رویداد۲۴| روزنامه فرهیختگان نوشت:اگرچه دعوای مذاکره یا عدم مذاکره با آمریکا، سابقهای چندین ساله در فضای سیاسی کشور دارد؛ اما کسانی که به این نزاع میدمیدند، آگاهانه یا ناآگاهانه احساس بیاعتمادی مردم را نسبت به مسئولان کشور، میان مردم رواج میدادند با این نگاه که مذاکره و گفتوگو بدون هماهنگی با رهبری ایران و برخلاف نظر فرماندهی کل قوا در جریان است.
استدلال برخی در مورد علت طرح این ابهام نیز آن بود که رهبری انقلاب اظهارنظری در مورد مذاکره نداشتند و در پیامهایشان اشارهای به این موضوع نداشتند؛ ادعایی که اگرچه دقیق نبود؛ اما خروجی این مواجهه ایجاد ابهام و نگرانی در افکار عمومی نسبت به مذاکره بود.
تقویت این گمانه که مسئولان همه چیز را به مردم نمیگویند و ره پنهانکاری پیش گرفتند، بیاعتمادی مفرطی را میان مردم ایجاد میکند که نتیجه ضمنی آن تقویت شکاف و تشتت در جامعه است.
منتقدان شاید در ظاهر مذاکره را به ادعای نگرانی برای سازش مقابل دشمن، محکوم میکردند؛ اما نتیجه آن این بود که دعواها و نزاعهای بیحاصل در جامعه رواج پیدا کرده و مهمتر از آن این پالس را به دشمنان منتقل میکرد که در جامعه ایران شکاف و چنددستگی وجود دارد و میتوانند برای فروپاشی کامل نظام سیاسی طرحریزی کنند.
مقابله با دعواهای کودکانه
در میان چهرههای کمتجربه فضای سیاسی که احساس را بر عقل ترجیح داده و بدون سنجش اثرات اظهاراتشان، مطالبی را مطرح میکردند، چهرههایی از جامعه مذهبی، نسبت به این اظهارات وحدت شکن واکنش قاطع نشان دادند. افرادی مثل میثم مطیعی و مهدی رسولی که در میان بدنه مذهبی جامعه افرادی معتمد شناخته میشوند، اجازه ندادند شکاف و تشتت میان مردم ایجاد و تقویت شود و این گزاره را یادآورد شدند که ایران در میانه یک جنگ تمامعیار قرار دارد و دشمن روی ایجاد شکاف و انشقاق داخلی میان مردم و مسئولان حساب ویژه باز کرده و نباید اجازه داد، اختلافات مجال بروز و ظهور پیدا کنند. این موضع باعث شد تا جامعه از افتادن در دام شکاف و اختلافافکنی، برحذر بماند و آگاه شود.
این موضع همزمان با طرح ابهاماتی در مورد مذاکره که در میان مردم نگرانیهای جدی ایجاد کرد نیز طرح شد. میثم مطیعی صراحتاً به این موضوع اشاره کرد که ایران اکنون در موقعیت جنگ قرار دارد و زمان دعواهای انتخاباتی نیست. این نزاعها در شرایطی بالا میگرفت که ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، متمرکز روی افکار عمومی ایران توییتی منتشر کرد با این مفهوم که اگر در ایران دوگروه تندرو و میانهرو وجود دارد میتوان گروه تندرو را کشت. این اظهارنظر صراحتاً مداخله در فضای اجتماعی و سیاسی ایران بود که با واکنش قاطع مسئولان و سران قوا همراه شد و پیامی وحدتآفرین با یک مضمون واحد را در فضای مجازی منتشر کردند.
انقلاب را خرج دعواهایتان نکنید
خطایی که در چند شب گذشته از جانب برخی تازهواردان به عالم سیاست مطرح شد، تنها طرح ابهام در مذاکرات نبود. انتقاد وارد کردن نسبت به لزوم مذاکره یا عدم مذاکره، موضوعی قابل بحث است؛ اما این انتقاد با خرج کردن از رهبری انقلاب و به اسم پاسداری از آرمانها انقلاب، قطبیگرایی در عالم سیاست را در میانه جنگ ترویج میکردند و این نزاع را به بدنه اجتماعی نیز منتقل میکردند و بیشتر این گمانه را تقویت میکرد که گروهی به دنبال یارکشیهایی شبیه به انتخابات هستند. مضمون این ابهامات نیز آن بود که واقعیتهایی وجود دارد و مردم از آن مطلع نیستند. فراتر از آن گفته میشد که اقداماتی مثل مذاکره بدون اطلاع رهبری انقلاب، انجام شده است.
خروجی عینی این اظهارات تکمیلکننده همان پروژهای بود که دشمنان ایران دنبال میکردند. ایجاد شکاف سیاسی و اجتماعی در ایران و انعکاس این تصویر در فضای رسانهای جهانی این تلقی را ایجاد میکرد که الان فرصت برای فروپاشی و زدن ضربه نهایی فراهم است. به همین منظور طرحکنندگان این دعوای بیمعنی، خواسته یا ناخواسته در مسیر تحقق هدف سوم صهیونیستها قدم برمیدارند.