صفحه نخست

سیاسی

جامعه و فرهنگ

اقتصادی

ورزشی

گوناگون

عکس

تاریخ

فیلم

صفحات داخلی

يکشنبه ۰۶ ارديبهشت ۱۴۰۵ - 2026 April 26
کد خبر: ۴۵۴۵۴۱
تاریخ انتشار: ۱۱:۳۷ - ۰۶ ارديبهشت ۱۴۰۵
رویداد۲۴ گزارش می‌دهد؛

چهل روز زیستن در زمانه قحط‌الرجال | دو چهره علی اردشیر؛ از هویت‌ساز تندرو تا وسط‌ساز عملگرا

۲۶ اسفند، نام علی لاریجانی در میان کشته‌شدگان حملات آمریکا و اسرائیل ثبت شد؛ مردی که در ۱۷ روز آغاز جنگ، همزمان میدان و دیپلماسی را اداره می‌کرد. حالا در چهلمین روز غیبت او، بازخوانی مسیر پرپیچ‌وخمش—از یک اصولگرای تندرو تا سیاستمداری عملگرا و میانه‌رو—بیش از یک روایت تاریخی است؛ روایتی از خلأیی که امروز بیش از هر زمان دیگری در سیاست ایران حس می‌شود.

رویداد۲۴ | سعیده امیدی- علی اردشیر، چهره‌ای که به یکی از بازیگران چندلایه و اثرگذار ایران بدل شد، ۱۳ خرداد ۱۳۳۶ در نجف و در خانواده‌ای از جنس روحانیت سنتی متولد شد. اگرچه پیشینه پیوند عمیق خانواده لاریجانی با حوزه‌های علمیه از یک سوء و سیاست از سوی دیگر، از همان ابتدا پسران این خانواده را به‌سمت قدرت سوق داد، اما مسیر فرزند چهارم میرزا هاشم و داماد اول مرتضی مطهری نه‌تنها در میان برادرانش بلکه در میان سیاستمداران هم‌نسلش هم منحصر‌به‌فرد بود.

شکل‌گیری ذهن سیاسی میان مهندسی و فلسفه

لاریجانی با رشته مهندسی علوم رایانه در دانشگاه شریف تحصیلات آکادمیک خود را کلید زد، اما ظاهراً به توصیه شهید مطهری، مسیر علمی‌اش را با چرخشی معنادار به‌سمت فلسفه ادامه‌داد و مدرک دکتری فلسفه خود را از دانشگاه تهران اخذ کرد و کرسی استادی هم در همین دانشگاه از آن خود کرد؛ مسیری که بعد‌ها در سبک سیاست‌ورزی اثبات گرایانه او هم بازتاب پیدا کرد؛ رسانه‌ها اغلب او را «آقای فیلسوف» یا «فیلسوف سیاست‌مدار» صدا می‌کردند.

ورود او به عرصه اجرایی، بلافاصله پس از انقلاب ۱۳۵۷ با سازمان صداوسیما آغاز شد؛ حضوری که خیلی زود به مسئولیت‌های مهمی همچون مدیرکل برون مرزی و دفتر مرکزی خبر سازمان صدا و سیما انجامید. او در دهه ۶۰ نیز با حضور در وزارتخانه‌هایی همچون کار، پست و سپاه، تجربه‌ای متنوع در ساختار اجرایی ایران کسب کرد و حتی تا سطح جانشینی رئیس ستاد مشترک سپاه هم پیش رفت؛ تجربه‌ای که ظاهراً او را با لایه‌های سخت قدرت آشنا کرد. با این حال علی لاریجانی در آغاز دهه ۷۰ شناخته شد؛ زمانی که پس از استعفای سید محمد خاتمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت هاشمی رفسنجانی بر این مسند نشست. این دوره هرچند کوتاه بود، اما نشانه‌هایی از نگاه فرهنگی خاص او را بروز داد که به گفته سیاسیون آن زمان نقطه عطفی برای انتصابش به ریاست سازمان صداوسیما در سال ۱۳۷۲ شد.

