صفحه نخست

سیاسی

جامعه و فرهنگ

اقتصادی

ورزشی

گوناگون

عکس

تاریخ

فیلم

صفحات داخلی

دوشنبه ۲۸ ارديبهشت ۱۴۰۵ - 2026 May 18
کد خبر: ۴۵۶۹۶۵
تاریخ انتشار: ۱۴:۱۲ - ۲۸ ارديبهشت ۱۴۰۵

پاکستان؛ همسایه‌ای که باید دوباره شناخته شود

علیرضا رجائی در یادداشتی تحلیلی نوشت: سفر وزیر کشور پاکستان به تهران و دیدارهای کم‌سابقه او با عالی‌ترین مقامات ایران، فراتر از تشریفات دیپلماتیک است؛ نشانه‌ای از بازتعریف جایگاه پاکستان در نظم جدید آسیای غربی. ایران بیش از هر زمان دیگری نیازمند هوشیاری راهبردی در برابر همسایه‌ای است که با چین، آمریکا و عربستان نیز روابط راهبردی دارد.

رویداد۲۴|علیرضا رجائی در یادداشتی نوشت: در تحولات پرشتاب خاورمیانه، برخی دیدار‌ها و رفت‌وآمد‌های سیاسی، فراتر از تشریفات دیپلماتیک‌اند و باید آنها را نشانه‌هایی از جابه‌جایی در موازنه‌های منطقه‌ای دانست. سفر وزیر کشور پاکستان به تهران و سلسله دیدار‌های طولانی و کم‌سابقه او با عالی‌ترین مقامات جمهوری اسلامی را نیز باید در همین چارچوب تحلیل کرد؛ رخدادی که اگرچه در ظاهر یک سفر رسمی امنیتی و سیاسی است، اما در عمق خود حامل پیامی مهم‌تر برای ایران و منطقه است: پاکستان در حال بازتعریف جایگاه خود در نظم جدید آسیای غربی است.

سال‌ها بود که نگاه غالب در ایران، پاکستان را صرفاً همسایه‌ای گرفتار بحران‌های داخلی، رقابت با هند و وابستگی‌های سنتی امنیتی می‌دید. اما آنچه امروز در حال ظهور است، تصویری متفاوت از اسلام‌آباد است؛ کشوری که می‌کوشد خود را نه فقط یک بازیگر پیرامونی، بلکه یکی از تنظیم‌کنندگان معادلات امنیتی منطقه معرفی کند.

وقتی وزیر کشور پاکستان، نه وزیر خارجه، ساعت‌ها در نهاد ریاست‌جمهوری ایران مذاکره می‌کند و جلسات خصوصی طولانی برگزار می‌شود، روشن است که موضوع صرفاً مناسبات معمول دیپلماتیک نیست. محور اصلی این تماس‌ها، امنیت منطقه، کنترل بحران، ترتیبات پشت‌پرده و شکل‌دهی به نظم پساجنگ در خاورمیانه است.

در ماه‌های اخیر، پاکستان تلاش کرده خود را در چند سطح به بازیگری فعال تبدیل کند: از مدیریت تنش‌های منطقه‌ای گرفته تا ایفای نقش در ارتباط میان تهران، ریاض و حتی واشنگتن. همزمان، همکاری‌های امنیتی میان ایران، پاکستان، عراق و افغانستان نیز در حال برجسته شدن است؛ همکاری‌هایی که هدف آن جلوگیری از گسترش بی‌ثباتی و مهار تحرکات گروه‌های مسلح عنوان می‌شود.

اما مسئله‌ای که ایران باید با دقت بیشتری به آن توجه کند، صرفاً همکاری امنیتی با پاکستان نیست؛ بلکه «جهت حرکت» پاکستان است. اسلام‌آباد امروز در حال ساختن تصویری تازه از خود به‌عنوان قدرتی دارای نفوذ همزمان در جهان اسلام، آسیای مرکزی، حوزه خلیج فارس و حتی معادلات مربوط به آمریکا و چین است. این تغییر، اگرچه می‌تواند فرصت‌هایی برای تهران ایجاد کند، اما همزمان هشداری مهم نیز در خود دارد.

تجربه تاریخی نشان داده است که هیچ کشوری در سیاست خارجی بر مبنای عواطف یا شعار‌های دائمی عمل نمی‌کند. پاکستان نیز از این قاعده مستثنا نیست. این کشور هرجا لازم باشد با چین همکاری می‌کند، در جایی دیگر با آمریکا مذاکره می‌کند، با عربستان پیوند راهبردی دارد و همزمان تلاش می‌کند روابط خود با ایران را نیز حفظ کند. چنین الگویی، نشانه یک سیاست خارجی منعطف و مبتنی بر منافع ملی است؛ سیاستی که می‌تواند در مقاطعی به تهران نزدیک و در مقاطعی از آن فاصله بگیرد.

از همین رو، ضروری است ایران نگاه خود به شرق را از سطح روابط احساسی و کلیشه‌ای فراتر ببرد. داشتن روابط خوب با پاکستان یک ضرورت ژئوپلیتیک است، اما اعتماد راهبردی بدون شناخت دقیق از اهداف بلندمدت اسلام‌آباد می‌تواند پرهزینه باشد. منطقه در حال ورود به مرحله‌ای تازه است؛ مرحله‌ای که در آن قدرت‌های میانی می‌کوشند نقش مستقل‌تری ایفا کنند و سهم بیشتری از نظم آینده بگیرند.

در این میان، ایران بیش از هر زمان دیگری نیازمند هوشیاری راهبردی است؛ هوشیاری‌ای که نه بر بدبینی مطلق استوار باشد و نه بر خوش‌بینی ساده‌انگارانه. پاکستانِ امروز دیگر صرفاً یک همسایه شرقی نیست؛ بازیگری است که می‌خواهد در بازنویسی معادلات منطقه سهم داشته باشد. فهم دقیق این تغییر، برای سیاست خارجی ایران یک ضرورت است، نه یک انتخاب.

والله اعلم بالصواب

نظرات شما