صفحه نخست

سیاسی

جامعه و فرهنگ

اقتصادی

ورزشی

گوناگون

عکس

تاریخ

فیلم

صفحات داخلی

پنجشنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۵ - 2026 June 11
کد خبر: ۴۵۹۴۵۵
تاریخ انتشار: ۱۰:۳۰ - ۲۱ خرداد ۱۴۰۵
در رویداد۲۴ بخوانید؛

بمباران برای صلح؟ | آیا جنگ رسما دوباره شروع شد؟

نشریه تحلیلی کانورسیشن منتشر شده و به بررسی این پرسش می‌پردازد که آیا آمریکا و ایران دوباره وارد جنگ شده‌اند و چرا «بمباران برای رسیدن به صلح» احتمالاً راه‌حل مؤثری نیست.

رویداد۲۴ | ایالات متحده شب گذشته رسما دور تازه‌ای از حملات هوایی علیه ایران را آغاز کرد. دولت دونالد ترامپ مدعی است که از طولانی شدن مذاکرات برای پایان دادن به جنگ ناامید شده، در جواب حمله ایران به هلی کوپترش به استفاده از نیروی نظامی روی آورده تا فشار بیشتری بر رهبران ایران وارد کند.

پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، آشکارا اعلام کرد که اگر روند دستیابی به توافق صلح همچنان متوقف بماند، این حملات ادامه خواهد یافت. او گفت: «اگر لازم باشد با بمب مذاکره کنیم، با بمب مذاکره خواهیم کرد.»

این موضع‌گیری پس از آن مطرح شد که ایران و اسرائیل چندین بار به سوی یکدیگر موشک شلیک کردند و ایران نیز یک بالگرد آمریکایی را سرنگون کرد.

نشریه کانورسیشن در گزارشی می گوید: تا پیش از این تحولات چند روز اخیر، هم آمریکا و هم جمهوری اسلامی ایران به آتش‌بس شکننده‌ای که در اوایل آوریل جنگ را متوقف کرده بود پایبند مانده بودند. هر دو طرف ظاهراً تمایل داشتند این آتش‌بس ادامه پیدا کند. ترامپ نیز همچنان اصرار دارد که توافق صلح بسیار نزدیک است.

این نشریه به این سوال پاسخ داده که چرا اکنون دو طرف دوباره به سمت یکدیگر آتش می‌گشایند؟ و این وضعیت چه تأثیری بر مذاکرات خواهد داشت؟ چند توضیح محتمل وجود دارد.

تشدید تنش برای کاهش تنش

در بسیاری از درگیری‌ها، کشور‌ها برای رسیدن به کاهش تنش، ابتدا سطح تنش را افزایش می‌دهند. در این رویکرد، یک کشور با تشدید اقدامات نظامی تلاش می‌کند طرف مقابل را مرعوب کرده و وادار به عقب‌نشینی کند.

هم آمریکا و هم ایران می‌خواهند با نمایش قدرت، طرف مقابل را مجبور به پذیرش توافقی کنند که منافع اصلی خودشان را تأمین کند.

اما مشکل اینجاست که مهم‌ترین منافع دو طرف با یکدیگر در تضاد است.

آمریکا می‌خواهد ایران در موضوع برنامه هسته‌ای عقب‌نشینی کند و تنگه هرمز بدون هیچ محدودیتی به روی تجارت جهانی باز شود.

در مقابل، ایران خواهان آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده خود و برقراری آتش‌بسی پایدار میان اسرائیل و حزب‌الله در لبنان است.

دو طرف به‌ویژه در موضوع هسته‌ای همچنان فاصله زیادی با یکدیگر دارند. بعید به نظر می‌رسد ایران با خواسته آمریکا برای برچیدن کامل زیرساخت هسته‌ای و توقف کامل غنی‌سازی اورانیوم موافقت کند.

در نتیجه این بن‌بست، هر دو طرف می‌خواهند نشان دهند که آماده تشدید تنش نظامی هستند. با این حال هیچ‌کدام نمی‌خواهند آتش‌بس به‌طور کامل فروبپاشد.

ترامپ می‌خواهد از جنگ عبور کند و در سال انتخاباتی، دستور کار سیاسی داخلی را تغییر دهد. کمتر از یک‌ششم آمریکایی‌ها معتقدند کشورشان در این جنگ در حال پیروزی است.

از سوی دیگر، جمهوری اسلامی همچنان پابرجاست، اما نمی‌تواند برای مدت طولانی فشار‌های اقتصادی ناشی از یک جنگ گسترده را تحمل کند.

مشکل آنجاست که راهبرد «تشدید تنش برای وادار کردن دشمن به توافق» تنها زمانی مؤثر است که طرف مقابل همین تاکتیک را همزمان دنبال نکند. در غیر این صورت، هر دو طرف در یک «تله تشدید تنش» گرفتار می‌شوند؛ جایی که هر طرف مجبور است حملات شدیدتری انجام دهد و دیگر راهی برای عقب‌نشینی آبرومندانه باقی نمی‌ماند.

احتمال تشدید ناخواسته درگیری

کانورسیشن می نویسد: توضیح دیگر این است که این تنش‌ها نه بخشی از یک راهبرد حساب‌شده، بلکه نتیجه ناخواسته و اجتناب‌ناپذیر یک آتش‌بس شکننده هستند؛ آتش‌بسی که در کنار آن محاصره نظامی فعال در تنگه هرمز همچنان ادامه دارد.

