صفحه نخست

سیاسی

جامعه و فرهنگ

اقتصادی

ورزشی

گوناگون

عکس

تاریخ

فیلم

صفحات داخلی

يکشنبه ۰۵ آذر ۱۴۰۲ - 2023 November 26
کد خبر: ۲۰۸۳۴۴
تاریخ انتشار: ۰۲:۳۹ - ۰۴ فروردين ۱۳۹۹

رضا حکمت؛ سردار بدون عقل معاش!

رضا حکت سردار فاخر از مشاهیر ایران و رجال عصر پهلوی و قاجار بود که بیشتر عمر سیاسی‌اش را در مجلس شورای ملی گذراند. فاخر یک دوره نخست وزیر ایران شد که رکورد کوتاه مدت‌ترین نخست وزیری تاریخ ایران به مدت 10 روز را از آن خود کرد. رضا حکمت نماد آزادی‌خواهی است که به مرور به فرصت‌طلبی سیاسی تبدیل شد.

رویداد۲۴ نوید عابدین پور: «سردار فاخر از اول زندگی حساب دخل و خرج خود را نداشته و اهل اقتصاد نبوده، به همین مناسبات، املاک وسیع و مستغلات ارزنده و سرمایه هنگفت خود را از دست داده و بیشتر اوقات مقروض بوده است.» محمد حسین رکن زاده آدمیت

رضا حکمت ملقب به سردار فاخر از سیاستمداران و رجال دوره قاجار و پهلوی است. او پنج دوره ریاست مجلس شورای ملی را برعهده داشت و بعد‌ها به مقام نخست‌وزیری رسید که البته کوتاه‌ترین نسخت وزیر دوره پهلوی دوم بود. او ده روز بیشتر در این مقام نبود و خیلی زود استعفا کرد و رفت.

سردار رضا حکمت را بیشتر باید مرد مجلس نامید، چون بیشتر عمر خود را در مجلس گذرانده بود. او سیاستمداری در خدمت قدرت بود و در نهایت هم سال ۱۳۴۰ بعد از تعطیلی موقت مجلس دیگر به آنجا بازنگشت و برای همیشه از سیاست کناره‌گیری کرد.

رضا حکمت به پیشنهاد مهدی قلی خان هدایت مخبر السلطنه برای فعالیت‌هایش در دوران مشروطه از احمد شاه قاجار لقب سردار فاخر را دریافت کرد، اما در سال‌های بعد به سیاستمداری در خدمت قدرت تبدیل شد که در بزنگاه‌های مهم منافع شاه و دربار را به منافع مردمی ترجیح می‌دهد.

 

زندگینامه رضا حکمت سردار فاخر

 

به گزارش رویداد۲۴ رضا حکمت متولد سال ۱۲۶۹ شمسی در تهران است. او دوران تحصیل را در مدرسه علمیه گذارند و پس از آن به همراه پدر راهی شیراز شد و آنجا دستیاری پدرش را کرد. پدرش از زمیندارن بزرگ فارس بود و پس از مرگش املاک بسیاری را به ارث گذاشته بود و حکمت پس از پدر پیشه خانوادگی را ادامه داد.

رضا حکمت از همان جوانی به سیاست علاقمند بود و خیلی زود وارد این جرگه شد. او در زمانی که عبدالحسین فرمانفرما حاکم فارس بود، به مخالفت با دخالت انگلیسی‌ها پرداخت و در آن منطقه دستور بازداشتش صادر شد و به منطقه بختیاری‌ها گریخت.

محمدحسین رکن زاده آدمیت در کتاب سردار فاخر حکمت می‌نویسد: «حکمت در دوران نفوذ انگلیسی‌ها برای بر هم ززدن بساط انگلیسی‌ها با دموکرات‌ها و یاور علیقلی خان پسیان همکاری کرد اما مخبر السلطنه که با انگلیسی‌ها همراه بود، مانع تندوری او شد.»

