رویداد۲۴| تنشهای مزمن بین تهران و واشنگتن از دیروز که ترامپ اجرای پروژه آزادی را کلید زد و تهران پاسخ قاطع و جدی به آن داد، از مرحله لفاظیهای سیاسی و تهدیدهای دورادور گذشته و به یک تقابل فیزیکی و استراتژیک در حساسترین آبراهه جهان رسید. اگرچه که هنوز رسما به جنگ برنگشته و حتی ترامپ از بیان اینکه آتش بس نقض شده خودداری میکند، اما آرایش نظامی در خلیج فارس دگرگون شده و فضای دیپلماتیک را نیز در وضعیت هشدار قرمز قرار داده است.
اجرای فاز عملیاتی پروژه آزادی توسط دولت ترامپ، با هدف درهمشکستن تسلط ایران بر تنگه هرمز، عملاً فضای این آبراهه را به یک میدان مین سیاسی تبدیل کرده است. در حالی که ناوهای آمریکایی برای عبور نفتکشها از تنگه هرمز میکوشند، واکنشهای ایران نشان داد که برای رسیدن به اهدافشان راه سختی در پیش دارند. درگیریهای روز گذشته و موشکهایی که ایران برای هشدار به سویشان شلیک کرد، ادعای غرقشدن قایقها و حتی بیانیههای حمایت کشورهای منطقه از امارات، نشان داد که در آستانه یک درگیری جدی قرار داریم.
این وضعیت در رسانههای داخلی نیز بازتابی دوگانه یافته است؛ در حالی که ضرورت حفظ اقتدار ملی و امنیت مرزهای آبی مورد تأکید است، نگرانی از پیامدهای اقتصادی این تنشها بر معیشت جامعه و احتمال تشدید محاصره اقتصادی، در میان لایههای مختلف تحلیلها دیده میشود. واقعیت این است که تنگه هرمز اکنون نه فقط یک مسیر تجاری، بلکه نمادی از موازنه قدرت میان دو بازیگر اصلی است که هر کدام میکوشند اراده خود را به دیگری تحمیل کنند.
تحولات ۲۴ ساعت اخیر با واکنشی گسترده و توأم با نگرانی در سطح بینالمللی روبهرو شده است. بسیاری از ناظران معتقدند که ترامپ با این قمار بزرگ، به دنبال خفه کردن کامل شریانهای اقتصادی ایران است، اما در عین حال ثبات انرژی در جهان را نیز به مخاطره انداخته است.
خبرگزاری رویترز در تحلیل اخیر خود با اشاره به شکنندگی وضعیت فعلی آورده است: «پروژه آزادی، تنگه هرمز را به یک انبار باروت تبدیل کرده است که کوچکترین اشتباه محاسباتی از سوی ناخداهای دو طرف میتواند شعله جنگی را برافروزد که مهار آن فراتر از توان دیپلماتیک فعلی واشینگتن و تهران خواهد بود.»
روزنامه لوموند نیز با نگاهی انتقادی به انفعال جامعه جهانی مینویسد: «در حالی که واشنگتن با اهرم نظامی به دنبال بازتعریف قواعد بازی در خلیج فارس است، اروپا نگران فروپاشی کامل مسیرهای دیپلماتیک و ایجاد موج جدیدی از بیثباتی است که تبعات آن به سرعت به بازارهای مالی پاریس و برلین خواهد رسید.»
در میانه این غرشهای نظامی، تحرکات دیپلماتیک نیز با محوریت میانجیهای منطقهای ادامه دارد. ارائه طرح ۱۴ مادهای از سوی ایران که بر خاتمه دائمی مخاصمات تأکید دارد، نشانهای از تمایل تهران برای یافتن یک راه دیپلماتیک برای خروج از بحران فعلی است. با این حال، اصرار واشنگتن بر ادامه «پروژه آزادی» به عنوان یک پیشفرض غیرقابل تغییر، فضای مانور را برای دیپلماتها به شدت محدود کرده است.
به نظر میرسد شکاف میان مطالبات میدانی و پیشنهادهای دیپلماتیک عمیقتر از آن است که با میانجیگریهای معمول پر شود. در این میان، برخی جریانهای سیاسی داخلی بر این باورند که نباید اجازه داد تنشهای نظامی، فرصتهای باقیمانده برای رفع تحریمها و بهبود وضعیت اقتصادی را به کلی نابود کند. در مقابل گروه دیگری بر ادامه جنگ اصرار داشته و معتقدند که راهی غیر از این باقی نمانده است. روزنامه کیهان در شماره امروز خود از اینکه تصمیم به بستن تنگه هرمز و خروج از ان پی تی سالها قبل گرفته نشده، انتقاد کرده و تاکید میکند که نباید تصمیمات جسورانه را عقب انداخت. حسین شریعتمداری مدیرمسئول این روزنامه هم در یادداشتی صریحتر اروپا را تهدید کرده و نوشته که باید مثل کشورهای منطقه اروپا را نیز بزنیم. در این بین تحلیلگران مثل محمد مرندی از مواضع کشورهای منطقه انتقاد میکنند. محمدباقر قالیباف رئیس مجلس در مذاکرات اخیر نقش ویژهای داشت نیز هشدار داده که ما هنوز شروع نکردهایم!
به این ترتیب، میتوان گفت که منطقه وارد دالانی تاریک شده است که خروجی آن هنوز روشن نیست. در کوتاهمدت، تداوم این صلح مسلح و اصطکاکهای مرزی محتملترین سناریو است. اما خطر اصلی در فرسایشی شدن این وضعیت نهفته است؛ چرا که هر روز تداوم محاصره و عملیاتهای متقابل، احتمال وقوع یک حادثه پیشبینینشده را تقویت میکند.
در نهایت، موفقیت یا شکست «پروژه آزادی» بیش از آنکه در عرصه دریا مشخص شود، در اتاقهای فکر سیاسی تعیین خواهد شد. اگر تهران بتواند میان ایستادگی در برابر فشار نظامی و انعطاف در مذاکرات توازنی هوشمندانه ایجاد کند، شاید بتوان از تبدیل شدن این بحران به یک جنگ فراگیر جلوگیری کرد. در غیر این صورت، خلیج فارس روزهای داغتری را پیش رو خواهد داشت که دود آن بیش از هر چیز به چشم صلح و توسعه منطقهای خواهد رفت.
در گذر از این لحظات حساس، آنچه بیش از هر سلاحی کارآمد است، هوشمندی در تصمیمگیری و درک واقعبینانه از معادلات جهانی است. «پروژه آزادی» ترامپ اگرچه با پاسخ قاطع و کوبنده ایران مواجه و به چالش کشیده شد، اما در بطن خود یک چالش بزرگ برای دیپلماسی ماست تا نشان دهد چگونه میتوان در سختترین شرایط، از کیان ملی دفاع کرد و همزمان مسیرهای صلح و ثبات را برای نسلهای آینده باز نگه داشت. امید که در این آزمون دشوار، تدبیر بر تنش غلبه کند.