صفحه نخست

سیاسی

جامعه و فرهنگ

اقتصادی

ورزشی

گوناگون

عکس

تاریخ

فیلم

صفحات داخلی

چهارشنبه ۲۳ ارديبهشت ۱۴۰۵ - 2026 May 13
کد خبر: ۴۵۶۴۱۰
تاریخ انتشار: ۱۴:۰۷ - ۲۳ ارديبهشت ۱۴۰۵
تعداد نظرات: ۳ نظر
در رویداد۲۴ بخوانید:

محمدرضا شهبازی یا کارخانه حاشیه‌سازی؛ چرا صداوسیما مجری‌هایش را کنترل نمی‌کند؟

اظهارنظر تازه محمدرضا شهبازی درباره کسانی که اینترنت آزاد و باکیفیت می‌خواهند، فقط یک حاشیه جدید برای یک مجری جنجالی نبود؛ نشانه تداوم ادبیاتی است که سال‌هاست بخشی از صداوسیما را از «رسانه ملی» به تریبون تحقیر و حذف مردم تبدیل کرده است. از «هر که نمی‌خواهد جمع کند برود» تا «هر که اینترنت می‌خواهد برود سوریه و افغانستان»؛ انگار مشکل نه بحران‌های کشور، بلکه خود مردمی هستند که اعتراض می‌کنند.

رویداد۲۴| «اگر خیلی به این مسائل علاقه دارید، می‌توانید بروید و در عراق، سوریه و افغانستان زندگی کنید»؛ این پاسخی است که محمدرضا شهبازی، مجری تلویزیون در واکنش به نت ۵ G افغانستان، سیستم بانک جهانی سوریه و رفع فیلتر شدن تلگرام در عراق که در روز‌های اخیر موجب غبطه کاربران ایرانی شده بود، داد!

پاسخی که خودش با واکنش‌های بسیار همراه بود و مثل سایر اظهارات آقای مجری، حاشیه ساز شد. رویکرد او در این قضیه ادامه همان ادبیاتی است که سال‌هاست بخشی از آنتن صداوسیما را به تریبون حذف، تحقیر و طرد مردم تبدیل کرده است. یک روز می‌گویند «هرکس نمی‌خواهد، جمع کند از ایران برود»، روز دیگر می‌گویند هرکس اینترنت می‌خواهد «به سوریه و افغانستان برود». گویی مسئله اصلی نه کیفیت حکمرانی، نه حق مردم و نه بحران‌های واقعی کشور، بلکه خود مردم‌اند؛ مردمی که اگر اعتراض دارند، باید حذف شوند، بروند یا ساکت بمانند.

اینترنت خواستن؛ جرم تازه؟

اینکه یک مجری تلویزیون در آنتن رسمی یا فضای مجازی، مطالبه اینترنت آزاد و باکیفیت را به «سوریه و افغانستان رفتن» گره بزند، فقط یک شوخی بی‌مزه یا تندگویی لحظه‌ای نیست؛ نشانه نوعی نگاه خطرناک است. نگاهی که هر مطالبه عمومی را به ناسپاسی، نفوذ یا دشمنی تعبیر می‌کند.

در زمانه‌ای که اینترنت حالا مستقیما به اقتصاد، آموزش، رسانه، فروش، اشتغال و حتی ارتباطات روزمره مردم وصل شده، عجیب است که هنوز بعضی چهره‌های رسانه ملی تصور می‌کنند دفاع از محدودیت اینترنت، نوعی کنش انقلابی و حماسی است. در حالی که میلیون‌ها نفر دقیقا به‌خاطر همین محدودیت‌ها آسیب اقتصادی دیده‌اند.

مسئله اینجاست که این جنس اظهارنظر‌ها دیگر استثنا نیست؛ تبدیل به یک الگوی ثابت شده است.

صداوسیما؛ رسانه یا پادگان؟

بخشی از مجریان صداوسیما سال‌هاست خود را نه مجری، بلکه فرمانده جنگ فرهنگی، تحلیلگر امنیتی، کارشناس سیاست خارجی و قاضی افکار عمومی می‌دانند. نتیجه هم مشخص است؛ هر هفته یک جنجال تازه.

یکی درباره مهاجرت حرف می‌زند، دیگری برای ورزشکار و هنرمند حکم صادر می‌کند، آن یکی درباره روابط خارجی موضع‌گیری می‌کند و نفر بعدی برای مردم تعیین تکلیف می‌کند که چه بخواهند و چه نگویند.

