رویداد۲۴| دونالد ترامپ شب گذشته با اعلام آغاز پروژه آزادسازی بار دیگر نام تنگه هرمز را به صدر اخبار و تحولات بازگرداند؛ آبراهی که این روزها نه فقط مسیر عبور نفتکشها، بلکه محل تلاقی ارادههای سیاسی و نظامی شده است.
اگرچه در ظاهر، آتشبس اخیر میان تهران و واشنگتن باید به کاهش تنشها منجر میشد، اما تحولات میدانی نشان میدهد که این توقف درگیری، بیشتر به بازآرایی نیروها و تغییر شکل تقابل انجامیده است. محدود شدن عبور و مرور دریایی و افزایش حضور نظامی در منطقه، عملاً وضعیت «نه جنگ، نه صلح» را به یک بیثباتی دائمی تبدیل کرده؛ جایی که هر حرکت میتواند بهسرعت به سوءبرداشت یا درگیری جدید منجر شود.
در چنین فضایی، ادعای ترامپ مبنی بر اینکه «کشتیهای بیطرف» در تنگه گرفتار شدهاند و آمریکا قصد دارد آنها را خارج کند، بیش از آنکه یک خبر صرف باشد، حامل یک پیام سیاسی روشن است: بازگشت فعالانه واشنگتن به مدیریت صحنه.
این رویکرد ترامپ اما واکنش جدی و قاطع ایران همراه شده است. سرلشکر عبداللهی، فرمانده قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا (ص) در همین راستا اعلام کرد که ما با تمام توان امنیت تنگه هرمز را حفظ و پرقدرت مدیریت میکنیم و به تمام کشتیهای تجاری و نفتکش اعلام میکنیم از هرگونه اقدامی برای تردد بدون هماهنگی نیروهای مسلح مستقر در تنگه هرمز خودداری نمایند تا امنیت آنها به خطر نیفتد.
وی تاکید کرد: هشدار میدهیم هر نیروی مسلح بیگانه بهخصوص ارتش متجاوز آمریکا، چنانچه قصد نزدیک شدن و ورود به تنگه هرمز را داشته باشند مورد تهاجم قرار خواهند گرفت.
ابراهیم عزیزی، رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس نیز در توییتی به زبان انگلیسی نوشت:: هرگونه مداخلۀ آمریکا در رژیم جدید دریایی تنگۀ هرمز، بهمنزلۀ نقض آتشبس تلقی خواهد شد. تنگۀ هرمز و خلیجفارس با پستهای توهمآلود ترامپ مدیریت نخواهد شد. هیچکس سناریوهای «بازی مقصریابی» را باور نخواهد کرد!
ترامپ این طرح را «بشردوستانه» توصیف میکند؛ عملیاتی برای نجات کشتیها و خدمهای که به گفته او «هیچ نقشی در مناقشه ندارند». اما همزمان، تهدید به «برخورد قهری» با هرگونه مداخله، این روایت را پیچیدهتر میکند.
تحلیلگران معتقدند این دوگانه، بخشی از یک استراتژی آشناست: ترکیب دیپلماسی و فشار. از یک سو، سخن گفتن از «گفتوگوهای بسیار مثبت» با ایران، و از سوی دیگر، تعریف عملیاتی که میتواند به حضور نظامی مستقیم در یکی از حساسترین نقاط جهان منجر شود.
در واقع، «پروژه آزادی» را میتوان تلاشی برای تغییر قواعد بازی دانست؛ اقدامی که اگرچه با عنوان کمک به کشتیهای گرفتار مطرح شده، اما در عمل میتواند به تثبیت حضور آمریکا در شرایطی منجر شود که موازنه قدرت در منطقه در حال بازتعریف است.
در همین حال، روزنامه «وال استریت ژورنال» در گزارشی درباره ابعاد کمتر روشن این طرح به نقل از یک مقام آمریکایی نوشت که عملیات پیشنهادی واشنگتن در تنگه هرمز، در اصل نوعی «سازوکار هماهنگی دریایی» میان کشورها، شرکتهای بیمه و خطوط کشتیرانی است؛ سازوکاری که هدف آن تسهیل عبور و مرور ایمن کشتیهای تجاری از این آبراه اعلام شده است. این مقام آمریکایی همچنین تأکید کرده است که در مرحله فعلی، این ابتکار شامل اسکورت مستقیم کشتیهای تجاری توسط ناوهای جنگی آمریکا نمیشود.