«سیمای لاریجانی»؛ مسیر طولانی و پر مناقشه در رسانه‌ملی

علی لاریجانی از ۱۳۷۲ تا ۱۳۸۳، به‌مدت ۱۱ سال سکان سازمان صداوسیما را در اختیار داشت؛ دوره‌ای که می‌توان آن را یکی از مهم‌ترین و در عین حال مناقشه‌برانگیزترین مقاطع کارنامه سیاسی او دانست؛ آشکار شدن چهره تندروی پسر میرزا هاشم.

علی لاریجانی در سال‌های نخست دوران رهبری آیت‌الله خامنه‌ای به‌سمت وزارت ارشاد و ریاست سازمان صدا و سیما رسید و در این جایگاه نقش عمده‌ای در مدیریت تبلیغات رهبری انقلاب داشت. او بود که روایات و آثار مربوط به رهبر دوم جمهوری اسلامی را در دستگاه‌های فرهنگی و تبلیغاتی همچون رادیو و تلویزیون، روزنامه‌ها، کتب درسی و مؤسسات نشر وارد کرد.

رد «هویت» و «چراغ» تا امروز بر چهره سیاست و فرهنگ ایران و از همه مهمتر بر کارنامه لاریجانی باقی مانده است؛ پروژه مشترک وزارت اطلاعات فلاحیان، جریان امنیتی نزدیک به سعید امامی، کیهان شریعتمداری و صداوسیمای لاریجانی برای خدشه دار کردن چهره اصلاح طلبان.

لاریجانی سال‌ها بعد در اردیبهشت ۱۴۰۰ پیش از آنکه بداند صلاحیتش در انتخابات سلاخی خواهد شد، توبه سیاسی کرد. او گفت «زیر دستان من این کار را کردند و من دیر متوجه این برنامه شدم و می‌پذیرم اشتباه بوده است البته تلاش کردیم جبران کنیم.»

همین کارنامه کافی بود تا دولت اصلاحات از ورود لاریجانی به جلسات هیئت‌دولت، امتناع کند. «سیمای لاریجانی» محل نقد و حمله به دولت خاتمی و مجلس ششم بود و در تمام این دوران، جریان حاکم بر قوه مقننه و مجریه کشور از رسانه ملی حذف شد.

عبدالله رمضان‌زاده سخنگوی دولت اصلاحات یک زمانی گفته بود: «روزی که محمود احمدی‌نژاد به‌عنوان شهردار تهران پل عابر پیاده برقی میدان هفت‌تیر را افتتاح کرد، همان روز عارف به‌عنوان معاون اول کارخانه توربین سازی نیروگاه‌های ما را در کرج با هزینه‌ای بالغ بر ۲۰۰ میلیارد تومان افتتاح کرد و ایران به جمع ۱۰ کشور صاحب این فناوری پیوست؛ ولی صدا و سیما گزارش پل عابر پیاده ۴۰ میلیون تومانی شهردار احمدی‌نژاد را ۱۵ دقیقه در ۵ بخش خبری پخش کرد و پروژه ۲۰۰ میلیارد تومانی معاون اول رئیس‌جمهوری را ۴۵ ثانیه و در ۴ بخش خبری پوشش داد»

«رفع زحمت» از محضر احمدی نژاد و چرخش قهرمانانه به سمت میانه‌روی


بیشتر بخوانید: علی لاریجانی؛ از هویت و چراغ تا تصویب ۲۰ دقیقه‌ای برجام


سال ۸۴ را باید دوره تحول لاریجانی دانست؛ جایی که او در انتخابات نهمین دوره ریاست‌جمهوری به‌عنوان نامزد شرکت کرد و در این انتخابات شکست خورد و در بین ۷ کاندیدا، در رتبه ششم قرار گرفت؛ اتفاقی که شروع بی‌مهری اصول‌گرایان تندروعلیه لاریجانی بود. لاریجانی اگرچه در مرداد همان سال به‌عنوان دبیر شورای عالی امنیت‌ملی احمدی نژاد منصوب شد، اما استعفای او بعد از دو سال نشان از وجود اختلافات می‌داد.

