رویداد۲۴| اگرچه نشانههایی از انعطاف در پیشنهاد جدید ایران برای پایان تنشها دیده میشود، واکنش سرد دونالد ترامپ دیگر چشمانداز توافق را مبهم کرده است. به نظر میرسد که اختلاف بر سر «زمان و اولویت» مذاکرات، به گره اصلی این پرونده تبدیل شده است.
گزارشهای منتشرشده در رسانههایی مانند وال استریت ژورنال نشان میدهد که تهران در پیشنهاد تازه خود، نسبت به مواضع پیشین تا حدی انعطاف نشان داده است. مهمترین تغییر، کنار گذاشتن پیششرطهای سختگیرانه برای آغاز مذاکره و پذیرش نوعی گفتوگوی همزمان درباره چند پرونده است.
بر اساس این روایتها، پیشنهاد ۱۴بندی ایران یک مسیر دو مرحلهای را ترسیم میکند که بر اساس آن، در گام نخست، موضوعاتی مانند بازگشایی تنگه هرمز، توقف حملات و کاهش فشارهای اقتصادی بهطور همزمان بررسی شوند و در گام دوم، مذاکرات درباره برنامه هستهای و کاهش تحریمها دنبال شود.
این تغییر رویکرد، از نگاه برخی تحلیلگران، نشانهای از تلاش برای خروج از بنبست فعلی است. با این حال، همین «دو مرحلهای بودن» به یکی از اصلیترین نقاط اختلاف تبدیل شده است.
مسأله اصلی جایی است که دو طرف، اولویتهای متفاوتی دارند. واشنگتن، بهویژه شخص ترامپ بارها تأکید کرده که هر توافقی باید مستقیماً برنامه هستهای ایران را هدف بگیرد. از نگاه او، تعویق این موضوع به مراحل بعدی، به معنای از دست دادن اهرم فشار است.
در مقابل، تهران تلاش دارد ابتدا از شدت تنشهای میدانی بکاهد و تضمینهایی درباره عدم تکرار درگیریها بگیرد، سپس وارد پروندههای پیچیدهتر شود.
ریچارد نفیو، مذاکرهکننده پیشین آمریکا و معمار تحریمها علیه ایران در تحلیلی میگوید این پیشنهاد میتواند نوعی «همترازسازی انگیزهها» باشد، زیرا به هر دو طرف امتیازهای محدودی میدهد و مسائل دشوارتر را به آینده موکول میکند. اما همین تعویق، از نظر منتقدان در واشنگتن، نقطه ضعف اصلی طرح است.
یکی از کلیدیترین اختلافها، موضوع تحریمها و محاصره اقتصادی است. ترامپ پیشتر در گفتوگو با اکسیوس تأکید کرده بود که لغو فشار اقتصادی بدون دریافت امتیاز هستهای، «اشتباه استراتژیک» خواهد بود.
از این منظر، پیشنهاد ایران اگرچه شامل امتیازاتی در حوزههای منطقهای و امنیتی است، اما هنوز به مطالبه اصلی واشنگتن یعنی محدودسازی جدی برنامه هستهای پاسخ نداده است. همین موضوع باعث شده رئیسجمهور آمریکا بهصراحت اعلام کند: «آنها چیزهایی میخواهند که من نمیتوانم با آنها موافقت کنم.»
در فضای فعلی، به نظر میرسد گزینههای پیش روی واشنگتن و تهران محدودتر از همیشه شده است. تحلیلگران بینالمللی از جمله در نشریه آتلانتیک هشدار میدهند که هر دو مسیر اصلی اعم از تشدید نظامی یا توافق هزینههای سنگینی دارند.
از یک سو، بازگشت به درگیری میتواند پیامدهای غیرقابل پیشبینی برای اقتصاد جهانی، بهویژه بازار انرژی، داشته باشد. از سوی دیگر، رسیدن به توافق نیز نیازمند امتیازدهی قابل توجه از هر دو طرف است؛ امری که در فضای سیاسی داخلی دو کشور آسان به نظر نمیرسد.
برخی گزارشها حاکی از آن است که کاخ سفید ممکن است همچنان روی «استراتژی فشار بیشتر» حساب باز کند؛ یعنی ادامه تحریمها و صبر برای تغییر موضع ایران. اما تجربههای گذشته نشان داده که این رویکرد لزوماً به نتایج سریع منجر نمیشود. ایران سالها در برابر تحریمها مقاومت کرده و راههای دور زدن آن را خوب آموخته است. از این رو بعید است که فشار اقتصادی بهتنهایی، در بازه بتواند اهداف حداکثری واشنگتن را محقق کند.
در مجموع به نظر میرسد که پیشنهاد جدید ایران اگرچه نشانههایی از انعطاف دارد، اما هنوز فاصله قابل توجهی با انتظارات حداکثری آمریکا دارد. اختلاف نه بر سر اصل مذاکره، بلکه بر سر ترتیب و اولویتهاست است؛ لذا تا زمانی که این شکاف پر نشود، هر طرحی حتی اگر در ظاهر «پیشبرنده» باشد، ممکن است در همان نقطه آغاز متوقف شود.