وقتی فرمانفرما والی فارس شد، حکمت در منطقه «کمارج» زندگی می‌کرد و آدمیت نوشته در این دوران او بیش از پانصد تفنگچی داشته است. فرمانفرما در همین زمان چند نامه تهدیدآمیز به حکمت می‌نویسد؛ نامه‌ای که البته تاثیری نمی‌گذارد و ملیون فارس و حکمت بیش از گذشته علیه فرمانفرما تحریک می‌شوند.

به گزارش رویداد۲۴ مورخ الدوله سپهر در کتاب ایران در جنگ بزرگ جهانی از نقش سردار فاخر حکمت در نهضت ملی جنوب نیز یاد کرده است. حکمت همچنین با قرارداد سال ۱۹۱۹ که در دولت وثوق الدوله امضا شد به مخالفت پرداخته بود.

حکمت بعدا به اروپا سفر کرد و مدتی را در آنجا گذارند. به محض بازگشت از سفر اروپا، مشیر الدوله او را برای مذاکره با میرزا کوچک خان جنگلی برای پایان دادن به قیام جنگل مامور می‌کند و عازم گیلان می‌شود و با میرزا وارد مذاکره می‌شود. نتیجه مذاکره سردار فاخر با میرزا کوچک خان این شد که او گزارش داد که از میرزا قول گرفته تا او از همکاری با بلشویک‌ها خودداری کند؛ این موضوع البته پایدار نبود و بخشی از نیروهای جنگل با کمونیست‌های روسیه هماهنگ بودند.

پس از این او با شکل‌گیری کمیته دموکرات‌ها در شیراز به این کمیته پیوست و از موسسان این حزب در شیراز شد. وی مدتی هم والی فارس بود و از آنجا راهی مجلس شد. او در دوره‌های چهارم و پنجم از شهر آباده وارد مجلس شورای ملی شد؛ و در مجلس موسسان اول نیز از این شهر به نمایندگی انتخاب شد.

نقش همفکران او در دوره پنجم آنقدر زیاد بود که تاریخ ایران دستخوش تغییر شد. در این مجلس او و دیگر همراهانش رای به انقراض قاجاریه دادند تا رضا شاه پهلوی به سلطنت برسد. در این دوران حکمت در جریان مقابل مصدق ایستاده بود که معتقد بودند سلسله قاجاریه باید بر سر کار بماند.

باقر عاقلی در کتاب شرح حال رجال سیاسی و نظامی ایران می‌نویسد: «در چهار دوره مجلس حکمت نتوانست اسم و رسمی برای خود پیدا کند و ظاهرا جزو اکثریت خاموش مجلس بوده که بدون تعمق به لوایح دولت رای می‌داده است.»

رضا حکمت سردار فاخر پس از پایان دوره پنجم مجلس راهی اروپا شد و با نزدیک شدن به انتخابات مجلس هفتم به ایران بازگشت و از شیراز به مجلس رفت و در مجلس هشتم نیز از آباده به نمایندگی رسید. او برای حضور در مجلس نهم شورای ملی آماده می‌شد که به دلیل اختلاف‌اش با تیمورتاش وزیر دربار وقت از حضور او در مجلس جلوگیری شد و او نیز باردیگر راهی اروپا شد.


بیشتر بخوانید: رضا شاه پهلوی؛ موسس ایران نوین و بنیانگذار ورود نظامیان به اقتصاد!


یکی از اتفاقات عجیب در زندگی سردار فاخر، درگذشت حسن آقا مستوفی الممالک در خانه او بود. برخی گفتند او مستوفی را مسموم کرده است. این شائبه البته توسط فرزندان مستوفی و پزشک او رد شده اما همچنان درباره آن صحبت شده است.

