رویداد۲۴| با توجه به وجود ذخایر نفتی و گازی در ایران و تولید انرژی اولیه ۳۴۰۹.۸ میلیون بشکه معادل نفت خام در روز (سال ۱۴۰۱) و عرضه ۲۸۴۴.۶۲ میلیون بشکه معادل نفت خام (سال ۱۴۰۱) بنا به گزارش ترازنامه هیدروکربوری سال مذکور، همچنان شاهد فاصله شدید میان عرضه و تقاضای انرژی اولیه و ثانویه بین تولیدکنندگان انرژی و بخش صنعت و مصرفکنندگان انرژی هستیم. نتیجه این ناترازیها در قطعی گاز در فصول سرد ایران برای بخش خانگی و قطعی کامل آن بهعنوان خوراک در صنعت پتروشیمی و همچنین قطعی مکرر برق در بخش خانگی و صنعت نمایان است. اتفاقات مذکور بهشدت به امنیت انرژی کشور آسیبزده است و صنایع پیشران کشور را از جمله پتروشیمی آسیبپذیر کرده و باعث نارضایتی شده است. این ناترازی همچنین عدم امکان استفاده به شکل تمام ظرفیت از صنایع پتروشیمی را ایجاد کرده، بهنحویکه تنها ۷۵ میلیون تن ظرفیت تولید محصولات پتروشیمی از ۹۷ میلیون تن ظرفیت اسمی در دسترس و امکان تولید آن فراهم است.
اهمیت جهانی انرژی و ایران
بر هیچکس پوشیده نیست زندگی انسان وابسته به انرژی است و امروز مثلث سیاستگذاری انرژی که شامل محیطزیست، منابع مالی و امنیت انرژی است بر تمام ابعاد زندگی انسان تأثیر میگذارد. این وظیفه سیاستگذاران است که با بررسی و تحلیل شرایط و منابع موجود، منابع را به شکلی مدیریت کنند که بهترین شکل بهرهوری از انرژی انجام پذیرد.
هر سه بعد مذکور بر سیاستگذاری انرژی نیز سایه افکنده است و این امر با توجه به تغییرات اقلیمی، مشکلات مربوط به تأمین مالی پروژههای انرژی و فرسودگی زیرساختهای انرژی روزبهروز پیچیدهتر میشود.
اهمیتدادن به تأمین پایدار انرژی را میتوان در قیمت حاملهای انرژی بیشتر درک کرد، به طور مثال هزینههای استفاده از گاز خانگی و برق برای یکخانه متوسط دارای ۳ اتاقخواب و زندگی ۲ تا ۳ نفر در آن در انگلستان ماهانه به طور متوسط حدود ۱۵۵ پوند است (سال ۲۰۲۵). در بیشتر کشورهای اروپایی نیز هزینه متوسط سالانه انرژی اشخاص از حداقل حقوق ماهانه اشخاصی که حداقل حقوق دریافتی را دارند، بیشتر است. در چهار عضو اتحادیه اروپا (اسلواکی، ایتالیا، یونان و جمهوری چک) این مبلغ متوسط سالانه از متوسط درآمد ماهانه اشخاص نیز بالاتر است. مبالغ مذکور بههیچوجه باقیمت حاملهای انرژی در ایران قابلمقایسه نیست. سیاستگذاری انرژی در ایران با یارانههای انرژی عملاً قیمت تمام شده مصرف انرژی را برای مصرفکننده پایین آورده و همچنین زیرساختهای مصرفی را، چون خودروهای پر مصرف، عدم رعایت استانداردهای ساختوساز مانند عایقکاری دیوار و پنجرههای ساختمانی جهت بهرهوری اصلاح نکرده و باعث اتلاف انرژی و سوءمصرف آن و عدم تعادل بین عرضه و تقاضا شده است. در ایران چنانکه اشاره شد، نبود زیرساختها مشکل اساسی در ناترازی است. حفظ، انتقال و استحصال منابع انرژی میباید با استفاده از فناوریها باشد. ازآنجاکه ایران دارای منابع عظیم نفت و گاز در جهان است؛ اما ضریب بازیافت (درصد نفت و گاز قابلاستحصال) در برخی از میادین به حدود ۵ درصد نیز میرسد و بهطورکلی از متوسط جهانی پایینتر است. درخصوص قدیمی بودن لولههای انتقال هم باید به مشکلات زیرساختی اشاره کرد که پوسیدگیهای متعدد در مسیر باعث نشت نفت و گاز میشوند.
