صفحه نخست

سیاسی

جامعه و فرهنگ

اقتصادی

ورزشی

گوناگون

عکس

تاریخ

فیلم

صفحات داخلی

يکشنبه ۳۰ فروردين ۱۴۰۵ - 2026 April 19
کد خبر: ۴۵۳۷۲۲
تاریخ انتشار: ۱۵:۱۸ - ۲۹ فروردين ۱۴۰۵
رویداد۲۴ گزارش می‌دهد:

نه به توافق و آتش‌بس! | جلیلیون علیه قالیباف؛ نبردی که می‌تواند سرنوشت ایران را عوض کند

کالبدشکافی جریان «نه به آتش‌بس» در ایران و بررسی سابقه و ایدئولوژی بازیگران، انگیزه‌ها و دکترین‌ها یک پیام روشن را مخابره میکند؛ بلوک سعیدجلیلی در حال یارگیری جدید برای مقابله با هر نوع و سطح از توافق بین ایران و آمریکا است در حالی که خودش مشخصا رویکردی دوگانه در پیش گرفته است

رویداد۲۴| روح انگیز درّی: شدیدترین تبادلات نظامی تاریخ میان ایران و اسرائیل و آمریکا در حالی در گیر و دار ساعت شنی آتش بس است که در اتاق‌های قدرت در تهران، صدای واحدی به گوش نمی‌رسد. برخلاف دهه‌های گذشته که همواره جناحی برای میانجی‌گری و صلح پیش‌قدم می‌شد، ترور چهره‌های نمادین دیپلماسی مانند علی لاریجانی و کمال خرازی، توازن قوا را تغییری محسوس داده است؛ «جریان مقاومت مطلق» در مقابل «اصولگرایان مذاکره کننده» قرار گرفتند. اگر تا پیش از این، گعده جلیلی و قالیباف بر سر کاندیدای اصلح و پرونده‌های پنهان و عیان فساد مالی و سهم‌بندی در قدرت با یکدیگر تقابلی درون اصولگرایی داشتند، حالا سطح تنش هم زمان با بالا رفتن سطح قالیباف و جلیلی در حاکمیت، بالاتر رفته است.

بازی روزگار حالا محمد باقر قالیباف را در همان مسندی نشانده که جلیلیون در دو دهه گذشته به آن سنگ پرت می کردند؛ مسندی که یک زمانی محمدجواد ظریف و بعد از آن عباس عراقچی و علی لاریجانی بر ان تکیه زده بودند. صورت مساله همان «نه به مذاکره و مقاومت» است، اما جزئیات تفاوتی از زمین تا آسمان پیدا کرده است.

علاوه بر قطب بندی جدید و شدید بین این دو چهره اصولگرا، این‌بار طیف جلیلی با استراتژی جدیدی وارد میدان نزاع سیاسی-نظامی شده است؛ نیرو‌های منتسب به او و بدنه حامیانش بلندترین صدای مخالفت با مذاکره و توافق را دارند و خود او با راهبردی جدید، خلاف جهت حامیان خود رفتار می‌کند.

مثال واضح، شب گذشته است. در پی انتشار توییت عراقچی مبنی بر باز شدن تنگه هرمز، در فضای مجازی و در کف خیابان نیرو‌های حامی جلیلی مخالفت با توافق را فریاد زدند. آنها از عدم اطلاع رسانی درباره جزئیات مذاکره و توافق‌های غیررسمی ایران و آمریکا گله کردند، حال آن که خود جلیلی در پستی به قالیباف به عنوان رییس هیات مذاکره کننده خداقوت می‌گوید!

بلوک «جبهه پایداری» و تئوریسین‌های دولت سایه


بیشتر بخوانید:

نبرد خونین | آیا حامیان قالیباف از سعید جلیلی حمایت خواهند کرد؟

یک جلسه عجیب در جوار حرم امام رضا | چرا نباید نماد‌های مذهبی را خرج اهداف انتخاباتی و سیاسی کرد؟

دعوا در اردوگاه «انقلاب» | چرا انگشت اتهام اصولگرایان برای شکست در زمین خودی به سمت جلیلی است؟


جریان جلیلی در سال‌های اخیر توانسته نفوذ خود را از لایه‌های سیاسی به لایه‌های تصمیم‌گیری امنیتی گسترش دهد. این جریان اکنون به عنوان اصلی‌ترین مانع سیاسی آتش‌بس شناخته می‌شود. بررسی رفتار‌های شخص سعید جلیلی نشان می دهد این نفوذ در دوره جدید دستخوش تغییراتی شده است. شنیده‌های رویداد۲۴ حاکی از آن است که در خصوص حمله مذاکره و توافق، به طیف حامیان و نیرو‌های او در صداوسیما در روز‌های گذشته تذکرات جدی داده شده است. خود جلیلی زیر سایه این تغییرات سعی دارد در سکوت، همنوا با «تصمیم کلان حاکمیت» حرکت کند.

