صفحه نخست

سیاسی

جامعه و فرهنگ

اقتصادی

ورزشی

گوناگون

عکس

تاریخ

فیلم

صفحات داخلی

چهارشنبه ۳۰ ارديبهشت ۱۴۰۵ - 2026 May 20
کد خبر: ۴۵۷۱۶۳
تاریخ انتشار: ۱۰:۵۹ - ۳۰ ارديبهشت ۱۴۰۵
در رویداد۲۴ بخوانید:

معمای نارمک؛ تندروی دیروز، مهره بازی فردا شد | پشت پرده عملیات ناکام با محوریت احمدی‌نژاد چیست؟

افشاگری تازه نیویورک‌تایمز درباره یک سناریوی محرمانه برای آینده سیاسی ایران، سکوت معنادار محمود احمدی‌نژاد در روز‌های جنگ را وارد مرحله‌ای تازه کرده است؛ روایتی عجیب از طرحی ناکام که نام رئیس‌جمهور سابق را به عنوان مهره احتمالی دوران پساجنگ مطرح می‌کند.

رویداد۲۴| سکوت سنگین، طولانی و تا حدودی مرموز محمود احمدی‌نژاد در دوران پرالتهاب جنگ و تحولات نظامی اخیر، سرانجام با افشاگری تکان‌دهنده روزنامه «نیویورک‌تایمز» رمزگشایی شد. گزارشی که این روزنامه به نقل از مقامات آگاه آمریکایی منتشر کرد، تکه‌ای کلیدی از یک پازل بزرگ اطلاعاتی را برملا ساخت: «عملیات خشم حماسی»؛ طرحی محرمانه و ناکام از سوی اتاق‌های فکر واشنگتن و تل‌آویو که هدف اولیه آن، نه فقط کوبیدن زیرساخت‌ها، بلکه مهندسی ساختار سیاسی ایران پساجنگ با محوریت روی کار آوردن دوباره رئیس دولت‌های نهم و دهم بود.

این خبر برای ناظران سیاسی یک شوک تمام‌عیار بود. مردی که روزگاری با ادبیات تند و نامتعارف خود، روابط خارجی ایران را به لبه پرتگاه برد و تندترین مواضع را علیه تل‌آویو اتخاذ کرد، بر اساس این اسناد، به عنوان مهره اصلی یک طرح تحمیلی برای آینده سیاسی کشور در نظر گرفته شده بود. این تناقض آشکار، بار دیگر نشان داد که در شطرنج سیاست بین‌الملل، خطوط قرمز چقدر سیال و منافع قدرت‌های خارجی چقدر ابزارگرایانه و بدون اصالت هستند.

از شایعه ترور تا ماجرای «طرح فرار»

در همان روز‌های نخست آغاز درگیری‌ها، یک انفجار مهیب در حوالی میدان ۷۲ نارمک (محل سکونت احمدی‌نژاد) موجی از اخبار ضد و نقیض را در فضای رسانه‌ای داخل کشور کلید زد. در آن مقطع، بخش عمده‌ای از رسانه‌ها گرفتار حدس و گمان بودند؛ عده‌ای از ترور بیولوژیک سخن می‌گفتند و برخی دیگر از هدف قرار گرفتن او توسط پهپادها. در این میان، موضع‌گیری چهره‌های نزدیکی مثل عباس امیری‌فر (مشاور سابق او) که در گفت‌و‌گو با رسانه‌ها صرفاً از «آسیب جزئی پا، موج‌گرفتگی احمدی‌نژاد و انتقال او به مکانی امن در شمال کشور برای رعایت پروتکل‌های امنیتی» سخن گفت، آدرس کوتاهی از یک رویداد بزرگتر بود.

حالا با انتشار اسناد نیویورک‌تایمز، ابعاد هولناک آن روز روشن شده است. هدف حملات موشکی و پهپادی اسرائیل به هیچ وجه حذف فیزیکی احمدی‌نژاد نبود؛ بلکه هدف، نابودی دقیق کانکس‌ها، پست‌های مراقبتی و حلقه‌های حفاظتی پیرامون وی بود. برنامه‌ریزان غربی با این فرض اطلاعاتی که احمدی‌نژاد در سال‌های اخیر تحت حصر یا محدودیت شدید اقامتی و حرکتی قرار داشته، درصدد بودند با از بین بردن این ساختار مراقبتی، او را به تعبیر خود «آزاد» کنند. سناریوی آنها این بود که در صورت بروز خلاء قدرت ناشی از حملات سنگین اولیه، احمدی‌نژاد به عنوان یک چهره پوپولیست با پایگاه رای سنتی، موج‌سواری کرده و فرمان هدایت یک دوره انتقالی را به دست بگیرد.

