رویداد۲۴| در فضای سیاسی و رسانهای این روزها که عدهای از پشت تریبونهای مختلف نسخهی «جنگ تا پیروزی نهایی» را برای ملتی میپیچند که زیر بار تورم استخوان خرد کرده است، توییت یوسف پزشکیان فراتر از یک کنجکاوی شخصی است. او با سه سوال ساده، جنگ برای چه؟ به چه قیمتی؟ و با کدام خروجی؟ تندروهایی که با برچسب «سازشکار» دهان دیگران را میبندند؛ به چالش میکشد.
پسر پزشکیان در حالی که برخی جریانهای رادیکال با نادیده گرفتن هزینههای کمرشکن اقتصادی و زیرساختی، تنها بر طبل تقابل میکوبند و پا فشاری خود بر برخی مواضع و موارد اختلافی در جریان مذاکرات را به رهبری نسبت میدهند؛ با نگاهی واقعگرایانه سوالاتی را طرح میکند که پاسخ آن چندان پیچیده نیست.
۱. بهترین حالت ممکن برای پایان جنگ برای ایران چیست؟
بدون شک بهترین سناریو برای ایران، خروج پیروزمندانه از میدان و بازگشت مقتدرانه به میز مذاکره است. پیروزی در دنیای امروز نه با تصرف خاک، بلکه با تثبیت «بازدارندگی» و تبدیل آن به «امتیاز سیاسی» تعریف میشود.
بر این اساس ایران همچنان که بسیاری از سیاسیون و کارشناسان توصیه میکنند، میتواند دستاوردهای میدانی خود به عنوان ابزاری برای رفع تحریمهای همهجانبه و شناسایی نقش منطقهای خود استفاده کند. سناریوی مطلوب، رسیدن به یک توافق جامع است که در آن «امنیت منطقهای» با «توسعه اقتصادی» پیوند بخورد؛ این همان دیپلماسی عزتمدار است که همواره بر آن تاکید میشود.
۲. کدام دولتها از این جنگ منتفع و کدامیک متضرر میشوند؟
تاریخ نشان داده که دلالان اسلحه و قدرتهای فرامنطقهای که به دنبال فرسایش توان داخلی ایران هستند، بیشترین سود را از جنگهای طولانی میبرند. همچنین برخی رقبای منطقهای که ثبات ایران را مانعی برای بلندپروازیهای خود میبینند، از درگیر ماندن تهران در باتلاق جنگ منتفع میشوند.
بازنده اصلی، اما ملت ایران و لایههای ضعیف اقتصادی هستند که زیر بار تورم جنگی و تخریب زیرساختها کمر خم میکنند.
۳. چه کسی از آتشبس بدون نتیجه منتفع میشود؟ زمان چقدر مهم است؟
زمان قطعا به نفع طرفی است که ذخایر ارزی و تابآوری اقتصادی بیشتری دارد. آتشبس بدون نتیجه (وضعیت نه جنگ و نه صلح)، ایران را در وضعیت تعلیق نگه میدارد؛ وضعیتی که در آن سرمایهگذاری متوقف، فرار مغزها تشدید و زیرساختها فرسوده میشوند.
آتشبس بدون دستاورد دیپلماتیک ملموس، تنها فرصتی برای بازسازی قوای دشمن است. برای ایران، زمان حکم طلا را دارد؛ هر روز تأخیر در تبدیل قدرت نظامی به اعتبار دیپلماتیک، به معنای سوخت رفتن فرصتهای توسعه ملی است.
توییت یوسف پزشکیان را باید صدای عقلانیت در میانه هیاهو دانست. آقایانی که بدون نظرسنجی از مردم ادعا میکنند در ایران کسی به دنبال توافق نیست، یا احتمال جنگ دوباره را ۶۰ درصد دانسته و جدی نمیگیرند، آنهایی صرف در فضای هیاهو و رجزخوانی اظهارنظر میکنند؛ بد نیست که اندکی به این سوالات جدی فکر کرده و پاسخ دهند.
طرح این سوالات از سوی پسر رئیس جمهور، اما نشاندهنده آن است که دولت احتمالاً به دنبال راهی برای خروج از بحران با تکیه بر مذاکرات جاری است. از آنجایی وزیر خارجه را نیز عازم سفرهای مهمی به پاکستان، عمان و روسیه کرده؛ به نظر میرسد که واقعا دستگاه دیپلماسی ایدههای جدی را برای برون رفت از بحران دنبال میکند.
ایران امروز نیازمند پایان دادن به سناریوهای فرسایشی است. بهترین پایان، پایانی است که در آن نه تنها موشکها خاموش شوند، بلکه چرخهای اقتصاد نیز دوباره به حرکت درآیند. پافشاری بر جنگ ابدی، تنها بازی در زمین کسانی است که آرزوی ویرانی ایران را در سر دارند. وقت آن رسیده که دیپلماسی، میوهی مقاومت را بچیند.