جلیلی در سال‌های اخیر با تکیه بر دکترین «مقاومت فعال»، معتقد بود که ساختار سیاسی و نظامی اسرائیل و آمریکا به نقطه «خستگی مفرط» خواهد رسید.

در تصویر سازی ذهنی جلیلی، اسرائیل در جنگ اخیر در وضعیتی مشابه آلمانِ اواخر جنگ جهانی دوم قرار دارد؛ یعنی ظاهراً می‌جنگد، اما از درون فروپاشیده است. بر پایه این استدلال، پذیرش آتش‌بس در این لحظه از جانب ایران دقیقاً همان تصمیمی است که در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران با پذیرش قطعنامه ۵۹۸ رخ داده است. از منظر جلیلی و طیفی که او نماد آن‌هاست، «نظم نوین» تنها زمانی شکل می‌گیرد که یکی از طرفین به‌طور کامل از دور خارج شود. برای او، آتش‌بس نه یک راهکار، بلکه «سمی برای بازدارندگی» است که به دشمن اجازه می‌دهد انبار‌های تسلیحاتی خود را دوباره پر کند؛ بنابراین جنگ باید تا حذف اسرائیل از نقشه جغرافیا ادامه داشته باشد.

این طیف در مجلس و رسانه‌های وابسته، وظیفه «رادیکالیزه کردن فضا» را بر عهده دارند. آنها با استفاده از تریبون‌های رسمی، هرگونه تمایل به مذاکره را به عنوان «خیانت به خون شهدا» -حتی لاریجانی و خرازی که ترور شدند- برچسب می‌زنند. استدلال آنها این است که اگر مقامات نظام در بازه زمانی گفت‌و‌گو ترور شده‌اند، پس «میز مذاکره» قتلگاه است و نباید به آن بازگشت. آنها فشار شدیدی بر دولت وارد می‌کردند تا بودجه‌های عمرانی را به‌طور کامل به بخش دفاعی منتقل کند، با این فرض که «جنگ، تنها واقعیت موجود است».

امروز این فشار بر طیف قالیباف نیز متمرکز شده است.

جریان «کیهان» و تئوریسین‌های رسانه‌ای


بیشتر بخوانید: ماجرای دعوای دلواپسان بر سر مذاکره و آتش بس چیست؟ | از تهدید قالیباف تا هشدار قوه قضاییه


رسانه‌های وابسه به مخالفان آتش‌بس، «تداوم جنگ» را به عنوان تنها راه عزت ملی به افکار عمومی تزریق می‌کنند.

نمونه روشن آن در روز‌های اخیر اظهارات حسین شریعتمداری است؛ او در این مرحله از جنگ، مفهوم جدیدی را تحت عنوان «آتش‌بسِ فریب» مطرح کرده است. مدیرمسئول کیهان در سرمقاله‌های خود استدلال می‌کند که آمریکا و غرب هر زمان که در میدان نظامی کم می‌آورند، به مذاکره پناه بردند. او با یادآوری سرنوشت لیبی و عراق، معتقد است که «توقف جنگ قبل از پیروزی نهایی، مقدمه نابودی است». جریان کیهان معتقد است که ترور‌های اخیر ثابت کرد که دشمن به هیچ معاهده‌ای پایبند نیست، لذا بستن هرگونه قرارداد آتش‌بس، به معنای دادنِ آدرس دقیقِ مقامات به تیم‌های ترور موساد و ارسال این پیام است که «صلح با جنایتکار اجازه برای جنایت بعدی است».

در فضای مجازی اکانت‌های متعددی با عناوینی شامل «هواداران دکتر سعید جلیلی» به شدت از هرنوع مذاکره و توافق انتقاد کرده و صدای خاموش جلیلی را بلند می‌کنند.

مداحان در کف میدان؛ حدادیان و کریمی چه می‌گویند

پیش از آتش بس این محمود کریمی بود که در تجمعی در میدان هفت تیر گفت «حرف ما حرف آقا سید مجتبی است و ایشان هر حرفی بزنند و بگویند مذاکره یا ادامه جنگ ما تنها اطاعت می‌کنیم.» این حرف کریمی باعث شد تا فضای مجازی، بستر حملاتی عمیق به وی شود. چند روز بعد و پس از انتشار پیشنهاد‌ ۱۰ ماده‌ای محمد جواد ظریف برای مذاکره با آمریکا، سعید حدادیان او را تهدید کرد و گفت که باید عذرخواهی کند.

البته عذرخواهی مرقوم و مکتوب نشد، اما حدادیان مدعی شد که ظریف عذرخواهی کرده است. بعد از آن هم ادبیاتش تغییر کرد و حتی در روز‌های اخیر مداحی برای قالیباف کرده است.

طیفی از کسانی که تا پیش از این از بلند کردن صدا علیه ظریف و روحانی ابایی نداشتند، حالا با دست گرفتن تابلو «حرف ما حرف نظام است» پشت محمدباقر قالیباف قرار گرفته‌اند. طیفی که از دهه ۹۰ تابلودار سیاست داخلی ایران است و حالا در ویترین سیاست خارجی هم جنسی برای فروش دارد.

