رویداد۲۴| در فوتبال امروز، سرعت در تغییر فاز از دفاع به حمله یکی از مهمترین عوامل موفقیت تیمها محسوب میشود. دیدار با گامبیا نشان داد که اگرچه بردیم، اما هنوز با ایدهآلهای فوتبالی فاصله داریم و باید روی آن در همین مدت کوتاه هم که شده بیشتر از قبل سرمایه گذاری کنیم. (به دلیل برگزاری دیدار دوستانه با مالی پشت درهای بسته نمیتوان تحلیلی از این مسابقه داشت.)
تقریبا از زمان برانکو تا به امروز و حتی با حضور کیروش روی نیمکت؛ تیم ملی شدیدا به سیستمهای تک مهاجمه وابسته شده و به همین ترتیب باشگاهها و افکار عمومی و ذهنیت فوتبال، این سبک بازی را متصورتر است. مسابقه با گامبیا، اما نشان داد که به دلایل مختلف و خصوصا توپگیری بر اساس پرسینگ، امیر قلعهنویی به بازی با دو مهاجم علاقه دارد، هرچند نوعی سیستم سیال در بازی تیم ملی دیده میشود که به تناسب هر بازیکنی تغییر شکل در شعاع حرکتی و شرح وظایف بازیکنان خصوصا در فاز حمله و بازیکنان خط جلوی تیم داده میشود.
باید قبول کنیم که برای کادر فنی، مهدی طارمی مهاجم قابل اتکایی است و احتمالا به دلیل سن بالا و حتی فشار زیاد و ریکاوری بهتر در جام جهانی که فرصت بین بازیها کمتر است با استفاده از دو مهاجم فشار را از روی طارمی کم میکنند، اما واقعیت این است که با داشتن وینگرهای سرعتی نیاز به بازی در عمق حریفان داریم تا برای رسیدن به دروازه آنها برنامه مدونی را داشته باشیم.
شاید به نظر میرسد تیم ملی و کادر فنی نیاز دارد در برخی تفکرات خود بازنگری کنند و بازی با یک مهاجم البته با تعریفات مختلف در مورد این پست را در برنامه اصلی خود بگنجانند، بازیکنانی که قابلیت اضافه شدن و البته مسئولیت پذیری را در فازهای مختلف بازی را دارند.
بسیاری از تیمهای بزرگ دنیا دیگر تنها با مالکیت توپ برتری پیدا نمیکنند، بلکه کیفیت «ترنزیشن» یا انتقال سریع است که جریان بازی را تغییر میدهد. تیم ملی ایران در سالهای اخیر نشان داده که یکی از مهمترین ویژگیهای فنیاش، قدرت بالا در انتقال سریع از فاز دفاعی به هجومی است. البته که این انتقال مثبت باید در زمانهای لازم و مقتضی به انتقال منفی هم بدل شود که ساختار و توازن حمله و دفاع شکل گیرد.
انتقال سریع به این معناست که تیم پس از توپگیری، در کوتاهترین زمان ممکن حمله را آغاز کند و قبل از بازگشت نظم دفاعی حریف به موقعیت گل برسد. ایران در این بخش، بهخصوص مقابل تیمهای قدرتمندتر، بارها عملکرد موفقی داشته است. از انتقال سریع در خط دفاعی گرفته تا احتمالا کانتر پرس و تصاحب توپ و شکل دادن حمله سریع روی دروازه حریفان که بیشتر از ضد حمله باعث غافلگیری تیمهای روبهرو میشود.
یکی از عوامل اصلی موفقیت ایران در این سبک"انتقال سریع مثبت"، حضور وینگرهای سرعتی و دونده در کنارههاست. وینگرها در فوتبال انتقالی نقش بسیار مهمی دارند، زیرا فضای پشت مدافعان کناری حریف را هدف قرار میدهند. بازیکنان کناری ایران معمولاً از قدرت استارت، حمل توپ در سرعت بالا و نفوذ مستقیم برخوردارند و همین موضوع باعث خطرناک شدن ضدحملات تیم میشود. زمانی که توپ در میانه میدان به دست میآید، اولین نگاه اغلب به سمت کنارهها و فرار وینگرهاست.
به این اسامی توجه کنید: مهدیترابی، محمد محبی، مهدی قایدی و علیرضا جهانبخش؛ چه ترافیک دلنشینی در این بخش وجود دارد. بازیکنانی با تنوع تکنیکی و البته سرعت و اکثرا با تجربه بین المللی که برای هر خط دفاعی میتوانند خطرناک باشند. از نکات حائز اهمیت در سبک بازیکنان حاضر در اردو، قابلیت سرعت و انفجار عضله، برداشتن یک به یک، حضور در عمق و در عین حال عرض دادن به خط جلوی تیم ملی، حفظ توپ و البته جابهجاییهای مکرر را میتوان برشمرد.
شاید تنها نقطه منفی این خط تیمی بحث تفهیم و توجیه مسئولیت پذیری در فاز انتقال منفی و شرایط دفاعی حریفان باشد که به عملکرد کادر فنی هم در این مورد برمیگردد.
در کنار وینگرها، نقش هافبکهای میانی بسیار حیاتی است. هافبکهای تیم ملی وظیفه دارند بلافاصله پس از توپگیری، ریتم بازی را تغییر دهند. داشتن هافبک وسطی که بتواند بازی را کنترل کند و ریتم بازی را در مواقع لازم سرعت ببخشد هم از واجبات اینگونه تیمها است؛ دادن پاسهای فیلترشکن که یکی دو خط حریف از بازی خارج شوند. پاس اول در انتقال اهمیت فوقالعادهای دارد؛ اگر این پاس سریع و دقیق باشد، ساختار دفاعی حریف دچار آشفتگی میشود. هافبکهای ایران معمولاً تلاش میکنند با پاسهای عمقی یا تغییر جهت سریع بازی، وینگرها و مهاجمان را در موقعیت مناسب قرار دهند.
ویژگی مهم دیگر هافبکهای ایران، دوندگی و پوشش فضای میانی است. در فوتبال مدرن، انتقال فقط حمله نیست؛ بلکه بازگشت سریع به دفاع نیز بخشی از آن محسوب میشود. هافبکهای تیم ملی در بسیاری از مسابقات نقش پل ارتباطی میان دفاع و حمله را ایفا و تعادل تیم را حفظ کردهاند.
از نظر تاکتیکی، ایران معمولاً زمانی در انتقال سریع موفقتر است که با ساختار دفاعی فشرده بازی کند. در این حالت، پس از توپگیری فضای بیشتری برای ضدحمله ایجاد میشود. تیم با چند پاس کوتاه و سریع، توپ را از مرکز به کنارهها منتقل میکند و سپس با استفاده از سرعت وینگرها به عمق دفاع حریف ضربه میزند.
این مدل بازی محدودیتهایی نیز دارد. زمانی که حریف عقب مینشیند و فضاها را میبندد، انتقال سریع کارایی کمتری پیدا میکند. در چنین شرایطی، تیم ملی نیاز به خلاقیت بیشتر در خط هافبک و توانایی بالاتر در حملات مالکانه دارد.
در مجموع، قدرت انتقال سریع یکی از مهمترین سلاحهای تاکتیکی تیم ملی ایران به شمار میرود؛ سبکی که با اتکا به وینگرهای سرعتی، هافبکهای پرتلاش و اجرای سریع ضدحملات میتواند در رقابتهای بزرگ، بهویژه جام جهانی، برای ایران امتیازآور و تعیینکننده باشد.