اما این محاسبات فانتزی و هالیوودی در همان گام اول به صخره سخت واقعیت برخورد کرد. محاسبات فنی مهاجمان پایگاه نارمک درست از آب درنیامد؛ موج شدید انفجار و ترکش‌های برخورد، به خود احمدی‌نژاد اصابت کرد و او را مجروح ساخت. این تجربه نزدیک به مرگ، چنان شوک روانی و امنیتی جدی به او وارد کرد که او را از هرگونه بازی در این سناریو سرخورده کرد. رئیس‌جمهور اسبق به جای ایفای نقش در این ویترین تحمیلی، سکوت پیشه کرد، از انظار پنهان شد و کل این راهبرد اطلاعاتی بیگانه را در نطفه خفه کرد.

چرا احمدی‌نژاد؟

با خواندن این گزارش عجیب و شوکه کننده نیویورک تایمز این سوال به ذهن می‌رسد که چرا غرب و اسرائیل به سراغ چهره‌ای رفتند که سابقه مواضع تند رادیکال داشته است؟ پاسخ را باید در سه لایه تحلیل کرد. نخست، انزوا و پتانسیل انتقام‌جویی. طراحان خارجی تصور می‌کردند شکاف عمیق، حذفی و آشتی‌ناپذیر محمود احمدی‌نژاد با هسته سخت قدرت در یک دهه گذشته (به‌ویژه پس از رد صلاحیت‌های پی‌درپی او در انتخابات)، او را به نقطه‌ای رسانده که حاضر است برای بازگشت به اریکه قدرت، با هر تغییر ساختاری همراه شود.

دوم، برند پوپولیستی و توده‌گرایی احمدی‌نژاد. از نظر غرب، جریان‌های مدرن و اصلاح‌طلب گزینه‌های مناسبی برای پروژه‌های ناگهانی و برخاسته از دل جنگ نیستند؛ زیرا آنها به فرآیند‌های دموکراتیک، جامعه مدنی و صندوق رای اصالت می‌دهند. در مقابل، یک چهره پوپولیست با شعار‌های معیشتی چتر جذابی برای مدیریت توده‌ها در دوران آشوب محسوب می‌شد.

سوم، مواضع غیرقابل‌پیش‌بینی. احمدی‌نژاد همواره به عنوان یک کاراکتر غیرقابل‌پیش‌بینی در سیاست ایران شناخته شده است. این خصلت، او را در دید تئوریسین‌های تغییر رژیم، به مهره‌ای منعطف تبدیل می‌کرد که می‌توانست امکان چرخش‌های ناگهانی تئوریک - از شعار نابودی اسرائیل تا پذیرش نظم جدید - را داشته باشد.

درس‌های تاریخی برای جریان‌های داخلی

رویداد نارمک و افشاگری نیویورک‌تایمز، یک درس بزرگ و گزنده تاریخی برای تمامی جریانات سیاسی درون کشور است. محمود احمدی‌نژاد که در اواسط دهه ۸۰ با به حاشیه راندن نیرو‌های اصیل، عقلانی، فن‌سالار و مصلح کشور، بسترساز انزوای بین‌المللی ایران و صدور تندترین قطعنامه‌های شورای امنیت شد، در نهایت خود به واسطه همان ساختارزدایی و رفتار‌های رادیکال، مورد طمع و سوءاستفاده ابزاری بیگانگان قرار گرفت.

این حادثه به وضوح نشان داد که تندروی، پوپولیسم و تضعیف نهاد‌های قانونی و مدنی، در بلندمدت چگونه امنیت ملی را آسیب‌پذیر کرده و کشور را به بستری برای پیاده‌سازی سناریو‌های شوم خارجی تبدیل می‌کند. راهبرد عقلانی جامعه ایران، نه تکیه بر منجی‌های پوشالی برآمده از دل موشک‌باران‌های خارجی، بلکه بازگشت به عقلانیت سیاسی، تقویت جامعه مدنی و صندوق‌های رای واقعی است. حالا باید منتظر ماند و دید خود احمدی‌نژاد چه زمانی شجاعت باز کردن قفل سکوت خود درباره این ماجرا را به دست خواهد آورد.

نظرات شما