رویداد۲۴| رابرت کیگن نویسنده و روزنامه نگار در یادداشتی تازه در آتلانتیک، از آنچه «تسلیم تدریجی» دونالد ترامپ در برابر ایران مینامد سخن گفته و استدلال میکند که پایان بازی واشنگتن در جنگ ایران، نه پیروزی یا حتی بازدارندگی، بلکه عقبنشینی آرام و تلاش برای خروج از بحران بدون اعتراف رسمی به شکست است.
او مینویسد نشانههای این پایانبندی، پس از تماس تلفنی ترامپ با بنیامین نتانیاهو آشکار شد؛ تماسی که در آن رئیسجمهور آمریکا توضیح داده واشنگتن در حال مذاکره بر سر «نامهای برای اعلام قصد پایان رسمی جنگ» و آغاز یک دوره ۳۰ روزه مذاکره درباره برنامه هستهای ایران و بازگشایی تنگه هرمز است.
اشاره او به تماسی است که نشریه اکسیوس روز گذشته از آن پرده برداشته است. آکسیوس رسانه نزدیک به کاخ سفید در گزارشی به نقل از سه منبع نوشت که ترامپ و نخست وزیر اسرائیل بنیامین نتانیاهو در یک تماس تلفنی دشوار در روز سهشنبه در مورد تلاش جدیدی برای دستیابی به توافق با ایران گفتگو کردند و یک منبع گفت که نتانیاهو پس از این تماس (از شدت عصبانیت) "موهایش آتش گرفته بود".
این گزارش مدعی است که منابع گفتند که یک یادداشت صلح اصلاح شده توسط قطر و پاکستان با مشارکت سایر میانجیگران منطقهای تهیه شده و قرار است پلی بین ایالات متحده و ایران باشد. این گزارش در واقع نشان دهنده عدم اتفاق نظر آمریکا و اسرائیل درباره ادامه جنگ با ایران است.
به باور کیگن، معنای واقعی این توافق روشن است: آمریکا در حال ترک بحران است. حتی اگر ترامپ برای نمایش قدرت، حمله محدودی دیگر انجام دهد، آن حمله چیزی جز یک نمایش سیاسی نخواهد بود. به تعبیر او، «پایان بازی» در اینجا واژهای محترمانه برای «تسلیم» است.
کیگن معتقد است ترامپ از همان مارس، زمانی که اسرائیل به میدان گازی پارس حمله کرد و ایران در پاسخ تأسیسات اصلی گاز قطر را هدف قرار داد، عملاً عقب نشست. پس از آن حمله، ترامپ خواستار توقف حملات آمریکا و اسرائیل به زیرساختهای انرژی ایران شد و به نوشته او، جنگ در همان نقطه عملاً پایان یافت.
به نوشته این تحلیلگر، تهدیدهای مکرر ترامپ برای ازسرگیری حملات نیز در عمل چیزی جز بلوف نبود. رهبران ایران طی دو ماه گذشته بر این باور بودهاند که ترامپ دیگر وارد جنگ نخواهد شد و به همین دلیل، با وجود خسارت ناشی از ۳۷ روز حملات سنگین، هیچ امتیاز جدیای ندادهاند. برعکس، تهران اکنون شروط خود را مانند یک «طرف پیروز» مطرح میکند: دریافت غرامت جنگی، ادامه غنیسازی بدون محدودیت، به رسمیت شناخته شدن کنترل ایران بر تنگه هرمز و پایان تحریمها.
کیگن میگوید درخواست ترامپ برای یک آتشبس ۳۰ روزه دیگر و ادامه مذاکرات، در واقع اعتراف ضمنی به شکست است. از نگاه او، حتی اگر آمریکا حملهای نمادین انجام دهد، ایران آن را صرفاً ژستی تبلیغاتی خواهد دید؛ چرا که هیچکس باور ندارد واشنگتن یک ماه بعد دوباره وارد جنگی تمامعیار شود. بهویژه آنکه ایران در این فاصله فرصت بازسازی، تجدید تسلیحاتی و کسب درآمد از کنترل تنگه هرمز را خواهد داشت.
این تحلیلگر با اشاره به گزارش «مؤسسه مطالعات جنگ» مینویسد ایران از دوره آتشبس برای «عادیسازی» کنترل خود بر تنگه هرمز استفاده میکند؛ به این معنا که کشورهای واردکننده نفت را وادار به توافقهای ترانزیتی با تهران کرده و از کشورهایی که توافقی ندارند، عوارض عبور دریافت میکند. به گفته مقامهای ایرانی، در نظم جدید هرمز، کشورهایی مانند روسیه و چین در اولویت خواهند بود و کشورهای «دوست» مانند هند و پاکستان میتوانند توافقهای اختصاصی دریافت کنند؛ در حالی که کشتیهای مرتبط با دولتهای «متخاصم» ممکن است اساساً از عبور محروم شوند.
کیگن میگوید کشورهایی، چون کره جنوبی، ترکیه و عراق هماکنون در حال مذاکره برای توافقهای موقت عبور هستند و حالا که ترامپ نشان داده قصد جنگ برای بازگشایی کامل تنگه را ندارد، بسیاری از کشورها تلاش خواهند کرد سریعتر با تهران به توافق برسند تا جریان انرژی و تجارت خود را حفظ کنند. به باور او، این روند در نهایت به فروپاشی عملی تحریمهای ایران و افزایش نفوذ اقتصادی و ژئوپلیتیک تهران منجر خواهد شد.
او معتقد است ترامپ امیدوار است بدون آنکه افکار عمومی آمریکا متوجه ابعاد این شکست شوند، از بحران خارج شود. شاید بازارهای مالی با بازگشت تدریجی نفت آرام شوند و شاید رسانهها نیز با پرداختن به بحرانهای دیگر، از جمله کوبا، توجه خود را از ایران منحرف کنند. اما به اعتقاد کیگن، این تحول میتواند یکی از بزرگترین ضربات راهبردی به اسرائیل در تاریخ این کشور باشد.
او به نقل از یک مقام آمریکایی مینویسد پس از تماس ترامپ، «نتانیاهو کاملاً وحشتزده بود». دلیل این نگرانی از نگاه کیگن روشن است: ایرانِ پس از جنگ ممکن است بسیار قدرتمندتر، ثروتمندتر و بانفوذتر از قبل ظاهر شود؛ کشوری که دهها اقتصاد بزرگ جهان برای حفظ جریان انرژی، ناچار به حفظ رابطه با آن خواهند بود. در چنین شرایطی، اسرائیل بیش از هر زمان دیگری منزوی خواهد شد؛ حتی از سوی آمریکا، تنها متحد قابل اتکایش.
کیگن در پایان هشدار میدهد که نظم جدید خلیج فارس احتمالاً نه صلح، بلکه «بیثباتی مزمن» و اختلالهای مکرر در کشتیرانی خواهد بود. به نوشته او، «وقتی قدرت مسلط، سلطه خود را واگذار میکند، نتیجه همین است.»