با توجه به معیار FEI (Final Energy Intensity) یا شدت مصرف انرژی نیز شرایط ایران اصلاً خوب نیست. متوسط معیار مذکور در سطح جهانی در سال ۱۴۰۴ حدود ۱۱/۰ تن معادل نفت خام بهازای هر هزار دلار کالا و خدمات تولید شده بود که در ایران بر حسب نرخ ارز ۲.۴ برابر متوسط جهانی است. در سطح ملی نیز بنا به معیار PEI (Primary Energy Intensity) یا شدت عرضه انرژی اولیه یعنی میزان مصرف انرژی اولیه قبل از توزیع نسبت به GDP، این نرخ در ایران در سال ۱۴۰۰ حدود ۳.۳ برابر متوسط جهانی است. نرخهای فوق مشخصاً بیانگر این موضوعند که بخش اعظمی از نفت و گاز و انرژی اولیهای که باید وارد بخش صنعتی کشور برای تولید شود در حال ازبینرفتن به علت تبذیر، عدم زیرساخت مناسب و عدم سیاستگذاری خردمندانه است. در خصوص بخشهای مصرفکننده انرژی در ایران نیز میتوان به نتایج جالبی رسید؛ چنانکه عرضه انرژی اولیه با حدود ۲۸۴۴.۶ میلیون بشکه معادل نفت خام به حدود ۱۶۸۷.۹ میلیون بشکه معادل نفت خام انرژی نهایی تبدیل میشود. بخشی از این کاهش به دلایلی همچون راندمان پایین نیروگاههای برق، نشتی لولههای انتقالدهنده، تخلفات گازی و عدم کنترل دقیق و ارزیابی اتفاق میافتد. بخش دیگری از این کاهش نیز تلفات غیرقابل جلوگیری انرژی اولیه برای تبدیل به حاملهای انرژی و انرژیهای ثانویه است. مجموع اطلاعات فوق نشانگر نیازمندی به چارهاندیشی فوری در حوزه بهروزرسانی زیرساختها از جمله لولههای انتقال، پالایشگاهها، نیروگاهها و سرمایهگذاری در این حوزه و همچنین ارتقای فرهنگ مصرف انرژی از جانب متولیان امر است تا شرایط بحرانی ناترازی را به نفع کشور تغییر داده و از ظرفیتهای ژئوپلیتیک ایران بهعنوان سوآپ و هاب انرژی منطقه استفاده کرد.
صنعت جهانی پتروشیمی و ایران
همهچیز از آنجا شروع شد که یک شیمیدان به نام جورج الیور کروم تصمیم گرفت در خصوص مایعی شامل اتان و پروپان که گازوئیل از آن جدا شده و در اصل باقیمانده گاز طبیعی است فکری کند. زمانی قرار شد اتیلن جایگزین استیلن شود و اینجا بود که انقلابی در اساس نقش گاز طبیعی و حاملهای انرژی رخ داد. دیگر به گاز طبیعی بهعنوان یک سوخت صرف نگاه نمیشد و اتان موجود در آن، تبدیل به ماده اصلی برای هزاران ماده دیگر از جمله پلاستیک، لوله، بخشهایی از خودرو و... شد. نکات فوق نشاندهنده استراتژیک بودن صنعت پتروشیمی برای دنیای مدرن امروز است. صنعتی که از لباس و کفش و تا لولههای انتقال آب شربی که به منازل متصل میشود نقش دارد. البته این موضوع بدین معنا نیست که تمام نفت و گاز جهان وارد یا حداقل نصف آن وارد صنعت پتروشیمی شود و این امر دو دلیل دارد:
۱ - بهطورکلی بخش عظیمی از نفت و گاز استخراج شده و پالایش شده بهعنوان سوخت مصرف میشوند.