لاریجانی بعد‌ها درباره استعفای خود گفت: «من حس می‌کردم یک نوع اختلاف جدی مدیریتی با آقای احمدی‌نژاد دارم. مسائل استراتژیک کشور با تانی و حساب شده پیش برود و احتیاج دارد همه بخش‌های مختلف همگرایی داشته‌باشد. کار‌های لحظه‌ای نمی‌تواند صدق کند و برای کشور مشکلاتی ایجاد می‌کند. تا یک مدتی تحمل بود و بحث می‌کردیم، اما از یک زمانی به‌بعد، من دیدم به هر حال‌ایشان رئیس‌جمهور است و حق دارد و لزومی ندارد که بنده مزاحم ایشان باشم.»

از میانه دهه ۸۰ به‌بعد، به‌تدریج نشانه‌های تغییر در رویکرد لاریجانی آشکار شد. لاریجانیِ این بار در قامت رئیس مجلس از سال ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۹، در حال پوست اندازی از یک چهره ایدئولوژیک، به سیاستمداری عملگرا و میانه رو بود که تلاش می‌کند میان ساختار قدرت و نیاز‌های کشور تعادل برقرار کند؛ اگرچه این دگردیسی برای او گران تمام شد.

ورود علی لاریجانی به انتخابات مجلس هشتم، نمایش اختلافات درون جریان اصولگرا بود؛ به‌ویژه بر سر سرلیستی تهران و رقابت با حدادعادل. اختلافات به حدی بود که لاریجانی در نهایت از قم نامزد شد و برای رسیدن به ریاست مجلس، دست به دامن اصول‌گرایان میانه‌رو و اصلاح‌طلبان شد. همین شکاف‌ها در اردوگاه اصولگرایان چنان عمیق شد که در نهایت به تولد فراکسیون «رهروان ولایت» و بعد‌ها به شکل‌گیری «جبهه پایداری» انجامید.

پیام تبریک لاریجانی به میرحسین موسوی نقطه عطف دیگری در کارنامه او و زمینه ساز «یکشنبه سیاه مجلس» بود؛ روزی که محمود احمدی‌نژاد در جلسه استیضاح وزیر خود، فیلمی مخفیانه از یک جلسه میان فاضل لاریجانی و سعید مرتضوی پخش کرد. لاریجانی خطاب به احمدی‌نژاد گفت: «اتفاقاً خوب شد شما که دائم بگم بگم در کشور راه انداختید امروز این فیلم را نشان دادید تا مردم شخصیت شما را بهتر بشناسند».

اثبات برادری به جریان اعتدال‌گرا


بیشتر بخوانید:

علی لاریجانی کیست؟/ همه سوابق مشهورترین اصولگرای میانه‌رو

دیپلمات جوش‌دهنده یا دیپلمات کش‌دهنده؟ | انتخابات ۱۴۰۳: سیاست کلان نظام در قبال مذاکره با غرب چیست؟


لاریجانی در دولت روحانی برادری خود را به جریان اعتدال‌گرا ثابت کرد؛ «تصویب ۲۰ دقیقه‌ای برجام»، او را علنا در برابر تندرو‌ها قرار داد و اعلام رسمی ورود لاریجانی به اردوگاه میانه روان بود.

از همان زمان روابط تیره اصلاح طلبان با لاریجانی نه‌تنها حسنه شد، بلکه زمزمه‌هایی از ائتلاف اصلاح‌طلبان و لاریجانی در جریان تشکیل مجلس دهم و لیست امید شنیده شد.

او با دریافت پیام‌هایی از شرکت در انتخابات مجلس یازدهم صرف نظر کرد؛ اقدامی که برخی آن را مکثی برای خیز برداشتن به سمت پستی کلیدی‌تر می‌دانستند.

از اوج قدرت تا افول حیات سیاسی؛ پس‌لرزه جفایی که جبران نشد

دهه ۹۰، اوج قدرت خاندان لاریجانی بود و با نزدیک شدن پایان این دهه، افول لاریجانی‌ها نیز آغاز شد. سال ۹۷ صادق لاریجانی از ریاست قوه قضاییه کنار گذاشته شد. علی اردشیر گمان می‌کرد دهه ۱۴۰۰، دهه به اوج رسیدن قدرت اوست. سال ۱۴۰۰ علی لاریجانی با کمپینی متفاوت وارد انتخابات ریاست جمهوری شد به این امید که «صدایش شنیده شود». اما صدای او خیلی زودتر از آنچه تصور می‌کرد قطع شد. رد صلاحیت علی رتبه‌ترین مقام نظام در انتخابات ریاست جمهوری پیام محکمی بود؛ این انتخابات قرار نبود یک پیروز بیشتر داشته باشد و آن ابراهیم رئیسی بود.

