گیرد. موضوعی که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا هم پیشتر نسبت به آن تأکید و تهدید کرده بود. بنا به آنچه رویترز نوشته، توافقی دو مرحلهای در نظر گرفته شده که ابتدا بر پایه آتشبس است و سپس توافق نهایی. در این طرح، آتشبس میتواند فوراً تنگه هرمز را بازگشایی کند و توافق نهایی نیز طی ۱۵ تا ۲۰ روز با محدودیتهای هستهای و کاهش تحریمها حاصل میشود.
همه این موارد در حالی است که گفته میشود پاکستان دو هفته پیش این طرح را پیشنهاد داده و طبق نوشته همین گزارش، ایران هیچ پاسخی تا عصر دیروز به پیشنهاد نداده بود؛ اما طی این مدت، ترامپ، مقامات کاخ سفید و رسانههای نزدیک به آنها مدام مدعی میشدند که در حال گفتوگو با مقامات ایرانی هستند!
در نهایت روز گذشته ایران پاسخ پیشنهاد پاکستانیها را داد. گفته شده است که این پاسخ مشتمل بر ده بند است و با توجه به «تجارب پیشین»، ضمن «رد آتشبس»، بر ضرورت خاتمه «دائم» جنگ «با رعایت ملاحظات ایران» تأکید شده است. همچنین این پاسخ شامل مجموعهای از خواستههای ایران از جمله «پایان درگیریها در منطقه» و «پروتکل عبور و مرور امن از تنگه هرمز» میشود.
رویترز مدعی است که ذیل طرح آتشبس، چهارچوبی برای پایان خصومتها توسط پاکستان تهیه و روز یکشنبه میان ایران و آمریکا رد و بدل شده است. این رسانه به نقل از منابع آگاه نوشته است که تفاهم اولیه بهصورت یک یادداشت تنظیم شده و از طریق «پاکستان» بهعنوان تنها کانال ارتباطی در این مذاکرات، بهصورت الکترونیکی نهایی خواهد شد.
پیشتر «آکسیوس» نیز گزارش داده بود که آمریکا، ایران و «میانجیهای منطقهای» در حال بررسی یک آتشبس احتمالی «۴۵ روزه» بهعنوان بخشی از یک توافق دو مرحلهای هستند که میتواند به «پایان دائمی جنگ» منجر شود.
رویترز مدعی شده فرمانده ارتش پاکستان، «تمام شب» با «جیدی ونس»، معاون رئیسجمهور آمریکا و «استیو ویتکاف»، فرستاده ویژه و سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران در تماس بوده است. موضوعی که از سوی ایران تأیید نشده است. بر اساس پیشنهاد مطرح شده، «آتشبس فوراً اجرایی شده» و «تنگه هرمز بازگشایی میشود» و سپس «۱۵ تا ۲۰ روز فرصت برای نهاییسازی یک توافق گستردهتر وجود خواهد داشت». طرف آمریکایی و پاکستانی برای توافقی که هنوز ایران آن را نپذیرفته اسم هم گذاشتهاند؛ «توافق اسلامآباد». بر این اساس، توافق ادعایی شامل چهارچوبی «منطقهای» برای «مدیریت تنگه» خواهد بود و مذاکرات حضوری نهایی در اسلامآباد برگزار میشود.
هنوز هیچ یک از مقامات رسمی ایران و آمریکا در این باره صحبتی نکردهاند. تهران بارها تأکید کرده که به دنبال توقف دائمی جنگ یا تضمینهایی است که مانع از حمله مجدد آمریکا و اسرائیل شود. منبع رویترز در گفتوگو با این پایگاه خبری انتظار دارد که «توافق نهایی شامل تعهد ایران به عدم پیگیری سلاح هستهای در ازای کاهش تحریمها و آزادسازی داراییهای بلوکهشده باشد.»
رویترز همچنین ادعا کرده است که پیشنهادهای مطروحه مورد حمایت «پاکستان»، «چین» و «آمریکا» برای آتشبس موقت تاکنون هیچ پاسخی از سوی ایران به همراه نداشته است.