این بدین معنی است که اساس استفاده و منطق استفاده در یک هرم به شکل سلسلهمراتب، استفاده از نفت و گاز بهعنوان سوخت است و باقیمانده آن وارد بخشهای دیگر از جمله صنعت پتروشیمی میشود. اینجاست که مبحث خدمات انرژی مطرح میشود و بیانگر این امر است که نیازمندی مردم به خدمات حاصل از انرژی، اولویتهای اختصاص نفت و گاز را مشخص میکنند.
۲- این امر که صنعت پتروشیمی اساس و متریال اصلی زندگی مدرن را تشکیل داده است غیرقابلانکار است؛ اما بدینمعنی نیست که تمام یا بخش زیادی از نفت و گاز استحصال شده میتواند در صنعت پتروشیمی وارد شود، یعنی اساساً این صنعت چنین ظرفیتی ندارد.
از مصرف انرژی اولیه در جهان شامل نفت ۳۲،۵۱۶ میلیون بشکه، گاز ۲۴،۹۸۱ میلیون بشکه، زغالسنگ ۲۸،۱۹۱ میلیون بشکه معادل نفت خام، تنها ۶،۳۷۰ میلیون بشکه معادل نفت خام وارد صنایع پتروشیمی شده است و حدود ۹۶۰ میلیون تن در سال محصول پتروشیمی تولید شده است. خوراکهای اصلی پتروشیمیها در جهان شامل: اتان، متان، پروپان، بوتان، نفتا و نفت سفید است. محصولات پایه پتروشیمی را نیز میتوان به چهار گروه اصلی شامل: ۱ - الفینها ۲- محصولات گازسنتزی (آمونیاک، متانول) ۳- آروماتیکها تقسیم کرد.
در سطح منطقهای (خاورمیانه) حدود ۲۰۵ میلیون تن در سال محصول پتروشیمی توسط ایران، عربستان، قطر، ترکیه، عمان و امارات متحده عربی تولید میشود که عربستان سعودی با داشتن ۴۲ درصد تولید محصولات عمده پایه پتروشیمی در جایگاه نخست و ایران با داشتن ۳۰ درصد تولید محصولات مذکور رتبه دوم تولید خاورمیانه را دارد.
البته پیشبینیها حاکی است تا پایان سال ۲۰۲۹ ایران ظرفیت تولید محصولات پایه خود را به ۶۰ میلیون تن در سال برساند که در صورت تحقق این امر از عربستان سعودی با ۵۱ میلیون تن تولید در همان تاریخ مذکور (سال ۲۰۲۹) پیشی خواهد گرفت و بهعنوان بزرگترین تولیدکننده محصولات پایه صنعت پتروشیمی شناخته خواهد شد. لازم به ذکر است خاورمیانه با تولید ۲۰۵ میلیون تن محصولات پایه پتروشیمی تنها ۹ درصد از تولید کل این نوع محصولات را تشکیل میدهد. بخش پتروشیمی ایران در حال حاضر با دریافت ۵۰.۹۶ میلیون تن سوخت و خوراک معادل ۱۴.۳ میلیارد دلار در سال با ظرفیت اسمی ۹۶ میلیون تن محصول سالانه و با ۷۲ واحد پتروشیمی و ۳ واحد یوتیلیتی، ۴۲ میلیون تن تولید محصول نهایی به ارزش ۲۶.۸ میلیارد دلار تولید میکند که ۱۲.۷ میلیون تن آن (۳۰ درصد) وارد بازارهای داخلی شده و ۲۹.۴ میلیون تن آن (۷۰ درصد) به سایر کشورها از جمله برخی کشورهای همسایه، چین و آمریکای لاتین صادر میشود. لازم به ذکر است اکنون تنها ۷۵ میلیون تن از ظرفیت اسمی ۹۶ میلیونتنی صنعت پتروشیمی ایران در حال استفاده است و در برنامه پنجساله هفتم توسعه نیز برنامهریزی برای رسیدن به ظرفیت اسمی تولید ۱۳۱ میلیون تن محصول سالانه انجام شده است. برای رسیدن به ظرفیت فوق، بنا به گفته مدیر سرمایهگذاری شرکت ملی صنایع پتروشیمی، بخش پتروشیمی ایران نیازمند سرمایهگذاری ۲۶ میلیارددلاری است که با توجه به تحریمهای بینالمللی این سرمایهگذاری را تا حد زیادی پیچیده میکند. اما مشکل اصلی پیش از سرمایهگذاری در زیرساختهاست.
