صفحه نخست

سیاسی

جامعه و فرهنگ

اقتصادی

ورزشی

گوناگون

عکس

تاریخ

فیلم

صفحات داخلی

يکشنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۵ - 2026 May 31
کد خبر: ۴۵۸۲۰۶
تاریخ انتشار: ۰۰:۱۳ - ۱۰ خرداد ۱۴۰۵
رویداد۲۴ گزارش می‌دهد؛

لنگر کشتی پایداری در ساحل احمدی‌نژاد | ماجرای «پسر نوح» چیست؟ چگونه یاران جلیلی از ولایت‌مداری مطلق به نقد رهبری رسیدند؟

جمله اخیر حمید رسایی درباره «پسر نوح» فقط یک کنایه سیاسی ساده نبود؛ بخشی از یک روند عمیق‌تر در اردوگاه پایداری بود.

 

رویداد۲۴ | حمید رسایی، نماینده تندروی مجلس و از چهره‌های نزدیک به جبهه پایداری، در کانال تلگرامی خود پستی منتشر کرد که بلافاصله واکنش‌های گسترده‌ای در پی داشت. او با تیتر «چه کسانی شایسته جایگاه رهبری‌اند؟» آیه‌ای از سوره هود را منتشر کرد؛ همان آیه‌ای که خداوند به حضرت نوح می‌گوید پسرش «از اهل نجات نیست»، چون «عمل غیرصالح» انجام داده است.

رسایی در توضیح این آیه نوشت: «معیار اهل بودن، فقط نسبت فیزیکی نیست، بلکه ایمان و عمل صالح است.»

در ظاهر، این فقط یک اشاره تاریخی بود؛ اما در عمل کنایه‌ای مستقیم به حلقه‌های پیرامونی قدرت و حتی بخشی از ساختار رهبری تعبیر شد. همین مسئله باعث شد بار دیگر بحث قدیمی درباره «عبور پایداری از رهبری» زنده شود؛ بحثی که سال‌هاست در لایه‌های زیرین سیاست ایران جریان دارد، اما کمتر به‌صراحت درباره آن صحبت شده است.

پایداری؛ فرزند رادیکالیسم پس از احمدی‌نژاد

برای فهم رفتار امروز پایداری باید به سال‌های پایانی دولت محمود احمدی‌نژاد بازگشت؛ زمانی که بخشی از نیرو‌های اصولگرا معتقد بودند ساختار رسمی جمهوری اسلامی در حال فاصله گرفتن از «آرمان‌های اولیه انقلاب» است. نطفه این تشکیلاتی سیاسی به انتخابات مجلس نهم در سال ۹۰ بازمی‌گردد. انتخاباتی که درست ۲ سال پس از ناآرامی‌های سال ۸۸ و در غیاب اکثر چهره‌های اصلاح‌طلب برگزار شد. آنها که با تشکیل دولت نخست احمدی‌نژاد و به‌عنوان اعضای کابینه عمدتاً ناشناس او وارد عرصه شده بودند، در آستانه انتخابات مجلس نهم گرد هم آمدند و لیستی متشکل از شماری از وزیران پیشین کابینه احمدی‌نژاد ارائه کردند

جبهه پایداری دقیقاً بر بستر همین احساس شکل گرفت؛ جریانی که از ابتدا نه فقط با اصلاح‌طلبان، بلکه با اصولگرایان سنتی هم زاویه داشت و خود را «جریان خالص انقلابی» معرفی می‌کرد.

در آن دوره، حمایت بی‌قیدوشرط از احمدی‌نژاد، حمله به هاشمی رفسنجانی و مخالفت با هرگونه تنش‌زدایی خارجی، تبدیل به شناسنامه سیاسی این جریان شد.

اما نقطه عطف اصلی، برجام بود.

برجام؛ نخستین شکاف جدی با تصمیمات کلان نظام

در جریان مذاکرات هسته‌ای، پایداری و حلقه نزدیک به سعید جلیلی وارد یکی از مهم‌ترین تقابل‌های تاریخ جمهوری اسلامی شدند.