رضا حکمت در سال ۱۳۱۳ حاکم گرگان شد. او در گرگان سعی کرد به توسعه و آبادانی شهر بپردازد و اقداماتی را هم نیز انجام داد. به ویژه به این دلیل که هر سال پاییز، رضا شاه پهلوی برای تماشای مسابقات اسب‌سواری به آن منطقه سفر می‌کرد و انتظار داشت شهر هر سال آباداتر و به روزتر از سال قبل باشد این تلاش‌ها با جدیت بیشتری انجام می‌شد. اما او در این سمت هم خیلی دوام نیاورد و در سال ۱۳۱۴ به خاطر اختلاف با انتصار السلطنه نماینده دارایی از این سمت کناره‌گیری می‌کند و به سفر کربلا رفت. هنوز در سفر بود که از طرف دولت به او خبر می‌رسانند که حاکم یزد شده و سال ۱۳۱۵ را کاملا در شهر یزد سپری می‌کند اما در یزد هم خیلی نمی‌تواند بماند و پس از دو سال حضور در این سمت از آن سمت هم کناره‌گیری کرد و چند سالی را به انتظار سمتی جدید خانه‌نشین شد که در نهایت با وساطت علی اصغر حکمت وزیر وقت کشور، به دکتر متین دفتری نخست وزیر، به سمت فرمانداری کرمان می‌رسد.

رضا حکمت سردار فاخر در سال ۱۳۲۲ به ریاست کل آمار و ثبت احوال منصوب شد اما پس از چندماه بار دیگر برای انتخابات مجلس کاندید شد و در دوره چهاردهم مجلس شورای ملی بار دیگر از شهر شیراز به نمایندگی رسید. در این دوره رضا حکمت از نمایندگان مستقل و تاثیرگذار مجلس است و در جبهه‌ای به رهبری دکتر محمد مصدق ضد اکثریت و دولت صدرالاشرف بود.

در این دوره رضا حکمت توانست اعتبار از دست رفته سیاسی خود را دوباره بازسازی کند و در همین دوران با همکاری سید محمدصادق طباطبایی و سهام السلطان بیات حزب سوسیالیست را بنا می‌کند.

وقتی در ۱۳۲۵ احمد قوام السلطنه بنیاد حزب دولتی دموکرات ایران را ریخت و ظاهرا حزبی در مقابل حزب دموکرات آذربایجان به وجود آورد، سردار فاخر از ارکان و بنیان‌گذاران حزب مزبور بود و در تمامی موارد از کمک و یاری قوام بسیاری استفاده کرد. هنگامی که ماجرای آذربایجان و حزب دموکرات سید جعفر پیشه وری شروع شده بود، حکمت از اولین کسانی بود که در مورد نفوذ بیگانگان در کشور هشدار داد و خواهان برخورد و جلوگیری از پیشروی بیگانگان و توطئه آن‌ها در کشور شد.

در بهار سال ۱۳۲۵ رضا حکمت سردار فاخر به استانداری کرمان و بلوچستان می‌رسد و در آن ایام غائله جنوب نیز به زعامت برادران قشقایی و به عنوان اعتراض به شرکت وزیران حزب توده در کابینه به وجود آمده بود و قوام‌السلطنه او را به همراه فضل‌الله زاهدی مامور مذاکره با سران قشقایی کرد.

در آن زمان قشقایی‌ها شهر شیراز را محاصره کرده بودند و امکان ورود به شهر نبود لذا در ۲ فرسخی شهر با ناصر خسرو قشقایی ملاقات کردند و توانستند آن‌ها را به ترک تمرد و رفع محاصره شهر قانع کنند. رضا حکمت در مهار غائله جنوب خودی نشان داده بود و توانست پایه‌های حزب دموکرات را در آنجا محکم کند و در سال ۱۳۲۶ او باردیگر به تهران باز می‌گردد.

رضا حکمت برای انتخابات مجلس پانزدهم پیشنهاد داد تا پایان تخلیه نیرو‌های بیگانه در کشور این انتخابات به تعویق بیافتاد که مورد قبول مجلسیان قرار می‌گیرد؛ و در نهایت با تاخیری ۱۶ ماهه رای گیری مجلس پانزدهم برگزار شد و حزب دموکرات ایران به رهبری احمد قوام توانست اکثریت کرسی‌های مجلس را به دست آورد و رضا حکمت هم که از شیراز توانسته بود به مجلس بیاید در فراکسیون حزب دموکرات قرار گرفت که ریاست آن را هم ملک الشعرای بهار بر عهده داشت.

حکمت پنهانی با قوام السلطنه توافق به عمل آوره بودند، که سردار فاخر به ریاست مجلس برگزیده شود و بالاخره حکمت از ۱۱۲ نماینده حاضر در جلسه، صاحب ۷۱ رای شد و به عنوان ریاست مجلس برگزیده شد.