ناترازی و کمبود خوراک
چنانکه تا الان گفته شد عمده خوراک پتروشیمیها از گازهای استحصال شده از میادین و پالایششده در پالایشگاهها تأمین میشود. بخش پتروشیمی ایران چنانکه قبلتر هم اشاره شد حدود ۵۰.۹۶ میلیون تن سوخت و خوراک دریافت میکند که از این حجم دریافتی، ۲.۴۵ میلیون تن از پالایشگاههای نفت، ۱۰.۹۲ میلیون تن از واحدهای NGL که گازهای طبیعیتر (غنی) را که شامل متان، اتان، پروپان و سایر مواد است دریافت کرده و مواد با ارزش آن را شامل اتان و پروپان جداسازی میکند و ۲۷.۲۸ میلیون تن از پالایشگاههای گاز را شامل میشود، لذا حدود ۳۸.۲ میلیون تن از سوخت و خوراکهای دریافتی را گاز تشکیل میدهد و خود این موضوع بیانگر استراتژیک بودن منابع گازی در ایران و حیاتی برای صنعت پتروشیمی ایران است.
در ایران بنا بر گزارشهای سال ۱۴۰۱ حدود ۱۲۲۸ شهر از گاز طبیعی استفاده میکنند، همچنین بنابر ترازنامه هیدروکربوری کشور، میزان مصرف گاز در ایران در سال ۱۴۰۲ عددی نزدیک به ۷۰۷ میلیون مترمکعب در روز است که بخش اعظم آن صرف مصارف خانگی و تجاری میشود و بعد از آن نیروگاههای تولید برق بر پایه گاز بیشترین مصرف گاز طبیعی را دارند. مصرف بخش خانگی و تجاری و صنایع کوچک حدود ۷۵ درصد از گاز شیرین تزریقی به شبکه سراسری گاز را شامل میشود. درصد مذکور نشاندهنده افزایش تقاضای گاز مصرفی در مقیاس ۲۵ درصد است.
با توجه به اطلاعات و گزارشهای پیشگفته شده در زمینه میزان عرضه و تقاضای گاز در بخش خانگی و نیروگاهی و همچنین صنعتی و میزان دریافت سوخت و خوراک پتروشیمیها نکات زیر بسیار حائز اهمیت است:
۱ - وابستگی جهانی بخش پتروشیمی به گاز و بهخصوص بخش صنایع پتروشیمی ایران به این انرژی به جهت قیمت پایین آن باعث ایجاد مشکلاتی همچون آسیبپذیری این صنایع نسبت به نوسانات قیمت گاز و همچنین عرضه و تقاضای گاز طبیعی شده است. لازم به ذکر است که گاز طبیعی چنان استراتژیک است که در حال حاضر بهعنوان سلاحی از جانب فدراسیون روسیه در برابر تحریمهای اتحادیه اروپا و انگلستان ایفای نقش میکند. چنانکه جدای از موارد و موضوعات تغییرات اقلیمی و کمبود منابع، یکی از دلایل گذار انرژی در اروپا ایجاد و حفظ امنیت انرژی در برابر صادرکنندگان گاز طبیعی در شرق اروپا و خاورمیانه است.
