رویداد۲۴| دیماه سال ۱۴۰۴، زمانی که مملکت تحت تاثیر اعتراضات سراسری و ناآرامیها و درگیریهای بعد از آن به شدت ملتهب بود، تیری به قلب صالحه اکبری خورد که روایتهای بسیاری ساخت و به یک پرونده جنجالی تبدیل شد. نخستین جرقههای خبری این واقعه، در ۳۰ بهمن ۱۴۰۴ (۱۹ فوریه) با انتشار پستی در صفحه همسرش، احمد خدایی، زده شد؛ پستی که خبر از مرگ تلخ این کوهنورد اردبیلی میداد، اما تا فروردین ۱۴۰۵ طول کشید تا ابعاد ماجرا به تیتر اول رسانههای داخلی بدل شود.
بنا به اعلام دستگاه قضایی، صالحه خودکشی کرده و شوهرش با سوار شدن بر موج اتفاقات و تحولات سیاسی و با نیت سوءاستفاده از قضیه، وی را یکی از کشتهشدگان دیماه جا زده است. اما آنسوی روایت، احمد خدایی یعنی همسر مرحوم صالحه اکبری است که در فضای مجازی و رسانههای خارج از کشور پر و بال گرفته است؛ او مدعی است که صالحه در یک درگیری بین احمد و نیروهای امنیتی در دفاع از همسرش به قتل رسیده است. آنچه خبرگزاری میزان به نقل از دادستان اردبیل درباره این پرونده گفته، اما همه این روایت را از اساس تکذیب میکند و حرف دیگری دارد.
نخستین گره پرونده از هویت شغلی صالحه آغاز میشود. دادستانی عنوان شغلی «تکنسین اتاق عمل» را جعلی دانسته و اعلام کرده که او کارمند یکی از دستگاههای اجرایی اردبیل بوده است. در حالی که رسانههای رسمی و دادستانی اردبیل هرگونه پیوند میان او و کادر درمان را رد میکنند، در فضای مجازی و رسانههای اپوزیسیون، صالحه به عنوان تکنسین اتاق عمل و پرستاری فداکار معرفی میشود.
در صفحه اینستاگرام صالحه هم خبری از اتاق عمل نیست، هرچند به نظر میرسد که او در بیمارستان کار میکرده و فعالیتهایی نیز در حوزه پزشکی و ورزشی داشته است. احمد خدایی در نهم اسفند، یعنی بعد از فوت او عکسی از صالحه با مقنعه مشکی و مانتو و شلوار صورتی منتشر کرده و در شرح خاطره گرفتن عکس نوشته است: «خسته از کار بهم زنگ زد و گفت امروز بیمارستان خیلی خسته شدم میشه زودتر بیای دنبالم». در بخش بیو اینستاگرام صفحه صالحه که مشخص است بعد از اعلام خبر فوت او ویرایش شده، نیز نوشته «همسر جگر سوخته احمد خدایی. صالحه تکنسین اتاق عمل بود، کوهنورد و عاشق کوهنوردی. زنی با قلبی مهربان که همیشه به دنبال مهربانی برای همه بود.»
افزون بر این اما در یکی از پستهای قدیمی اینستاگرامش از اتمام اولین پروژه کاری خود در حوزه حرکات اصلاحی خبر داده یا در تصاویری از تدریس دوره احیا و کمکهای اولیه در دانشگاه های علوم پزشکی از جمله دانشگاه علوم پزشکی اراک - در تابستان سال ۱۴۰۱ - منتشر کرده است. بر اساس همین پستهای اینستاگرامی حتی سال بعد هم کارگاه کمک های اولیه برگزار کرده و روشن است که علاوه بر کوهنوردی و ورزش، در حوزه درمانی نیز فعالیتهایی داشته است؛ اگر چه نمیتوان به قطعیت گفت که تکنسین اتاق عمل بوده است.
به هر حال در رسانههای خارج از کشور و فضای مجازی، روایت غالب این است که صالحه تکنسین اتاق عمل بوده است.
ماجرای دعوت او و همسرش از مجروحان اعتراضات دیماه برای مداوا در منزلشان نیز با اتکا به همین نکته مطرح شده است؛ روایتی که در بیانیه قوه قضاییه از اساس تکذیب میشود. این شکاف در روایت، زیربنای دو نگاه متفاوت به کل ماجراست: یکی او را شهروندی میبیند که درگیر بحرانهای شخصی شده و خودکشی کرده و حالا مرگش دستمایه برخی برای سوءاستفاده و سیاسیکاری است؛ در روایت دیگر، اما صالحه امدادگری در میانه یک نبرد است که به معترضانی که از ترس بازداشت شدن به بیمارستان نمیرفتند، یاری میرسانده است.