در همین دوره رضا حکمت با قوام به اختلاف بر خورد؛ اختلافی که در نهایت منجر به سقوط دولت قوام می‌شود و بعد از آن رضا حکمت خود را برای نخست وزیری به شاه پیشنهاد می‌دهد و در بیست و سوم آذر ماه سال ۱۳۲۶ به مقام نخست‌وزیری می‌رسد.

سردار فاخر در این دوره ریاست قوه مقننه و قوه مجریه را همزمان برعهده داشت. با این حال دوران نخست وزیری‌اش بیش از ده روز دوام ندارد و به توصیه دوستان، ریاست مجلس را بر نخست‌وزیری مقدم دانست و استعفا کرد و کوتاه‌ترین دوران نخست وزیری در عصر پهلوی را به خود اختصاص می‌دهد.


بیشتر بخوانید: قوام السلطنه؛ جادوگر سیاست ایران


به گزارش رویداد۲۴ رضا حکمت طبق روال گذشته در مجلس شانزدهم از شیراز راهی مجلس شد و بار دیگر به ریاست قوه مقننه رسید. او در این مجلس هنگامی که مشخص شد ریاست مجلس در درجه اهمیت پایین‌تری را نسبت به سایر نهاد‌های تصمیم‌گیری کشور دارد، به دفاع از جایگاه خود پرداخت و از مبارزه‌اش در راه آزادی و مشروطه سخن گفت. در یکی از جلسات مجلس، حکمت چند قطره‌ای هم اشک ریخت اما برخی نمایندگان این کار او را بی معنا تلقی کردند و گفتند اشک تمساح بوده است.

با شروع عصر مصدق در سپهر سیاست ایران رضا حکمت خانه نشین شد و بین تهران و شیراز در رفت‌و‌آمد بود. او در این دوران ترجیح داد در مداخلات سیاسی زیاد وارد نشود و تا آنجا که امکان دارد خود را از سیاست دور کند، با این حال پس از کودتای ۲۸ مرداد او بار دیگر پا به عرصه سیاست گذاشت و به دولت وقت مشورت می‌داد. حکمت در این دوره برای حضور در مجلس از شیراز کاندید شد و رییس مجلس هجدهم شد.

حکمت در مجالس نوزدهم و بیستم نیز حضور داشت، با این حال عمر مجلس بیستم دیری نپایید و این مجلس در اردیبهشت سال ۱۳۴۰ منحل شد.

در فاصله بین مجلس بیستم و مجلس بعد، او ریاست اداره امور مجلس بر عهده دارد و بعد از انتخابات مجلس بیست و یکم از سیاست و پارلمان کناره‌گیری کرد و پیشنهاد شاه به عنوان سناتور انتصابی در مجلس سنا را نیز رد کرد و تا پایان عمرش در سال ۱۳۵۶ هیچ‌گاه به سیاست باز نگشت.

 

اندیشه سیاسی رضا حکمت سردار فاخر

 

زندگی سیاسی رضا حکمت را می‌توان به دو دوران متفاوت از هم تقسیم کرد؛ دوران اول فعالیت‌های سیاسی او که در دوران مشروطه و حکومت رضاه شاه پهلوی گذشت، بیشتر بر پایه تلاش برای آزادی و توسعه ایران بوده است. او به هنگام حکمرانی گرگان، یزد و کرمان همین اهداف را پیگیری می‌کرد. در این دوره نیز او به عنوان یک مذاکره کننده برای حل مشکلات سیاسی نیز حضور داشته و در جریان جنبش جنگل او راهی گیلان شد.

نیمه دیگر فعالیت‌های سیاسی رضا حکمت را می‌توان دوران فرصت‌طلبی سیاسی بود؛ او در دهه ۲۰ که تبدیل به یک سیاستمدار مهم شده بود و ریاست مجلس شورای ملی را بر عهده داشت، تلاش می‌کرد دایره نفوذش را گسترش دهد؛ دوستی حکمت و قوام در همین دوره عمیق‌تر می‌شود و در دوره مجلس ۱۴ که سردار فاخر از شیراز وکیل شده بود، برای نخست وزیری قوام خیلی فعالیت کرد و به همین دلیل در دوره ۱۵ با اینکه نمایندگانی از قبیل تقی‌زاده و ساعد مراغه‌ای و ملک‌الشعرای بهار در مجلس بودند، با فشار قوام، سردار فاخر حکمت به ریاست انتخاب شد.

