صفحه نخست

سیاسی

جامعه و فرهنگ

اقتصادی

ورزشی

گوناگون

عکس

تاریخ

فیلم

صفحات داخلی

يکشنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۴۰۵ - 2026 May 17
کد خبر: ۴۵۶۸۳۱
تاریخ انتشار: ۱۳:۰۶ - ۲۷ ارديبهشت ۱۴۰۵
رویداد۲۴ بررسی می‌کند:

سقوط آرام غول قیر | میراث باقری در نفت پاسارگاد؛ از رکوردسازی روی کاغذ تا نزول واقعی در بازار

آنچه امروز در نفت پاسارگاد دیده می‌شود، فقط یک افت مقطعی یا نوسان بازار نیست؛ بلکه نتیجه زنجیره‌ای از تصمیم‌های مدیریتی است که در نهایت به تغییر جایگاه یکی از مهم‌ترین بازیگران صنعت قیر کشور انجامیده است.

رویداد۲۴ | نفت پاسارگاد از آن دست شرکت‌هایی است که صرفاً یک بنگاه تولیدی نیست؛ بخشی از یک زنجیره بزرگ‌تر در اقتصاد انرژی ایران است. این شرکت زیرمجموعه تاپیکو و در نهایت شستا قرار دارد و حدود نیمی از سهام مدیریتی آن در اختیار تاپیکو است. اهمیت آن از جایی آغاز می‌شود که بدانیم نفت پاسارگاد در سال ۱۳۸۲ با هدف مدیریت شش واحد قیرسازی بزرگ کشور در پالایشگاه‌های مختلف تأسیس شد و طی سال‌ها به یکی از مهم‌ترین صادرکنندگان قیر در خاورمیانه تبدیل شد؛ شرکتی که در دوره‌هایی سهم اول صادرات این محصول را در اختیار داشت.

اما داده‌های جدید نشان می‌دهد این موقعیت امروز دیگر بدیهی نیست.

فاصله میان روایت رسمی و واقعیت عددی

در روایت رسمی شرکت، همچنان از «رشد صادرات»، «گسترش بازار‌های بین‌المللی» و «عبور از تحریم‌ها» صحبت می‌شود. مدیرعامل شرکت در سال ۱۴۰۴ اعلام کرده صادرات به بیش از ۳۰ کشور انجام می‌شود و سال گذشته حدود ۸۰۰ هزار تن صادرات ثبت شده است.

اما وقتی به داده‌های معاملاتی بورس کالا و گزارش‌های کدال نگاه می‌کنیم، تصویر متفاوتی شکل می‌گیرد؛ تصویری که در آن، رشد درآمدی الزاماً به معنای رشد عملکرد نیست.

در واقع، بخش مهمی از افزایش عددی درآمد شرکت نه از افزایش تولید یا فروش، بلکه از جهش قیمت‌ها ناشی شده است. در سال ۱۴۰۴، هم‌زمان با رشد نرخ ارز و افزایش قابل توجه قیمت جهانی قیر و همچنین رشد حدود ۲۰۰ درصدی نرخ وکیوم باتوم، درآمد شرکت در برخی دوره‌ها جهش قابل توجهی را تجربه کرده است. اما همین زمان، حجم واقعی فروش مسیر دیگری را طی کرده است.

سقوط تدریجی سهم بازار

اگر بازار قیر ایران را به‌عنوان یک میدان رقابتی در نظر بگیریم، جایگاه نفت پاسارگاد در این میدان تغییر کرده است. داده‌های بورس کالا نشان می‌دهد سهم این شرکت که در سال گذشته در سطح بالاتری قرار داشت، اکنون به حدود ۱۲ تا ۱۳ درصد کاهش یافته و رتبه آن به جایگاه سوم رسیده است. اگرچه تا اردیبهشت ۱۴۰۴، آمار‌ها طبق سال گذشته پیش می‌رفته، اما در سال ۱۴۰۴ و با ورود امیرحسین باقری به شرکت، شرایط تغییر می‌کند.

بررسی‌ها نشان میدهد نفت پاسارگاد تنها شانسی که در سال ۱۴۰۴ آورده، رشد قابل توجه قیمت قیر بوده که توانسته به آمارسازی‌های آنها کمک کند وگرنه در مجموع این شرکت با کاهش تولید و فروش مواجه بوده است. شرکت در مرداد ماه سال ۱۴۰۳ در مجموع موفق به تولید و فروش ۱۱۴ هزار و ۹۷۷ تن قیر به ارزش ۱.۳ همت با میانگین نرخ فروش شده است.

با وجود رشد ۳۳ درصدی صادرات در مرداد ماه سال گذشته، تولید شرکت در مرداد ماه سال ۱۴۰۴ نسبت به مرداد ماه سال ۱۴۰۳ نزدیک به ۱۰ رصد کاهش نشان می‌دهد؛ این در حالی است که حدوداً ۱۱۰ درصد در این ماه کاهش فروش داخلی هم نسبت به مدت مشابه سال قبل به چشم می‌آید.

