رویداد۲۴| علی جنتی در مصاحبه تفصیلی با روزنامه اعتماد گفت: آنچه از سخنان متناقض و متفاوت ترامپ پیداست این است که امریکا به دنبال تسلیم ایران است نه مذاکره. آنها میگویند یا خواسته ما را قبول کنید یا اینکه دوباره حمله میکنیم و پلها و زیرساختها و تاسیسات و نیروگاههای ایران هدف قرار میگیرند. تا زمانی که این رویکرد امریکا تغییر نکند، نمیتوان بهطور کامل توقع دستیابی به توافق را داشت.
وی افزود: اگر اسراییل به ایران حمله میکرد و امریکاییها دخالت نمیکردند، شاید جنگ منطقهای هم رخ نمیداد، اما از جنگ ۱۲روزه تا به امروز امریکاییها همواره از اسراییل دفاع کرده و یک طرف جنگ بودهاند. هم هواپیماهای سوخترسان و هم پایگاههای نظامی امریکا دراختیار اسراییل قرار گرفت. امریکا همچنین در جنگ ۱۲روزه تاسیسات هستهای ایران در اصفهان، نطنز و فردو را هدف قرار داد. رهبر شهید هم در آخرین سخنرانیشان بر ایجاد یک جنگ منطقهای هشدار داده بودند. البته امریکاییها و اسراییلیها و کشورهای عربی منطقه تصور نمیکردند ایران در این حجم وسیع به طرف مقابل پاسخ دهد و آتش بگشاید. با آغاز جنگ، اما ایران سیلی از موشک را به سمت همه پایگاههای امریکا در منطقه سرازیر کرد.
به گفته او، این تدبیر جنگ منطقهای، بسیار مناسب بود و ایران جواب درستی هم از اجرای آن گرفت. امروز پایگاههای امریکایی اغلب از حیزانتفاع خارج شدهاند. از سوی دیگر بسیاری از نخبگان و سران کشورهای منطقه در خفا و آشکار اعلام میکنند، علیرغم هزینههای صدها میلیارد دلاری برای ایجاد پایگاههای نظامی امریکا، این ساختارها کمکی به افزایش امنیت کشورهای عربی نکرده است. اگر قرار باشد این پایگاهها خودشان باعث آسیب رساندن به این کشورها شوند، دیگر چه ضرورتی برای ادامه کار آنها وجود دارد. امروز افکار عمومی مردم کشورهای منطقه منتقد رفتارهای امریکا و رهبران کشورهای خود هستند. اگر ایران جنگ را منطقهای نمیکرد و مثلا فقط اسراییل بود که به ایران حمله میکرد، ایران از فاصله دور ناچار به پاسخ دادن به طرف مقابل میشد و این آگاهی در کشورهای عربی شکل نمیگرفت.
جنتی همچنین گفت: ایران با سه رکن اساسی خود در این جنگ میهنی حاضر است؛ رکن نخستِ قدرتمندی ایران، رکن نظامی است. انصافا برنامهریزیهای نظامی ایران موفق و خلاقانه بوده است. امریکاییها و اسراییلیها تصور نمیکردند ایران یک چنین قدرت موشکی در این ابعاد و به صورت مستمر داشته باشد. این قدرت به اندازهای وسعت داشت که تمام بخشهای قدرت اسراییل و امریکا در منطقه هدف قرار گرفت.
رکن دوم قدرت ایران، کار دیپلماتیک است. این بخش توسط شورای عالی امنیت ملی در دوران شهید لاریجانی همچنین تلاشهای دولت و آقای عراقچی فعالیت میکند و دستاوردهای بسیاری هم شکل داده است. ایران در مرحله انجام مذاکره با طرف مقابل است و معتقدم چارهای جز دست زدن به اقدامات دیپلماتیک وجود ندارد. سفرهای اخیر آقای عراقچی به اسلامآباد، مسقط، روسیه و... از این دست تلاشها است.
رکن سوم قدرت ایران، حمایتهای مردمی است. دشمنان انتظار داشتند پس از آغاز حملات توسط دشمنان مردم به خیابان بریزند و علیه نظام سیاسی ایران شعار داده و فعالیت کنند، اما امروز عکس این ادعا رخ داده است. حتی افرادی که نارضایتیهایی علیه حاکمیت داشتند امروز برای ایران و تمامیت ارضی کشور در صحنه حاضر شدهاند. مردم دیدند دشمن غیرمنصفانه و ناعادلانه در کشاکش مذاکرات حملهاش را آغاز کرد، رهبر کشور و سایر فرماندهان نظامی و دانشمندان کشور را ترور کردند و به ایران حمله کردند. این حضور مردمی بسیار راهگشا بوده است. مردم بیش از ۵۵روز است در خیابان حاضر بوده و از ایده مذاکره دفاع میکنند.
