صفحه نخست

سیاسی

جامعه و فرهنگ

اقتصادی

ورزشی

گوناگون

عکس

تاریخ

فیلم

صفحات داخلی

سه‌شنبه ۲۹ ارديبهشت ۱۴۰۵ - 2026 May 19
کد خبر: ۴۵۷۰۱۷
تاریخ انتشار: ۰۷:۳۶ - ۲۹ ارديبهشت ۱۴۰۵

گزینه‌های پیش روی ترامپ چیست و چرا باید حتما مذاکره کنیم؟

روزنامه شرق نوشت: سیاست‌مداران ما باید به نحوی مسئولانه مسیر دیپلماتیک را تا آخر بروند و با ارائه ایده‌هایی، بهانه را از دشمن بگیرند. یک راه این است که ایران اعلام کند بدون قید و شرط آماده مذاکرات است.

رویداد۲۴| در چند روز گذشته پیش‌بینی‌هایی حاکی از اینکه تجاوز دیگری علیه ایران در دستور کار آمریکا و اسرائیل قرار گرفته، در حال افزایش است. ترامپ هشت روز قبل با حداکثر بی‌مسئولیتی، اصلاحاتی را که ایران در متن تفاهم‌نامه مورد بحث پیشنهاد کرده بود، «غیرقابل قبول» خواند و پس از آن خبری دال بر تلاش آمریکا برای ادامه کار با ایران نشنیده‌ایم.

روزنامه شرق نوشت: این در حالی است که آقای عراقچی در مصاحبه‌ای در دهلی در جمعه گذشته از ادامه تبادل غیرمستقیم پیام‌ها بین ایران و آمریکا خبر داد و وزیر کشور پاکستان نیز شنبه و یکشنبه گذشته با هدف بازنگه‌داشتن کانال‌های تماس و جلوگیری از فروپاشی کامل روند مذاکرات، در تهران بود.

اگر همچنان چند روزی بگذرد و نتیجه‌ای بر تبادل پیام‌هایی که آقای عراقچی از آن صحبت کرد یا سفر مقام پاکستانی مترتب نشود، می‌توانیم رد پیشنهاد‌های ایران توسط ترامپ در ۱۱ می‌را نقطه پایانی بر مذاکرات و نقطه عطفی در آتش‌بس متزلزل جاری به شمار آوریم و نگران ازسرگیری جنگ باشیم.

اگر مذاکره یا تبادل پیام بین ایران و آمریکا در جریان باشد، احتمال ازسرگیری یک جنگ تمام‌عیار اندک است، اما در صورتی که تماس‌ها قطع شده باشد، با وضعیت خطیری مواجه خواهیم بود.

البته هم‌زمان مقامات جمهوری اسلامی مخفی نکرده‌اند که مایل هستند چین نیز وارد روند میانجیگری شود. آقای عراقچی در مصاحبه‌ای در دهلی گفت: «این فرایند (میانجیگری پاکستان) هنوز شکست نخورده، اما به خاطر رفتار آمریکا در مسیری بسیار دشوار قرار گرفته است. از تلاش هر کشوری به‌ویژه چین که در برقراری روابط ایران و عربستان تلاش کرد، قدردانی می‌کنیم. هر اقدامی از سوی چین برای کمک به دیپلماسی مورد استقبال ایران است». بااین‌حال، چین تاکنون علاقه‌ای به ایفای یک نقش میانجیگرانه رسمی نشان نداده و آمریکا نیز بعید است موافق ایفای چنین نقشی توسط یک ابرقدرت رقیب باشد.

از سوی دیگر، سؤال این است که در صورت فروپاشی روند مذاکرات، ترامپ چه گزینه‌هایی ممکن است داشته باشد؟ یکی از دو گزینه او جنگی دیگر است. او جنگ ۴۰‌روزه را با این امید واهی شروع کرد که بلکه با استفاده از عناصری مثل غافلگیری و شوک اولیه و ترور سران نظام بتواند موجبات تزلزل در ارکان آن را فراهم کند، اما آن جنگ حاصلی برای ترامپ جز شکست در نیل به اهداف نداشت. امروز برای او باید روشن باشد که تکرار چنان جنگی اگرچه می‌تواند موجب خسارات عظیمی شود، اما الزاما اهداف مشخصی را که دارد، محقق نمی‌کند.

گزینه دوم ترامپ تمرکز بیشتر بر روی فشار اقتصادی و محاصره دریایی و برخورد‌های نظامی موضعی و محدود است. از نظر زمانی، اگر علی‌الاصول تصمیم به جنگ بگیرند یا گرفته باشند، زمان آن بستگی به آمادگی‌های نظامی خواهد داشت؛ و البته هرچه زودتر انجام شود با برنامه‌های سیاسی ترامپ در آمریکا سازگاری بیشتری خواهد داشت. نوع و کیفیت جنگ نیز منطقا باید متفاوت از نوع جنگ در دوره‌های قبلی باشد؛ چراکه دیگر نباید به عناصر غافلگیری، شوک اولیه و اثرات فوری در پی ترور سران نظام امیدی داشته باشند. به‌علاوه، بانک اهداف نظامی و دومنظوره آنها نیز باید تقریبا تمام شده باشد؛ بنابراین این بار ممکن است تمرکز آنها عمدتا بر زیرساختار‌های غیرنظامی باشد.

از سوی دیگر، مشکل در بازدارندگی، فاصله دور قلمرو دشمن و پدافند هوایی سه فاکتوری هستند که باید مدنظر ایران باشد. در حوزه بازدارندگی، اقدام علیه اهدافی در منطقه اگرچه مؤثر است، اما معلوم نیست تعیین‌کننده باشد. احتمالا تصور طرف مقابل این است که روی پدافند هوایی می‌تواند حساب کند. کاهش صدور نفت از منطقه نیز قبلا اتفاق افتاده و ممکن است فاکتور تعیین‌کننده‌ای به حساب نیاید. آمریکا و اسرائیل نیز اهمیت چندانی به خسارت به این کشور‌ها با توجه به سپرده‌های هنگفت‌شان در غرب نمی‌دهند. به‌علاوه، مقامات ما نباید تصور کنند که ترامپ به خاطر این کشور‌ها ممکن است برنامه تجاوزکارانه‌اش را رها کند. برخی از این کشور‌ها نگرانی‌شان را از اینکه ایران قوی‌تر از وضعیت کنونی خارج شود، کتمان نمی‌کنند.

اکنون، این «برهه حساس کنونی» با برهه‌های حساس پیشین متفاوت است. اسرائیل و آمریکا دو دوره جنگ تجاوزکارانه را تحمیل کردند و نتیجه‌ای از آنها در جهت تحقق خواسته‌هایشان نگرفتند. اگر جنگ دیگری رخ دهد، آنها ممکن است اهداف بیشتری جز زیرساخت‌های ما نداشته باشند. با توجه به شرایط موجود و تراکم مشکلات قدیم، بازسازی زیرساخت‎‌های کشور با توجه به مشکلات مالی و تحریم ممکن است بسیار دشوارتر باشد.

سیاست‌مداران ما باید به نحوی مسئولانه مسیر دیپلماتیک را تا آخر بروند و با ارائه ایده‌هایی، بهانه را از دشمن بگیرند. یک راه این است که ایران اعلام کند بدون قید و شرط آماده مذاکرات است. مقصریابی نیز یکی از موضوعات مهم در دستور کار همه اطراف جنگ است. طرف مقابل نباید بتواند پیشرفتی در این حوزه داشته باشد.

نظرات شما