جدول فروش نفت پاسارگاد

اخذ وام ۴ همتی توسط شرکت نیز نشان می‌دهد که شرایط آشفته‌تر از آن است که با تلاش برا رشد فروش سامان گیرد.

این عملکرد در زمان چه کسی رخ داد؟ 

وضعیت امروز نفت پاسارگاد میراث امیرحسین باقری بایگی، متولد مشهد، مدیرعامل نفت پاسارگاد است. او با سابقه عضویت در هیات مدیره گروه پتروشیمی تابان فردا و دوره کوتاه مدیریتی در شرکت صنعتی دوده فام (که اسناد نشان می‌دهد میراثی مشابه نفت پاسارگاد از دوران مدیریت او به جای مانده) عهده دار مدیریت شرکت نفت پاسارگاد در دوره جدید شد و به تازگی جای خود را به بهنام طاهرنیا داده است. اما میراث او شرکت نفت پاسارگاد را دو پله نزول داده است.

عملکرد ۹ ماهه او در نفت پاسارگاد نشان می‌دهد که انتصاب مدیران فاقد صلاحیت تا چه اندازه می‌تواند تمامی کشور را متضرر کنند.

بررسی روند ماهانه شرکت نشان می‌دهد تا پیش از بهار ۱۴۰۴، وضعیت فروش در محدوده‌ای نسبتاً پایدار قرار داشت. در فروردین همان سال، مجموع فروش داخلی و صادراتی حدود ۸۶ هزار تن ثبت شده بود؛ رقمی که نسبت به سال قبل حدود ۹ درصد رشد داشت. در اردیبهشت نیز وضعیت تقریباً مشابه بود و فروش در حدود ۹۰ هزار تن باقی ماند. این دو ماه در واقع نتیجه عملکرد تیم بازرگانی مدیریت قبلی است.

اما از خرداد، تصویر تغییر می‌کند. مجموع فروش به حدود ۴۵ هزار تن سقوط کرد؛ یعنی تقریباً یک چهارم دوره مشابه سال قبل. این افت، نقطه‌ای است که بسیاری از تحلیلگران آن را آغاز تغییر فاز عملکرد شرکت می‌دانند.

در تیرماه نیز روند نزولی ادامه یافت. تولید نسبت به سال قبل حدود ۲۶ درصد کاهش پیدا کرد، در حالی که در گزارش‌های رسمی شرکت همچنان بر «رشد درآمد» تأکید می‌شد؛ رشدی که البته بیش از آنکه از فروش واقعی بیاید، از افزایش ۲۳۰ درصدی قیمت‌ها تغذیه می‌کرد.

جنگ، بازار و واقعیت رقبا

بخشی از افت فروش به شرایط منطقه‌ای و جنگ ۱۲ روزه نسبت داده شده است. اما مقایسه عملکرد رقبا تصویر متفاوتی ارائه می‌دهد. در همان بازه زمانی، برخی شرکت‌های رقیب توانسته‌اند محموله‌های صادراتی قابل توجهی را بارگیری و صادر کنند. به‌عنوان نمونه، نفت جی گزارش‌هایی از صادرات محموله‌های ۴۰ هزار تنی در همین دوره منتشر کرده است.

این تفاوت باعث شده برخی تحلیلگران معتقد باشند که مسئله نفت پاسارگاد بیش از آنکه ناشی از شرایط بیرونی باشد، ریشه در درون ساختار مدیریتی دارد.

شرکت در مرداد ماه سال ۱۴۰۳ در مجموع موفق به تولید و فروش ۱۱۴ هزار تن قیر به ارزش ۱.۳ همت شده است. با وجود رشد ۳۳ درصدی صادرات در مرداد ماه، تولید شرکت در این ماه نسبت به مرداد ماه سال ۱۴۰۳، ۱۰ درصد کاهش نشان می‌دهد؛ این در حالی است که حدودا ۱۱۰ درصد در این ماه کاهش فروش داخلی نسبت به مدت مشابه سال قبل هم به چشم می‌آید.

شرکت نفت پاسارگاد در شهریور ماه سال ۱۴۰۳ در مجموع موفق به تولید و فروش حدود ۱۰۹ هزار تن قیر به ارزش ۱.۳ همت شده است. این آمار به معنای کاهش ۱۰ درصدی تولید نسبت به مدت مشابه سال قبل است.

در مجموع مقایسه میزان تولید شرکت در سال ۱۴۰۴ با سال ۱۴۰۳ با احتساب رشد سیصد درصدی نرخ ارز و رشد دویست درصدی نرخ پایه وکیوم باتوم به عنوان ماده اصلی قیر، قابل تامل است. اگر نفت پاسارگاد هیچ اقدام تجاری و بازرگانی‌ای نمی‌کرد به واسطه وجود ۱۷۰ هزار تن امکان ذخیره سازی قیر، باید بیش از پنج همت سود شناسایی می‌شد در حالی که در کمال نا باوری سود نفت پاسارگاد کمتر از سال قبل بوده است.