در جریان مذاکرات هسته‌ای، بخش مهمی از بدنه پایداری و نیرو‌های نزدیک به سعید جلیلی، عملاً در برابر سیاست رسمی نظام قرار گرفتند. این در حالی بود که مذاکرات هسته‌ای و برجام بدون هماهنگی عالی‌ترین سطوح حاکمیت اساساً امکان پیشرفت نداشت.

با این حال، ادبیات رسانه‌ای نزدیک به پایداری به‌گونه‌ای بود که گویی دولت روحانی مستقل از کل ساختار تصمیم‌گیری نظام عمل می‌کند. در آن دوره، حمله به تیم مذاکره‌کننده، حمله به اصل توافق و حتی تخریب چهره‌هایی که مورد حمایت بخش‌هایی از حاکمیت بودند، به شکل بی‌سابقه‌ای شدت گرفت.

آنها از تعابیری مانند «ترکمانچای هسته‌ای»، «تسلیم»، «نفوذ» و «خیانت» استفاده می‌کردند؛ ادبیاتی که عملاً فراتر از نقد دولت می‌رفت و ساختار تصمیم‌گیری کلان نظام را هدف قرار می‌داد.

همان زمان بود که نخستین نشانه‌های «ولایت‌مداری مشروط» در این جریان دیده شد؛ یعنی تبعیت تا جایی که تصمیمات حاکمیت با قرائت ایدئولوژیک پایداری همخوان باشد.

نشست مشهد و شکافی که تا هسته زمین پیش رفت

شکاف جبهه پایداری و حاکمیت چند ماه پس از اتمام رقابت‌های انتخاباتی تیرماه ۱۴۰۳ و در اسفندماه سال گذشته آشکارتر و برخی حقایق پشت پرده انتخابات ریاست‌جمهوری چهاردهم برملا شد.

عباس پارسایی که ریاست ستاد انتخاباتی قالیباف را در استان خراسان رضوی برعهده داشت، با انتشار رشته‌توییتی از جلسه انتخاباتی در مشهد با حضور قالیباف، جلیلی و سردار قاآنی، فرمانده سپاه قدس در روز‌های پیش از انتخابات پرده برداشت.

ظاهرا در این جلسه قاآنی اصرار بر کناره‌گیری جلیلی به دلیل شرایط جبهه مقاومت داشته است. او با اشاره به علت عدم‌کناره‌گیری قالیباف در دور نخست انتخابات به‌رغم اصرار جلیلی توضیح داد که قالیباف با استناد به خروجی همان جلسه، تاکید کرده که «تکلیفم روشن است» و «باید بمانم!» چراکه بنابر استدلال او و ظاهراً قاآنی، «کناره‌گیری قالیباف موجب یک مرحله‌ای شدن انتخابات به نفع پزشکیان خواهد شد» و «تحلیل بزرگان و بررسی نظرسنجی‌ها نیز نشان می‌داد که آرای قالیباف به سبد جلیلی اضافه نخواهد شد.»

عباس پارسایی گفته «پیش از ورود به انتخابات آقای جلیلی نامه‌ای به محضر حضرت آقا ارسال کرد و پاسخی دریافت نکرد. سپس به آقای قالیباف متوسل شد تا پاسخ روشنی از حضرت آقا دریافت کند. آقای قالیباف در جلسه حضوری درخواست آقای جلیلی را مطرح کردند. پاسخ حضرت آقا عدم ورود ایشان به عرصه حضور یا عدم حضور به عرصه انتخابات بود، اما توصیه‌ای که خواستند به آقای جلیلی منتقل شود «ضرورت اجماع» بود.»، اما این پایان ماجرا نبود. به‌گفته عباس، «پس از این جلسه، آقای وحید جلیلی بعد از نماز فرصتی کوتاه برای دیدار با حضرت آقا پیدا کرد و پرسش را مطرح نمود که آیا شما به آقای قالیباف تکلیف کردید، وارد عرصه انتخابات شود؟ پاسخ حضرت آقا روشن بود: «شما به کاندیدای دیگر چه کار دارید؟ سوال خودتان را درباره نامزد موردنظرتان بپرسید.» و هنگامی که صریحاً درباره کناره‌گیری آقای جلیلی پرسیده شد، حضرت آقا فرمودند: «من بنای ورود به عرصه انتخابات را ندارم، اما توصیه من همان چیزی است که قبلاً به آقای قالیباف گفتم به ایشان بگوید»؛ حقیقتی که پس از انتخابات روشن شد.»