ایران بارها اعلام کرده که جنگ را تا زمان پشیمانی دشمن از کرده خود ادامه خواهد داد و تنگه هرمز به هیچعنوان به شرایط پیش از جنگ بازنخواهد گشت. فارغ از این، گزینه خروج از انپیتی نیز بیش از پیش در دسترس قرار گرفته و این موضوع نیز به ابهامات دشمن افزوده است. علاوهبر این، آمریکا در حین صحبت از مذاکره و توافق، در حال بمباران زیرساختهای ایران است و بارها نسبت به تشدید این حملات، هشدار داده است. فارغ از اینکه واکنش ایران به طرح پیشنهادی آمریکا چیست، لازم است بدانیم چرا آمریکایی که قصد داشت رژیم ایران را عوض کند، اکنون در تلاش برای مذاکره با همین نظام است؟
در آستانه چهلمین روز از جنگی قرار داریم که قرار بود چهار روزه تمام شود و در پایان اثری از ایران و نظام مستقر نباشد. آمریکا و اسرائیل با سبدی از اهداف وارد کارزار شدند؛ از جمله نابودی نیروی دریایی، نابودی برنامه هستهای، نابودی برنامه موشکی و تغییر نظام. ترامپ به افکار عمومی معترض آمریکایی نسبت به جنگ وعده داده بود که جنگ را فوراً تمام خواهد کرد و جنگ علیه ایران، بلندمدت نخواهد بود. ناوگروهها رسیدند، هواپیماها بلندشدند، موشکها و راکتها از لانچر رها شدند و به اهداف خوردند؛ اما نه نیروی دریایی نابود شد و نه برنامه هستهای، نه برنامه موشکی از بین رفت و نه نظام عوض شد. ناکامی در دستیابی به این اهداف، ترامپ را به تصاحب نفت ایران ترغیب کرد؛ اما این هم نشد؛ بنابراین نهتنها تمام اهداف رئیسجمهور آمریکا خاک شد که حتی زمین بازی تغییر کرد و تنها یک هدف ماند: بازگشایی تنگه هرمز. یعنی ادبیات تهدیدآمیز ترامپ از «اگر اورانیوم و نفت را تحویل من ندهید، فلان کار را میکنم» تغییر پیدا کرد به ادبیات ملتمسانه و تهدید به بازکردن تنگه هرمز. حالا هم که خود را شکستخوردهترین بازیگر معرکه میبیند، در تلاش است تا با نابودی زیرساختهای حیاتی ایران که متعلق به تکتک شهروندان است، انتقامش را از شکستی که خورده بگیرد؛ اگرچه هیچ آورده استراتژیکی برای او نداشته باشد.
در بررسی چرایی مخالفت ایران با این طرح پیشنهادی باید سه موضوع مهم را بررسی کرد که نشان میدهد چرا این قبیل پیشنهادها نهتنها تأمینکننده منافع ملی نیست بلکه به مثابه یک تله دیپلماتیک برای تغییر موازنه در میانه نبرد ارزیابی میشود.
۱- آتشبس یا بازیابی قوا
اساساً مفهوم آتشبس موقت در میانه یک نبرد تمامعیار، یک وقفه تاکتیکی برای بازسازی توان تحلیلرفته طرفی است که در دستیابی به اهداف اولیه خود ناکام مانده است. برای ایران، پذیرش آتشبس ۴۵ روزه به معنای بخشیدن فرصت طلایی به جبهه مقابل برای «تجهیز دوباره»، «ترمیم لجستیک» و از همه مهمتر، انجام «شناساییهای دقیقتر» است. دشمن که در هفتههای نخستین جنگ نتوانست زیرساختهای موشکی ایران را از کار بیندازد، اکنون به دنبال زمانی است تا در فضای نیمهآرام آتشبس، هم سامانههای دفاعی خود را بازیابی و تقویت کند و هم مختصات دقیقتری از شبکه دفاعی ایران به دست آورد. در واقع، آتشبس موقت برای دشمن به معنای سوختگیری و تجدید قواست تا در مرحله بعد، با اشراف اطلاعاتی بیشتر و توان تسلیحاتی بازسازیشده، ضربات کاریتری وارد کند. از این منظر، هرگونه توقف غیردائمی، تنها جابهجا کردن زمان شدت یافتن درگیری به نفع آنهاست.
