رویداد۲۴| آتشبس فعلی، از همان ابتدا بیش از آنکه نشانهای از پایان بحران باشد، به «مکثی کوتاه» در میانه یک تقابل فرسایشی شباهت داشت. حالا هم با توجه به آخرین تحولات نهتنها چشمانداز روشنی از صلح دیده نمیشود، بلکه نشانههای ورود به فاز تازهای از تنش، بیش از هر زمان دیگری خود را نشان میدهد؛ تنشی که اینبار کانون آن نه صرفاً میدانهای نظامی، بلکه یکی از حیاتیترین شریانهای اقتصاد جهان یعنی تنگه هرمز است.
در شرایطی که ایران عملاً کنترل تردد در این آبراه را در دست گرفته و عبور کشتیها را منوط به هماهنگی با نیروهای خود میداند، واشنگتن با طرحی تحت عنوان «پروژه آزادی» بهدنبال بازتعریف قواعد بازی است؛ طرحی که اگرچه بهگفته منابع آمریکایی لزوماً به معنای اسکورت مستقیم کشتیها نیست، اما حضور فعال نیروی دریایی این کشور در مجاورت مسیر عبور را تثبیت میکند. همین «حضور در مجاورت» شاید همان نقطهای باشد که هر لحظه میتواند به جرقهای برای درگیری تبدیل شود.
در پس این آرایش نظامی، یک واقعیت سیاسی مهم قرار دارد؛ دیپلماسی عملاً قفل شده است. پیشنهاد ۹ شرطی آمریکا با پاسخ ۱۴ شرطی ایران مواجه شده و هیچیک حاضر به عقبنشینی نیستند. این وضعیت، آتشبس را از یک توافق قابل اتکا، به وضعیتی معلق و بیضمانت تبدیل کرده است.
در چنین فضایی، حتی تحلیلگران نزدیک به ساختار قدرت نیز از احتمال بروز «تنش نظامی» سخن میگویند. مصداق این مدعا توییت علی قلهی است که نوشته: «۴ روز است که تهران انتظار میکشد (شاید هم پیشدستی کرد) که «تنشِ نظامی» رُخ دهد!». همزمان، هشدارهایی درباره تأثیر «محاصره اقتصادی» بر موقعیت ایران مطرح میشود؛ فشاری که میتواند موازنه تصمیمگیری را در تهران پیچیدهتر کند.
اگر به ادبیات رسمی دو طرف نگاه کنیم، نشانهای از کاهش تنش دیده نمیشود. از یک سو رسانههای نزدیک به نهادهای امنیتی ایران، طرح آمریکا را با ادبیاتی تند به چالش میکشند و از «دزدان دریایی مدرن» سخن میگویند؛ از سوی دیگر، فرماندهان نظامی هشدار میدهند که هرگونه ورود نیروی بیگانه به تنگه هرمز، با پاسخ «سخت و پشیمانکننده» مواجه خواهد شد.
در سطح سیاسی نیز پیام مشابهی منتقل میشود: تنگه هرمز، خط قرمز است. مقامات ایرانی تأکید دارند که امنیت این آبراه در اختیار ایران است و هرگونه تغییر در این معادله، بهمنزله نقض آتشبس تلقی خواهد شد. در مقابل، واشنگتن نهتنها از موضع خود عقب ننشسته، بلکه با طرحهای جدید، عملاً در حال آزمودن مرزهای این خط قرمز است.
در این میان، اروپا نیز با احتیاط وارد صحنه شده است. کایا کالاس از آمادگی اتحادیه اروپا برای مشارکت در تأمین امنیت دریایی سخن گفته و امانوئل مکرون بر ضرورت بازگشایی تنگه هرمز از مسیر مذاکره تأکید کرده است؛ هرچند پاریس ترجیح داده از همراهی مستقیم با طرح آمریکا فاصله بگیرد.
این موضع دوگانه، نشاندهنده یک واقعیت مهم است. اروپا از یکسو نگران امنیت انرژی و تجارت جهانی است و از سوی دیگر، نمیخواهد درگیر یک تقابل نظامی پرهزینه شود. همین احتیاط، اگرچه فعلاً مانع از گسترش بحران شده، اما در صورت تشدید تنشها، ممکن است جای خود را به مداخلهای فعالتر بدهد.
در دل این بحران، یک متغیر کلیدی وجود دارد یعنی اقتصاد. تنگه هرمز نهفقط یک مسیر دریایی، بلکه گلوگاه اصلی انتقال انرژی جهان است؛ مسیری که ارزش سالانه محمولههای عبوری از آن به گفته برخی نمایندگان مجلس ایران، به حدود یکونیم تریلیون دلار میرسد.
طرح دریافت عوارض از کشتیها، اگرچه در نگاه اول میتواند بهعنوان یک اهرم اقتصادی مطرح شود، اما در عمل بهمعنای ورود به یک بازی پرریسک با پیامدهای جهانی است. هرگونه اختلال در این مسیر، بلافاصله بازارهای انرژی را ملتهب میکند و فشار بینالمللی برای بازگشایی آن را افزایش میدهد.
با کنار هم گذاشتن این قطعات، پاسخ به یک سؤال کلیدی دشوار، اما ضروری است: آیا جنگ دوباره رخ خواهد داد؟
واقعیت این است که هیچیک از طرفین، دستکم در سطح رسمی، از تمایل به آغاز یک جنگ تمامعیار سخن نمیگویند. هزینههای چنین جنگی برای همه بازیگران، از تهران و واشنگتن گرفته تا اروپا و اقتصاد جهانی، بهقدری بالاست که تصمیم آگاهانه برای آغاز آن، چندان منطقی به نظر نمیرسد.
اما خطر اصلی جای دیگری است: «خطای محاسباتی». وقتی نیروهای نظامی در فاصلهای نزدیک از یکدیگر مستقرند، وقتی زبان تهدید جای دیپلماسی را گرفته و وقتی قواعد بازی مورد توافق نیست، یک حادثه کوچک - از برخورد یک شناور تا سوءبرداشت از یک اقدام - میتواند بهسرعت از کنترل خارج شود.
آنچه امروز در خلیج فارس جریان دارد، نه صلح است و نه جنگ؛ بلکه وضعیتی معلق است که بهشدت به تصمیمات لحظهای و محاسبات پرریسک گره خورده است. آتشبس موجود، بیش از آنکه یک نقطه پایان باشد، به پلی باریک بر فراز یک بحران عمیق شباهت دارد.
در چنین شرایطی، جنگ نه یک سناریوی قطعی، بلکه یک احتمال جدی است؛ احتمالی که اگرچه شاید هیچکس رسماً آن را نخواهد، اما همه ناخواسته به سمت آن حرکت میکنند.