نامه شورای نگهبان در توضیح دلایل رد صلاحیت علی لاریجانی برگی از تاریخ جمهوری اسلامی است. «نقش او در نابسامانی‌های دولت دوازدهم»، «عدم ساده‌زیستی»، «سفر‌های خارجی» و از همه مهمتر «حواشی خانوادگی»، ترمز علی لاریجانی را برای اوج گرفتن کشید.

رد صلاحیت دوباره لاریجانی در انتخابات زودهنگام ۱۴۰۳ نشان داد در بر همان پاشنه می‌چرخد، اما هر بار پاسخ لاریجانی، ترکیبی از تمکین و اعتراض بود. تمکینی که چهار سال بعد در یک دوره تاریخی مهم او را به ریاست شورای عالی امنیت ملی رساند و اعتراضی که با کلید واژه «خالص سازی» نام او را در تاریخ معاصر ایران، جاودانه کرد.

پرده پایانی؛ پیچیده شدن مسیر پایان جنگ از طریق دیپلماسی

اعلام سیاست «مهربانی بیشتر با مردم»، پس از جنگ دوازده‌روزه، شباهت‌هایی با سال‌های پایانی حیات هاشمی رفسنجانی داشت. هرچند این سیاست خیلی زود به فجایع دی ماه و سپس حمله اسفند ماه رسید و او هرگز مجالی برای بازی سازی پیدا نکرد. درست در روز‌هایی که در فقدان رهبری و ضعف دولت، علی لاریجانی در راس نظام قرار گرفته بود به‌همراه فرزندش مرتضی و محافظان و معاونانش در شورای عالی امنیت‌ملی به شهادت رسید.

مرگ لاریجانی، صرفاً حذف یک فرد از صحنه سیاست نبود؛ بلکه خلأیی در یکی از مهم‌ترین نقاط اتصال میان میدان و دیپلماسی ایجاد کرد. در شرایطی که کشور درگیر جنگ و مذاکرات پیچیده است، فقدان چنین چهره‌ای به گفته بسیاری از ناظران، مسیر رسیدن به یک راه‌حل سیاسی را دشوارتر کرده است.

از لاریجانی تا قالیباف؛ قحط‌الرجال یا توفیق اجباری

در این میان، نگاه‌ها به جایگزین‌ها دوخته شده است. محمدباقر قالیباف، که امروز در موقعیتی مشابه قرار گرفته، تلاش می‌کند در قامت لاریجانی متأخر ظاهر شود. اما تفاوت‌ها قابل چشم‌پوشی نیست: نبود اجماع در میان اصول‌گرایان، پرونده‌های مالی گذشته، فشار جریان‌های تندرو و فقدان پشتوانه رأی قوی، موقعیت او را شکننده‌تر می‌کند. کینه‌های درون‌جریانی، به‌ویژه از سوی طیف نزدیک به سعید جلیلی، مسیر پایان جنگ به سکانداری قالیباف را پر از سنگلاخ کرده است. بی دلیل نیست که سردار امروز دیپلماسی مقابل دوربین می نشیند و به یک جریان التماس می کند که واقعیت میدان را آنطور که او می بیند بپذیرند. اما به نظر نمی‌رسد هیچ چهره‌ای امروز قادر به مدیریت شکاف باشد. 

آنچه مسلم است، این است که فقدان لاریجانی، در یکی از حساس‌ترین مقاطع، سایه‌ای سنگین بر آینده دیپلماسی و سیاست ایران انداخته است. امروز کشور به یک چهره میانی با صلابت و حاضرجوابی لاریجانی نیاز دارد که «وسط» بیایستد و درست مانند پاسخی که به خبرنگار لبنانی داد، بگوید «من مسئول امنیت ملی ایران هستم و من می گویم...».

نظرات شما