رویداد۲۴| جنــگ تحمیلی امریکایی‑صهیونیستی علیه ایران بیش از دو ماه شد، اما نه تنها کمبودی در مواد غذایی و مصرفی مردم ایجاد نشده، بلکه درآمدهای نفتی نیز به رغم محاصره دریایی و تحریمهای امریکا افزایش یافته است. اخیراً قیمت برخی از کالاها گران شده است. برخی دلیل گرانیها را وقوع جنگ قلمداد میکنند و بر قبول شروط امریکا تأکید دارند، اما برخی دیگر قبول شروط امریکا را خودکشی میدانند. سعید لیلاز، تحلیلگر اقتصادی، تورم فروردین ماه و افزایش قیمتها را ناشی از ساختار غلط اقتصادی میداند و معتقد است: «ما خیلی قبلتر از جنگ ۱۲ روزه هم تورم داشتهایم و تورم ماهانه ۶، ۷ و حتی ۸ درصدی را تجربه کردیم. اما چیزی که من را اذیت میکند این است که این تورم را به عمد یا به سهو به جنگ نسبت دهیم. ایران رنگ قحطی را نخواهد دید، زیرا حتی در سالهای کمباران نیز ۱۳۰ تا ۱۴۰ میلیون تن در سال غذا تولید کردهایم. طبیعتاً از محاصره اقتصادی دچار آسیب میشویم، اما اگر این محاصره ادامه یابد، چهار کشور حاشیه خلیج فارس میمیرند.»
اکنون در ماه سوم جنگ رمضان قرار داریم. بعد از گذشت ۶۰ روز تورم قیمتی و برخی گرانیها در قیمت کالاها اتفاق افتاده است. برخی تورم ۷ تا ۸ درصدی فروردین را وقوع جنگ میدانند و تصور میکنند که با قبول شروط امریکای جنایتکار و تحویل اورانیوم غنیشده، فشار اقتصادی و تحریمها از کشورمان برداشته میشود. سعید لیلاز، تحلیلگر اقتصادی، تسلیم در مقابل دشمن را خودکشی میداند و گرانیهای اخیر را به جنگ مربوط نمیداند. وی جنگ تحمیلی امریکایی‑صهیونیستی را جنگ آخرالزمانی عنوان کرده و درباره محاصره دریایی و تأثیر آن بر اقتصاد کشور میگوید: «ایران رنگ قحطی را نخواهد دید، زیرا حتی در سالهای کمباران نیز ۱۳۰ تا ۱۴۰ میلیون تن در سال غذا تولید کردهایم که این شامل محصولات دریایی هم میشود. با این حال به نظر میرسد امسال با توجه به ترسالی، تولید غذا در کشور بیشتر هم شود.»
این تحلیلگر اقتصادی با بیان اینکه براساس آمار رسمی ما در سال غذای ۱۵ تا ۲۰ میلیون نفر را در ایران دور میاندازیم، میافزاید: «این موضوع به دلیل بد مصرفی و ضعف در نظام بستهبندی و نظام توزیع است. ما در زمینه واردات تراز داریم، اما در مبلغ کسری داریم؛ یعنی واردات مواد غذایی ما بیشتر از صادرات است، اما در تناژ اینطور نیست. پارسال ۴ میلیون تن گندم وارد کردیم و در بعضی سالها ۷ میلیون تن وارد کردهایم. با توجه به ذخایر استراتژیک امسال نیازی به واردات نیست.»
قیمت خرید گندم کار بزرگ دولت است
وی تأکید میکند: «امسال دولت کار بزرگی کرد و اشتباه پارسال را جبران کرد و قیمت خرید تضمینی گندم را به ۵۰ هزار تومان رساند که البته تا ۷۰ هزار تومان هم جا داشت، اما همین ۵۰ هزار تومان باعث میشود که ایران رنگ قحطی را در کالاهای اساسی نبیند.»
وی میگوید: «در بعضی از کالاها ممکن است دچار مشکل شویم. البته ما از بازار عراق هر چه بخواهیم میتوانیم وارد کنیم. من معتقدم میزان صادرات عملی ایران براساس گمرک ایران حدود ۵۵ میلیارد دلار است، اما تصور من این است که این مقدار شاید دو برابر باشد، زیرا از طریق فشار شبکه دولتی به بازرگان میگوییم که ارز صادراتی باید بازگردانده شود و مقررات زیادی قرار میدهیم و لذا خیلیها به صورت قاچاق کالا صادر میکنند، در حالی که میزان صادرات واقعی کالای ایران به کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس الان هم ادامه دارد به صورت قاچاق.»
