رویداد۲۴| مازیار وکیلی- «من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی. ولی با منت و خواری پی شبنم نمیگردم.» این عبارتی است که روی سنگ مزار ناصر حجازی اسطوره باشگاه استقلال و فوتبال ایران حک شده است. اسطورهای که انگار همین عبارت را سرلوحه زندگی خودش قرار داد و تلاش کرد در فوتبال (و شاید جامعهای) که همه به دنبال شهرت و ثروت هستند غرور و اصالت خودش را حفظ کند. ناصر حجازی از جمله فوتبالیستهای نسل قدیم فوتبال ایران بود که بعد از انقلاب هم در ایران ماند و ترجیح داد به خارج از کشور مهاجرت نکند.
او و علی پروین مهمترین نمادهای فوتبالی بودند که پس از پیروزی انقلاب اسلامی در فوتبال ایران باقی ماندند. دو چهرهای که بعدها تبدیل به دو شکل از حضور در فوتبال ایران شدند. علی پروین روحیه متفاوتی از ناصر حجازی داشت و خیلی زود توانست خودش را در فوتبال بعد از انقلاب پیدا کند و تبدیل به مدیر، سرمربی و همه کاره پرسپولیس شود. او بعدها و در دوران سازندگی هم ارتباطش با چهرههای سیاسی را حفظ کرد و به سرمربی گری تیم ملی هم رسید. ناصر حجازی، اما این گونه نبود. او در حد خودش و تا آن جایی که وسعش اجازه میداد معترض باقی ماند. ارتباطی با سیاسیون برقرار نکرد و برای رسیدن به نیمکت مربیگری یا پست مدیریتی حاضر نشد در پشت پرده فعالیتی انجام دهد. ایرادی نمیتوان به نوع مواجهه علی پروین وارد کرد، اما میتوان روی این موضوع تاکید کرد که جنس ناصر حجازی به طور کلی متفاوت از فضای فوتبال ایران بود. شاید همین تفاوت بود که اجازه نداد ناصر حجازی با تمام تواناییهای فنی و شخصیت کاریزماتیکی که داشت به نیمکت تیم ملی ایران برسد. او اهل مصالحه نبود و تاوان این اهل مصالحه نبودن را هم با حضور کمرنگ در عرصه فوتبال ملی و باشگاهی داد. او به حقش در فوتبال ایران نرسید، چون دوست نداشت این حق را به آن شکلی که بقیه از فوتبال گرفتند مطالبه کند.
ناصر حجازی متولد ۲۳ آذر ۱۳۲۸ در پیرانشهر آذربایجان غربی است. پدرش نظامی بود. به واسطه شغل پدرش که نظامی بود به تهران آمدند و همین سفر به تهران بود که سرنوشت او را عوض کرد. حجازی در دوران مدرسه علاقه چندانی به فوتبال نداشت و رشته بسکتبال را دنبال میکرد. اما در دوران مدرسه زمانی که دروازه بان تیم فوتبال مدرسه مصدوم میشود با اصرار معلم ورزش درون دروازه قرار میگیرد و به قدری خوب کار میکند که در پست دروازه بانی باقی میماند و تبدیل میشود به یکی از اسطورههای فوتبال ایران. در دوران فوتبالی حجازی افتخارات زیادی را با تیم تاج کسب کرد. سه دوره قهرمانی در جام باشگاههای تهران، یک دوره قهرمانی در جام تخت جمشید، قهرمانی در جام باشگاههای آسیا، دو قهرمانی در جام میلز هندوستان و البته دو قهرمانی جام ملتهای آسیا با تیم ملی فوتبال ایران از ناصر حجازی یک اسطوره ساخت. حجازی در دوران مربیگری هم برای استقلال افتخارات زیادی کسب کرد. قهرمانی در جام آزادگان سال ۱۳۷۶، نایب قهرمانی در جام آزادگان سال ۱۳۷۷ و نایب قهرمانی جام باشگاههای آسیا در همان سال از مهمترین افتخارات ناصر حجازی در دوران مربیگری حجازی بود. ناصر حجازی بعد از درخشش در جام جهانی سال ۱۳۷۸ مورد توجه تیم منچستر یونایتد قرار گرفت و مدتی هم برای بازی در این تیم به انگلستان رفت. اما به دلیل وقوع انقلاب و انحلال فدراسیون فوتبال ایران هیچ گاه نتوانست برای تیم اصلی منچستر به میدان برود تا این موضوع تبدیل به بزرگترین حسرت فوتبالی ناصر حجازی شود. سالها بعد زمانی که ناصر حجازی در بستر بیماری بود اتفاق عجیب و جالبی اُفتاد.