با این حالشرایط ثابت نماند و حکمت که روز به روز خود را قدرتمندتر می‌دید، می‌خواست قوام را از قدرت کنار بگذارد. او که می‌دانست شاه از نخست‌وزیری قوام دل خوشی ندارد، چندین بار با شاه دیدار کرد و وقتی که مطمئن شد نفرت شاه از قوام رو به افزایش است، ضربه نهایی را به قوام وارد کرد.

او به طرز زیرکانه‌ای تلاش کرد برخی از وکلای مجلس به سمت خود بکشاند و بین فراکسیون حزب دموکرات که اکثریت را در اختیار داشت اختلافی بیندازد و در نهایت هم موفق به این کار شد و وقتی در مجلس نسبت به احمد قوام دو دستگی ایجاد شد، مخفیانه به قوام پیشنهاد می‌دهد برای تحکیم مواضع و موقعیتش درخواست رای اعتماد کند و به او اطمینان داد که اکثریت نمایندگان از او حمایت خواهند کرد؛ با این حال در یک غافلگیری، قوام نمی‌تواند رای اعتماد مجلس را کسب کند و مجبور به کناره گیری از قدرت می‌شود.

بعد از این ماجرا بار دیگر حکمت با شاه دیدار کرد و پیشنهاد نخست وزیری خودش را مطرح می‌کند و بلافاصله حکم نخست‌وزیری او صادر می‌شود و رضا حکمت کابینه خود را تشکیل داد؛ کابینه‌ای که عمر آن به ده روز هم نمی‌رسد.

حکمت پس از استعفا به مجلس باز می‌گردد. در این زمان رقابت سختی بین دکتر محمد مصدق و ابراهیم حکیمی شکل می‌گیرد. رضا حکمت هم که اطلاع داشت شاه علاقه‌ای به حضور مصدق در پست نخست‌وزیری ندارد، رای خود را به حکیمی می‌دهد.

رضا حکمت در طول فعالیت‌های سیاسی همواره خود را به عنوان سیاستمدار مستقل نشان می‌دهد اما شواهد نشان می‌دهد فعالیت‌های او بیشتر در خدمت بسط قدرت خودش بوده است.

باقر عاقلی در کتاب شرح حال رجال ایران، رضا حکمت را مردی خرّاج و بدون عقل معاش معرفی می‌کند که قدرت طلبی‌اش تاثیری در زندگی شخصی‌اش نداشته است. او می‌نویسد: «رضا حکمت تمام ثروت پدرش را بر باد داد و در تمام دوران زندگانی رویه اشرافی داشت. در خانه‌اش به روی همه باز بود و از ریخت و پاش و کمک به مستمندان دریغ نمی‌ورزید. غالبا حقوق مجلس را به افراد بی‌بضاعت حواله می‌داد و خود از طریق استقراض از بانک‌ها و با فروش املاک خویش گذران می‌کرد. او گاهی به دربار می‌رفت و در مقام موعظه و نصیحت شاه بر می‌آمد اما به تدریج اجازه ملاقات به او ندادند.»

رضا حکمت در سال‌های آخر عمر بیماری فراموشی گرفت و گاهی بی‌هدف در خیابان قدم می‌زد و با خود سخن می‌گفت و در نهایت در سال ۱۳۵۶ درست یکسال پیش از انقلاب ایران در سن سالگی ۸۷ درگذشت.

منابع:
شرح حال رجال سیاسی و نظامی ایران؛ دوره سه جلدی، جلد اول/ باقر عاقلی / نشر علم
سردار فاخر حکمت/ محمد حسین رکن زاده آدمیت/ چاپ روز
از سید ضیا تا بختیار/ مسعود بهنود/ انتشارات جاویدان
انقلاب مشروطه ایران/ ژانت آفاری/ نشر بیستون

نظرات شما