یک محاسبه ساده، اما مهم

در صنعتی که هم نرخ ارز و هم قیمت پایه مواد اولیه رشد قابل توجهی داشته‌اند—در برخی برآورد‌ها تا سه برابر افزایش نرخ ارز و وکیوم باتوم—انتظار طبیعی این است که شرکت حداقل بتواند از این موج قیمتی برای تثبیت یا افزایش سود استفاده کند.

اما در نفت پاسارگاد، روند متفاوت بوده است. کاهش تولید، افت فروش داخلی و کاهش سهم بازار باعث شده بخش مهمی از این مزیت قیمتی از بین برود. برخی تحلیل‌ها حتی نشان می‌دهد اگر شرکت تنها سطح تولید سال گذشته را حفظ می‌کرد، امکان شناسایی سودی چند هزار میلیارد تومانی وجود داشت.

فشار مالی و وام ۴ هزار میلیاردی

در کنار این تحولات، دریافت تسهیلات حدود ۴ همتی نیز نشانه دیگری از فشار نقدینگی در ساختار شرکت تلقی می‌شود. این در حالی است که کاهش فروش داخلی و افت جریان درآمدی می‌تواند بازپرداخت چنین تعهدی را در آینده با چالش مواجه کند.

ماجرای فروش اعتباری قبل از افزایش نرخ چیست؟

اسناد کدال نشان می‌دهد شرکت نفت پاسارگاد یک هفته قبل از افزایش نرخ وکیوم، ۴۴ هزار تن وکیوم باتوم را با نرخ سابق به صورت اعتباری و بازپرداخت چهارماهه به فروش رسانده است.

داستان از این قرار است که در تاریخ ۱۹ آذر ماه نفت پاسارگاد مبادرت به عرضه ۴۳ هزارتن قیر با نرخ ۳۳ میلیون تومان به ازای هر تن می‌کند. وکیوم باتوم به عنوان ماده اولیه قیر، هفته (۹ آذر) در بورس کالا معامله نشده است. آخرین عرضه به تاریخ ۲ آذر با نرخ میانگین ۲۴۶۸۹۰ معامله شد، فردای روز عرضه پاسارگاد در تاریخ ۶ دی، وکیوم باتوم آبادان ۲۴۱۱۴۴ معامله شد. هفته عرضه ۴۳ هزارتن وکیوم باتوم روند کاهشی گرفت و با عدم رقابت به نرخ ۲۳۰۲۰۰ معامله شد. میانگین دو عرضه وکیوم آبادان عدد ۲۴۴۰۱۷ است. یعنی عدد کاهش قیمت نرخ وکیوم از میانگین ماه آذر تا کنون عدد ۱۳۸۱۷ کاهش یافته بود. با این مقدمات، شرکت نفت پاسارگاد اقدام به عرضه ۴۳۰۰۰ تنی با عدد ۲۷۰۰۰۰ در تاریخ ۶ دی ماه کرده است. عدد عرضه قبلی ۲۲ آذر ماه ۳۱۰۰۰۰ بوده است.

تنها چند روز بعد از عرضه پاسارگاد نرخ ریالی پایه وکیوم ۳۰ درصد رشد کرد و به عدد ۳۷ میلیون تومان رسید. اسناد نشان می‌دهد فروش ۴۴ هزار تن وکیوم باتون هم به صورت اعتباری بوده است.

نفت پاسارگاد سال قبل رتبه نخست معاملات بورس کالا را به خود اختصاص داده بود در حالی که امسال به رتبه سوم با سهمی معادل ۱۲.۶ درصد سقوط کرده است. مدیریت ویترینی و نمایشی، آسیب نفت پاسارگاد در سال قبل بود. با وجود کاهش ۱۰ درصدی تولید، با بهانه کردن جنگ‌های تحمیلی، کشتی شرکت نفت پاسارگاد به گل نشسته است. در حالی که رقبای سنتی از فرصت جنگ بهره گیری کرده از ظرفیت چابهار برای صادرات استفاده کرده‌اند. این در حالی است که نفت پاسارگاد انحصار بهره گیری از مرز‌های زمینی و ریلی با شش کارخانه در سطح کشور را داراست، اما عملا با بهانه کردن جنگ، فرصت‌ها برای نفت پاسارگاد به تهدید تبدیل شد.

حال باید از سهامداران محترم و اعصای کمیته انتصابات تاپیکو سوال کرد؟ معیار آنها برای انتخاب تیم مدیریتی چه بود؟ نگاهی به مدیران و معاونین فعلی نفت پاسارگاد گواه این امر است که هیچ کدام از مدیران و معاونین کلیدی شرکت از مهره‌های قدیمی شرکت نیستند، انبوه کارکنان از شرکت دوده به این شرکت منتقل شدند، عملکرد امیر حسین باقری در شرکت دوده چگونه بود؟ کنار هم قرار دادن این پازل‌ها و مدیرعامل شدن شخصی که در سال ۱۴۰۱ در تاپیکو کارشناس بود ابهامات فراوانی در اذهان سهامداران و دوستداران نظام ایجاد می‌کند.

نظرات شما