صفحه نخست

سیاسی

جامعه و فرهنگ

اقتصادی

ورزشی

گوناگون

عکس

تاریخ

فیلم

صفحات داخلی

چهارشنبه ۰۸ بهمن ۱۴۰۴ - 2026 January 28
کد خبر: ۴۴۳۱۱۷
تاریخ انتشار: ۰۷:۲۴ - ۲۳ دی ۱۴۰۴
تعداد نظرات: ۴۷ نظر

در «کهریزک» چه خبر است؟ | کشته‌شدگانی با کد‌های آبی

اعتماد نوشت: به دلیل مسائل امنیتی هنوز هیچ کس نمی‌داند و شاید هرگز هم نداند که در این سه هفته و به خصوص در شامگاه پنجشنبه، جمعه و شنبه چند نفر از مردم عادی و ماموران امنیتی به دست افرادی که نقاب اعتراض بر صورت داشتند، کشته شدند.

رویداد۲۴| «بچه‌ام رو باید با دستای خودم بفرستم زیر خاک. بچه نازنینم رو باید با دستای خودم بفرستم زیر خاک.» فریاد این مادر، ظهر روز دوشنبه ۲۲ دی ۱۴۰۴، در گوش تمام خانواده‌هایی که جلوی ساختمان پزشکی قانونی کهریزک منتظر شناسایی اجساد عزیزان‌شان بودند، پیچید. دیر یا زود، آنها همچنین ضجه‌ای می‌زدند وقتی جوانان‌شان را لابه‌لای ان همه چهره بی‌جان پیدا می‌کردند و کد آبی رنگ ۵ رقمی ثبت جسد را کف دست یا روی مچ‌شان می‌نوشتند تا در بهشت‌زهرا، کد را نشان بدهند و جسد را برای دفن تحویل بگیرند.

این، درد مشترک بود و شد. سه هفته قبل، ۷ دی ماه، روزی که چند کاسب فریاد اعتراض به گرانی سر دادند هیچ نمی‌دانستند که دامن این اعتراض چنین خونین خواهد شد. مردمی هم که با کسبه همراه شده بودند چنین نمی‌خواستند. ملت هنوز نمی‌داند برای آنهایی که پشت نقاب اعتراض و همراهی با مردم، مامور انتظامی و امنیتی را آتش زدند و سر بریدند و حالا ده‌ها جنازه سوراخ شده و بدون سر در سردخانه‌های امنیتی به جا مانده، چه اسمی انتخاب کنند. قساوت از هر طرف باهر لقب، تحت پوشش هر عنوان جنایت است علیه بشریت. فرقی نمی‌کند قربانی این جنایت مامور با اسلحه قانونی باشد یا مردمی که خونشان پای ادعا‌های وارداتی تلف می‌شود. به دلیل مسائل امنیتی هنوز هیچ کس نمی‌داند و شاید هرگز هم نداند که در این سه هفته و به خصوص در شامگاه پنجشنبه، جمعه و شنبه چند نفر از مردم عادی و ماموران امنیتی به دست افرادی که نقاب اعتراض بر صورت داشتند، کشته شدند، اما انشای این کشتار بی‌تردید به قلم هموطن ایرانی نوشته نشد...