هنوز مشخص نیست پهپاد ایرانی که این هفته بالگرد آمریکایی را سرنگون کرد، عمداً این کار را انجام داده یا حادثه‌ای ناخواسته بوده است.


بیشتر بخوانید: ردپای پایداری در بحران هلیکوپتر آمریکایی | یک تناقض روایت ساده یا کارشکنی عمدی در استراتژی کنترل تنش نیرو‌های نظامی؟


یک جنگ منطقه‌ای و وجودی

آنچه اوضاع را پیچیده‌تر می‌کند این است که این فقط یک رویارویی میان ایران و آمریکا نیست. همزمان اسرائیل نیز در لبنان علیه حزب‌الله، متحد ایران، عملیات نظامی انجام می‌دهد.

حمله نظامی اسرائیل به عمق جنوب لبنان، معادلات ژئوپلیتیکی منطقه را به شکل اساسی تغییر داده است و می‌تواند آتش‌بس شکننده میان ایران و آمریکا را نیز تضعیف کند؛ حتی با وجود تلاش ترامپ برای حفظ آرامش منطقه.

آنچه دولت ترامپ ظاهراً به‌طور کامل درک نکرده، این است که از نگاه ایران و اسرائیل، این درگیری بسیار عمیق‌تر و قدیمی‌تر از جنگ فعلی است.

برای هر دو طرف، این یک مسئله وجودی است.

جمهوری اسلامی ایران از دهه‌ها پیش با جایگاه اسرائیل در منطقه مخالفت کرده و اسرائیل نیز همواره ایران هسته‌ای را بزرگ‌ترین تهدید برای بقای خود دانسته است. به همین دلیل، ایران حاضر نیست حزب‌الله را رها کند؛ گروهی که سال‌ها از آن حمایت مالی و نظامی کرده است. از دید تهران، حزب‌الله و ایران دو جبهه از یک نبرد واحد هستند.

در سوی دیگر، حملات هفتم اکتبر ۲۰۲۳ حماس نگاه بنیامین نتانیاهو به منطقه را به‌طور بنیادین تغییر داد. از آن زمان، دولت راست‌گرای او راهبردی تهاجمی در پیش گرفته که بر تصرف مناطق مرزی در کشور‌های همسایه و ایجاد کمربند‌های امنیتی در سوریه، لبنان و غزه استوار است.

نتانیاهو همچنین وعده داده تمامی تهدید‌های ناشی از ایران، حماس و حزب‌الله را از بین ببرد. اما گروه‌هایی مانند حماس، حزب‌الله و حتی حوثی‌های یمن را نمی‌توان صرفاً با نیروی نظامی متعارف نابود کرد. چنین گروه‌هایی در میان جمعیت غیرنظامی ادغام می‌شوند و حتی پس از ماه‌ها یا سال‌ها دوباره ظهور می‌کنند.

به همین دلیل، با وجود ویرانی گسترده غزه و جنوب لبنان، اسرائیل موفق به نابودی کامل حماس یا حزب‌الله نخواهد شد و درگیری ادامه پیدا خواهد کرد.

مشکل رویکرد ترامپ چیست؟

به اعتقاد نویسنده، سیاست ترامپ در قبال منطقه این پیچیدگی‌ها را نادیده گرفته است.

ترامپ بیش از حد به روابط شخصی و توافق‌های دوجانبه برای حل بحران‌ها تکیه می‌کند و علاقه یا صبر چندانی برای پرداختن به ریشه‌های واقعی اختلافات میان بازیگران مختلف منطقه نشان نداده است.

در این میان مهم‌ترین نکته این است که ترامپ مفهوم آتش‌بس را چگونه تعریف می‌کند. او این هفته در یک نشست خبری گفت در خاورمیانه، آتش‌بس یعنی: «شلیک کردن به شکلی معتدل‌تر.».

اما در عین حال روشن است که او نمی‌خواهد منطقه دوباره وارد یک جنگ تمام‌عیار شود؛ به همین دلیل در روز‌های اخیر از ایران و اسرائیل خواست حملات متقابل را متوقف کنند. در نتیجه، ممکن است در روز‌ها و هفته‌های آینده همچنان شاهد حملات محدود میان طرف‌ها باشیم؛ حتی در حالی که مذاکرات نیز ادامه دارد.

همچنین احتمال دارد آمریکا و ایران طی روز‌ها یا هفته‌های آینده به یک تفاهم‌نامه یا چارچوب اولیه توافق دست یابند، اما چنین توافقی احتمالاً فقط به معنای ادامه مذاکرات خواهد بود و بعید است اختلافات اصلی را حل کند.

از سوی دیگر، انتظار نمی‌رود اسرائیل نیرو‌های خود را از جنوب لبنان خارج کند یا جنگ نامتقارن خود علیه حزب‌الله را متوقف سازد.

نویسنده در پایان نتیجه می‌گیرد که وضعیت کنونی بیش از هر چیز به یک «مناقشه منجمد» شباهت دارد؛ جنگی حل‌نشده که در سطحی پایین‌تر از جنگ تمام‌عیار ادامه پیدا می‌کند.

تا زمانی که ریشه‌های اصلی این بحران برطرف نشود، هر آتش‌بسی میان آمریکا، اسرائیل و ایران فقط موقتی خواهد بود.

نظرات شما