رویداد۲۴| به گزارش اعتماد، ما به عنوان عضوی از خانواده نسل جوان ایران، از دغدغهها و آرزوهای این نسل میگوییم. ما درک میکنیم که در دورانی پرچالش زندگی میکنیم؛ عصری که امنیت کشور اولویت اصلی است و درک متقابل برای عبور از این دوران، لازمه همبستگی ماست. شرایط جنگی، ضرورت نگاهی ویژه به امنیت را ایجاب میکند و ما نیز بر این نکته واقفیم.
ما به خوبی آگاهیم که در مقاطعی، محدودیتهای ناخواسته در دسترسی به اینترنت، با هدف صیانت از امنیت عمومی و کشور صورت میگیرد. این فهم، نقطه آغاز گفتوگوی ماست.
اما ضروری است که پیامدهای این محدودیتها را بر پیکره اقتصادی، اجتماعی و نوآوری کشور با نگاهی واقعبینانه و دلسوزانه مورد بررسی قرار دهیم، چراکه امنیت پایدار، بدون توجه به تابآوری ملی ممکن نیست و نگرانی ما از همینجاست.
محدودیت اینترنت بینالملل، اگرچه با ملاحظات امنیتی توجیه میشود، اما تداوم آن خسارتهایی ایجاد کرده که نمیتوان نسبت به آن بیتفاوت بود. طبق اعلام کمیسیون اقتصاد دانشبنیان اتاق ایران، خسارت مستقیم این محدودیتها روزانه ۳۰ تا ۴۰ میلیون دلار برآورد شده و با احتساب تبعات غیرمستقیم، این رقم تا ۸۰ میلیون دلار در روز میرسد. همچنین طبق گفته رییس کمیسیون اینترنت و انتقال دادههای سازمان نصر تهران، خسارت روزانه به اقتصاد دیجیتال هم بین ۳ تا ۵ هزار میلیارد تومان برآورد میشود.
برآوردها نشان میدهد معیشت بیش از ۱۰ میلیون نفر بهطور مستقیم و غیرمستقیم از این وضعیت متاثر شده است. استارتآپهای نوپا، کسبوکارهای کوچک که عمدتا توسط جوانان اداره میشوند، فریلنسرها، شرکتهای دانشبنیان و حتی کسبوکارهای بزرگ همگی تحت فشار قرار گرفتهاند و در برخی بخشها نشانههای رکود و تعطیلی قابل مشاهده است. نگرانی جدیتر اینجاست که طبق گفته وزیر محترم ارتباطات، ظرفیت تحمل شرکتها و کسبوکارهای اینترنتی برای این شرایط محدود بوده و اکنون از آن فراتر رفتهایم.
این یعنی مساله صرفا یک مشکل موقت نیست، بلکه نشاندهنده فرسایش تدریجی اکوسیستم نوآوری کشور است.
در حال حاضر شاهد ارایه اینترنت تجاری با بستههایی گرانقیمت، دسترسیهای خاص و شکلگیری تصور اینترنت چند سطحی هستیم که این وضعیت نگرانیهایی درباره عدالت دیجیتال ایجاد کرده است. اگر کشور به اتصال نیاز دارد، این نیاز نباید طبقاتی تعریف شود. اما سوال اصلی اینجاست: هنگامی که یک کسبوکار، به رغم داشتن ابزار لازم مانند اینترنت نمیتواند مشتریان خود را در دسترس داشته باشد و ارتباط برقرار کردن با آنها دشوار است تا چه اندازه این زیرساختها میتوانند موجب رشد و شکوفایی و سرمایهگذاری شوند؟
وقتی برنامهنویس جوان، پژوهشگر، طراح محصول، توسعهدهنده هوش مصنوعی و کارآفرین جوان احساس کند زیستبوم رشد او ناپایدار است، خطر مهاجرت سرمایه انسانی تقویت میشود. این زنگ هشدار آینده کشور است.
در این میان، دانشجویان تحصیلات تکمیلی، بهویژه دانشجویان در آستانه پایان سنوات نیز به شدت متاثر شدهاند. دسترسی به مقالات، پایگاههای علمی، تحلیل داده، نرمافزارهای تخصصی و ابزارهای پژوهشی مبتنی بر هوش مصنوعی برای این قشر ضرورت است، نه امتیاز. آسیب به این مسیر، آسیب به تولید علم کشور است.
ما معتقدیم جامعه متصل فقط مصرفکننده رسانه نیست، بخشی از قدرت رسانهای کشور است. مردم در رسانه نیز میتوانند همچون خیابان نقشآفرینی کنند. جوانان این سرزمین در جنگ روایت، در دفاع رسانهای از کشور، در اقناع و مقابله با جنگشناختی میتوانند سرمایه ملی باشند؛ مشروط بر آنکه این ظرفیت دیده شود و این دقیقا همانجاست که این مطالبه میتواند کمککننده باشد، نه تقابلی.
در کنار این هزینهها، ابهام در حکمرانی این حوزه نیز بر نگرانیها افزوده است. هر روز نهادی مسوولیت را به نهادی دیگر ارجاع میدهد و در افکار عمومی این پرسش شکل گرفته که مرجع تصمیمگیری دقیقا کجاست. شفافیت در چنین موضوعی، بخشی از راهحل است.
از این رو پیشنهاد و مطالبه ما روشن است:
٭ بازنگری فوری در تداوم محدودیتهای فرساینده
٭ حرکت از انسداد به حکمرانی هوشمند
٭ پرهیز از اینترنت طبقاتی
٭ حفظ پایداری اقتصاد دیجیتال
٭ به رسمیت شناختن اتصال پایدار به عنوان بخشی از امنیت ملی نوین
ما باور داریم امنیت و اتصال پایدار، دوگانه متعارض نیستند.
کشوری که میخواهد در هوش مصنوعی و فناوریهای نو پیشرو باشد، نمیتواند با منطق خاموشی پیش برود.
قطع اینترنت فقط قطع ارتباط نیست؛ قطع بخشی از اقتصاد است، قطع بخشی از نوآوری است و خاموش کردن بخشی از ظرفیت مردم برای حمایت از کشور است.
اینترنت را به مردم، اقتصاد و آینده ایران بازگردانید.