وی افزود: امارات رسما با اسراییل همکاری میکند، اوضاع بحرین هم همینگونه است. این دو کشور تغییری در راهبردهای دفاعی و امنیتی خود نخواهند داد. اماراتیها رسما با اسراییل و امریکا کار میکنند و ابایی از بیان آن ندارند. امارات امروز رسما اعلام میکند با امریکا و اسراییل علیه ایران همکاری میکند. عربستان و کویت هم کمی با احتیاط بیشتر نقشآفرینی میکنند و هرچند ادعا میکنند اجازه استفاده از خاک خود علیه ایران را نمیدهند، اما نشانههای میدانی متفاوت است.
جنتی در ادامه گفت: اگر جنگ به هر شکلی به نفع ایران پایان یابد، شرایط متفاوتی شکل میگیرد. کشورهای منطقه چارهای جز قائل شدن یک جایگاه ویژه برای ایران نیستند. در حال حاضر ایران دست برتر را دارد و اگر این روند در مذاکرات تثبیت شود اوضاع برای ایران بهتر میشود، در غیر این صورت اگر ایران به هر شکلی، مقابل امریکا عقبنشینی کند، فشارها بر ایران افزایش مییابد. کشورهای منطقه از ایران آسیب بسیاری دیدهاند و بهبود روابط با این کشورها بسیار دشوار خواهد بود. حتی قبل از جنگ هم ایران به جز قطر و عمان و تا اندازهای عربستان، رابطه مناسبی با دیگر کشورهای منطقه نداشته است. اگر ایران نتواند به اهداف خود جامه عمل بپوشاند، تاثیرات منفی در روابط ایران با کشورهای منطقه شکل میگیرد.
به گفته او، هدفی که امریکاییها در این جنگ و جنگ ۱۲ روزه داشتند با اسراییل متفاوت است. برای امریکا تغییر رفتار جمهوری اسلامی مهمتر از تغییر نظام سیاسی است، اما اسراییلیها به چیزی جز تغییر رژیم ایران راضی نمیشوند. زمانی که جنگ آغاز شد امریکاییها با هدف اسراییل همراه شدند. اما رخدادهای جنگ، بستن تنگه هرمز و مشکلات انرژی به هر حال چین را هم تحت فشار قرار میدهد. هرچند نقش چین در حمایت از ایران به اندازه توقعات ایران و مردم نبود، اما نمیتوان از نقش مثبت چین و روسیه به نفع ایران غافل شد. اینکه این دو کشور پیشنهاد بحرین در شورای امنیت سازمان ملل را وتو کردند اتفاق مهمی است. در طول این مدت گزارشهای پراکنده منتشر شده نشان میداد که نوعی همکاری ازسوی روسیه و چین به نفع ایران صورت گرفته است. حداقل این همکاریها، همکاریهای اطلاعاتی بوده است. مثلا نقشههای ماهوارهای و سایر اطلاعات حیاتی را دراختیار ایران قرار میدادند. البته حمایتها به شکل تامین تسلیحات و رویکردهای نظامی نبوده، اما باید توجه داشت که این کشورها هم برای کمک مستقیم به ایران مشکلات خاص خود را دارند.
وی تاکید کرد: اینکه ایران تنگه هرمز را مدیریت کرده، بسیار اقدام مثبتی است. اهرمی بسیار قوی هم محسوب میشود. گزارهای که امریکاییها را از پای درآورده، کنترل این تنگه است. ترامپ یک بار به اندازهای عصبانی بود که خطاب به ایران فریاد زد «تنگه لعنتی را باز کنید.» مهمترین معادله برای امریکا باز کردن تنگه هرمز است، اما در عین حال هم حاضر نیستند امتیازات موردنظر ایران را در ازای باز کردن تنگه هرمز بدهند. عملا فشار فوقالعادهای در سطح جهان علیه امریکا شکل گرفته است، چون نفت، بنزین، محصولات پتروشیمی و حتی سایر کالاهای تجاری و اقلام مصرفی در سطح جهان گران شده است، ضمن اینکه اقتصاد خانوارهای امریکایی هم تحتالشعاع این رخدادها قرار گرفته. اما در عین حال باید توجه کرد که هر اهرمی تاریخ مصرف دارد و باید در وقت خود از آن بهره برد. امروز زمان آن است که ایران بر سر تنگه هرمز که برای امریکا بسیار اساسی است و ارزشی بالاتر از اورانیوم غنی شده ۶۰ درصدی دارد به توافق برسد. من نگرانم که اگر به درستی با این برگه بازی نشود به عاملی منفی علیه ایران بدل شود. برگ برنده ایران تنگه هرمز است و ایران نباید اجازه دهد این برگه اعتبار خود را از دست دهد. در واقع باید چک تنگه هرمز را سریعتر نقد کنیم.