از صبح شنبه ۲۰ دی، انتقال اجساد استان تهران به پزشکی قانونی کهریزک شروع شد. هر خانواده‌ای که یکی از عزیزانش را در شامگاه پنجشنبه و جمعه و شنبه شهرستان‌های تهران گم کرده بود، باید با یک کپی کارت ملی مفقودی به پزشکی قانونی کهریزک می‌آمد و در ساختمان اصلی، روبه‌روی مانیتور غول‌پیکری می‌ایستاد تا یک به یک چهره کشته شده‌ها از جلوی چشمش رد شود تا از میان تصویر نوجوانان و جوانانی که کشته‌شدند، بتواند بشناسد که کدام، عزیز دل خودش بوده است. صبح دوشنبه و در دومین روز انتقال اجساد جان‌باختگان حوادث خیابانی استان تهران، جلوی در‌های سیاه‌رنگ ساختمان پزشکی قانونی کهریزک، جمع زیادی از خانواده‌های درجه اول مفقودی‌ها که همگی در شامگاه پنجشنبه، جمعه و شنبه ناپدید شده بودند، منتظر بودند که نوبت‌شان برسد و بعد از پر کردن فرم‌های مشخص، به سالن تشخیص هویت بروند. شناسایی اجساد فقط توسط خانواده‌های درجه اول مفقودی (مادر، پدر، همسر، فرزند، خواهر و برادر) ممکن بود مگر در موارد استثنایی که مفقودی، هیچ وابسته نزدیکی در تهران نداشت مثل یکی از جان‌باختگان که با رفیقش در قرچک همخانه بود و حالا هم این رفیق جوان آمده بود که جسد صمیمی‌ترین دوستش را از پزشکی قانونی تحویل بگیرد. رفیق جوان می‌گفت که پسر ۲۸ ساله، شامگاه جمعه کشته شده بود. رفیقش می‌گفت راننده ماشینی که آن طرف کوچه، پشت فرمان ماشینش پناه گرفته بود و شاهد این صحنه بود، یک ساعت بعد آمد و زنگ‌های ساختمان را یک به یک زد که خبر بدهد یک نفر اینجا مرده است. عموی یکی از جان‌باخته‌ها هم همین وضع را داشت؛ عمویی که برادرزاده ۱۶ ساله‌اش را به تهران اورده بود و پسرک، هم در خانه عمو زندگی می‌کرد و هم در مغازه عمو کار می‌کرد و عمو، این تنها برادرزاده را از بچه‌های خودش هم بیشتر دوست داشت. جمعه شب، پسرک از خانه بیرون رفت و این در خانه نبودن، وقتی از ۱۰ دقیقه و نیم ساعت طولانی‌تر شد و به دو ساعت رسید، عموی هراسان، صبح شنبه، ۵ بیمارستان دولتی را زیر پا گذاشت تا آخر در همان پنجمی، گفتند که جسدی با این مشخصات ظاهری، به پزشکی قانونی کهریزک منتقل شده و برای شناسایی و مراحل قانونی باید برود آنجا.

«وقتی کاورش رو باز کردم، تمام صورتش پر از خون بود. خون رو از روی چشماش پاک کردم. با یک دستمال صورتش رو تمیز کردم. شد همون برادرزاده شیرین‌تر از جانم.»

محل ورود و خروج مراجعان پزشکی قانونی کهریزک، از هم جداست. روی در سیاه رنگ خروجی، یک شکاف باریک هست. از این شکاف می‌شود داخل محوطه و حیاط بزرگ جلوی ساختمان اصلی را دید. دیروز، هر دو یا سه دقیقه، یک آمبولانس جلوی ساختمان می‌ایستاد تا اجسادی را تحویل بدهد یا تحویل بگیرد. ساختمان، یک پل اتصال به سمت دیگری از محوطه هم دارد که دیروز روی این پل هم چند آمبولانس برای تحویل جسد ایستاده بود. خانواده‌های درجه اول، از همان محوطه اصلی باید به ساختمانی بروند که مانیتور‌های نمایش تصاویر اجساد دارد و مردی که برای همراهی خواهرش آمده بود و جسد خواهرزاده ۲۴ ساله‌اش بین کشته شده‌های شامگاه پنجشنبه بود، می‌گفت که تا روز یکشنبه، خبری از مانیتور نبود و شوهرخواهرش برای شناسایی جسد بچه‌اش به سالن بزرگی رفته بود که ردیف به ردیف، کاور اجساد را کف زمین گذاشته بودند و یک به یک کاور‌ها را باز کرده بود تا جسد بچه‌اش را پیدا کند. مرد سالمندی هم که برای تحویل گرفتن جسد برادرش آمده بود، می‌گفت که ظهر شنبه، تعداد زیادی کاور جسد را باز کرده تا بالاخره توانسته جسد برادرش را پیدا کند و همزمان، در گوشی تلفنش، تصاویری از همان محوطه‌ای که جسدها، کاور به کاور، کف زمین، کنار هم قرار گرفته‌اند را نشانم داد. خودش هم در این تصاویر دیده می‌شد در حالی که گوشی تلفنش را به دست فرد دیگری سپرده بود که از این لحظه فیلمبرداری کند؛ به آرامی زیپ کاور سیاه‌رنگ را باز می‌کند، دو سمت کاور را کنار می‌زند، چهره مایل به کبود مردی جوان از زیر کاور پیدا می‌شود.

