رویداد۲۴ | منیره چگینی: در هفتههای اخیر، همزمان با تشدید تنشهای نظامی در خاورمیانه و انتشار خبرهایی درباره حمله به برخی زیرساختهای حساس در منطقه، موجی از شایعات نیز در شبکههای اجتماعی شکل گرفته است. یکی از پرحاشیهترین این ادعاها، مربوط به «هدف قرار گرفتن مراکز کنترل آبوهوا و رادارهای اصلاح بارش» در کشورهای حاشیه خلیج فارس، بهویژه امارات متحده عربی است؛ شایعهای که برخی کاربران آن را به تغییر الگوی بارشها، خشکسالی در ایران و حتی اختلالات اقلیمی اخیر در منطقه مرتبط میدانند.
در فضای مجازی، تصاویری از رادارها، آنتنها و تأسیسات هواشناسی دستبهدست میشود و برخی مدعیاند تخریب این مراکز باعث برهم خوردن تعادل اقلیمی خاورمیانه شده است. همزمان، وقوع بارشهای غیرمعمول، سیلابهای ناگهانی، بارانهای تیرهرنگ و تغییرات شدید دمایی نیز به سوخت تازهای برای گسترش این روایتها تبدیل شده است.
اما آیا اساساً فناوریای وجود دارد که بتواند آبوهوای یک منطقه را کنترل کند؟ آیا رادارها قادرند مسیر ابرها را تغییر دهند یا بارشها را متوقف کنند؟ و آیا اتفاقات اقلیمی اخیر واقعاً به جنگ و حملات نظامی مرتبط است یا ریشه در بحران بزرگتر تغییرات اقلیمی و گرمایش زمین دارد؟
مهدی زارع، استاد تمام هواشناسی و اقلیمشناسی، در گفتوگو با رویداد۲۴ این ادعاها را از منظر علمی بررسی کرده و میگوید بسیاری از روایتهای منتشرشده درباره «دستکاری آبوهوا» بیشتر به تئوریهای توطئه شباهت دارند تا واقعیت علمی.
بیشتر بخوانید: ویرانیهای امروز و برنامههای فردا؛ ایران بعد از جنگ چه شکلی است؟
مهدی زارع می گوید ادعاها درباره بهبود آب و هوای خاورمیانه پس از تخریب یک مرکز اصلاح آب و هوا در امارات متحده عربی اساس علمی ندارد و صرفاً یک شایعه است.
او توضیح داده که امارات برنامههای بارور کردن ابرها دارد، اما این تکنیک تنها میتواند ۱۰ تا ۳۰ درصد بارندگی محلی را در شرایط آب و هوایی مناسب افزایش دهد و هیچ تأسیساتی قادر به تولید یا تثبیت آب و هوای منطقهای نیست که تخریب آن منجر به اختلال ناگهانی شود.
زارع با اشاره به سیلهای بیسابقه در ایران و کشورهای حوزه خلیج فارس در سالهای ۱۴۰۲ تا ۱۴۰۴ گفت: «این پدیدهها دو عامل اصلی دارند: اول افزایش دمای هوا که توانایی جو در حفظ رطوبت را حدود ۷ درصد به ازای هر درجه سانتیگراد افزایش میدهد و منجر به بارش شدیدتر میشود؛ دوم عبور سامانههای کمفشار از شبه جزیره عربستان و ناهنجاریهای دمای سطحی در دریای سرخ و خلیج فارس.»
او تاکید کرد که هیچ منبع رسمی علمی تخریب مراکز اصلاح آب و هوا یا فناوریهای مهندسی زمین را به تغییرات اقلیمی اخیر مرتبط نمیداند.
زارع سپس به اثرات مستقیم جنگ اشاره کرده و گفت: «حملات گسترده ایالات متحده و اسرائیل به زیرساختهای نفتی ایران باعث انتشار حجم عظیمی از دوده و کربن سیاه شد. پدیده باران سیاه در تهران و جنوب ایران از اواخر اسفند ۱۴۰۴ مشاهده شد. این ابرهای دود، تابش خورشیدی را مسدود کرده و دمای روز را کاهش میدهند و چرخه بهاری پوشش گیاهی را مختل میکنند.»
او افزود: «تنها در دو هفته جنگ، بیش از ۵ میلیون تن معادل CO۲ گازهای گلخانهای از سوخت جتها، انفجارها و آتشسوزی پالایشگاهها منتشر شد. کربن سیاه در کوتاهمدت گرمای بسیار بیشتری نسبت به CO۲ تولید میکند، زیرا تابش خورشیدی را جذب کرده و روی زمین مینشیند.»
مهدی زارع توضیح داد: «تخریب زیرساختهای حیاتی، از جمله کارخانههای نمکزدایی و آب شیرینکنها، چرخه توزیع آب شیرین در منطقه را مختل کرده است. همچنین تغییر مسیر گسترده پروازهای تجاری، مصرف سوخت بیشتر و انتشار NOx در ارتفاعات بالا را افزایش داده و بر تشکیل ابرهای سیروس اثر میگذارد.»
وی در پاسخ به نظریههای آنلاین درباره دستکاری آب و هوا با رادار گفت: «ایستگاههای رادار نمیتوانند ابرها را منحرف کنند یا خشکسالی ایجاد کنند. عملکرد اصلی رادار، ارسال و دریافت امواج رادیویی برای تشخیص مکان و حرکت طوفانها است.»
زارع افزود: «یک سامانه آب و هوایی مانند رعد و برق انرژی بسیار بیشتری از هر فرستنده راداری دارد؛ بنابراین هیچ رادار زمینی قادر به "هل دادن" یا تغییر مسیر یک توده ابر نیست.»
بیشتر بخوانید: موضوع هارپ و کنترل بارندگی حقیقت دارد؟/ علت کمبارشی امسال در ایران چیست؟
این استاد هواشناسی به پروژه هارپ – برنامه تحقیقاتی شفق قطبی – اشاره کرده و گفته این سیستم یونوسفر را هدف قرار میدهد، در حالی که تقریباً همه ابرهای بارانزا و خشکسالیها در تروپوسفر رخ میدهند. امواج رادیویی از تروپوسفر عبور میکنند بدون آنکه تاثیر قابل توجهی بر آب و هوا بگذارند.
زارع در پایان خاطرنشان کرد: «فعالیتهای انسانی، مانند جنگلزدایی، خشک شدن تالابها و آلودگی شهری، میتوانند بارندگی و رطوبت محلی را کاهش دهند. هیچ مدرک علمی نشان نمیدهد که یک ایستگاه رادار استاندارد بتواند مسیر تودههای هوا را تغییر دهد یا خشکسالی ایجاد کند.»
جنگ آب و هوا را در کوتاه مدت بهتر می کند اما نه به خاطر آسیب دیدن رادارها بلکه به دلیل کاهش فعالیت های صنعتی؛ با آسیب دیدن صنایع مهمی چون فولاد مبارکه اصفهان و فولاد خوزستان و همچنین بسیاری از کارخانجات پتروشیمی، فعالیت های تولیدی آلاینده به طور قابل توجهی کاهش پیدا کرده و به طبع آن آلودگی هوای ناشی از این فعالیت ها نیز کم شده است؛ موضوعی که در کوتاه مدت محیط زیست را نجات می دهد اما در بلند مدت باید منتظر افزایش فعالیت های تولیدی در دوران بازسازی باشیم. وضعیتی که می تواند بار دیگر بر آب و هوا تاثیر منفی داشته باشد.