تاریخ روابط ایران و آلمان شرقی، فراتر از تاریخ دیپلماسی نیست؛ تاریخ اعوجاج واقعیت است. در سرتاسر چهل سال حیات جمهوری دموکراتیک آلمان، رسانههای این کشور ایران را نه آنگونه که بود، بلکه آنگونه که «باید میبود» به تصویر میکشیدند. کتاب ادگار کلوزنر با عنوان «بازنمایی ایران در آلمان شرقی»، سندی است تکاندهنده از مکانیسمهای رسانهای در یک نظام توتالیتر که در آن روزنامهنگار، نه یک ناظر، بلکه یک «سرباز حزب» بود.
در حالی که بحرانهای معیشتی و انزوای بینالمللی گریبانگیر پایتخت شده است، متولیان تبلیغات حکومتی با سوزاندن نمادهای باستانی، رسما سیاست را به نفع خرافه تعطیل کردند. این نمایش سوزاندن بت «بعل» در تهران نشانی از غلبه رمالی سیاسی بر خرد حکمرانی است.
از گریههای حسابشده حبیب بورقیبه و استعفای نمایشی جمال عبدالناصر تا مظلومنمایی هراسانگیز صدام حسین، این گزارش نشان میدهد چگونه «اشک حاکمان» در بزنگاههای بحرانی، نه واکنشی انسانی، بلکه تکنیکی آگاهانه برای تعلیق عقلانیت سیاسی، بازتولید مشروعیت و تمدید سلطه بوده است.
در تابستان ۱۹۴۵، زمانی که جهان در انتظار پایان خونینترین جنگ تاریخ بود، تصمیمی در پشت درهای بسته گرفته شد که نه تنها به جنگ پایان داد، بلکه عصری جدید از هراس و بازدارندگی را آغاز کرد. این گزارش به بررسی مسئولیت رهبرانی میپردازد که میان پیروزی نظامی و بار اخلاقیِ نابودی، دست به انتخاب زدند.
آنچه در پی میآید، تحلیلی از ماجرای جدایی استان آذربایجان از خاک ایران و تشکیل حکومت خودمختار (و البته وابستهی به شوروی!) توسط سیدجعفر پیشهوری است. متن گزارش تماما با تکیه بر اسناد محرمانهی اتحاد جماهیر شوروی_که در سال ۲۰۰۶ از طبقهبندی محرمانه خارج شدند و جمیل حسنلی، مورخ نامدار، آن را در قالب کتاب مفصلی منتشرشان کرد_ به نگارش درآمده است.
در آغاز قرن نوزدهم، سربازان فراری روس در تبریز به فرمان عباسمیرزا، فنون نظامی مدرن را به ایرانیان میآموختند؛ همان مهارتهایی که قرار بود روزی در میدان نبرد علیه روسیه به کار گرفته شوند. این تصویر پارادوکسیکال، نماد رابطهای است پر از تضاد میان ایران و همسایهی شمالیاش؛ رابطهای آمیخته با جنگ و همکاری، نفرت و الهام، که در طول دو قرن، مسیر تاریخ و هویت مدرن ایران را شکل داده است.
وقتی سخن از راهسازی در دنیای باستان به میان میآید، ذهن همگان بیدرنگ بهسوی جادههای سنگفرش و مهندسیساز رومیان میرود. اما این شبکه حملونقل رومی، خود وامدار و ادامهدهندهی یک سیستم کهنتر، وسیعتر و به همان اندازه شگفتانگیز بود: شبکه راههای شاهی ایران هخامنشی.
سالهای میانی حکومت رضاشاه برای سیاستمداران و اطرافیانش دوران «معدوم شدن» بود. از عبدالحسین تیمورتاش، قدرتمندترین فرد پس از رضاشاه، که به دست پزشک احمدی کشته شد؛ تا علیاکبر داور، وزیر عدلیه، که در زندان خودکشی کرد. در این گزارش خاطرات سید حسن تقیزاده، وزیر مالیهی وقت و از معدود شاهدان عینی، را بازخوانی کرده و درباره روزهای وحشت در دربار نوشتهایم: چگونه در بالاترین سطوح قدرت، ترس از رضاشاه، زندگی و مرگ وزرا را تعیین میکرد.
آریل شارون، ملقب به «بولدوزر»، فردی سرکش و عنانگسیخته در تاریخ اسرائیل بود؛ کسی که با بیاعتنایی کامل به قواعد، چشمانداز سیاسی خاورمیانه را برای همیشه تغییر داد. او نماد کامل آن دسته از رهبرانی است که معتقدند تاریخ نه بر سر میز مذاکره، که با خون و بتن بر روی زمین رقم میخورد. زندگی شارون روایتی است از کاربرد بیپرده زور برای تحمیل خواستههای سیاسی و گروهی است.
