رویداد۲۴| این روزها نام سعید لیلاز را زیاد می شنوید؛ پای ثابت صدا و سیما و خیابان. اما سالهاست که نام او به یک فایل صوتی جنجالی گره خورده است. پنج سال قبل یعنی در بهار سال ۱۴۰۰، در حالی که تقویم سیاسی ایران به روزهای سرنوشتساز انتخابات ریاستجمهوری نزدیک میشد، انتشار یک فایل صوتی سه ساعته، به معنای واقعی کلمه فضای کشور را دگرگون کرد. این فایل، حاصل گفتگوی صریح و بیپرده محمدجواد ظریف، سکاندار وقت دستگاه دیپلماسی، با سعید لیلاز، تحلیلگر ارشد اقتصادی بود. آنچه قرار بود در قالب پروژهای به نام «آنسوی دولت» در آرشیوهای محرمانه برای آیندگان بماند، ناگهان سر از رسانههای فارسیزبان خارج از کشور درآورد و به داغترین بحث روز تبدیل شد.
امروز، با گذشت سالها، اظهارات جدید سعید لیلاز شائبه عمدی بودن انتشار این فایل را مطرح کرده است. لیلاز می گوید انتشار این فایل صوتی با هدف «ارسال پالس به آمریکا» در دوران بایدن بود اما نتیجه نداد. اظهاراتی که ارمزو ابعاد پیچیده و تازهای به این پرونده اضافه می کند.
بیشتر بخوانید:جزییات فایل صوتی ظریف درباره سردار سلیمانی و دستگاه دیپلماسی/ انتشار سخنان ظریف چه پیامدی دارد؟
بخش اعظم جنجالهای این فایل صوتی حول محور مفهومی میچرخید که ظریف آن را «دوگانه میدان و دیپلماسی» نامید. او در این گفتوگو با صراحتی بیسابقه، از چالشهای وزارت امور خارجه در مواجهه با نهادهای نظامی و سیاستهای منطقهای سخن گفت. ظریف میگفت که در موارد بسیاری، دیپلماسی قربانی تصمیمات «میدان» شده و او به عنوان وزیر خارجه، گاهی از تصمیمات کلیدی کشور در حوزههای منطقهای بیخبر بوده است.
اشارات او به نقش روسیه در کارشکنی علیه برجام و همچنین جزئیاتی از سفرهای سردار شهید قاسم سلیمانی به مسکو، تندترین واکنشها را برانگیخت. مخالفان ظریف در داخل، او را به تضعیف قدرت دفاعی و توهین به نمادهای مقاومت متهم کردند و این فایل صوتی تبدیل به چماقی شد که جریانهای رقیب بر سر دولت وقت و جناح اصلاحطلب کوبیدند.
ازمانی که این فایل منتشر شد، فضای امنیتی سنگینی بر رسانهها حاکم شد. دستگاه قضایی و نهادهای اطلاعاتی پیگیر چگونگی خروج این سند از لایههای طبقهبندی شده دولت شدند. در این میان، تعدادی از خبرنگاران، پژوهشگران و حتی کسانی که تنها وظیفه پیادهسازی متن این گفتوگو را بر عهده داشتند، وارد یک مارپیچ امنیتی شدند.
احضارها، بازداشتها و ممنوعالخروجیهای متعددی رقم خورد. این روزنامهنگاران در حالی هزینه سنگین حرفهای و شخصی پرداخت کردند که تصور عمومی بر این بود که یک «نفوذ» یا «سرقت اسناد» رخ داده است. اما اکنون با ادعای جدید لیلاز، این سوال اخلاقی و حرفهای مطرح میشود که اگر انتشار فایل یک طراحی از پیش تعیین شده برای بازی در زمین سیاست خارجی بود، چرا اجازه داده شد که بدنه رسانهای و روزنامهنگاران که روحشان از این بازیها خبر نداشت، اینگونه هزینه بدهند و زندگی حرفهایشان به مخاطره بیافتد؟
سعید لیلاز اکنون مدعی است که این فایل صوتی، یک پالس از سوی تهران به واشنگتن بود. بر اساس این تحلیل، دولت وقت قصد داشته به تیم جو بایدن نشان دهد که بال دیپلماتیک ایران در داخل تحت چه فشارهای خردکنندهای قرار دارد. هدف این بود که طرف آمریکایی با درک این محدودیتها، امتیازاتی - هرچند نمادین - به دولت روحانی بدهد تا در واپسین روزهای باقیمانده از عمر دولت، به توافق احیای برجام دست پیدا کنند.