از همین شکاف در سیاه رنگ خروجی، می‌شد پیش خبر را به چشم دید. هر نفری که از ساختمان اصلی بیرون می‌آمد، اگر هنوز قامت برافراشته داشت، یا جسد عزیزانش بین تصاویر جانباخته‌ها نبود و حالا باید در محوطه بهشت‌زهرا دنبال اجساد مجهول‌الهویه می‌دوید، یا اینکه عزیزانش زنده بودند و فقط بازداشت شده بودند که این احتمال آخر، اصلا مسیر پیگیری را تغییر می‌داد و در چشم آن همه زن و مرد منتظر پشت در‌های سیاه‌رنگ پزشکی قانونی کهریزک، همان‌ها که منتظر بودند نوبت‌شان برسد تا بروند و تصاویر آن مانیتور معروف را ورق بزنند، همین دلخوشی با بیرنگ‌ترین احتمال دو دو می‌زد که «کاش بازداشت شده باشن...»

رنگ لباس‌ها و خطوط چهره‌ها، مرزی مشخص بین سردرگمی، اطمینان و سوگ رسم کرده است؛ مردمی که سرتاپا سیاهپوشند و چشم‌هایشان از گریستن‌های بیکران ظرف دو روز گذشته خبر می‌دهد، جسدشان را شناسایی کرده‌اند و حالا باید منتظر انتقال جسد به بهشت‌زهرا باشند. آنهایی که رنگ‌های تیره به تن دارند، سرگردان بین امید و ناامیدی، منتظر ورود به سالن شناسایی اجسادند. اما همه برای آنها که رنگ روشن به تن دارند، نگرانند. اینها، یا عزیزان‌شان از مرگ جسته‌اند که به محض خروج از ساختمان پزشکی قانونی، به سرعت به سمت ماشین‌هایشان می‌روند که از این غم‌انگیز‌ترین محوطه این شهر دور شوند، یا آنکه اشک‌ریزان، مبهوت و با دست‌هایی که رو به آسمان گرفته‌اند، روی آسفالت پیاده‌رو قدم برمی‌دارند، چون ابر‌های امیدشان را صاعقه‌ای شوم دریده است و از حالا باید رخت عزا به تن کنند...

مردمی که برای شناسایی و تحویل اجساد عزیزان‌شان آمده‌اند، تنها نیستند و هر کدام، حداقل دو یا سه نفر همراه دارند؛ همراهی که گاهی رفیق است و گاهی خویشاوند. هر چه سن و سال کشته شده‌ها کمتر است، تعداد همراهان بیشتر است و به‌خصوص، اگر جان‌باخته‌ها، پسران جوان بوده‌اند، حتما چند نفر از دوستان‌شان هم، خانواده جان‌باخته‌ها را همراهی کرده‌اند. دوستانی که فقط اشک می‌ریزند و حوصله به یاد آوردن جای خالی رفیق‌شان را ندارند. همراهی، انگار رنج از دست دادن را تا چند وقت کمرنگ می‌کند. انگار همین بود دلیل آن دست‌های مهربانی که بر شانه مادر‌ها و پدر‌ها می‌نشست وقتی با قدم‌های خمیده و کمر‌های تا خورده، از در‌های سیاه‌رنگ پزشکی قانونی بیرون می‌آمدند و آن آغوش زنان غریبه غمگینی که برای مادران فرزند از دست داده مبهوت گشوده شد و آن بازوان مردان غریبه‌ای که عصا شد برای قدم‌های سست پدران جوان از دست داده تا بعد از رخ به رخ شدن با چشم‌های تا ابد فروخفته بچه‌هایشان، از پا نیفتند. مادری که ظهر دیروز بعد از سه ساعت تماشای تصاویر جان‌باخته‌ها، جسد پسر ۳۰ ساله‌اش را شناسایی کرد، وقتی از ساختمان پزشکی قانونی بیرون آمد و روی نیمکت فلزی جلوی ساختمان نشست و با جیغ‌های جنون‌آمیزی که اشک از چشم همه جاری کرده بود، غریبه‌ها را دعوت می‌کرد که عکس پسرش را از گوشی تلفنش ببینند و بیینند که پسرش چه زیبا و خوش‌هیکل بود و تازه اول جوانی‌اش بود، رو به آسمان فریاد کشید: «ای خدا، هیچ مادری رو با بچه‌اش امتحان نکن!»

