صفحه نخست

سیاسی

جامعه و فرهنگ

اقتصادی

ورزشی

گوناگون

عکس

تاریخ

فیلم

صفحات داخلی

يکشنبه ۳۰ فروردين ۱۴۰۵ - 2026 April 19
کد خبر: ۴۵۳۸۰۷
تاریخ انتشار: ۱۲:۵۸ - ۳۰ فروردين ۱۴۰۵
رویداد۲۴ گزارش می‌دهد؛

اعلام رسمی اراده نظام برای صلح با دستان پر | پیام قالیباف برای واشنگتن و مخالفان توافق چه بود؟

گفت‌وگوی تلویزیونی محمدباقر قالیباف را باید فراتر از یک مصاحبه معمول دید؛ این سخنان، صورت‌بندی رسمی یک «چرخش راهبردی» در تهران بود؛ گذار از فاز صرفاً نظامی به «دیپلماسی مبتنی بر برتری میدانی». پیامی که همزمان دو مخاطب داشت: مخالفان مذاکره در میادین و واشنگتن برای القای این گزاره که ایران نه از موضع نیاز، بلکه از نقطه تعادل بازدارندگی به سمت توافق حرکت کرده است.

 

رویداد۲۴| آرزو فرشید- گفت‌وگوی تلویزیونی محمدباقر قالیباف با مردم که شب گذشته در واپسین روز‌های آتش‌بس دو هفته‌ای بین ایران و آمریکا انجام شد، فراتر از یک گزارش‌دهی معمول به ملت و در واقع رونمایی از نقشه راه جدید نظام در یکی از پیچیده‌ترین بحران‌های تاریخ معاصر بود.

پیش از این نیز حضور قالیباف در راس تیم مذاکره‌کننده، پیام صریحی را به مردم و دنیا مخابره کرد بود؛ پیامی مبنی بر اینکه ایران برای خروج از بن‌بست و وضعیت بحرانی فعلی، از سطح دولت فراتر رفته و نماینده‌ای از جانب شخص رهبری اعزام می‌کند تا اراده جدی خود را برای مذاکره به طرف مقابل نشان دهد.

آرایش جدید سیاسی در تهران و اظهارات شب گذشته قالیباف نشان می‌دهد که نظام به یک «تفاهم ساختاری» برای عبور از وضعیت اضطراری دست یافته است. ارجاع مستقیم قالیباف به نام آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای و تأکید بر هماهنگی کامل با رهبر جدید، تنها یک اظهارنظر شخصی نیست؛ بلکه تبیین این واقعیت است که هسته سخت قدرت در ایران به این جمع‌بندی رسیده که وقت حفظ دستاورد‌های استراتژیک فعلی و خروج از وضعیت جنگی فرا رسیده است.

در واقع، موضع رسمی نظام به کنشگری فعال برای توافق تغییر یافته است؛ توافقی که قرار است نه از موضع انفعال، بلکه به عنوان خروجی منطقی از یک بن‌بست نظامی دوجانبه امضا شود.

این چرخش، نشان‌دهنده درک دقیق تهران از متغیر‌های بین‌المللی است. نظام با اعزام قالیباف - که نماد پیوند میدان و سیاست است - پیامی با محتوای «اراده واحد» به واشنگتن فرستاد تا نشان دهد لایه‌های مختلف قدرت در ایران بر سر اصل توافق به اجماع رسیده‌اند. این اجماع ملی-حاکمیتی، فضای مانور را برای طرف مقابل که پیش از این بر روی چندپارگی تصمیم‌گیری در ایران حساب می‌کرد، تنگ‌تر کرده است. منطق حاکم بر این رویکرد، نه خوش‌بینی به حریف، بلکه واقعی‌نگری در حفظ منافع ملی و بازگرداندن ثبات به بازار‌های داخلی و زیرساخت‌های کشور است که در ماه‌های اخیر تحت فشار‌های بی‌سابقه‌ای بوده‌اند.

تبیین یک سیاست جدید خطاب به مخالفان داخلی؛ «مذاکره به مثابه مبارزه»

انتخاب محمدباقر قالیباف برای هدایت مذاکرات حساس با آمریکا، واجد معنای سیاسی عمیقی است. او که به عنوان چهره‌ای عمل‌گرا و مورد اعتماد رهبری شناخته می‌شود، قرار بود دیپلماسی را نه به عنوان جایگزین جنگ، بلکه به عنوان امتداد آن دنبال کند. در گفت‌وگوی شب گذشته قالیباف با مردم، او ضمن رد هرگونه شائبه وادادگی، با صراحت اعلام کرد: «امروز چه کاغذ‌های مذاکره و چه کالک‌های نقشه جنگ برای من یکی است؛ حاضرم هم خون بدهم و هم خون دل بخورم و مهم این است که حق این ملت و سرافرازی ایران حفظ شود.»