سر الکس فرگوسن نامهای برای ناصر حجازی نوشت و شخصاً برای این اسطوره فوتبال ایران آرزوی سلامتی کرد: «ناصر عزیز! من از جاوید جعفری فراهانی نامهای دریافت کردم و باید بگویم که وقتی شنیدم حال شما خوب نیست متاسف شدم. به این فکر افتادم که پیغام بازیکنان و دستیارانم را برسانم. دوست دارم بدانی که همه جا به فکر تو هستیم. شخصا به خاطر همه فداکاریها و تلاشهایت برای باشگاه تشکر میکنم. این فداکاریها بسیار ارجمند است. میدانم که ماههای اخیر را به سختی پشت سر گذاشتی، اما مطمئن باش که با دعاها و افکار ما آرامش پیدا خواهی کرد.»
حجازی یک اصول گرای واقعی بود. هیچ گاه از اصول خودش کوتاه نیامد. برای او سالهای قبل یا بعد از انقلاب تفاوتی نداشت. خودش تعریف میکند که در اواسط دهه پنجاه هنگام بازگشت کاروان تیم ملی از کره شمالی با تیمسار مسئول کاروان درگیری لفظی پیدا کرده است: «اواسط دهه ۵۰ بود. با تیمملی از کره شمالی بر میگشتیم یک تیمسار که مسئول کاروان بود خطاب به من گفت؛ مرتیکه احمق کراواتت را محکم کن، من هم درجا بهش گفتم مرتیکه خودتی، احمق هم پدرته!» ناصر حجازی این روحیه طغیان و عصیان را تا پایان عمر حفظ کرد. محسن صفایی فراهانی که بعد از نشستن روی نیمکت فدراسیون فوتبال تلاش کرد او را روی نیمکت تیم ملی بنشاند خاطره جالبی از ناصر حجازی نقل میکند که بیانگر روحیات این اسطوره فوتبال ایران است: «ناصر حجازی از جمله انتخابهای نخست و درجه یک من بود برای هدایت تیم ملی؛ اما شما نمیدانید چه جو سنگینی علیه او در سازمان تربیت بدنی و فدراسیون فوتبال وجود دارد. از جمله در لایههای قدرت و از این دفتر و دستکهایی که به اسم حراست و حفاظت و ... در جریان است. بخاطر اینکه این جو را بشکنم، یک روز به بهانه شکستهای پیدرپی تیم ملی در رقابتهای آسیایی و مقدماتی جام جهانی برنامهای ترتیب دادم در سازمان تربیتبدنی با حضور تمامی آن زاویهداران و با دعوت از تعدادی از پیشکسوتان فوتبال از جمله ناصرخان حجازی؛ که اتفاقا" یکی از مهمترین هدفم از برپایی این جلسه این بود که میخواستم آقایان جوزده و متصلب را با سیمای با جذبه، صادق، صریح، شفاف، دلسوز و مهربان، که بیشتر از همه اینها با دانش فوتبالی حجازی آشنا کنم تا این اتمسفر سنگین بیاعتمادی و بدبینی علیه این مرد بزرگ بشکند.» صفایی فراهانی در ادامه میگوید: «چشمتان، اما روز بد نبیند. جلسه مورد نظر برگزار شد، اما نه به خیر و خوشی! ناصرخان "آنتایم" در جلسه حاضر شد. فصل زمستان بود. ناصر حجازی، اما با یک پالتوی بلند و شیک و کت و شلواری اتوکشیده زیر آن پالتو و با کراوات خوشرنگی که بر روی گردنش آویزان بود و با آن تیپ جذاب وارد شد. به گونهای که اُدکلن تن او تمام فضا را عطرآگین کرد و تحتتاثیر خود قرار داد. دکتر ذولفقارنسب، امیر حاجرضایی، دکتر محصص و مجید جلالی هم از جمله پیشکسوتان حاضر در این جلسه بودند، اما هیچکدام آنها مانند او وارد آن جلسه نشده بودند. مقداری در پوشش همیشگی و رفتارشان تخفیف داده بودند. همگان یک لحظه محو پوشش و منش او شدند. به گونهای که گویی یک نفر از عالم غیب وارد جلسه شده است.» ظاهراً همین تیپ و قیافه موردپسند حراست و نیروهای امنیتی قرار نمیگیرد و باعث میشود دست ناصر حجازی از نیمکت تیم ملی کوتاه بماند.
شاید بهترین توصیف را از ناصر حجازی خودش انجام داده باشد. جایی که در یک مصاحبه گفته بود: «روزهای اولی که در هند و سپس بنگلادش بودم فقط میتوانستم روزی یک وعده شکمم را سیر کنم آنهم نه با غذای خوب و مقوی بلکه با نان یا موز که ارزان بود. این سختیها را به جان خریدم تا از اصولم برنگردم، تا جلوی کسی تعظیم نکنم، تا دست کسی را نبوسم، تا مردانگیام را به حراج نگذارم، تا خداوند را ناراحت نکنم که آدم با شرافت و با عزتی باشم.» ناصر حجازی را این روحیه ناصر حجازی کرد.