دیروز، پسری آمده بود جسد پدرش را تحویل بگیرد و می‌گفت پدرش تعمیرکار سیستم‌های گرمایشی بوده و شامگاه پنجشنبه، کشته شده است. پسر دیگری برای شناسایی جسد مادر ۷۰ ساله‌اش آمده بود؛ مادر ۷۰ ساله‌ای که به عادت ۵۰ ساله‌اش، شامگاه جمعه برای خرید نان تازه از خانه بیرون رفت و معلوم نبود که چطور کشته شد. مادری آمده بود برای شناسایی جسد دخترش؛ دختری که مدل مزون‌های لباس و مربی ورزش بود. مادربزرگ این دختر، روی نیمکت‌های فلزی جلوی ساختمان پزشکی قانونی نشسته بود و حتی توان اشک ریختن هم نداشت. عکس نوه‌اش را نشانم داد. نوه‌ای که قول داده بود چند روز آخر اسفند برود خانه مادربزرگ و خانه‌تکانی عید برایش انجام بدهد. خاله‌ای آمده بود برای همراهی خواهرش؛ خواهری که رفت جسد پسر ۱۳ ساله‌اش را شناسایی کند. خواهرزاده ۱۳ ساله‌ای که «خاله جان، جان خاله» از زبانش نمی‌افتاد و دلیل عشق خاله به این خواهرزاده همین بود.

«بچه خواهر من کشته شد. این بچه ۱۳ سالش بود. نه معترض بود، نه اغتشاش کرد. از سیاست هم هیچ چیزی نمی‌دونست. من هم نمی‌دونم. فقط می‌دونم که دیگه خواهرزاده ندارم و دیگه کسی نیست که بهم بگه خاله جان جان خاله.»

پدری که جسد بچه ۲۰ ساله‌اش را بین تصاویر مانیتور شناسایی کرده بود، وقتی از در سیاه‌رنگ خروجی بیرون آمد، چنان می‌لرزید که مرد‌های غریبه، دستش را گرفتند و تا نیمکت فلزی بردند و آنجا که نشست، آرام آرام روی پاهایش می‌کوبید و برای آنکه صدای گریه‌اش را خفه کند دستش را مقابل دهانش می‌گرفت و اشک‌ها، ریز ریز از چشمش فرو می‌افتاد...

نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۴۷
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۲۰
لعنت به قوم الظالمین
۱۴:۲۷ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۴
اگر حاکم عادلی از شنیدن این همه ظلم بمیرد رواست...اما کو حاکم عادل
امیر
۱۱:۱۴ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۴
فردای جمهوری اسلامی
ترامپ و پوتین و نتانیاهو در تهران عکس یادگاری میگیرن و این بار ایران را به 6 منطقه تقسیم میکنند
ناشناس
۰۳:۰۸ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۴
بمیرم برای خون پاکتون....
انسان عاقل
۱۶:۴۹ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۳
کمی به عقل خودتان رجوع کنید. 1.اگر نیروهای انتظامی به صورت مسلح در خیابان بیایند و اعتراض را به تیر ببندند، چه کسی می تواند به آنها نزدیک شود که از جلو چاقو بزند، سرشان را ببرد و با چه وسیله ای این همه افراد نظامی کشته می شوند؟
2. نگخبان پاسگاه پلیس یا پادگان نظامی یا حوزه بسیج یا مسجد، با جماعتی که با سلاح گرم و سرد به آن حمله می کنند و آتش زا به داخل می اندازند چه برخوردی باید بکند؟
3. در کدام کشور اروپایی یا امریکا کسی جرئت دارد به سمت نیروی منیتی نزدیک شود؟ نسبت به 1500 کشته امریکایی با گلوله پلیس در سال چه نظری دارید؟
4. جمهوری اسلامی کدام منفعت را از امریکایی ها سلب کرده و براندازان چه منفعتی برای امریکایی ها دارند که ترامپ مستقیما برای آنها توییت می زند و آنها را مسلح می کند؟
5. وقتی موساد رسما می گوید ما در میان آشوب هستیم اما شما می گویید کشتار خود جمهوری اسلامی است آیا احتمال اینکه قربانی رسانه های دشمن شده باشید وجود ندارد؟
6. چرا براندازان می خواهند به اجبار بستن خیابان و پیاده کردن مردم از ماشین، نماینده مردم باشند و جمعیت ایجاد کنند؟
7. یک جماعت خشن ((با شعار پهلوی بر می گردد)) می خواهد اولین نظام دموکراتیک ایران که همه ارکان آن با انتخابات روی کار می آیند را با کمک امریکا و اسراییل که طی یک سال 100 هزار انسان را در غزه کشته و به کشورمان حمله نظامی کرده اند، سرنگون کنند. نام اینها مردم است یا مزدور؟
8. اگر در یک محله 80 هزار نفری، 400 نفر بیایند، راه را ببندند، خیابان را به آتش بکشند، خانواده مذهبی را مجبور به فحاشی به رهبری کنند، کسی که فحش ندهد را بکشند و آتش بزنند اینها اکثریت و مردم هستند و کارشان درست است؟ اما اگر بسیج و نیروی انتظامی برای باز کردن را و تامین امنیت آن 79600 نفر بیایند و به سمت آنان ساچمه بزنند می شوند قاتل؟
9. دیروز 24 میلیون نفر در سراسر ایران به خیابان آمدند و از امنیت کشور دفاع کردند. البته به گرانی هم اعتراض کردند. اینها مردم نیستند؟
10. گرانی و نابسامانی اقتصادی دقیقا محصول اجرای طرح تک نرخی کردن ارز است که شعار پزشکیان بود. به نظر شما راه اعتراض حضور در انتخابات و دقت در انتخاب است یا اسباب کشتار راه انداختن در خیابان؟