خطاب قالیباف با تندروهای مخالف مذاکره بود. او به صراحت اعلام کرد: «مذاکره یک روش از مبارزه است و همه اینها مکمل هم هستند. اولین خواهشم از مردم این است که این سه میدان (میدان، خیابان و دیپلماسی) را یک میدان ببینند.»

او در بخش دیگری از گزارش خود تلویحا خطاب به کسانی که در داخل ایران، تشویق به ادامه جنگ می کنند اعلام کرد توان نظامی طرف مقابل بسیار بالاتر است. قالیباف حداقل سه بار در اظهاراتش تصریح کرده که توضیحاتش درباره پیروزیهای ایران در میدان به این معنا نیست که ما از لحاظ نظامی از آمریکایی ها قوی تر هستیم و آمریکا را نابود کرده ایم. خطاب قالیباف در تمام این موارد، افرادی است که بر طبل «جنگ جنگ تا پیروزی می کوبند. او یک بار گفته نباید بگوییم ما ارتش آنها را نابود کرده ایم  و بار دیگر تصریح کرده که «مشخص است که پول و امکانات آمریکایی ها از ما بیشتر است. از طرفی کار آنها همواره در دنیا تهاجم بوده لذا تجربه بیشتری دارند.»

این بخش از اظهارات یعنی نیروهای ایران به یک بلوغ نظامی رسیده اند و برخلاف کسانی که بر طبل ادامه جنگ در میادین شهرها می کوبند، به خوبی بر ظرفیت‌های کشور واقفند و حرکت به سمت مذاکره، بخشی از این بلوغ سیاسی و نظامی است.

او خطاب به همین مخالفان مذاکره و توافق میان نابودی دشمن و پیروزی در میدان یک تفاوت مهم قائل می شود که نقطه عزیمت ایران به سمت مذاکره است. او تاکید دارد که «ما دشمن را نابود نکرده ایم، بلکه در این جنگ برنده میدان بودیم...گاهی برخی حتی در رسانه ملی اینگونه می گویند که ما تمام قدرت نظامی آنها را نابود کرده ایم و برویم بقیه را هم نابود کنیم و مذاکره نکنیم که در پاسخ می گویم باید توجه کرد که قطعا برتری در عرصه میدان با ماست و برای همین است که ترامپ درخواست آتش بس دارد.»

تنگه هرمز؛ اهرم فشار ایران و کابوس راهبردی آمریکا

یکی از محور‌های مهم در سخنان دیشب رئیس مجلس، بازتعریف قدرت ایران در گلوگاه استراتژیک جهان، یعنی تنگه هرمز بود. همان گذرگاهی که مدیریت و نظم آن یکی از جدی‌ترین موارد اختلافی در مذاکرات فعلی است. قالیباف بر این نکته تأکید کرد که کلید امنیت انرژی جهان در دستان تهران است، او گفت که «امروز تنگه هرمز در کنترل جمهوری اسلامی ایران بوده و ما حق استفاده از تنگه را می‌دهیم، اما پروتکل‌های خاص را قرار می‌دهیم.»


بیشتر بخوانید: پیشنهادات جدیدی از آمریکایی‌ها دریافت کرده‌ایم که هنوز پاسخ نداده‌ایم | سر سوزنی سازش و عقب نشینی نمی‌کنیم


سرتیم مذاکره کننده ایرانی با اشاره به تقابل مستقیم در روز‌های اخیر، پرده از ضعف عملیاتی آمریکا برداشت و گفت «زمانی که ما در پاکستان بودیم، هیأت آمریکایی قصد ارسال مین‌روب به خلیج فارس داشت. من هشدار دادم که اگر از این جلوتر بیایید، قطعاً می‌زنیم. آنها گفتند آقای قالیباف ۱۵ دقیقه فرصت دهید، دستور می‌دهیم برگردند؛ که همین اتفاق هم افتاد.» این روایت نشان می‌دهد که برخلاف ادعا‌های ترامپ، قدرت مانور آمریکا در منطقه به شدت محدود شده است.

قالیباف همچنین با بیان اینکه «اگر بنا شده باشد چاه‌های نفت ما مورد اصابت قرار گیرد، دیگر نباید نفتی از جای دیگر هم صادر شود» پیامی مستقیم به عربستان و امارات داد که بدانند بازی در زمین جنگ‌طلبانه آمریکا، می‌تواند هزینه‌های جبران‌ناپذیری برای زیرساخت‌های آنها داشته باشد.

