صفحه نخست

سیاسی

جامعه و فرهنگ

اقتصادی

ورزشی

گوناگون

عکس

تاریخ

فیلم

صفحات داخلی

جمعه ۲۵ ارديبهشت ۱۴۰۵ - 2026 May 15
کد خبر: ۴۵۶۵۷۷
تاریخ انتشار: ۱۳:۲۱ - ۲۵ ارديبهشت ۱۴۰۵

زبان فارسی؛ میراث مشترک تمدنی و ضرورت مقابله با فارسی‌ستیزی

علیرضا رجائی در یادداشتی به مناسبت ۲۵ اردیبهشت، روز پاسداشت زبان فارسی، نوشت: فارسی میراث مشترک تمدنی است که از فلات ایران تا فرارود، از بلخ و بخارا تا هند گسترده شده است. امروز این زبان با چالش فارسی‌ستیزی و فراموشی تدریجی مواجه است.

رویداد۲۴| علیرضا رجائی  در یادداشتی نوشت:

۲۵ اردیبهشت، تنها یک روز در تقویم نیست؛ یادآور پاسداشت حافظه تاریخیِ تمدنی است که از فلات ایران تا فرارود، از بلخ و بخارا تا هند و جاده ابریشم گسترده شده است. زبان فارسی، صرفاً ابزار گفت‌و‌گو یا زبان شعر نیست؛ بلکه شریان زنده یک تمدن کهن است که قرن‌ها فرهنگ، حکمت، دیوان‌سالاری، تجارت و هم‌زیستی ملت‌ها را به هم پیوند داده است.

فارسی؛ زبان فراتر از مرز‌های سیاسی

زبان فارسی در طول تاریخ، هرگز محدود به مرز‌های جغرافیایی امروز نبوده است. در دوران سامانیان، غزنویان، تیموریان و صفویان، این زبان به عنوان زبان رسمی فرهنگ، علم و دیوان‌سالاری در بخش بزرگی از آسیا نقش‌آفرینی می‌کرد.

از سمرقند و بخارا تا لاهور و دهلی، از هرات و بلخ تا اصفهان و تبریز، فارسی نه فقط زبان ارتباط، بلکه زبان اندیشه و هویت بوده است. کاروان‌های جاده ابریشم نیز تنها حامل کالا نبودند؛ بلکه واژه‌ها، شعر‌ها و اندیشه‌های فارسی را از سرزمینی به سرزمین دیگر منتقل می‌کردند و از دل همین تبادلات، شبکه‌ای از فرهنگ مشترک شکل گرفت.

آثار تاریخی؛ سند زنده حضور فارسی

کتیبه‌ها، سنگ‌نوشته‌ها، کاشی‌کاری‌ها، بنا‌های تاریخی و نسخه‌های خطی، همه نشان می‌دهند که فارسی تنها متعلق به یک ملت یا یک مرز نیست، بلکه میراث مشترک تمدنی یک حوزه فرهنگی بزرگ است.

هر بیت شعر حک‌شده بر دیوار‌های سمرقند، هر کتیبه در هرات، هر نقش کاشی در اصفهان و هر نسخه خطی در کتابخانه‌های هند، بیانگر یک حقیقت واحد است: این منطقه، در طول قرن‌ها، در سایه یک زبان فرهنگی مشترک زیسته است.

ایران تمدنی و نقش پاسداری از زبان فارسی

در این میان، ایران به عنوان محور تمدنی این حوزه فرهنگی، نقش بنیادین در حفظ و گسترش زبان فارسی داشته است. پیوند عمیق این زبان با فرهنگ، هنر، عرفان و خرد ایرانی موجب شده است که فارسی در برابر تحولات تاریخی، یورش‌ها و تغییرات سیاسی همچنان زنده و پویا باقی بماند.

شاعران و اندیشمندانی، چون فردوسی، سعدی، حافظ، مولوی، رودکی، نظامی و بیدل دهلوی، نه متعلق به یک جغرافیا، بلکه متعلق به یک تمدن زبانی هستند. آنان با آثار خود، فارسی را به زبانی برای روایت حماسه، عشق، اخلاق، فلسفه و معنویت تبدیل کردند.

چالش امروز؛ فارسی‌ستیزی و فراموشی تدریجی

با وجود این پیشینه درخشان، زبان فارسی امروز با چالش‌هایی جدی مواجه است. یکی از این چالش‌ها، جریان‌های فارسی‌ستیزانه در برخی مناطق است که گاه با حذف واژگان فارسی، محدودسازی آموزش این زبان یا کم‌رنگ کردن جایگاه تاریخی آن همراه می‌شود.

در حالی که فارسی دری بخش مهمی از هویت تاریخی و فرهنگی مردم افغانستان است و شهر‌هایی مانند بلخ، هرات، کابل و غزنی از مهم‌ترین مراکز تاریخی این زبان بوده‌اند، تلاش برای تضعیف آن، در واقع تضعیف یک میراث مشترک تمدنی است.

دفاع از فارسی؛ دفاع از یک میراث انسانی

مقابله با فارسی‌ستیزی، به معنای تقابل سیاسی نیست، بلکه دفاع از یک سرمایه فرهنگی و انسانی است. همان‌گونه که جهان از زبان‌های کهن مانند یونانی، لاتین و سانسکریت حفاظت می‌کند، ملت‌های فارسی‌زبان نیز وظیفه دارند از زبان مشترک خود پاسداری کنند.

این پاسداری تنها با شعار ممکن نیست، بلکه نیازمند اقدامات عملی است؛ از جمله:

تولید آثار ادبی و علمی

تقویت آموزش زبان فارسی در مدارس و دانشگاه‌ها

حمایت از رسانه‌های فارسی‌زبان

گسترش پژوهش‌های زبان‌شناسی و تاریخی

و ایجاد پیوند‌های فرهنگی میان کشور‌های فارسی‌زبان

حلاوت و ظرفیت بی‌بدیل فارسی

زبان فارسی یکی از معدود زبان‌هایی است که توانسته هم‌زمان چند ساحت مهم انسانی را در خود جمع کند:

حماسه در شاهنامه، عرفان در مثنوی، اخلاق در گلستان و بوستان، و عشق در غزل‌های حافظ.

این ظرفیت چندلایه، راز ماندگاری فارسی در طول قرن‌هاست؛ زبانی که هم عقل را مخاطب قرار می‌دهد و هم دل را.

سخن پایانی

زبان فارسی تنها ابزار سخن گفتن نیست؛ زبان زیستن یک تمدن است. زبانی که قرن‌ها حافظ هویت، اندیشه و حافظه جمعی یک حوزه تمدنی بوده و امروز نیز نیازمند پاسداری آگاهانه و مسئولانه است.

در پایان، سخن حکیم توس، همچنان ستون این هویت زبانی است:

بسی رنج بردم در این سال سی

عجم زنده کردم بدین پارسی

اگر فردوسی با رنج سی‌ساله خود فارسی را از فراموشی نجات داد، امروز نیز وظیفه نسل‌های معاصر آن است که با آگاهی، همبستگی فرهنگی و تولید اندیشه، این میراث را زنده و پویا نگاه دارند.

زبان فارسی، زبان یک ملت نیست؛ زبان یک تمدن است. فارسی زبان؛ مشترکہ تہذیبی ورثہ اور فارسی دشمنی کا مقابلہ

نظرات شما