لال شوم، کور شوم کر شوم لیک محال است اگر خر شوم

ایران نفت دارد، جمهوری اسلامی با مردمش پای نفت ایستاده و 300 هزار شهید داده، پیشرفت هم کرده و امریکا مثل ونزوئلا به دنبال تصرف این نفت است. جمهوری اسلامی مقاومت می کند و اینها هزینه های مقاومت است. اگر مقاومت نکنید به سرنوشت رضاشاه کبیر و پسرش مبتلا خواهید شد. هم عزت ملی می رود و هم نف. البته به جای رقابت فناوری با 20 کشور دنیا بر می گردیم به سال 1357 که در تراز پاکستان و عراق ارزیابی می شدیم.
درود بر ایرانی آگاه
پاسخ ها
سید
۲۳:۴۷ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۳
خدا هم نمیتونه تو رو شفا بده
ناشناس
۱۱:۲۰ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۴
بر خر عسر و حرجی نیست چون خر است اما تو که خود را به خواب زدی چه نامت نهم.
بله راست میگی در سه سال گذشته از رتبه ۵۸ نوآوری دنیا به رتبه ۷۲ رسیدیم
تو خودتو زدی بخواب و درست بشو هم نیستی و فقط مثل یک نوار تو مغزت ضبط کردن و بازخوانی میکنی
کمی هم تعقل و تفکر هم خوب چیزی است
ناشناس
۱۵:۳۳ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۳
تو این چهل و هفت سال بلایی نمونده سر این مردم بیارین ، امت همیشه مظلوم . ولی از این آخری قسر در نمیرین به والله باعث و بانیش هر کی باشه
مجید
۱۳:۲۲ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۳
هواپیمای اوکراینی را زدند و به گردن نگرفتن تا مشخص شد کار خودشون هست.
اف ۳۵ اسرائیلی رو نزدن و میگفتن زدیم
چقدر دروغ میگید شماها
تا کی میخواید دروغ بگید
ناشناس
۱۳:۰۷ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۳
هیچ نیروی خارجی درمیان نبوده و نقابداران مدافع حرم و ارازل اوباش شهری بودند همه طرفداران خامنه ای والسلام .
فریبا
۱۲:۵۵ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۳
روز پیروزی دور نیست. تا انتقام هموطنامون رو از این توله سگ های نقاب بر چهره (مزدوران حشدالشعبی و تازی زاده ها) و اربابانشان نگیریم، آرام نخواهیم نشست. تف بر شرف نداشته ارتش و نیروی انتظامی بی غیرت که این صحنه ها رو دیدند ولی دم برنیاوردند!
نرگس
۱۲:۴۳ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۳
انشاله به زودی تک تک این قاتلان با فلاکت به خاک بیفتند و زجه بزنند و تقاص پس بدهند
ناشناس
۱۲:۳۵ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۳
حیف اینهمه جوون شجاع...قلبم پاره پاره شد...یعنی حکومت کردن چقدر ارزش داره...به فرض تمام مردم رو کشتی همه ثروت ایران مال تو هسته ای هم داشتی وقتی مردمی وجود نداشته باشن بر کی میخای حکومت کنی...ای نابکار اینها صاحبان این سرزمینن که مثل نقل و نبات به قتل رسوندیشون...پاینده ایران و ایرانی...به امید روز آزادی
محمد
۱۱:۲۹ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۳
نور بر تاریکی پیروز خواهد شد جاوید king
پاسخ ها
ناشناس
۱۳:۳۷ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۳
سس خرسی ...
ناشناس
۱۰:۳۵ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۴
موشعلی
ناشناس
۱۱:۲۹ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۳
ببخشید ما احمق هستیم متوجه نمیشیم ، یک عده تروریست مسلح آموزش دیده صهیونیست داعشی با برنامه آمدن این همه پیر جوان و زن و مرد رو در تهران کشتند ولی یک صدم این تعداد مردم ازعوامل انتظامی کشته نبوده ؟ هدفشان حتما این بوده اعتراضات خیابانی تمام بشه
ناشناس
۱۰:۳۴ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۳