۲- کنترل تحریم و تنگه با هم
نکته مهم دیگر این است که ایران دیگر به دنبال دادن امتیاز در چهارچوبهای قدیمی نیست. پیشنهاد پاکستان بر مبنای بازگشایی فوری تنگه هرمز در قبال کاهش بخشی از تحریمها تنظیم شده؛ اما واقعیت میدان حاکی از تدوین یک نظام حقوقی و امنیتی برای کنترل تنگه هرمز است و در واقع وضعیت این آبراهه به دوران پیش از جنگ باز نخواهد گشت. این نظام جدید نهتنها یک ابزار برای چانهزنی بر سر رفع تحریم نیست، بلکه ابزاری برای «بیاثر کردن» کل ساختار تحریمهاست. اگر ایده حاکمیت کامل و مدیریت راهبردی بر تنگه هرمز به درستی اجرا شود، ایران بهجای امتیازدهی برای رفع تحریمهای بانکی یا نفتی، خود به تنظیمکننده جریان انرژی و امنیت بینالمللی تبدیل میشود. ایران با تثبیت قواعد جدید در هرمز، در موقعیتی قرار میگیرد که تحریمهای نفتی و ... به طور خودکار کارکرد خود را از دست میدهند.
۳- محکمترین توافق با آمریکا هم اسرائیل را مهار نمیکند
حتی اگر فرض محال بر این باشد که ایران و آمریکا بر سر یک نقشه راه به توافق برسند، شکاف عمیق دیگری در تضمینهای امنیتی وجود دارد. جنگ کنونی دو بازوی اصلی دارد؛ ایالات متحده و رژیم صهیونیستی. توافق با آمریکا به هیچ عنوان به معنای مهار اسرائیل نیست. تاریخ نشان داده است که تلآویو همیشه به عنوان یک یک بازیگر سرکش عمل میکند تا هزینههای خود را بر دوش آمریکا بیندازد. بر فرض که ایران و آمریکا به توافقی برسند، چه تضمینی وجود دارد که اسرائیل، با ادعای «دفاع مشروع» یا «اقدام پیشدستانه»، ناگهان به ایران حملهور نشود؟ درواقع، ایران با یک جبهه واحد، اما با دو استراتژی متفاوت روبهرو است؛ یکی به دنبال مهار دیپلماتیک برای کنترل بازار، افکار عمومی و توان رزم است و دیگری به دنبال تداوم آشوب برای بقای خود. هرگونه توافقی که شامل تضمینهای قطعی و عینی برای مهار ماشین جنگی رژیم صهیونیستی نباشد، صرفاً به معنای بستن دست ایران در برابر حملات ناگهانی و غافلگیرانه آینده است.
پایان دوره معامله با تحریم
در مجموع، تهران با درک اینکه توازن قدرت در منطقه تغییر کرده، حاضر نیست دستاوردهای میدانی خود را با وعدههای توخالی یا آتشبسهای آسیبزا معاوضه کند. تنگه هرمز اکنون به عنوان یک اهرم تغییردهنده قواعد بازی در اختیار ایران است و هرگونه توافقی باید بر اساس پذیرش این واقعیت جدید و پایان دائمی خصومتها باشد، نه صرفاً یک تنفس مصنوعی برای دشمنی که در صدد بازیابی توان خود است. همچنین طرف آمریکایی باید دقت کند که هنوز کارتهای مهمی، از جمله «تنگه بابالمندب» دست نخورده باقی مانده است