وی میافزاید: «فقط به عراق و افغانستان حدود ۱۵ تا ۲۰ میلیارد دلار صادرات داریم. محاصره دریایی البته به اقتصاد ایران آسیب میزند، اما خود غربیها میگویند که تا الان جلوی چهار کشتی ایران را گرفتهاند.»
لیلاز میافزاید: «اگر قرار باشد امسال حدود ۶۰ تا ۶۵ میلیارد دلار کالا وارد کشور شود، شاید حدود ۲۰ میلیارد دلار آن از جنوب وارد شود که میتوانیم بسیاری از آن را به شمال و مرزهای زمینی منتقل کنیم. ما البته از محاصره اقتصادی دچار آسیب میشویم، اما اگر این محاصره ادامه یابد، چهار کشور حاشیه خلیج فارس میمیرند؛ چون قطر هیچ دسترسی به تنگه هرمز ندارد و عراق هم تقریباً دسترسی به تنگه هرمز ندارد. بحرین از طریق پل با عربستان سعودی در ارتباط است، ولی بحرین اصلاً کشور حساب نمیشود. همینطور امارات متحده عربی هم آسیب میبیند.»
وی تأکید میکند: «من فکر میکنم اگر این موضوع در حد چند ماه باشد کاملاً قابل تحمل است، زیرا با توجه به مرزهای چند هزار کیلومتری به راحتی میتوانیم این نقصها را جبران کنیم.»
این تحلیلگر اقتصادی این جنگ را یک جنگ آخرالزمانی میداند و میگوید: «به نظر من ۷۰ درصد نیروی نظامی جهان همه وزنش را روی ایران انداخته است. ما خیلی سعی کردیم جلوی جنگ را بگیریم و نشد. ما چارهای نداشتیم و مظلوم هستیم و حتماً هم این جنگ روی اقتصاد ایران اثر دارد، اما نباید آن را بزرگ کنیم.»
لیلاز در تشریح چرایی تورم ایران میگوید: «واقعیت این است که اقتصاد ایران از دهه ۱۳۴۰ دچار تورم ساختاری بوده تا الان؛ چه با جنگ چه بیجنگ، چه با رفاقت با امریکا یا بدون آن، چه با دشمنی با غرب یا بدون دشمنی، چه با افزایش درآمد ارزی یا بدون افزایش آن، ما دچار یک تورم ساختاری در اقتصاد ایران هستیم که ناشی از یک ناترازی در سازوکار یک دولت بزرگ است.»
لیلاز معتقد است: «بدنه دولت بزرگ و ناکارآمد است و با این مقدار کم به کارمندان خود حقوق میدهد، اما همین را هم نمیتوانیم درآمد کنیم. این یک عامل مهم کسری بودجه است و همین امسال بین ۲ تا ۲ هزار و ۵۰۰ همت کسری بودجه آشکار و پنهان بدون جنگ داریم.»
لیلاز میگوید: «واقعیت دیگر این است که ساختار اقتصاد ایران، بهویژه در حوزه بانکی، فاسد است و فساد بانکی در ایران عامل اصلی تورم و رشد آن است؛ بهویژه در ۱۸ ماه گذشته، یعنی از آذرماه ۱۴۰۳ به بعد، موج جدیدی از تورم در اقتصاد ایران راه افتاده است. ما خیلی قبلتر از جنگ ۱۲ روزه هم تورم داشتهایم و تورم ماهانه ۶، ۷ و حتی ۸ درصدی داشتهایم. اما چیزی که من را اذیت میکند این است که این تورم را به عمد یا به سهو به جنگ نسبت دهیم.»
وی اظهار میدارد: «البته جنگ هم بر اقتصاد ایران اثر میگذارد، اما به نظر من آثار آن از تیر و مرداد به بعد در اقتصاد دیده میشود؛ زیرا در اسفندماه اقتصاد ایران به دلیل ماه رمضان تعطیل بوده است. در نیمه فروردین نیز به دلیل نوروز اقتصاد ایران تعطیل بوده و هر سال هم همینطور است و نیمه دوم فروردین هم هر سال نیمهتعطیل است. تولیدات صنعتی ایران همواره در اسفند و فروردین و ماه رمضان از سمت عرضه کاهش پیدا میکند و از سمت تقاضا هم اگر رشد نقدینگی ناشی از جنگ بخواهد خودش را نشان دهد، در ماههای آتی نمایان خواهد شد؛ بنابراین سهم اصلی تورم فروردین که ۷ درصد بوده است، مطابق آمار بانک مرکزی و آمار مرکز آمار حدود ۵. ۵ تا ۶ درصد بوده است. اینها عددهای بزرگی هستند، اما من سهم اصلی را به مشکلات ساختاری اقتصاد نسبت میدهم.»