انچه بر این سرزمین گذشت مایه ننگ بر ایران زمین شد. تاریخ سربازان ایران زمین را حافظ میهن و مردم می دانستند. چشد که برادر برادر را کشت . تا کجا تا کی ؟ برای چی ؟ برای کی ؟ وا مصیبتا. شرم درام در زمانه ای زندگی میکنم که ایرانی بر زمین افتاده و در خون غلتیده و حاکمان دنبال قاتل فرار هستند؟؟ عجب روزگار تخی هست به کجا رسیده ایران که مردمانش دست به اجنبی برای کمک دراز کردند. شرم میکنم در زمانه ای زدگی میکنم خون یارنی به دست ایران یا مزدوری که به ایران آمده ریخته می شود. وا مصیبتا ننگی بر پیشنانی ایرانیان ثبت شد. که تا تاریخ باشد از ان روزگار می گوید و می نویسد . امید که نبینم امید و عشقتان از این مردم و این سرزمنی قطع شود . باشد روزی که شاید در این سرزمین طنین انداز شود . خون بس
پاسخ ها
ناشناس
۱۲:۳۵ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۳
اینها یک چیزی مثل قزلباشها هستند که پوست سر مردم رو میکندند همینطور از جنس سربازان اغا محمد خان که چشم مردم رو در می اوردند. متاسفانه تاریخ از این نظامیان و امنیه چی های دد منش زیاد به خود دیده است. اون چیزی که تو ذهن ما از سربازان وطن مونده مربوط به نظامیان 50- 60 سال پیشه که میهن پرست بودند.
سید
۲۳:۴۳ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۳
اینهایی که میکشتن بیشترشون عرب بودند
مهدوی
۱۰:۱۶ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۳
تا روز انتقام دور نیست، ولی جان جوان کجا و جان پیرسگ کجا...
ناشناس
۰۹:۵۷ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۳
اینها شمشیر رو از رو بسته.
ناشناس
۰۹:۴۷ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۳
خداوند یروز جواب همه این خون هارو میده
شهروند درجه دو
۰۹:۴۳ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۳
امروز ۲۳ دی‌ماه روز تولدم بود. اما این گزارش هم‌مهین را که خواندم از درون شکستم و فرو ریختم. شش روز است که اینترنت نود میلیون ایرانی خاموش است و با اندک فیلم‌هایی که مخابره شده دنیا انگشت حیرت از این همه خشونت بر دهان گرفته. حتی در خبرهای همین سایت‌های داخلی که جرأت انعکاس حقیقت را ندارند خواندم که گوترش دبیرکل سازمان ملل که همیشه ابراز نگرانی می‌کرد از این همه خشونت و کشتار در ایران شده است. اگر بنا به ادعای شما این‌ نقاب به چهره‌گان تروریست و معاند بوده‌اند پس اولا چرا به جای مأموران دولتی به روی مردم آتش گشوده‌اند؟ ثانیا پس چرا دیگر اثر از آن‌ها نیست و انگار آب شده و در زمین فرو رفته‌اند؟ همان روز جمعه که واژه‌ی رسوا و تاریک«کشته‌سازی» را شنیدم به خودم گفتم که حتما مثل آبان ۹۸ باز هم مردم معترض و عاصی را کشته‌اند اما هیچ وقت تصور نمی‌کردم که ابعاد جنایت این‌همه هولناک باشد. ۱۹ دی سیاه‌ترین جمعه در تاریخ معاصر ایران خواهد بود.
ناشناس
۰۹:۳۸ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۳
بلاخره امارکشته هاچراوزارت کشورنمی دهد چراسکوت مطلق ایا چندصدکشته فقط تهران درسته
پاسخ ها
ناشناس
۱۳:۰۷ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۳
اشک تمساح سه روز عزای عمومی
ناشناس
۰۹:۱۸ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۳
مرگ با عزت بهتر است از مردن با ذلت.
رضا
۰۹:۱۰ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۳
نه می‌بخشیم نه فراموش می‌کنیم.
Migmig
۰۹:۰۱ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۳
نقاب داران قاتل مجهول الهویه به علت مرگ بر اثر اصابت پرتابه پرشتاب اضافه شد
ناشناس
۰۸:۴۵ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۳
از قطعی اینترنت و پیامک و پیام رسان های داخلی معلومه کی ، چه کسی رو کشته
پاسخ ها
ناشناس
۱۴:۴۷ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۴
و كشتار شديد نيز درست از همان روز قطعی اينترنت شروع شد، چرا؟
ناشناس
۰۸:۴۴ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۳
خدا در این سرزمین سالهاست مرده چون خدای زنده چطور این همه ظلم را می بینه و کاری نمیکنه
پاسخ ها
ناشناس
۱۳:۳۶ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۳
تاثیرگذار بود ☺
ناشناس
۰۸:۲۹ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۳
شما هم در خون اینها شریک هستید

