رویداد۲۴| در شرایطی که تنشهای نظامی و اقتصادی در خلیج فارس به اوج رسیده، بحرین پیشنویس قطعنامهای را به شورای امنیت برده که به ظاهر بر «امنیت کشتیرانی» تمرکز دارد، اما در لایههای عمیقتر، حامل پیامهای مهمی درباره آینده حضور نظامی در تنگه هرمز است. این قطعنامه کشورهای ذینفع در استفاده از مسیرهای تجاری دریایی را «به شدت تشویق» میکند تا اقداماتی هماهنگ و با ماهیت دفاعی برای تضمین امنیت تردد کشتیها اتخاذ کنند؛ از جمله اسکورت نفتکشها و مقابله با هرگونه تلاش برای مسدودسازی یا اختلال در کشتیرانی بینالمللی.
این ادبیات، در نگاه نخست، بیانی فنی و بیطرف به نظر میرسد؛ اما در عمل، میتواند به ایجاد یک چارچوب حقوقی برای حضور نظامی چندملیتی در یکی از حساسترین آبراههای جهان منجر شود.
گفتنی است، بر اساس پیشنویس اولیه به کشورها اجازه استفاده از «تمام ابزارها شامل نیروی نظامی» را میداد. اما چین، روسیه و فرانسه مخالفت کردند؛ چین این زبان را «مشروعکننده استفاده غیرقانونی از زور» خواند.
در نسخه تعدیلشده، اما هیچ اشارهای به اقدام تهاجمی ندارد و تنها کشورها را به اقدامات دفاعی و هماهنگ مانند اسکورت کشتیهای تجاری «تشویق» میکند.
اگرچه متن قطعنامه مستقیماً از تشکیل ائتلاف نظامی نام نمیبرد، اما تأکید آن بر «اسکورت کشتیهای تجاری» و «اقدامات هماهنگ دفاعی» بهوضوح راه را برای چنین سناریویی باز میکند. تجربه سالهای گذشته نیز نشان داده که چنین ادبیاتی معمولاً مقدمهای برای ایجاد سازوکارهای عملیاتی در دریاست.
نکته مهم دیگر، تأکید بر «جلوگیری از هرگونه تلاش برای بستن یا مسدود کردن تنگه» است؛ عبارتی که بهطور غیرمستقیم به تهدیدهای پیشین درباره بستن هرمز اشاره دارد و میتواند مبنای اقدامات پیشدستانه از سوی برخی کشورها قرار گیرد.
تنگه هرمز نه فقط یک مسیر دریایی، بلکه شریان حیاتی اقتصاد جهانی است. بخش قابل توجهی از صادرات نفت جهان از این گذرگاه عبور میکند و هرگونه اختلال در آن، بهسرعت بازارهای انرژی را ملتهب میکند. شاهد این مدعا افزایش چشمگیر قیمت نفت در هفتهها اخیر و بعد از محدودیتهایی که ایران برای عبور کشتیها از این تنگه اعمال کرده، است.
قطعنامه پیشنهادی بحرین نیز همزمان با همین اوضاع و در اوج تنشهای ایران با آمریکا و اسرائیل بررسی خواهد شد؛ تنشهایی که هر چه پیش رفته و تشدید میشود سایه بیشتری بر سر کشورهای منطقه انداخته و حتی احتمال ورود آنها به جنگ را نیز مطرح میکند.
در میان اعضای شورای امنیت، ایالات متحده و متحدان غربیاش بهاحتمال زیاد از این قطعنامه حمایت خواهند کرد. برای واشنگتن، چنین متنی فرصتی برای مشروعیتبخشی به حضور دریایی و حتی گسترش آن در خلیج فارس است.
کشورهای اروپایی نیز، با توجه به وابستگی به امنیت انرژی و تجارت، احتمالاً رویکردی مثبت خواهند داشت؛ هرچند ممکن است بر «دفاعی بودن» اقدامات تأکید بیشتری کنند تا از تشدید تنش جلوگیری شود.
در مقابل، روسیه و چین در موقعیتی پیچیده قرار دارند. از یک سو، هر دو کشور به ثبات بازار انرژی علاقهمندند؛ از سوی دیگر، با هرگونه اقدامی که به افزایش حضور نظامی غرب در نزدیکی مرزهای ژئوپلیتیکشان بینجامد، با احتیاط برخورد میکنند.
تجربه رأیگیریهای پیشین نشان میدهد که روسیه و چین معمولاً در برابر قطعنامههایی که بوی «امنیتیسازی» و مداخله نظامی میدهد، مقاومت میکنند. اگر این دو کشور به این جمعبندی برسند که متن فعلی میتواند به حضور نظامی گستردهتر آمریکا و متحدانش منجر شود، احتمال استفاده از حق وتو یا دستکم تلاش برای تعدیل متن وجود دارد.
با این حال، اگر بتوانند تضمینهایی درباره محدود ماندن اقدامات به چارچوبهای دفاعی دریافت کنند، ممکن است به جای تقابل مستقیم، به نسخهای تعدیلشده رضایت دهند.
رسانههای بینالمللی این قطعنامه را صرفاً یک اقدام فنی نمیبینند، بلکه آن را بخشی از یک بازی بزرگتر ارزیابی میکنند. رویترز این طرح را تلاشی برای «ایجاد هماهنگی بینالمللی در حفاظت از کشتیرانی» توصیف کرده، اما همزمان هشدار داده که چنین اقداماتی میتواند به افزایش تنشها منجر شود.
اکسیوس تمرکز خود را بر پیامدهای سیاسی گذاشته و نوشته این قطعنامه میتواند «بهانهای برای تقویت حضور نظامی آمریکا در منطقه» باشد.
فایننشال تایمز نیز با نگاهی اقتصادی، تأکید کرده که بازارهای انرژی بهشدت به نتیجه این رأیگیری حساساند و هر سیگنال امنیتی میتواند قیمتها را جابهجا کند.
الجزیره از زاویه منطقهای، این اقدام را «بحثبرانگیز» دانسته و به نگرانی برخی کشورها از تبدیل هرمز به صحنه رویارویی قدرتها اشاره کرده است.
آنچه فردا در شورای امنیت به رأی گذاشته میشود، صرفاً یک قطعنامه درباره امنیت دریایی نیست؛ بلکه آزمونی برای سنجش توازن قدرت در یکی از حساسترین نقاط جهان است.
اگر این قطعنامه تصویب شود، میتواند مسیر را برای شکلگیری سازوکارهای جدید امنیتی در تنگه هرمز هموار کند؛ سازوکارهایی که نهتنها بر معادلات منطقه، بلکه بر بازارهای جهانی انرژی و حتی آرایش قدرتهای بزرگ تأثیر خواهد گذاشت؛ و اگر با مانع وتو مواجه شود، خود به نشانهای از تعمیق شکاف میان بلوکهای قدرت در نظام بینالملل تبدیل خواهد شد؛ شکافی که اینبار، از آبهای هرمز سر برآورده است.