صفحه نخست

سیاسی

جامعه و فرهنگ

اقتصادی

ورزشی

گوناگون

عکس

تاریخ

فیلم

صفحات داخلی

چهارشنبه ۰۲ ارديبهشت ۱۴۰۵ - 2026 April 22
کد خبر: ۴۵۴۱۸۴
تاریخ انتشار: ۱۴:۲۹ - ۰۲ ارديبهشت ۱۴۰۵
رویداد۲۴ گزارش می‌دهد؛

سناریوی محاصره دریایی تا قحطی کامل | چهره ایرانی تبار پشت پرده ادامه جنگ تا ۱۰۰ روز دیگر کیست؟

در ظاهر، بحث بر سر چند نمودار و عدد است؛ روز‌های نگهداری موجودی، انبار‌های پر یا خالی، و ظرفیت دوام صنایع. اما در لایه زیرین، این یک جدال ساده اقتصادی نیست؛ روایتی است که می‌تواند جهت جنگ را تعیین کند.

رویداد۲۴ | چند روز پیش، اسفندیار باتمانقلیچ با انتشار یادداشتی درباره وضعیت صنایع ایران، تصویری نسبتاً امیدوارکننده ارائه داد. او با استناد به شاخص «روز‌های نگهداری موجودی» (DIO)، نشان داد که شرکت‌های ایرانی در آغاز جنگ، به‌طور میانگین حدود ۹۶ روز موجودی در اختیار داشته‌اند—رقمی که به گفته او، حتی از استاندارد‌های اروپا و آمریکا نیز بالاتر است.

او با استناد به همین داده‌ها به این نتیجه رسیده که اقتصاد ایران بسیار مقاوم‌تر از تصور رایج در برابر تحریم، فشار و محاصره است. حتی اگر تجارت خارجی به‌طور گسترده مختل شود، موجودی‌ها می‌توانند در شرایط کاهش تقاضا کش بیایند یا از طریق مدیریت جنگی مصرف شوند.

باتمانقلیچ می‌گوید با این وضعیت باید بگوییم، بزرگ‌ترین تهدید برای اقتصاد ایران نه اختلال در تجارت، بلکه هدف قرار گرفتن مستقیم زیرساخت‌های صنعتی و انرژی است. حملات به صنایع فولاد و پتروشیمی تولید را کاهش داده و میلیون‌ها شغل را در معرض خطر قرار داده است.

در این روایت، انبار‌های پر نه یک اتفاق تصادفی، بلکه نتیجه سال‌ها سازگاری اقتصاد ایران با تحریم‌هاست؛ نوعی «اقتصاد احتیاطی» که به بنگاه‌ها اجازه می‌دهد در شرایط اختلال تجارت خارجی، تولید را برای مدتی قابل‌توجه ادامه دهند. باتمانقلیچ نتیجه می‌گیرد که اقتصاد ایران، برخلاف تصور رایج، در برابر شوک‌های جنگی و محاصره، مقاوم‌تر از آن چیزی است که تصور می‌شود.

اما این روایت، خیلی زود با واکنشی تند و کاملاً متفاوت مواجه شد؛ واکنشی از سوی میعاد مالکی، چهره‌ای که صرفاً یک تحلیلگر نیست.

انبار‌های پر یا اقتصاد راکد؟


بیشتر بخوانید:

لابی آمریکا در تل آویو علیه ایران/ ویلیام برنز در اراضی اشغالی به دنبال چیست؟

مرد پشت پرده آمریکا در اسلام آباد | با اندی بیکر مشاور فارسی زبان و ضد جنگ ونس آشنا شوید


مالکی در واکنش خود، با یک جمله کلیدی، تمام چارچوب تحلیل را زیر سؤال برد:

«داده‌ها اشتباه نیستند؛ اما تفسیر کاملاً در جهت اشتباه حرکت می‌کند.»

از نگاه او، انبار‌های پر در صنایعی مانند سیمان، کاشی، فلزات و ماشین‌آلات—که در برخی موارد به بیش از ۱۷۰ یا حتی ۲۲۰ روز موجودی رسیده‌اند—نه نشانه آمادگی، بلکه نتیجه رکود عمیق در بخش ساخت‌وساز هستند.

او به داده‌های مستقل اشاره می‌کند: کاهش تقاضای سیمان، افت تولید، و تداوم رکود در صنعت ساختمان. در چنین شرایطی، افزایش موجودی به معنای فروش نرفتن محصولات است. به تعبیر او، این وضعیت «ذخیره استراتژیک» نیست، بلکه «امضای حسابداری یک اقتصاد در رکود» است.

اما خطوط بعدی واکنش دیگر رنگ و بوی تحلیل ندارد بلکه نقشه راهی برای ادامه جنگ توسط آمریکاست. او میگوید موجودی‌های استراتژیک کم هستند: سوخت، دارو و مواد غذایی.