۲- مشکلات زیرساختی در حوزه انتقال میانبخشی داخلی انرژی در ایران انکارناپذیر است. ترازنامه هیدروکربوری سالهای گذشته نیز بیانگر این امر است که اتلاف انرژی در فاصله عرضه انرژی اولیه و تبدیل به انرژی ثانویه یا حاملهای انرژی بخشی از آن مربوط به پوسیدگی و در نتیجه نشتی لولههای انتقال نفت و گاز به پالایشگاههاست. همچنین از مسیر و لولههای انتقال بخش پالایشگاهی به نیروگاهها، صنایع پتروشیمی و بخشهای خانگی و تجاری و صنایع کوچکمقیاس نباید غافل شد که در صورت هدررفت سوخت و خوراکهای پالایش شده در این بخش هزینه بهمراتب بیشتری به صنعت انرژی کشور و بخشهای پالایشی و نیروگاهی و اقتصاد کشور وارد میشود.
۳- راندمان پایین نیروگاههای برق مسئلهای در سطح جهانی است. هرچند وضعیت راندمان نیروگاههای حرارتی ایران مقداری بالاتر از میانگین جهانی است و بنا به گزارش ACEE ایران در رتبه پانزدهمین کشور در راندمان نیروگاهی با ۳۹.۵ درصد قرار دارد؛ اما این امر برای شرایط ایران که شامل ناترازیهای متعدد است کافی نیست.
۴- سوءمصرف بخش خانگی و تجاری بخش قابلتوجهی از هدررفت منابع انرژی از جمله گاز طبیعی را تشکیل میدهد. گفته میشود مصرف گاز طبیعی بخش خانگی در ایران ۴ برابر الگوی مصرف متعارف و استاندارد جهانی است.
۵- تحریمها بینالمللی و همچنین اضافهشدن اسنپبک و همچنین تحریمهای اتحادیه اروپا و ایالات متحده آمریکا بهشدت بر توسعه و سرمایهگذاری بر بخشهای انرژی ایران تأثیر گذاشته است. حتی پیش از فعالشدن مکانیسم ماشه نیز این تأثیرات به واسطه تحریمهای ایالات متحده آمریکا ملموس بوده است.
راههای برونرفت از بحران ناترازی و تأمین خوراک
نظر به آسیبشناسی علل ناترازی گاز در ایران و در ادامه آن کمبود منابع انرژی لازم جهت تأمین خوراک، تأمل مسئولانه مسئولان ذیربط و بررسی نکات زیر بسیار مهم است:
۱ - بررسی فرصت گذار انرژی: پس از مشاهده آثار مخرب استفاده از سوختهای فسیلی و افزایش انتشار گازهای گلخانهای در جو کره زمین و آسیب به لایه اوزون و همچنین موضوع امنیت انرژی در اروپا به واسطه استفاده از نفت و گاز بهعنوان سلاح از جانب رقبا و کمبود و تجدیدناپذیر بودن این نوع منابع، دولتها تصمیم به یافتن و استفاده از منابع انرژی جایگزین افتادند. ایران نیز با توجه به ناترازیها و کمبود منابع جهت تأمین سوخت و برق پتروشیمیها میباید از این فرصت استفاده کند و از این رقابت جا نماند.