بلوک بندی جدید در جمهوری اسلامی؛ جلیلیون در مقابل تکنوکرات‌های نظامی

پس از تغییرات ساختاری در سپاه پاسداران و ستاد کل نیرو‌های مسلح در کم‌تر از یک سال گذشته نسلی از فرماندهان به قدرت رسیده‌اند که بر خلاف اسلاف خود، اهمیت کمتری برای «ملاحظات دیپلماتیک» قائل هستند.

این گروه را در ادبیات جدید سیاسی در جمهوری اسلامی می‌توانیم «تکنوکرات‌های نظامی» بنامیم که جنگ را از دریچه «هزینه-فایده نظامی» می‌سنجند و استدلال آنها این است که «ایران هزینه‌های سنگین سیاسی و اقتصادیِ شلیک موشک‌های هایپرسونیک و عبور از خطوط قرمز هسته‌ای-نظامی را پرداخته و در مقابل این هزینه‌ها باید دریافتِ پاداش استراتژیک الزامی باشد.

آنها معتقدند آتش‌بس باعث می‌شود پدافند هوایی اسرائیل و نقشه اعزام نیروی آمریکا به منطقه که در اثر حملات مداوم دچار «اشباع و فرسودگی» شده، بازسازی شود. آنها آتش‌بس را یک «فرصت بازسازی» برای دشمن می‌دانند که در نهایت منجر به کشته شدن تعداد بیشتری از نیرو‌های خودی در آینده خواهد شد؛ بنابراین مساله باید توافقی برای پایان جنگ باشد نه آتش بس موقت.

تکنوکرات‌های «اقتصاد جنگی» نفوذ عمیقی در نهاد‌های فعلی تصمیم‌گیر دارند. آنها کسانی هستند که می‌گویند ساختار اقتصادی کشور با شرایط «انسداد کامل و جنگ» تطبیق دارد، اما تاکید می‌کنند که جمهوری اسلامی می‌خواهد از جنگ عبور کند

این گروه شامل مدیران ارشد نهاد‌های اقتصادی نیمه‌دولتی است که معتقدند وضعیت «نه جنگ و نه صلح» سال‌های گذشته، اقتصاد ایران را به فرسایش برده بود، اما «وضعیت جنگ تمام‌عیار» اگرچه از توان ایران خارج نیست، اما تمایلی نیز برای آن ندارد.

آنها بر این باورند که در حالت توافقی که به نفع ایران باشد، لایه‌های نظارتی سخت‌گیرانه حذف شده و ایران می‌تواند معاملات بزرگ نفتی و تسلیحاتی خود را با متحدان شرقی و طرف‌های غربی تسهیل شود.

برای این طیف آتش‌بس یعنی بازگشت به دوران «انتظار برای لغو تحریم‌ها»؛ دورانی که در آن اقتصاد ایران به دلیل بلاتکلیفی سیاسی، دچار رکود شده بود. آنها ادامه جنگ را به اتش بس موقت ترجیح می‌دهند.

در مقابل مخالفان آتش‌بس و مذاکره و توافق در داخل ایران چشم انداز روشنی را ترسیم کرده و انتظار دارند نظام بر اساس این چشم انداز تصمیم گیری کنند. آن‌ها معتقدند این آخرین رویارویی بزرگ قرن است و هرگونه توقف نیمه‌کاره، ایران را برای دهه‌ها در موضع ضعف قرار خواهد داد. آنها استدلال می‌کنند که «جنگ»، اکنون امن‌تر از «صلح» است؛ چرا که در حالت جنگی، تمام سیستم‌های حفاظتی و پدافندی در بالاترین سطح هشدار هستند، اما آتش‌بس باعث ایجاد رخنه و نفوذ اطلاعاتی برای ترور‌های بیشتر می‌شود. آن‌ها می‌گویند: «وقتی قرار است تحریم‌ها در هر صورت باقی بماند، چرا باید مزیت نظامی خود را در میدان فدا کنیم؟»

در دوره جدید قدرت سیاسی این طیف افول کرده است، اما باز هم توانسته‌اند روایتی را غالب کنند که در آن «آتش‌بس» مترادف با «پذیرش شکست تحت پوشش دیپلماسی» است. از این رو، هرگونه میانجی‌گری بین‌المللی با سدی محکم از اسامی و چهره‌هایی روبروست که بقای خود و نظام را در «یک سره کردن تکلیف میدان» می‌بینند. وقتی علیرضا زاکانی بعد از توئیت انگلیسی عراقچی درباره چشم انداز آتش بس و مذاکره و توافق تشر می‌زند که دیپلماسی قرار بود مکمل میدان باشد، یعنی داستان «نه به مذاکره»، هنوز هم روایت محکمی است، اگر دیروز روحانی و ظریف سیبل این انتقادات بودند حالا قالیباف مرکز حمله است.

نظرات شما