محصولات نفتی با حدود ۲۰ روز، دارو با ۷۶ روز و اقلام مصرفی با ارقام پایین‌تر—این‌ها به گفته مالکی، بخش‌هایی هستند که واقعاً برای «تاب‌آوری» اهمیت دارند؛ و دقیقاً همین‌جا است که به‌زعم او، اقتصاد ایران شکننده است.

این تحلیل‌ها یک پیام مهم برای مخاطب دارد؛ برای جنگ افروزان و مشاوران ترامپ، جنگ نباید اینجا به پایان برسد. چرا؟ چون برای مغز متفکر ایرانی الاصل بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها که سال‌ها در تحریم‌ها علیه ایران نقش محوری داشته، ایران در معرض ته کشیدن موجودی‌های حیاتی اش قرار دارد.

این آمار از منظر چهره‌ای، چون میعاد مالکی، تصویری از ذخایر موجود صنایع فولاد، فلزات، کاشی، دارو، محصولات لبنی را نشان می‌دهد که در حال تمام شدن است. این یعنی حمله نظامی و مهمتر از آن، محاصره دریایی تا موعد پایان این موجودی‌ها جواب می‌دهد و از این تاریخ به بعد ایران دچار قحطی خواهد شد و در نتیجه امکان رسیدن به یک توافق با حداکثر امتیاز به نفع آمریکا و اسرائیل در آن روز موعود بالاتر است.

چرا این تحلیل را باید جدی گرفت؟

میعاد مالکی کیست؟

مالکی سال گذشته به جمع کارشناسان بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها پیوست. FDD در پیوست توضیحات درباره میعاد مالکی نوشته او «پیش‌تر به‌عنوان استراتژیست ارشد تحریم‌های آمریکا و از چهره‌های حوزه امنیت ملی فعالیت داشته و به‌عنوان یکی از طراحان و مجریان برخی از مهم‌ترین کارزار‌های تحریمی در وزارت خزانه‌داری ایالات متحده شناخته می‌شود.»

بر اساس توضیحات این بنیاد، مالکی در مقام معاون دفتر «هدف‌گذاری جهانی» در اداره کنترل دارایی‌های خارجی (OFAC) وزارت خزانه‌داری، بر اجرای تحریم‌های مالی و تحقیقات مرتبط در بیش از ۳۵ برنامه تحریمی علیه ایران نظارت داشته و با بهره‌گیری از اختیارات اجرایی و قانونی، در مقابله با تهدیدات علیه امنیت آمریکا و جهان نقش ایفا کرده است.

در بخشی از بیوگرافی ملکی آمده: «او نقش محوری در پیشبرد کارزار‌های تحریمی علیه جمهوری اسلامی ایران و شبکه گسترده گروه‌های نیابتی آن—حزب‌الله، حماس، شبه‌نظامیان شیعه عراقی و حوثی‌ها—داشته است. اقدامات او در مختل کردن جریان‌های مالی مرتبط با این بازیگران، تضعیف عملیات‌های تروریستی و شبه‌نظامی و همچنین تقویت سلامت نظام مالی جهانی مؤثر بوده است.»

پیش از این، او به‌عنوان دستیار مدیر در حوزه مقابله با تروریسم، منع اشاعه و تحریم‌های خاورمیانه در OFAC فعالیت می‌کرد و راهبرد‌های اجرایی علیه تأمین مالی تروریسم، شبکه‌های اشاعه، فساد و نقض حقوق بشر را هدایت می‌کرد. همچنین به‌عنوان رئیس و هماهنگ‌کننده ارشد تحریم‌ها برای ایران و خاورمیانه، نماینده وزارت خزانه‌داری در مجامع چندجانبه مرتبط با مبارزه با پول‌شویی و تأمین مالی تروریسم بود و در شورای امنیت ملی، هماهنگی اولویت‌های سیاستی را بر عهده داشت.

ملکی کهنه‌سرباز نیروی هوایی آمریکا است. او دارای مدرک کارشناسی ارشد روابط بین‌الملل از دانشگاه فلوریدای جنوبی است و در حال حاضر در حوزه تحریم‌ها، تطبیق مقررات و ریسک جرایم مالی مشاوره می‌دهد و به نهاد‌ها و مشتریان در مواجهه با محیط‌های پیچیده مقرراتی کمک می‌کند.

در این چارچوب، تأکید مالکی بر «کمبود‌های حیاتی» صرفاً یک تحلیل اقتصادی نیست؛ بلکه شناسایی نقاطی است که می‌توانند بیشترین فشار را در کوتاه‌ترین زمان ایجاد کنند.

به بیان دیگر، اگر روایت باتمانقلیچ بر آنچه ایران «دارد» تمرکز دارد، روایت مالکی بر آنچه ایران «ندارد» متمرکز است—و دقیقاً همین تفاوت، دو نتیجه کاملاً متفاوت تولید می‌کند.