۲- ایجاد تنوع در خوراک پتروشیمیها: در حال حاضر گاز غنی، نفتا و نفت سفید از منابع اصلی خوراک پتروشیمیها هستند که میبایست توازن منطقی میان استفاده از خوراکهای مذکور ایجاد شود، زیرا اکنون فشار اصلی میان این خوراکها روی گاز طبیعی غنی است که با توجه به نیاز بخش خانگی و مشکلات زیرساختی و سایر موارد اشاره شده امری منطقی نیست. لازم به ذکر است اقدام فوق باید با توجه به قیمتگذاری صحیح و بررسی رقابتپذیری پتروشیمیها در سطح جهانی باشد.
۳- توسعه زیر ساختی: چنانکه قبلتر اشاره شد مشکلات زیرساختی از جمله معضلات مؤثر در ناترازی انرژی و کمبود خوراک واحدهای پتروشیمی است، مشکلاتی، چون قدیمی بود فناوری اکتشاف و استخراج و انتقال و پالایش. لازم است طرحریزی برنامهای مدون برای توسعه و بهروزرسانی مستمر زیرساختها در دستور کار قرار گیرد.
۴- توسعه نیروگاهها: اکثر نیروگاههای حرارتی کشور بر پایه سوزاندن گاز هستند که میزان استفاده از عرضه انرژی اولیه بر پایه گاز را بهشدت افزایش میدهد. در کوتاهمدت لازم است نیروگاههای حرارتی ساده به نیروگاههای سیکل ترکیبی تبدیل شوند و از اتلاف حرارت حاصله جلوگیری کنند و در بلندمدت نیز سراغ افزایش ظرفیت تولید برق از طریق نیروگاههای هستهای رفت و همچنین استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر را بهعنوان انرژی اولیه برای تولید برق در دستورکار قرار داد.
۵- اصلاح الگوی مصرف و تعرفهگذاری صحیح: قیمت انرژی در ایران بسیار پایین است و این امر باعث مصرف بیرویه و اتلاف منابع انرژی میشود؛ اما این موضوع بدین معنی نیست که باید برای منابع انرژی نرخ بالای مشخص گذاشته شود، بلکه باید نرخ و تعرفهگذاری برای بخشهای مختلف به فراخور و نیازمندیهای آن بخش باشد و از تعرفهگذاری پلهای نیز بهره جست.
۷- توجه به پارکهای علموفناوری جهت توسعه فناوری بومی در زمینه ناترازی و بهرهوری خوراک پتروشیمیها: با توجه به تأثیر غیرقابلانکار تحریمها بر همکاریهای فناوریمحور و شرایط پیچیده انتقال فناوری در شرایط حاضر، توجه به ظرفیتهای قابلپرورش داخلی در تأمین نیازهای فناورانه داخلی پتروشیمیها چه در حوزه کاتالیستها و چه در حوزه بهرهوری انرژی و سایر سطوح بخش انرژی امری لازم و ضروری است.
۶- خنثیسازی تحریمها برای ایجاد فرصت سرمایهگذاری: ایجاد همکاریهای متقابل با دولتهای آماده همکاری از جمله کشورهای عضو پیمانهای منطقهای و ترغیب سایر کشورهای غیرعضو در زمینههای تجارت انرژی و زیرساختی میتواند تا حد بسیاری از آثار تحریمها بکاهد.
در مجموع آنچه مشخص است ادامه وضعیت فعلی در حوزه انرژی ایران و همچنین افزایش روزافزون تقاضای انرژی از جانب بخشهای خانگی و تجاری میتواند در آینده نزدیک حتی باوجود منابع انرژی فسیلی سرشار در کشور منجر به بحران انرژی شود و صنعت پتروشیمی ایران را که حدود ۲۵ تا ۳۰ درصد صادرات غیرنفتی ایران را رقم میزند با چالشهای جدی مواجه کند، لذا ایجاد و تدوین برنامهای مدون در خصوص مدیریت شرایط حاضر و تبدیل این تهدید امنیت انرژی ایران به فرصت، از وظایف اصلی سیاستگذاران حوزه انرژی ایران است.