اما لیلاز در عین حال به یک واقعیت تلخ اعتراف میکند: «آمریکاییها حاضر نشدند حتی یک امتیاز سمبلیک به دولت روحانی بدهند.» این یعنی دولت نه تنها از طرف مقابل امتیازی نگرفت، بلکه با دستان خود، یکی از مهمترین مهرههای سیاسیاش را در داخل کشور سوزاند.
تا پیش از انتشار این نوار، محمدجواد ظریف یکی از جدیترین گزینههای جبهه اصلاحات و نیروهای میانهرو برای انتخابات ریاستجمهوری بود. بسیاری تصور میکردند او میتواند با تکیه بر دیپلماسی، دوباره امید را به سبد رأی این جریان بازگرداند. اما فایل صوتی، تیر خلاصی بر پیکر سیاسی او بود.
بیشتر بخوانید: افشای فایل صوتی ظریف چه اثری بر انتخابات ۱۴۰۰ میگذارد؟
جنجالهای پس از انتشار به قدری بالا گرفت که حتی رهبری هم نسبت به این فایل صوتی موضع گرفت و در یک سخنرانی عمومی، اظهارات محمد جواد ظریف در فایل صوتی منتشر شده را «مایه تاسف» خوانده و تاکید کرد سیاست خارجی در وزارت خارجه تعیین نمیشود.
این موضعگیری عملاً به معنای پایان حیات سیاسی ظریف برای حضور در انتخابات بود. اگر انتشار این فایل عمدی بوده باشد، باید پرسید طراحان این سناریو چگونه پیشبینی نکرده بودند که این اقدام، بیش از آنکه به آمریکا فشار بیاورد، باعث حذف قطعی گزینه محبوب خودشان در داخل میشود؟
با وجود تمام آن جنجالها، سیاست در ایران همواره آبستن حوادث غیرمنتظره است. محمدجواد ظریف که پس از سال ۱۴۰۰ به حاشیه رانده شده بود، در انتخابات ریاستجمهوری ۱۴۰۳ بار دیگر به صحنه بازگشت. او این بار نه به عنوان کاندیدا، بلکه در قامت یکی از اصلیترین حامیان و چهرههای کلیدی کمپین مسعود پزشکیان نقشآفرینی کرد. حضور فعال او در سفرهای استانی و میزگردهای سیاسی، نقش بسزایی در تهییج بدنه رأی اصلاحطلبان و پیروزی پزشکیان داشت.
پس از این پیروزی و با توجه به انباشت نارضایتیها از عملکرد دولت و شرایط فعلی، این تصور ایجاد شد که ظریف که توانسته بود اعتبار سیاسی خود را بازسازی کند، شاید در انتخابات بعدی، دوباره شانس ورود به میدان را داشته باشد. اما اظهارات جدید سعید لیلاز این گمانه را کمرنگ کرد. لیلاز با مطرح کردن سناریوی «پالس عمدی»، عملاً ظریف را دوباره به مرکز جنجالی کشاند که یک بار در آن میدان به او آسیب زده بود. این ادعا بار دیگر مخالفان او را مسلح کرده تا ظریف را به بازیهای پشتپرده متهم کنند و این موضوع میتواند بار دیگر دیپلمات کارکشته ایرانی را به حاشیه رانده و شانسهای آتی او را به مخاطره بیندازد.
فایل صوتی ظریف، یک تراژدی برای دیپلماسی و رسانه در ایران است. اگر سرقت بوده، نشان از ضعف شدید در حفاظت از اسناد ملی دارد و اگر پالس عمدی بوده، نشاندهنده یک قمار سیاسی پرخطر است که در آن، سرمایههای انسانی (خبرنگاران) و سیاسی (ظریف) قربانی محاسباتی غلط شدند.