خروجی آن نشست و این نامه، بی توجهی جلیلی به اصرار سپاه قدس و توصیه رهبری، ماندن در انتخابات و پیروزی نامزد اصلاح طلب بود.

عدول این جریان از دستوری که به نظر می‌رسید از راس حاکمیت آمده پرده مهمی از پروژه عبور از رهبری را برملا کرد.

از «دولت سایه» تا سایه بر کل حاکمیت

شاید صریح‌ترین اعتراف به این تغییر را امیرحسین ثابتی انجام داد.

او سال ۱۴۰۳ درباره پروژه «دولت سایه» سعید جلیلی گفت: «دولت سایه‌ای که جلیلی از آن سخن می‌گوید، فقط دولت سایه برای قوه مجریه نیست؛ بلکه دولت سایه برای کل حاکمیت است.»

همین جمله، کل ماجرا را توضیح می‌دهد.

در سال‌های اخیر تقریباً هرجا تصمیمی در سطح کلان نظام برای کاهش تنش خارجی یا مدیریت بحران اقتصادی گرفته شده، جریان نزدیک به پایداری در نقطه مقابل قرار گرفته است.

نمونه‌ها متعددند؛ از حمله به برجام گرفته تا مخالفت با مذاکرات احیای توافق هسته‌ای، مخالفت با FATF، حمله به توافق ایران و عربستان، تخریب هرگونه مذاکره غیرمستقیم با آمریکا، حمله به سیاست‌های کاهش تنش منطقه‌ای و حمله به هرگونه سیاست اقتصادی مبتنی بر تعامل خارجی.

نکته مهم اینجاست که بسیاری از این سیاست‌ها بدون هماهنگی عالی‌ترین سطوح حاکمیت اساساً قابل اجرا نیستند. اما جریان پایداری همچنان آنها را «انحراف» یا «عدول از اصول انقلاب» توصیف می‌کند. دال مرکزی گفتمان این جریان امروز مخالفت با مذاکره، توافق و پایان جنگ است. سیاست‌هایی که مستقیما در راس حاکمیت و رهبری جدید اتخاذ می‌شوند.

به همین دلیل است که منتقدان می‌گویند این جریان، در عمل وارد فاز «نقد درون‌گفتمانی رهبری» شده است.

«خوارج» جدید؟

تشبیه پایداری به خوارج، سال‌هاست در فضای سیاسی ایران مطرح می‌شود؛ اما امروز این تعبیر بیش از هر زمان دیگری جدی به نظر می‌رسد.

پیش‌تر منصور حقیقت پور در جریان برکناری همتی از وزارت اقتصاد و استعفای اجباری محمد جواد ظریف از دولت پزشکیان با فشار جریان جلیلی و پایداری نسبت به پروژه عبور از رهبری هشدار داده بود.

حقیقت پور معاون پیشین سپاه قدس و عضو هیات رییسه کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نهم که از نزدیک با شکل گیری نطفه جبهه پایداری آشناست در گفت‌و‌گو با رویداد ۲۴ به اظهارات برخی نمایندگان عضو یا نزدیک به جریان پایداری در مجلس در روز استیضاح عبدالناصر همتی اشاره کرده و گفته بود «در مجلس یکی از افراد همین جریان گفت که آقای پزشکیان اگر می‌خواهی صحبت کنی، حرف از رهبری نزن!... حلقه خالص ساز از رهبری هم عبور خواهد کرد.»

پیش بینی که ظاهرا به وقوع پیوسته است.

نظرات شما