رویداد۲۴| گزارش تازه سامانههای ردیابی کشتیرانی از جمله «تانکرترکرز» درباره عبور یک نفتکش غولپیکر ایرانی از مسیرهای تحت پایش آمریکا، بار دیگر بحث پرچالش «محاصره دریایی» را به صدر تحلیلهای انرژی و امنیت دریایی بازگردانده است؛ مفهومی که بیش از آنکه یک محاصره کلاسیک نظامی باشد، شبکهای پیچیده از رصد، فشار اقتصادی و جنگ اطلاعاتی در دریا است.
در این گزارش، از نفتکش «هیوج» متعلق به شرکت ملی نفتکش ایران نام برده شده؛ کشتیای که بنا بر دادههای ردیابی، حامل حدود ۱.۹ میلیون بشکه نفت خام به ارزش تقریبی ۲۲۰ میلیون دلار بوده و پس از عبور از اقیانوس هند، در نزدیکی سریلانکا مشاهده شده و سپس مسیر خود را از تنگه لومبوک اندونزی به سمت آبهای جنوب شرق آسیا ادامه داده است.
آنچه در ادبیات رسانهای از آن با عنوان محاصره دریایی آمریکا یاد میشود، در عمل به معنای بستن فیزیکی مسیرهای عبور کشتیها نیست. حتی در اوج جنگ و بعد از بست تنگه هرمز از سوی ایران، آمریکا هیچگاه به یک محاصره نظامی کامل و کلاسیک متوسل نشده است. آنچه در عمل شکل گرفته، یک سازوکار چندلایه است؛ ردیابی ماهوارهای، پایش لحظهای موقعیت کشتیها، کنترل بیمههای بینالمللی، فشار بر شرکتهای کشتیرانی و در نهایت تهدید خریداران نفت ایران. هدف این شبکه نه توقف فیزیکی نفتکشها، بلکه سختتر و پرهزینهتر کردن مسیر فروش نفت است.
بررسیهای رسانههای بینالمللی و شرکتهای ردیابی دریایی نشان میدهد بخشی از کشتیهایی که در چارچوب صادرات نفت ایران فعالیت میکنند، از مجموعهای از روشهای شناختهشده برای کاهش قابلیت ردیابی استفاده میکنند.
خاموش کردن یا دستکاری سامانه موقعیتیاب (AIS)، جابهجایی محموله در دریا بین دو نفتکش، تغییر مسیرهای غیرمتعارف و استفاده از ناوگانی با هویتهای متغیر، از جمله این روشهاست. همین الگوها باعث شده در گزارشهای غربی اصطلاح «ناوگان سایه» برای توصیف این شبکه حملونقل به کار رود.
در مورد نفتکش «هیوج» نیز تحلیلگران معتقدند عبور از مسیرهای مشخص در اقیانوس هند و ورود به تنگه لومبوک، با الگوهای معمول انتقال نفت به بازارهای آسیایی—بهویژه شرق آسیا—همخوانی دارد؛ بازاری که همچنان یکی از مقصدهای اصلی نفت ایران در شرایط تحریمی محسوب میشود.
با وجود تمام این مسیرهای دور زدن، گزارشهای تحلیلی در رسانههایی مانند بلومبرگ و رویترز نشان میدهد سیاست فشار حداکثری آمریکا بیاثر نبوده است. صادرات نفت ایران از مسیرهای رسمی کاهش یافته و بخش مهمی از تجارت نفت به کانالهای غیرشفاف منتقل شده است.
اما در مقابل، همین گزارشها تأکید دارند که جریان صادرات بهطور کامل متوقف نشده و همچنان به شکل غیررسمی ادامه دارد. به بیان دیگر، اگرچه شفافیت بازار نفت ایران کاهش یافته، اما جریان فیزیکی نفت همچنان برقرار است؛ موضوعی که خود باعث شکلگیری یک وضعیت خاکستری در بازار انرژی شده است.
یکی از چالشهای اصلی در تحلیل این وضعیت، نبود آمار دقیق و رسمی از تعداد نفتکشهایی است که از سیستمهای ردیابی عبور میکنند یا بخشی از مسیر خود را بدون شفافیت طی میکنند. دادههای موجود عمدتاً بر پایه ردیابی ماهوارهای و تحلیل رفتاری کشتیهاست و همین موضوع باعث میشود برآوردها با عدم قطعیت همراه باشد.
به همین دلیل، تصویر کلی از صادرات نفت ایران در شرایط تحریمی، بیشتر شبیه یک شبکه در حال تغییر است تا یک جریان قابل اندازهگیری دقیق.
آنچه امروز در آبهای بینالمللی جریان دارد، نه یک محاصره کامل و نه یک تجارت آزاد معمولی است، بلکه نوعی رقابت فرسایشی میان ردیابی و دور زدن ردیابی است.
آمریکا تلاش میکند با ابزارهای فناورانه و مالی، مسیر صادرات نفت ایران را محدود کند و در مقابل، شبکه حملونقل نفت نیز با انعطافپذیری بالا، خود را با شرایط جدید تطبیق میدهد.
در چنین وضعیتی، عبور نفتکشهایی مانند «هیوج» بیش از آنکه یک اتفاق استثنایی باشد، نشانه ادامه همین رقابت پیچیده در دریاست؛ رقابتی که فعلاً نه برنده قطعی دارد و نه نشانهای از پایان. به خصوص که دونالد ترامپ اخیرا تاکید کرده که این محاصره میتواند طولانی باشد.