ارجاع مکرر به رهبری؛ نمایش اراده سیاسی در راس نظام

اظهارات شب گذشته قالیباف نشان داد ایران به جد خواهان توافق است. قالیباف به صراحت اعلام کرد «ما در حوزه نظامی چیزی به دست آورده ایم» و حالا وقت آن رسیده که در حوزه «سیاسی و حقوقی این موضوع را برای امروز و آینده تثبیت کنیم». او به مخالفان مذاکره وعده داد که «ما در این میدان به هیچ عنوان وادادگی نخواهیم داشت».

او در بخش ورود ایران به مذاکره با آمریکا، از رهبری هم اسم نام برد تا نشان دهد سیاست مذاکره، نه سیاست بخشی از نظام بلکه رویکرد عالی رتبه ترین مقام در حاکمیت بوده است. قالیباف به صراحت گفت زمانی که شرایط پانزده بندی آمریکا به دست ایران رسید، موضوع در شورای عالی امنیت ملی مورد بحث قرار گرفت و «در لحظه به رهبری معظم منتقل ومنعکس شد».  قالیباف در جای دیگری تصریح کرده که «راهبرد اصلی هیأت مذاکره کننده ایرانی نیز بر اساس تدابیر رهبری معظم و امام شهید بود و هیچ گاه نیز خارج از آن کاری نکردیم» و «همه ما تحت رهبری حضرت آیت الله آقاسیدمجتبی خامنه ای پیش می رویم و نه جلوتر و نه عقب تر از ایشان خواهیم بود.»

قالیباف در جای دیگری از اظهاراتش گفته «کار مذاکره هیچ کار سلیقه ای و جناحی نبود».

آن سوی میز مذاکره چه خبر است؟

همزمان با با سخنان امیدوارکننده قالیباف مبنی بر تلاش ایران برای حل بحران از مسیر دیپلماسی، تیم ترامپ در اتاق وضعیت حضور داشته و مدام پیام‌های تهدیدآمیز صادر می‌کردند. 

چنانچه عیان است موضع ایران و آمریکا در شرایط کنونی کاملا در تقابل است. هرقدر که ایران خواهان تداوم مبارزه از راه مذاکره است، طرف آمریکایی بر طبل جنگ کوبیده و با اعزام نیرو‌های بیشتر به منطقه مقدمات حملات احتمالی آتی را فراهم می‌کند. گویی که هدف آمریکا اصلا توافق نیست؛ هدف آنها همچنان که از آن متن ۱۵ بندی مشخص است، تحمیل شرایط خود به ایران است. شروطی که از دیدگاه تهران، به منزله تسلیم بی قید و شرط است، اما پاسخ ایران تا کنون قاطع و مبتنی بر عزت بوده است. شاهد آنکه قالیباف گفت «ما آن متن ۱۵ بندی را نپذیرفتیم و مقرر شد ۱۰ بند مشخص شود که خواسته‌ها، اهداف و حقوق ملت ایران در آن گنجانده شود.» این تقابل متون، نشان‌دهنده نبرد اراده‌ها در راهرو‌های دیپلماتیک اسلام‌آباد است.

ایران با رد یک‌جانبه‌گرایی آمریکا، بر اصل «تعهد در برابر تعهد» ایستادگی کرد. رئیس مجلس با بیان اینکه ایران هرگز در موضع ضعف نیست، تأکید کرد: «ما به طرف پاکستانی گفتیم اگر آمریکا به دنبال این موضوع است، صفحه رسمی آقای ترامپ در توئیتر باید اعلام کند که درخواست آتش‌بس دارد تا همگان بدانند که این آتش‌بس خواسته آنهاست.» این حرکت، غرور کاذب ترامپ را هدف قرار داد و ثابت کرد که ایران، قواعد بازی را تعیین می‌کند.

پیام دیگری خطاب به حامیان داخلی ادامه جنگ؛ ایران پشت هم سنگرها را خالی نکرد

یکی از نقاط عطف مذاکرات اخیر، پافشاری بی‌سابقه ایران بر امنیت متحدان منطقه‌ای خود، به ویژه حزب‌الله لبنان است. قالیباف در اظهاراتش تاکید کرده که ایران پشت حزب الله را که این بار به خاطر ایران  وارد جنگ شده است، خالی نکرده است. او گفت «تأکید داشتیم حزب‌الله لبنان هم باید بخشی از آتش‌بس باشد. جبهه مقاومت به کمک ما آمد، لذا اگر ما قصد داشتیم آتش‌بس را برقرار کنیم حتماً باید شامل آنها نیز می‌شد.» او با اشاره به توئیت نخست‌وزیر پاکستان، نشان داد که ایران توانسته است «آتش‌بس منطقه‌ای» را به عنوان یک اصل غیرقابل تغییر به طرف آمریکایی تحمیل کند. این ایستادگی نشان داد که برخلاف تصورات رایج، ایران هرگز متحدان خود را در پای میز معامله نمی‌کند، بلکه امنیت آنها را بخشی از امنیت ملی خود می‌داند. قالیباف تأکید کرد: «ما گفتیم اگر آتش‌بس کامل نشود، نه تنها مذاکره نمی‌کنیم بلکه پاسخ شدید می‌دهیم؛ که آنها در نهایت عقب‌نشینی کردند.»