در سال ۱۳۱۳ شمسی، ایران صحنۀ رویدادی بیسابقه شد: بزرگداشت هزارمین سال تولد شاعری که با کلماتش شالودۀ یک هویت ماندگار را ریخته بود. جشن هزارۀ فردوسی نقطۀ اوج یک پروژۀ ملی برای بازتعریف مفهوم «ایرانی بودن» در جهان متجدد بود؛ آزمونی تاریخی برای معماری یک ملت نوین بود.
از اسکناسهای بانک شاهنشاهی با تصویر ناصرالدین شاه تا اسکناسهای کمارزش امروز، پول ایران راهی طولانی را پیموده است. حالا در تصمیمی تاریخی، ریال بهعنوان واحد رسمی پول تثبیت شده و تومان جایگاه رسمی خود را از دست میدهد. اما آیا این «بازگشت به واحد رسمی» میتواند زخمی به قدمت تاریخ اقتصاد ایران را درمان کند؟
آنچه برای درک یکپارچه جهان حافظ شگفت ضروری به نظر میرسد، تفسیری است که بتواند همهٔ اضدادی که در اشعار حافظ رخ می نماید را در یک کلیت منسجم و منطقی بگنجاند و خوانشی منسجم و یکپارچه از. در این میان، کتاب گرانسنگ «گمشده لب دریا» نوشته استاد تقی پورنامداریان، جایگاهی بیهمتا دارد. این اثر، تنها شرحی است که توانسته است روایتی یکپارچه، عمیق و خردورزانه از جهانبینی و هنر حافظ ارائه دهد و به جرات میتوان آن را دقیقترین و کاملترین خوانش از دیوان او دانست. بر همین اساس، منبع و مرجع اصلی این جستار نیز، همین کتاب خواهد بود.
آنتوان-هانری ژومینی، مردی که میخواست آشوب جنگ را در قالب اصولی علمی و تغییرناپذیر زندانی کند. او برای نخستین بار ادعا کرد پیروزی یک فرمول ریاضی دارد: تمرکز نیرو در نقطهای تعیینکننده.
امام موسی صدر متولد ۱۴ خرداد ۱۳۰۷ در قم، از خاندان سرشناس صدر، با ترکیب تحصیلات حوزوی و دانشگاهی، به یکی از چهرههای اثرگذار شیعیان لبنان تبدیل شد و نهادهایی، چون مجلس اعلای اسلامی شیعیان و حرکت المحرومین را بنیان گذاشت. او در سال ۱۹۷۸ میلادی طی سفر رسمی به لیبی ناپدید شد؛ سرنوشتی که پس از ۴۷ سال همچنان یکی از معماهای حلنشده سیاسی و حقوقی در حافظه جمعی ایران و لبنان باقی مانده است.
او نه شمشیر برداشت، نه فریاد انتقام سر داد. با ایمان به «تنش خلاق»، «کنش بیخشونت» و «عشق به دشمن»، پایهگذار یکی از پرشکوهترین جنبشهای عدالتخواهی تاریخ شد.
فردریک کبیر، نابغهای که هنر جنگهای اشرافی را به اوج کمال رساند. اما همین کمال، نظامی را که ساخته بود، در برابر طوفان انقلاب فرانسه و ظهور «جنگ ملتها» به کلی بیاثر کرد. روایتی از ظهور و افول آخرین استاد جنگ پادشاهان.
پتر کبیر، تزار بلندپرواز روسیه، با ارادهای آهنین و نگاهی رو به آینده، کشورش را از تاریکی قرون وسطا به آستانه دنیای مدرن رساند. او معمار روسیه نوین بود؛ مردی که با شمشیر و قلم، مسیر تاریخ را تغییر داد.
شاید عجیب به نظر برسد، اما اسامه بنلادن و جورج بوش بیش از آنچه تصور میشود به یکدیگر شباهت داشتند.رویداد۲۴ در این مطلب به ریشه های شباهت این دو دیدگاه میپردازد.
پیش از انقلاب فرانسه، جنگها در اروپا بیشتر به کار پادشاهان میآمد تا ملتها. اما با انقلاب کبیر فرانسه ارتشها مردمی شدند و فرماندهی بهدست کسی افتاد که برای سالها کابوس تمام ملل قدرتمند جهان بود: ناپلئون بناپارت. او کسی که نقشه اروپا را از نو ترسیم کرد، معنای جنگ را تغییر داد، به آن سرعتی دهشتناک بخشید و به ابزار مطلق سیاست بدلش ساخت.
در شهریور ۱۳۲۰، ایران زیر حمله ارتش بریتانیا و شوروی قرار گرفت و رضاشاه ناگزیر شد قدرت را به پسرش محمدرضا پهلوی بسپارد. با وجود اشغال، کشور از فروپاشی کامل نجات یافت؛ دستاوردی که مرهون تدبیر محمدعلی فروغی بود.