شامگاه ۲۲ دیماه، نقطه تلاقی دو داستان کاملاً متفاوت است. روایت نخست که از زبان احمد خدایی و در قالب فایلهای صوتی منتشر شد، تصویری از یک یورش امنیتی را ترسیم میکند. او مدعی است که نیروهای ضابط برای بازداشت وی به دلیل فراخوانهای درمانیاش در اینستاگرام، به منزلشان یورش بردهاند. در این میان، صالحه که شاهد ضربوشتم همسرش بود، با ابزار کوهنوردی (کلنگ) به دفاع برخاسته و در همان کشمکش، هدف شلیک مستقیم قرار میگیرد.
این روایت به جد از طرف دستگاه قضایی تکذیب شده، اما قبل از آن هم قابل تامل بود. در صفحه اینستاگرام احمد خدایی و صالحه اکبری پستی مبنی بر فراخوان مجروحان دیده نمیشود. احمد در پستی که سیام بهمن ماه منتشر کردهT از مرگ همسرش میگوید و پست قبلی او مربوط به انتخابات ریاست هیات کوهنوردی استان تهران است و در تاریخ چهارشنبه، دوم مهر ۱۴۰۴ منتشر شده است.
در این بین هیچ پستی مبنی بر دعوت از معترضان مجروح برای مراجعه به منزل آنها وجود ندارد. بدیهی است که امکان دارد این پست پیشتر منتشر و بعداً حذف شده باشد؛ اما تردید اصلی وقتی ایجاد میشود که توجه داشته باشیم در فضای امنیتی که حتی برخی مجروحان از مراجعه به بیمارستان خودداری میکنند، انتشار فراخوان اینستاگرامی به نظر غریب میآید و با عقل سلیم جور نیست.
نکته دیگر اینکه اینترنت بینالمللی از حدود ساعت ۱۰ شب هجدهم دیماه قطع شد و فیلترشکنها کارکرد نداشتند، لذا انتشار چنین پستی در آن بازه زمانی چندان مقدور به نظر نمیرسید.
ضمن اینکه جلال آفاقی، دادستان مرکز استان اردبیل، با تکیه بر بررسیهای بازپرس ویژه قتل، اعلام کرد که صالحه اکبری در غیاب همسرش و با استفاده از سلاح کمری متعلق به خود احمد خدایی دست به خودکشی زده است. مقامات قضایی به یادداشتهای باقیمانده در دفترچه شخصی متوفی و سابقه اقدام به خودکشی او در دریاچه شورابیل استناد کرده و علت مرگ را مشکلات عمیق خانوادگی و روحی عنوان کردند.
پس از مرگ صالحه، پیکر او به زادگاهش اراک منتقل شد. مراسم خاکسپاری او که گفته میشود تحت تدابیر امنیتی انجام شده، عامل دیگری برای تشدید ابهامات بود. احمد خدایی مدعی بود که در بازداشت ۱۱ روزه، تحت فشار قرار گرفته تا سناریوی «سقوط از کوه» یا «خودکشی» را بپذیرد. هولناکترین بخش روایت او، به توصیف رفتارهایی برمیگردد که میتوان آن را «شکنجه روانی» نامید؛ ادعاهایی مبنی بر استفاده از اثر انگشت پیکر بیجان صالحه برای باز کردن تلفن همراه و ارسال تصاویر خصوصی همسرش برای او. این ماجرا نیز از سوی مقامات رسمی کذب محض و تلاشی برای تشویش اذهان عمومی قلمداد شد.
پرونده صالحه اکبری با ماجرای خودکشی احمد در فروردین ۱۴۰۵ مبهم و پیچیدهتر شد. احمد خدایی که پس از آزادی با وثیقه، روایت خود را با رسانههای خارج از کشور در میان گذاشته و خبرساز شده بود، ناگهان از صحنه حذف شد. رسانههای حقوقبشری مرگ او را خودکشی بر اثر فشارهای روانی ناشی از واقعه و تهدیدها خواندند. دادستانی، اما این ادعا را نیز رد و اعلام کرده که وی فردی «معلومالحال و متواری» است که برای فرار از مجازات نگهداری سلاح غیرمجاز و نشر اکاذیب، متواری شده است.
امروز پرونده صالحه اکبری و احمد خدایی، بیش از آنکه یک پرونده قضایی مختومه به نظر برسد، زخمی باز در حافظه جمعی است؛ از یک سو مستندات قضایی و روایت دادستانی قرار دارد و از سوی دیگر، فایلهای صوتی احمد خدایی که پیش از مرگ یا ناپدید شدنش، احساسات جامعه را هدف گرفته بود.