بنزین روی آتش تروریست ها میریختید
پاسخ ها
ناشناس
۰۹:۵۵ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۳
تروریست اونیه که اینترنت رو قطع می کنه تا جهان نفهمه چه اتفاقی داره می افته.
ناشناس
۱۳:۰۶ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۳
لعنت بر این بساط ظلم
بی شرف ها بر بدبختی مردم ایران کاخ می سازند

الهم اشغل الظالمین بالظالمین
ناشناس
۱۳:۳۵ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۳
لعنت بر مزدوران موساد ...
ناشناس
۰۸:۰۵ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۳
جنایتی بس بزرگ در این ایام بر ایران گذشت
که ناشی از بی تدبیری و بی کفایتی حکومت بود.
ناشناس
۰۸:۰۴ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۳
بر باعث و بانی این اتفاقات لعنت
محمد
۰۸:۰۲ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۳
لعنت الله علی آلقوم الظالمین آباووها و اجدادها
آمین یا رب العالمین
ناشناس
۰۷:۴۷ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۳
اگر آن دنیایی باشد قطعا اون کسی که قدرت مطلقه نظام هست باید پاسخگو باشد.
پاسخ ها
ناشناس
۱۳:۳۴ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۳
همه باید پاسخگو باشند ... خدا سایه ی آقا را مستدام بدارد ♥
ناشناس
۱۴:۴۵ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۳
اون سایه خودش سایه یکی دیگه است که در مسکو نشسته و بزودی از سرتون کم میشه . میگین نه میبینین
ناشناس
۱۵:۱۰ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۳
گفتم فحش بنویسم...باز...لاالله الا الله...آقا آقا نکن جمع کن کاسه کوزتو برو صداوسیما ببین،برو تسنیم و فارس و مهر...مردم اینجا داغدارن،برو تو مسجداتون بدا اقاتون هر ارزویی داری بکن...
ناشناس
۰۷:۴۴ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۳
خدایا به همه ما رحم کن،
رضا
۰۷:۳۷ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۳
قطع اینترنت همه چیو ثابت میکنه و خیلی راحت میشه فهمید کیا پشت این کشتار بیرحمانه هستن ...
پاسخ ها
ناشناس
۱۳:۳۳ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۳
مزدوران موساد ...
سید
۲۳:۳۹ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۳
هیچ کجا لیاقت از خودتون نشون ندادید نه در اقتصاد نه در امنیت وووو در ضمن مزدور 13:33 شماها که اینقدر بی عرضه هستید که مزدوران موساد!!! به راحتی با سلاح گرم جولان میدن لطفا گورتونو گم کنید و شرتونو از سر این مردم بی پناه کم کنید
نظرات شما