رویداد۲۴ | اواسط اردیبهشت مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا در اظهارنظری عجیب اطمینان داد که «عملیات تمام شده». چند ساعت بعد دونالد ترامپ در شبکههای اجتماعی اعلام کرد که ماجرا به هیچوجه تمام نشده است. ترامپ هشدار داد اگر ایران طرح صلح آمریکا را نپذیرد، بمبارانها از سر گرفته خواهد شد؛ «آن هم در سطح و شدتی بسیار بیشتر از قبل». روز گذشته رئیس جمهور آمریکا نقشه ایران را منتشر کرده و از همه طرف به سمت آن نشانه گرفته. او گفته «همه چیز در یک روز نابود خواهد شد.» تهدیدی که البته از روز نخست جنگ تا امروز به اشکال مختلف، با ادبیاتی به مراتب موهن تر از این بارها تکرار شده. با این حال نزدیک به چهل روز است که بمبی فرود نیامده، اما وضعیت تقابل همچنان ادامه دارد.
هنوز مشخص نیست این جنگ چه زمانی و چگونه پایان خواهد یافت. لارنس داگلاس نویسنده کتاب «دولت جنایتکار: جنگ، جنایت و رؤیای عدالت بینالمللی» و استاد کالج امهرست یادداشتی در گاردین منتشر کرده و می گوید آمریکا حتی در مورد زمان شروع جنگ هم دچار ابهام است چه برسد به زمان پایان آن.
این رسانه در گزارشی گفته این دقیقاً همان نتیجهای است که از سند وزارت خارجه آمریکا در ۲۱ آوریل به دست میآید؛ نخستین تلاش جامع دولت آمریکا برای ارائه توجیه حقوقی برای «عملیات خشم حماسی». این سند با تأخیر قابل توجهی منتشر شد؛ تقریباً دو ماه پس از آغاز بمبارانها. اما عجیبتر از این تأخیر، آن است که این سند تقریباً بهطور کامل توجیهی را که خود رئیسجمهور آمریکا در ۲۸ فوریه، در سخنرانی ضبطشده تلویزیونیاش برای آغاز حمله مطرح کرده بود، رد میکند. ترامپ آن زمان گفته بود: «هدف ما دفاع از مردم آمریکا از طریق از بین بردن تهدیدات قریبالوقوع رژیم ایران است.».
اما اکنون وزارت خارجه میگوید: نه، مسئله این نبوده است. ظاهراً، چون استدلال «تهدید قریبالوقوع» حتی در ظاهر هم چندان قابل دفاع به نظر نمیرسید، ارزیابی حقوقی وزارت خارجه صراحتاً اعلام میکند: «ایالات متحده در این پرونده برای توجیه اقدامات خود به نظریه تهدید قریبالوقوع متکی نیست.»
در عوض، این سند اصرار دارد که عملیات «خشم حماسی» صرفاً ادامه «درگیری مسلحانهای با ایران است که سالهاست جریان دارد.»
نویسنده گاردین با تعجب این بند را تکرار کرده و میگوید: «واقعاً؟ شاید برای بسیاری عجیب باشد که تازه متوجه شوند آمریکا مدتهاست با جمهوری اسلامی در حال جنگ بوده و حمله گستردهای که از ۲۸ فوریه آغاز شد «فقط تازهترین دور از یک منازعه دنباله دار مسلحانه بینالمللی» بوده است.»
پس این جنگ دقیقاً از چه زمانی آغاز شده؟ اینجاست که سند حقوقی وزارت خارجه بهطرز محسوسی مبهم میشود. گاهی القا میکند که خصومتها از همان انقلاب ایران در سال ۱۹۷۹ و اشغال سفارت آمریکا و گروگانگیری آغاز شده است. در بخشهایی دیگر به سال ۲۰۱۹ اشاره میکند؛ زمانی که گروههای مورد حمایت ایران به پایگاههایی در عراق که نیروهای آمریکایی در آن حضور داشتند، راکت شلیک کردند؛ و در نهایت، به ژوئن ۲۰۲۵ اشاره میکند؛ زمانی که آمریکا و اسرائیل، به تعبیر وزیر دفاع آمریکا پیت هگست، «توان هستهای ایران را نابود کردند، اما جاهطلبیاش را نه.»
البته اگر آغاز جنگ فعلی را ژوئن ۲۰۲۵ بدانیم، این سؤال حساس پیش میآید که خود آن حمله بر چه مبنایی توجیه میشد. در واقع، انتقال زمان آغاز جنگ به آن مقطع، فقط به معنای عقب بردن تاریخ شروع تجاوز آمریکا به مدت هشت ماه است.
به شکلی عجیب، سند وزارت خارجه آمریکا بیشتر از آنکه تلاشی برای پاسخ دادن به منتقدان حقوقی باشد ــ کسانی که این جنگ را نقض آشکار منشور سازمان ملل میدانند؛ منشوری که استفاده از نیروی نظامی را جز در موارد دفاع مشروع یا با مجوز شورای امنیت ممنوع کرده ــ عملاً به تقویت همان انتقادها کمک میکند.
این سند، با اصرار بر اینکه عملیات «خشم حماسی» صرفاً نبرد دیگری در یک جنگ در جریان بوده است، با منطقی ظاهراً خدشهناپذیر نتیجه میگیرد: «اگر یک درگیری پایان نیافته باشد، پس همچنان ادامه دارد.».
اما مشکل این استاندارد آن است که هرگونه مذاکره برای پایان دادن به جنگ را دشوار میکند. بر اساس همین خط زمانی گستردهای که دولت آمریکا ارائه میدهد، ایالات متحده حتی در همان زمانی هم که باراک اوباما در سال ۲۰۱۵ مشغول مذاکره بر سر توافق هستهای با ایران بود، میتوانست به ایران حمله کند. فارغ از اینکه درباره جمهوری اسلامی چه نظری داشته باشیم، هر مذاکرهای نیازمند حداقلی از اعتماد است؛ اعتمادی به اینکه هر توافقی واقعاً به پایان درگیری منجر خواهد شد؛ و دقیقاً همین امکان است که استدلال وزارت خارجه آمریکا آن را از بین میبرد.
گاردین نوشته: متأسفانه، نباید تعجب کنیم که دولتی که برای توجیه سوءاستفادههای داخلی خود از حاکمیت قانون، چنین استدلالهای سست و بیپایهای ارائه میدهد، برای توجیه نقض حقوق بینالملل نیز به همان اندازه درمانده و مضحک عمل کند. دستکم میتوان دکترین صادقانه پیت هگست را تحسین کرد که گفته بود: «حداکثر مرگبار بودن، نه حداقلی از قانونگرایی.» و «نه حداقلی از قانونگرایی» یعنی دقیقاً: بیقانونی.
افول و نزول. میکنه به اقتصاد سوم جهان
آمریکا. اقتصاد سوم جهان. میشه
یا. سال. 2028 یا. سال. 2030.
90 درصد. کشورها. فهمیدن این موضوع رو
90 درصد کشورها تجارت شون رو
با چین و هند هماهنگ کردن.
با. جنگ. بدون جنگ.
آمریکا کم کم اقتصاد سوم جهان میشه