دیپلماسی در اوج بی‌اعتمادی؛ گام به گام تا صلح پایدار

جمع‌بندی سخنان قالیباف نشان می‌دهد که ایران با «حُسن نیت، اما در اوج بی‌اعتمادی» وارد این مسیر شده است. او با نقل دیالوگ خود با جی. دی ونس (معاون ترامپ) گفت: «به او گفتم همین الان هم که روبروی شما نشسته‌ام هیچ اعتمادی به شما ندارم و شما باید در وهله اول اعتمادسازی کنید.» راهبرد ایران در این مقطع، «تعهد در برابر تعهد» و «اقدام گام به گام» است. قالیباف تأکید کرد که ایران از دشمنی دشمن غافل نیست: «دشمن از دشمنی خود دست برنداشته و قطعاً در کمین بوده و به دنبال آسیب زدن است.» با این حال، او مذاکره را فرصتی برای کاهش سوءبرداشت‌ها و رسیدن به یک صلح تضمین‌شده می‌داند که در آن دیگر کسی جرأت تهاجم به ایران را نداشته باشد.


بیشتر بخوانید: نه به توافق و آتش‌بس! | جلیلیون علیه قالیباف؛ نبردی که می‌تواند سرنوشت ایران را عوض کند


خلاصه کلام قالیباف در مصاحبه دیشب این بود که جمهوری اسلامی ایران با عبور موفقیت‌آمیز از مراحل سخت جنگ، اکنون به دنبال یک پیروزی بزرگ دیپلماتیک است. قالیباف با اطمینان‌بخشی به مردم، به ویژه کسانی که پنجاه شب به میادین آمده‌اند تا حمایتشان را از رزمنده‌ها نشان دهند، گفت که تمام اقدامات تحت رهبری حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای صورت می‌گیرد و ذره‌ای از حقوق ملت عقب‌نشینی نخواهد شد: «مطمئن باشید ما این موضوعات را بند به بند دنبال می‌کنیم و نه جلوتر و نه عقب‌تر از ایشان خواهیم بود.» امروز ایران ثابت کرده است که هم در «میدان» مرد جنگ است و هم در «میز» مرد سیاست؛ و این ترکیب بی‌نظیر، همان «دیپلماسی اقتدار» است که می‌تواند منطقه را از چنبره جنگ‌طلبان آمریکایی رها کرده و حقوق پایمال‌شده ملت را بازپس گیرد.

توافق یا بازگشت به نقطه صفر؟

اکنون پرسش اساسی این است که موضع شفاف و تمایل عیان ایران برای توافق، چه واکنشی را در اتاق وضعیت کاخ سفید برمی‌انگیزد؟ واقعیت صحنه نشان می‌دهد که ایران با نبرد اراده‌ها در اوج بی‌پناهی دیپلماتیک رو‌به‌روست. ایران با کارت‌های بازی خود یعنی تنگه هرمز و عمق راهبردی در منطقه، سقف مطالبات خود را بالا برده تا طرف مقابل را به پذیرش طرح ۱۰ بندی وادار کند. اما در مقابل، تیم ترامپ با تکیه بر ابزار تهدید و شروط ۱۵ گانه، به دنبال آن است که این تمایل ایران به توافق را به معنای «نیاز» تعبیر کرده و امتیازات بیشتری بگیرد.

روز‌های آینده مشخص خواهد کرد که آیا واشنگتن پیام «صلح مقتدرانه» تهران را دریافت کرده است یا خیر. اگر رویکرد یک‌جانبه‌گرایی آمریکا و اصرار بر محاصره دریایی ادامه یابد، این بن‌بست دیپلماتیک می‌تواند به سرعت به یک انفجار نظامی بزرگتر منجر شود؛ چرا که طبق تحلیل قالیباف، ایران توافق را «تنها گزینه» نمی‌داند، بلکه آن را «بهترین گزینه» در صورت حفظ عزت ملی تلقی می‌کند. در نهایت، موفقیت این نقشه راه جدید، بیش از آنکه به لفاظی‌های توئیتری ترامپ وابسته باشد، به میزان واقع‌بینی طرف آمریکایی بستگی دارد. حقیقت آن است که تهران در‌های دیپلماسی را باز کرده، اما همزمان، دست‌های خود را از روی ماشه بر نداشته است.

نظرات شما