میعاد ملکی، مرد پشت پرده استراتژی تحریم‌های آمریکا علیه ایران به ویژه در دوره اول ریاست جمهوری ترامپ است. این سمتی است که شبکه ضد ایرانی ایران اینترنشنال یک سال پیش در زمان پخش مصاحبه اختصاصی خود با ملکی، به او اعطا کرده است.

همین چهره امروز در ادامه جنگ و محاصره دریایی ایران نقش محوری بازی کرده است.

زمان به‌عنوان سلاح: تئوری فرسایش تدریجی


بیشتر بخوانید: پایان آتش بس، ساعت ۱۷:۳۰ امروز | محاصره دریایی چیست؟ آیا ایران در آبهای جنوب زمین‌گیر می‌شود؟


در دل این تحلیل، یک فرض راهبردی نهفته است:

اگر ذخایر حیاتی محدود باشند، پس جنگی که طولانی‌تر شود، لزوماً به نفع ایران نخواهد بود.

این همان جایی است که مفهوم «زمان» به یک ابزار جنگی تبدیل می‌شود.

نه بمباران فوری، نه ضربه قاطع—بلکه کش دادن فشار تا جایی که ذخایر حیاتی ته بکشند.

مالکی در تحلیل‌های دیگر خود، به‌ویژه درباره تنگه هرمز، همین منطق را تکرار کرده است. او استدلال می‌کند که وابستگی شدید ایران به مسیر‌های دریایی برای واردات غذا، سوخت و کالا‌های اساسی، این کشور را در برابر محاصره طولانی‌مدت آسیب‌پذیر می‌کند.

ملکی مدعی است که برخلاف گفته‌های ایران و حتی رسانه‌های معیار درباره کنترل تنگه توسط ایران و تبدیل شدن آن به یک «سلاح هسته‌ای واقعی» و ابزار بازدارندگی، ایران بیش از هر کشور دیگری از بسته ماندن طولانی مدت این تنگه متضرر می‌شود.

او در واقع نه به عنوان تحلیل گر بلکه به عنوان چهره پشت پرده جنگ آمریکا علیه ایران، خطاب به سیاست گذاران جنگی در آمریکا و اسرائیل می‌گوید «در عرض چند هفته، ایران می‌تواند با کمبود غذا مواجه شود و حتی ظرفیت ذخیره نفت خام پر شود؛ در نتیجه تولید در میادین نفتی کاهش یافته یا متوقف می‌شود—امری که می‌تواند به زیرساخت‌ها آسیب دائمی وارد کند. بنابراین، بستن تنگه نه یک ابزار قدرت، بلکه نشانه‌ای از آسیب‌پذیری عمیق اقتصاد ایران است.»

ملکی در یادداشتی در فارن افرز با عنوان «تنگه هرمز بیشتر نقطه ضعف ایران است تا یک سلاح» نوشته «ایران بزرگ‌ترین واردکننده غلات در منطقه است و حدود ۱۴ میلیون تن از واردات سالانه غلات به این کشور اختصاص دارد—تماماً وابسته به مسیر دریایی و تنگه هرمز. با بسته‌شدن تنگه، ارسال غلات به بندر امام تقریباً متوقف شد و بندر چابهار نیز توان جبران این ظرفیت را ندارد.»

او به یک قحطی احتمالی در روز‌های آتی در صورت ادامه محاصره دریایی اشاره می‌کند و می‌گوید «ایران تلاش کرده نشان دهد که اهرم قدرتمندی در اختیار دارد، اما این بیشتر یک نمایش تاکتیکی است تا قدرت واقعی. تنگه هرمز در واقع شریان حیاتی ایران است، نه ابزار تهدید دیگران.»

ملکی در پایان گفته «محاصره می‌تواند ادامه مقاومت را از نظر اقتصادی غیرممکن کند. تنگه هرمز احتمالاً به جای یک سلاح پنهان، به پاشنه آشیل ایران تبدیل خواهد شد.»

وقتی یک چهره با سابقه مستقیم در طراحی تحریم‌ها، از «پایین بودن ذخایر حیاتی» و «آسیب‌پذیری در برابر محاصره» صحبت می‌کند، این فقط یک تفسیر اقتصادی نیست؛ بلکه می‌تواند به‌عنوان پیامی به سیاست‌گذاران خوانده شود.

پیامی که می‌گوید:

فشار هنوز به نقطه اوج نرسیده—و ادامه آن می‌تواند نتایج تعیین‌کننده‌تری داشته باشد.

در این چارچوب، داده‌هایی که در ظاهر خنثی هستند، به بخشی از یک روایت بزرگ‌تر تبدیل می‌شوند؛ روایتی که هدف آن، توجیه ادامه فشار اقتصادی و حتی نظامی تا رسیدن به یک نقطه شکست است.

نظرات شما