رویداد۲۴| ۶۰ روز از آخرین روز معاملاتی بورس تهران میگذرد و بازار سهام در وضعیتی غیرعادی قرار دارد. در این ۲ماه، نه سازوکار کشف قیمت فعال بوده و نه دادوستدی میان فعالان بازار انجام شده است.
به گزارش دنیای اقتصاد، این توقف طولانی از نگاه تحلیلگران یک تعطیلی ساده نیست و به انجماد منجر شده است. آخرین روز معاملاتی بورس تهران به ۶اسفند باز میگردد. اکنون بسیاری از سهامداران در بلاتکلیفی بهسر میبرند و استراتژی معاملاتیشان به تعویق افتاده است. این در حالی است که بورس بهعنوان محلی برای نقدشوندگی، کارآیی خود را از دست داده است.
تعطیلی ۶۰ روزه بورس به معنای حذف مهمترین کارکرد بازار سرمایه یعنی نقدشوندگی است و در واقع امکان خرید و فروش در آن وجود نداشته است. این شرایط بهتدریج به افزایش نااطمینانی و تصمیمهای هیجانیتر در میان فعالان بازار بعد از بازگشایی منجر خواهد شد.
در همین مسیر است که بازگشایی بازار هم میتواند به تخلیه یکباره فشارهای انباشته و افزایش عرضه منجر شود. در مقابل، ادامه تعطیلی بازار هم، این پیام را تقویت میکند که بازار در مواجهه با ریسکهای بیرونی، عادیترین کارکرد خود را از دست میدهد.
هرچه توقف معاملات طولانیتر شود، بازگشت بازار به شرایط عادی نیز پیچیدهتر خواهد شد. این وضعیت در حالی است که نهتنها متغیرهای بیرونی همچنان مبهم هستند، بلکه انتظارات سرمایهگذاران نیز در این فاصله دچار تغییر شده است. برخی در انتظار خروجند، برخی در کمین فرصت، گروهی نیز ترجیح میدهند تا روشن شدن شرایط، از بازار فاصله بگیرند.
ابراهیم سماوی، تحلیلگر بازارهای مالی، در این باره اظهار کرد: تعطیلی حدود دوماهه بورس تهران گفت: توقف بورس، نهتنها به کاهش ریسک در اقتصاد منجر نشده، بلکه سرمایهها را به سمت بازارهایی با شفافیت کمتر و ریسک بالاتر سوق داده است. وضعیت فعلی، علاوه بر افزایش ریسک نقدشوندگی، میتواند به تضعیف اعتماد فعالان بازار نیز منجر شود
برای ارزیابی وضعیت پیشرو، چند سناریوی محتمل قابل ترسیم است. نخست آنکه، سیاستگذار با هدف بازگرداندن جریان عادی معاملات، تصمیم به بازگشایی بازار در کوتاهمدت بگیرد، بدون آنکه ریسکهای سیاسی بهطور معناداری کاهش یافته باشند. پیامد طبیعی چنین تصمیمی، افزایش عرضه و فشار فروش است.
سرمایهگذارانی که طی دوره تعطیلی امکان واکنش نداشتهاند، با اولین فرصت، به سمت نقد کردن داراییها حرکت میکنند. این رفتار میتواند به افت قابلتوجه شاخصها در روزهای ابتدایی منجر شود. با این حال، مزیت این سناریو در آن است که کشف قیمت از سر گرفته میشود و بازار از وضعیت انجماد خارج میشود، حتی اگر این خروج با هزینه ریزش شاخصها همراه باشد.
در سناریوی دوم، تداوم تعطیلی تا کاهش ریسکها مطرح است. این رویکرد در ظاهر از بازار در برابر شوکهای ناگهانی محافظت میکند، اما میتواند به تضعیف اعتماد منجر شود. تداوم این وضعیت، بهویژه اگر طولانی شود، ممکن است بخشی از سرمایهها را به سمت بازارهای موازی سوق دهد و نقش بازار سرمایه در تامین مالی را کمرنگتر کند.
سناریوی سوم به بازگشایی تدریجی و مدیریتشده بازار برمیگردد. در این سناریو، تلاش میشود میان دوگانه بازگشایی و تعطیلی، راه میانهای انتخاب شود. بازگشایی میتواند بهصورت مرحلهای، با اعمال محدودیتهایی مانند دامنه نوسان کنترلشده یا ابزارهای حمایتی انجام شود تا شدت نوسانات اولیه کاهش یابد.
اما بازگشایی همراه با تداوم ریسکهای بیرونی سناریوی چهارم است. در این سناریو، کارشناسان معتقدند بازار وارد فازی از نوسانات فرسایشی میشود. یعنی هر خبر مثبت یا منفی از فضای سیاسی، بهسرعت در قیمتها منعکس میشود و روندهای پایدار شکل نمیگیرد. این وضعیت میتواند به کاهش افق سرمایهگذاری و غلبه نگاه کوتاهمدت در میان فعالان بازار منجر شود.