رویداد۲۴| اینترنت در ایران دیگر فقط یک ابزار ارتباطی نیست؛ بخشی از زندگی روزمره مردم است. از خرید نان و تاکسی اینترنتی گرفته تا آموزش، درمان، بانکداری، فروش آنلاین، ارتباطات کاری و حتی تماس خانوادگی، همه چیز به اینترنت گره خورده است. اما سیاستگذار ایرانی هنوز با اینترنت مثل یک «تهدید موقت» برخورد میکند، نه یک زیرساخت حیاتی.
این روزها محدودیتهای سراسری که از هفتاد و چند روز گذشته، اختلالهای گسترده و کاهش شدید کیفیت اتصال اینترنت ملی زندگی مردم را مختل کرده است. محدودیتهایی که ظاهراً با هدف کنترل دسترسی به پلتفرمهایی مثل اینستاگرام، تلگرام و ایکس اعمال میشود، اما در عمل کل زیست دیجیتال جامعه را فلج میکند. سؤال ساده مردم این است که چرا برای بستن چند اپلیکیشن، باید کل اینترنت کشور از کار بیفتد؟
کاربران ایرانی سالهاست با نوعی «اینترنت ناقص» زندگی میکنند؛ اینترنتی که برای باز شدن یک فایل ساده باید چند بار خاموش و روشن شود، تماس تصویریاش مدام قطع میشود و سرعتش در حدی است که مردم برای انجام کارهای عادی مجبور به استفاده دائمی از فیلترشکن شدهاند.
این وضعیت حالا از مرحله نارضایتی گذشته و به فرسودگی روانی رسیده است. علی ربیعی دستیار رئیس جمهور در یاددداشت امروز خود درباره «خشم فروخورده، فرسودگی جمعی و ناامیدی» مردم به واسطه همین سیاستها هشدار داده است؛ عبارتی که شاید بهتر از هر گزارش رسمی بتواند حال و روز جامعهای را توصیف کند که حتی دسترسی ساده و پایدار به اینترنت هم برایش تبدیل به بحران شده است.
واقعیت این است که فیلترینگ در ایران دیگر نه تنها کارکرد اولیه خود را ندارد، بلکه به یک چرخه معیوب و پرهزینه تبدیل شده است؛ چرخهای که در آن مردم فیلترشکن نصب میکنند، حاکمیت محدودیت جدید میگذارد، بازار VPNها بزرگتر میشود و در نهایت فقط کیفیت اینترنت عمومی قربانی میشود. اینترنت پرو که مصداق اینترنت طبقاتی است و شائبه تلاش برای درآمدزایی از محدودیتها را مطرح کرده، را نیز باید به این معادله افزود
شاید مهمترین بخش ماجرا، اعتراف صریح الیاس حضرتی، رئیس شورای اطلاعرسانی دولت باشد؛ او میگوید: «وقتی ۸۰ درصد مردم از فیلترشکن استفاده میکنند، فیلترینگ چه معنایی میتواند داشته باشد؟»
این جمله در واقع اعتراف رسمی به شکست سیاستی است که سالها با هزینههای سنگین اقتصادی و اجتماعی ادامه پیدا کرده است. اگر اکثریت جامعه از سد محدودیتها عبور میکنند، پس دقیقاً چه چیزی کنترل شده؟ نتیجه فقط این بوده که کاربران عادی به سمت ابزارهای ناامن، ناشناس و بعضاً آلوده رانده شوند.
در چنین فضایی، کلاهبرداریهای اینترنتی هم رشد میکند. همین روزها دوباره خبرهایی درباره شگردهای تازه کلاهبرداری با عنوان «سیمکارت پرسرعت با اینترنت رایگان» منتشر شده؛ بازاری آشفته که روی عطش مردم برای دسترسی بهتر به اینترنت سوار شده است. وقتی دسترسی عادی محدود شود، طبیعی است که بازار زیرزمینی، دلالی و فریب رونق بگیرد.
یکی از تلخترین بخشهای ماجرای اینترنت در ایران، شکلگیری تدریجی نوعی «اینترنت طبقاتی» است؛ وضعیتی که در آن برخی دسترسی آزادتر، سریعتر و امنتر دارند و بخش بزرگی از مردم باید با اینترنت محدود و بیکیفیت کنار بیایند.
در همین شرایط، خبر اینترنت رایگان استارلینک در پروازهای شرکت هواپیمایی گلف ایر بحرین منتشر میشود؛ آنهم در منطقهای که فاصلهاش با ایران چند صد کیلومتر بیشتر نیست. آن طرف خلیج فارس، اینترنت ماهوارهای تبدیل به یک خدمت عادی برای مسافران شده و این طرف، داشتن یا استفاده از تجهیزات استارلینک میتواند پرونده امنیتی بسازد.
طی روزهای گذشته پلیس از کشف تجهیزات استارلینک در خانه فردی در چیتگر خبر داد و اعلام کرد که این تجهیزات برای ارسال اطلاعات به شبکههای معاند استفاده میشده است. پیشتر هم نام حسام علاءالدین در گزارشهایی مطرح شد؛ فردی که طبق برخی گزارشها، «داشتن استارلینک» جزو اتهامات مطرحشده علیه او بوده است.
فارغ از صحت و جزئیات این پروندهها، اصل ماجرا روشن است: تکنولوژیای که در بخش بزرگی از جهان به ابزار عادی اتصال تبدیل شده، در ایران به مسئلهای امنیتی بدل شده است.
در تمام این سالها، بیشترین هزینه محدودیت اینترنت را نه سیاستگذاران، بلکه مردم و کسبوکارها دادهاند. فروشگاههای آنلاین، فریلنسرها، تولیدکنندگان محتوا، استارتاپها، رانندههای تاکسی اینترنتی و هزاران شغل خرد، مستقیم از هر اختلال آسیب میبینند.
مشکل فقط ضرر مالی نیست؛ بیثباتی مزمن اینترنت باعث شده سرمایهگذاری در اقتصاد دیجیتال هم بیمعنا شود. هیچ کسبوکاری نمیتواند روی زیرساختی برنامهریزی کند که هر لحظه ممکن است قربانی تصمیمهای ناگهانی شود.
این همان تناقض بزرگ سیاست اینترنتی در ایران است؛ از یک طرف مسئولان از توسعه اقتصاد دیجیتال، هوش مصنوعی و دولت هوشمند حرف میزنند، از طرف دیگر ابتداییترین زیرساخت این اقتصاد را مدام مختل میکنند.
مسئله امروز مردم ایران دیگر فقط دسترسی به اینستاگرام و تلگرام نیست. جامعه اینترنت پایدار، آزاد و قابل پیشبینی میخواهد؛ اینترنتی که هر صبح با ترس از قطع شدن، اختلال یا محدودیت تازه بیدار نشود.
در جهان امروز، اینترنت دیگر یک امتیاز لوکس نیست که بتوان هر زمان خواست آن را محدود کرد. اینترنت بخشی از زندگی عادی مردم است. حکمرانیای که این واقعیت را نبیند، دیر یا زود نه فقط اعتماد عمومی، بلکه آینده اقتصاد و سرمایه اجتماعی را هم از دست خواهد داد.