این طور که به نظر می‌رسد اساسا در صداوسیما سازوکار مشخصی برای کنترل مجریان وجود ندارد چراکه اگر وجود داشت این حجم از ادبیات تند، تحقیرآمیز و هزینه‌ساز را شاهد نبودیم و این رویه مدام تکرار نمی‌شد. اکنون باید پرسید که دقیقا چه کسی مسئول تبعات این حرف‌هاست؟

صداوسیما سال‌هاست از بحران مخاطب رنج می‌برد، اما ظاهرا هنوز متوجه نشده بخشی از دلیل این ریزش اعتماد، همین لحن طلبکارانه و عصبی برخی چهره‌هایش است؛ چهره‌هایی که تصور می‌کنند هرچه تندتر حرف بزنند، انقلابی‌تر به نظر می‌رسند.

سیاهه حاشیه‌سازی‌های آقای مجری

محمدرضا شهبازی البته اولین بار نیست که خبرساز می‌شود. کارنامه او پر از اظهارنظر‌هایی است که بار‌ها برای صداوسیما دردسر ساخته‌اند. یکی از تازه‌ترین مواردش همان اظهار نظر جنجالی است که درباره برخورد با اعضای تیم ملی فوتبال زنان کرد و خواستار برخورد متناسب با شرایط جنگی شد. اظهارنظری که کار را به پناهندگی تیم و حاشیه‌های بسیار رساند و با زحمت جمع و جور شد.

در فقره دیگری هم نوشته بود «اصلاح‌طلبی نطفه‌اش حرام است و اصولگرایی لقمه‌اش»، جمله‌ای که بسیار شوکه‌کننده بود و حاشیه ساز شد.

او یک بار هم با ادبیات سخیف و تند خود به شاکی پرونده پژمان جمشیدی و روزنامه هم‌میهن تاخته بود، آنجا که نوشت: «هرزه‌هایی که کثافت از سر و روی سبک زندگی آشکار و پنهان‌شان می‌بارد، حتی وقتی می‌خواهند به ماجرای تجاوز یکی از هم‌مسلک‌هایشان که تا دیروز قربان صدقه‌اش می‌رفتند بپردازند، از تمثال چادر و زن محجبه استفاده می‌کنند.»

سیاهه حاشیه‌سازی‌های او البته خیلی طولانی‌تر از این حرف‌ها است مثلا بعد از درگذشت فردوس کاویانی، با انتشار متنی که اشاره به زرتشتی بودن او داشت، جنجال آفرید و موجی از اعتراض هنرمندان و کاربران را به راه انداخت. بسیاری لحن او را توهین‌آمیز و خارج از شأن رسانه رسمی کشور دانستند.

در ماجرایی دیگر، درباره یاسمن مقبلی، فضانورد ایرانی‌تبار ناسا، اظهاراتی مطرح کرد که باز هم واکنش منفی گسترده‌ای به همراه داشت. برای بسیاری عجیب بود که موفقیت یک زن ایرانی‌تبار در عرصه علمی، به جای افتخار، تبدیل به سوژه حمله و تمسخر شود.

حاشیه‌های او آن‌قدر تکرار شده که دیگر کمتر کسی تعجب می‌کند. مسئله، اما فقط شخص شهبازی نیست؛ مسئله این است که چرا این مدل رفتار‌ها در رسانه ملی نه‌تنها متوقف نمی‌شود، بلکه گاهی تشویق هم می‌شود.

تندروها؛ سرمایه یا هزینه؟

صداوسیما احتمالا تصور می‌کند این چهره‌های جنجالی، بدنه‌ای از مخاطبان سیاسی را راضی نگه می‌دارند، اما واقعیت این است که هزینه این مدل برنامه‌سازی بسیار بیشتر از فایده آن شده است.

رسانه‌ای که باید محل گفت‌و‌گو و نماینده همه مردم باشد تبدیل به تریبون و اتاق خشم گروهی از مجریان و برنامه‌سازانی شده که مردم را یا متهم می‌کنند یا تحقیر.

مشکل فقط یک جمله درباره اینترنت نیست؛ مشکل این است که رسانه رسمی کشور سال‌هاست به جای فهم جامعه، مشغول عصبانی کردن جامعه است.

نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۳
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۲
ناشناس
۱۴:۳۷ - ۱۴۰۵/۰۲/۲۳
خفقان اینترنتی ایجاد کردن
مگه رفتن عراق و افغانستان مجانیه!؟ کلی خرج داره
jam
۱۴:۲۹ - ۱۴۰۵/۰۲/۲۳
این مجری پدر و مادر و خواهرش در نهادهای امنیتی شاغلند مگه کسی جرات داره بهشون بگه بالای چشماتون ابروئه؟
ناشناس
۱۴:۱۹ - ۱۴۰۵/۰۲/۲۳
این ... خودش یه پاش افغانستانه یه پاش عراق ....
نظرات شما