در همین چارچوب، باراک راوید، خبرنگار پایگاه خبری «اکسیوس»، در گزارشی به نقل از یک مقام آمریکایی جزئیات بیشتری از این طرح منتشر کرده است. به گفته این مقام، عملیات مورد نظر آمریکا در تنگه هرمز در اصل یک «سازوکار هماهنگی دریایی» میان کشورها، شرکتهای بیمه و خطوط کشتیرانی است که هدف آن تسهیل و مدیریت عبور ایمن کشتیهای تجاری از این آبراه پرتنش عنوان شده است.
در این گزارش تأکید شده که برخلاف برداشتهای اولیه از سخنان ترامپ، این ابتکار در مرحله فعلی شامل اسکورت مستقیم کشتیهای تجاری توسط ناوهای جنگی آمریکا نمیشود و بیشتر بر هماهنگی اطلاعاتی و امنیتی میان بازیگران تجاری و دریایی متمرکز است. با این حال، همین تعریف محدود نیز نتوانسته از ابهامهای سیاسی و امنیتی طرح بکاهد؛ بهویژه در شرایطی که هرگونه تغییر در وضعیت تردد در تنگه هرمز، بهسرعت در چارچوب رقابت مستقیم ایران و آمریکا تفسیر میشود.
تنگه هرمز همیشه یکی از حساسترین نقاط ژئوپلیتیک جهان بوده، اما آنچه امروز رخ میدهد، این گذرگاه را به سطحی بیسابقه از اهمیت رسانده است. اختلال در تردد کشتیها، نگرانی از امنیت مسیرهای انرژی و افزایش هزینههای حملونقل، تنها بخشی از تبعات فوری این وضعیت است.
در سطحی عمیقتر، کنترل یا حتی مدیریت این آبراه، به ابزاری برای اعمال فشار سیاسی تبدیل شده است؛ ابزاری که هم تهران و هم واشنگتن تلاش دارند به شکلهای مختلف از آن بهره ببرند.
آنچه بیش از همه در تحلیلها تکرار میشود، خطر «خطای محاسباتی» است. حضور همزمان نیروهای نظامی، فضای بیاعتمادی و نبود یک چارچوب شفاف برای مدیریت بحران، شرایطی را ایجاد کرده که حتی یک حادثه کوچک میتواند به سرعت از کنترل خارج شود.
در چنین شرایطی، اجرای عملیاتی مانند «پروژه آزادی» میتواند بهجای کاهش تنش، به افزایش برخوردهای ناخواسته منجر شود؛ بهویژه اگر طرفهای مقابل برداشتهای متفاوتی از ماهیت این اقدام داشته باشند.
نکته قابل توجه در اظهارات ترامپ، تأکید همزمان بر «پیشرفت مذاکرات» است؛ گزارهای که اگرچه میتواند نشانهای از باز بودن کانالهای دیپلماتیک باشد، اما در کنار تحرکات نظامی، تصویری متناقض ایجاد میکند.
تجربههای پیشین نشان داده که دیپلماسی در سایه تهدید، اگرچه ممکن است امتیازاتی کوتاهمدت ایجاد کند، اما در بلندمدت به بیاعتمادی عمیقتر منجر میشود. به همین دلیل، برخی تحلیلگران معتقدند این رویکرد بیش از آنکه به توافقی پایدار ختم شود، صرفاً مدیریت موقت بحران را هدف گرفته است.
در نهایت، «پروژه آزادی» را باید در بستر رقابتی بزرگتر دید؛ رقابتی که در آن، هر اقدام بهظاهر محدود میتواند پیامدهایی گسترده داشته باشد. اینکه این طرح به کاهش فشار بر کشتیها و بازار انرژی منجر شود یا به جرقهای برای دور تازهای از تنشها تبدیل گردد، به نحوه اجرای آن و واکنش بازیگران منطقهای بستگی دارد.
آنچه مسلم است این است که تنگه هرمز، بار دیگر به نقطهای تبدیل شده که سرنوشت آن، نه فقط برای کشورهای منطقه، بلکه برای اقتصاد جهانی تعیینکننده است؛ و هر تصمیمی در این نقطه، میتواند فراتر از یک عملیات دریایی، معادلات یک بحران پیچیده را دگرگون کند.