رویداد۲۴| روزنامه کیهان در گزارشی با عنوان «دوقطبیسازی جریان نفوذ برای به حاشیهبردن مشکلات مردم» لغو کنسرت همایون شجریان را بهانهای برای حمله به اصلاحطلبان قرار داد و آنان را متهم کرد که با «هوچیگری» و «دوقطبیسازی» افکار عمومی را از مشکلات اصلی کشور منحرف میکنند. این روایت، پرسشهای تازهای درباره سیاستزدگی فرهنگ، اولویتبندی مسائل و رقابتهای جناحی در شرایط بحرانی اقتصاد ایران مطرح کرده است.
روزنامه کیهان در گزارشی تند، اصلاحطلبان و آنچه «جریان غربگرا» مینامد را متهم کرد که با استفاده از لغو کنسرت همایون شجریان، فضای عمومی کشور را به سمت «نزاع سیاسی» سوق دادهاند.
در بخشی از این گزارش آمده است: «جریان غربگرا که در کارزار انتخابات بدون برنامه مشخص و حساب شده، مدعی حل مسائل کشور شد و راهحل مشکلات را در وفاق و همگرایی خلاصه کرد؛ امروز برای فرار از پاسخگویی، عدم توانمندی در مدیریت را به بستر اجتماعی کشانده تا با هوچیگری از عواقب کوتاهیها بگریزد.»
کیهان با اشاره به «بیتدبیری معاون هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی» در لغو کنسرت، مدعی شده است که این رویداد فرهنگی به ابزاری برای «بهرهبرداری سیاسی» تبدیل شده تا از فشارهای ناشی از بحرانهای معیشتی و ناکارآمدی دولت کاسته شود. این روزنامه مینویسد: «قطعی برق، کمبود آب، افزایش قیمتها و کوتاهی دولت در ساماندهی معیشت مردم با خبر لغو کنسرت شجریان به حاشیه رفت.»
تحلیل کیهان، فراتر از یک اتفاق فرهنگی، نشان میدهد که منازعههای جناحی همچنان ترجیح داده میشوند بر همبستگی ملی در شرایطی که جامعه با فشار تورم، کاهش ارزش پول ملی و کوچک شدن سفره مردم روبهرو است.
در حالی که اصل موضوع یعنی ضرورت تمرکز بر اولویتهای واقعی مردم مانند معیشت، اشتغال و ثبات اقتصادی، حرفی درست است، اما نوع روایت و ادبیات بهکاررفته در این گزارش کیهان، خود به بازتولید همان دوقطبیای کمک میکند که درباره آن هشدار میدهد. سیاستزدگی فرهنگ و امنیتی شدن هنر نه تنها آسیب به هنرمندان و سرمایه اجتماعی میزند، بلکه فضای عمومی را بیش از پیش درگیر نزاعهای فرسایشی جناحی میکند.
لغو یک کنسرت، به جای آنکه موضوعی فنی، صنفی یا مدیریتی تلقی شود، حالا به میدان رقابت سیاسی تبدیل شده است. این وضعیت بیش از آنکه به نفع مردم باشد، به تثبیت شکافها و بیاعتمادی بیشتر منجر خواهد شد.
گزارش کیهان در واقع پرده دیگری از بحران سیاست در ایران را به نمایش میگذارد؛ جایی که هر موضوع اجتماعی یا فرهنگی، بهسرعت رنگ سیاسی میگیرد و در رقابتهای قدرت مصرف میشود. واقعیت این است که نه حمله به اصلاحطلبان، نه اولویتسازی حول یک کنسرت، و نه پاک کردن صورت مسئلههای اصلی، هیچکدام جایگزین حل بحرانهای اقتصادی و بازسازی اعتماد عمومی نخواهد شد. آنچه امروز ایران نیاز دارد، نه جدالهای جناحی که گفتوگوی ملی، شفافیت و تمرکز بر مسائلی است که مستقیماً بر زندگی مردم اثر میگذارد.