وی با طرح این سؤال که چرا در جنگ نرخ دلار گران نشد، میگوید: «اگر جنگ میخواست اثر سیاسی و روانی بگذارد باید اول از همه اثرش را روی قیمت دلار میگذاشت. این در حالی است که ما چه در جنگ ۱۲روزه و چه در جنگ رمضان افزایش قیمت دلار ندیدیم، زیرا آن نشتی که اقتصاد ایران ماهی ۳ تا ۴ میلیارد دلار خروج سرمایه دارد ـ به شکل پول بلیت مسافرت خارجی یا خروج سرمایه ـ در این جنگ اتفاق نیفتاده و همین باعث ثبات قیمت دلار و طلا شده است. ضمن اینکه در دنیا قیمت طلا هم پایین آمده است.»
لیلاز اظهار میدارد: «من تصور میکنم عامل اصلی تورم همچنان ساختار اقتصاد ایران است که تورمزا است و قبلاً هم تورم داشتهایم. البته بسیار بستگی به سیاستهای دولت از این به بعد دارد. اگر دولت بتواند تا حدی رشد نقدینگی در آن بخش غیرمرتبط با کسری بودجه را کنترل کند، شرایط بهتر خواهد شد. پیشنهاد من به دولت این است که از افزایش کسری بودجه برای کنترل نرخ تورم نترسد و اجازه ندهیم کیک اقتصاد کوچک شود. این مستلزم آن است که دولت هزینههای عمرانی را دو تا سه برابر کند و همچنین باید از اقشار فرودست جامعه حمایت جدی کند. این پیشنهادی است که به دولت شده و اطلاع دارم که دولت روی آن کار میکند. البته بخشی از ساختار اداری دولت همچنان مانند قبل از جنگ است و باید تغییر کند؛ زیرا اکنون اگر بخواهیم از گمرک کالا ترخیص کنیم، فرآیندها همانند قبل از جنگ انجام میشود.»
این اقتصاددان میگوید: «اگر در ماههای آتی نرخ تورم به دلیل جنگ افزایش یابد، مطلقاً جایی نه برای گریستن است، نه برای جا زدن، نه برای ترسیدن و نه برای ترساندن. این جنگ بر ما تحمیل شده است و ما گریزی از آن نداشتهایم و نداریم. هر آنچه که توانستیم برای جلوگیری از جنگ پیشنهاد دادیم؛ هم برای جلوگیری و هم برای اتمام و آتشبس آن. دشمن ما از ابتدا معلوم بود که بنای پذیرش این پیشنهادها را ندارد. ایالات متحده امریکا یک ایرانی مستقل را برنمیتابد. در این دوران ما همچنان تورم ساختاری داریم. البته یک مسئله سفتهبازی نیز وجود دارد که بازار ممکن است براساس اطلاعاتی که بهغلط یا درست از واقعیتهای اقتصادی جنگ میگیرد خودش را تنظیم کند، مانند اتفاقاتی که الان در صنعت خودرو رخ میدهد.»
لیلاز همچنین میگوید: «تا الان هم عملکرد دولت درخشان و عملکرد بانک مرکزی بسیار خوب بوده است. امسال هم بارندگی طوری است که به نظرم ۲۰ تا ۳۰ میلیون تن به ظرفیت تولید محصولات کشاورزی اضافه میکند و همین مقدار از فشار واردات و ارزی خواهد کاست و بقیه را هم دولت باید بتواند ذخیره نگه دارد، زیرا چشماندازی از پایان جنگ وجود ندارد. دشمن باید به این جمعبندی برسد که حریف ایران نمیشود.»
لیلاز میگوید: «ممکن است برخی دوستان ما بگویندآقا حالا اونی که اون میخواد بدیم بره؛ اما واقعیت این است که آن چیزی او میخواهد، یعنی خودکشی کنیم. یقیناً اگر ایران حتی تسلیم هم شود، تمام اورانیوم غنیشدهاش را مثل لیبی بار کشتی کند و بفرستد به امریکا (!) سر سوزنی در معادلات بینالمللی و روابط بین ایران و امریکا تغییر ایجاد نخواهد شد.»
وی تأکید میکند: «۵۰ سال است امپریالیسم میخواهد ما را ببلعد و اگر ما قوی نباشیم، صلحی در کار نخواهد بود. من نمیتوانم به صلحطلبان هم میهنم این واقعیت را توضیح دهم، به دلیل الکن بودن زبانم است. نمیتوانم توضیح بدهم که اگر ما ضعیف باشیم، بیشتر در معرض جنگ خواهیم بود.»