صفحه نخست

سیاسی

جامعه و فرهنگ

اقتصادی

ورزشی

گوناگون

عکس

تاریخ

فیلم

صفحات داخلی

چهارشنبه ۰۸ بهمن ۱۴۰۴ - 2026 January 28
کد خبر: ۴۴۳۷۱۵
تاریخ انتشار: ۲۳:۱۸ - ۲۸ دی ۱۴۰۴
در رویداد ۲۴ بخوانید:

از انفجار خشم تا فرسایش نارضایتی؛ اعتراضات ۱۴۰۴ چه تفاوتی با ۱۴۰۱ دارد؟

اعتراض‌های ۱۴۰۱ اعتراض «خشم» بودند و اعتراض‌های ۱۴۰۴ اعتراض «خستگی». اولی بلند، پرهزینه و تکان‌دهنده؛ دومی آرام، ممتد و فرساینده. اگر ۱۴۰۱ زنگ خطر بود، ۱۴۰۴ می‌تواند صدای ترک‌های عمیق‌تری باشد که دیگر با خاموش کردن خیابان، ناپدید نمی‌شوند.

رویداد ۲۴| اعتراض در ایران در یک دهه گذشته دیگر فقط یک رویداد خیابانی نیست؛ نشانه‌ای است از تغییر رابطه جامعه با قدرت. مقایسه اعتراض‌های ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴ نشان می‌دهد که اگرچه صدای خیابان آرام‌تر شده، اما نارضایتی عمیق‌تر، گسترده‌تر و پیچیده‌تر از گذشته ادامه دارد. علاوه بر این برای نخستین بار ادبیات دولت مستقر در مورد اعتراضات قابل توجه است.

برای فهم تفاوت اعتراض‌های ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴، باید از سطح خیابان فراتر رفت و به تحولات ذهنی، اجتماعی و اقتصادی جامعه ایران نگاه کرد. اعتراض نه صرفاً یک کنش سیاسی، بلکه بازتابی از وضعیت روانی و معیشتی جامعه است. جامعه‌ای که در ۱۴۰۱ به نقطه انفجار رسید، در ۱۴۰۴ وارد مرحله‌ای تازه شده است؛ مرحله‌ای که شاید کمتر دیده شود، اما از نظر راهبردی اهمیت بیشتری دارد.


بیشتر بخوانید:

خطرات قطع اینترنت بین الملل؛ صدای مردم را بشنوید

هشدار جدی روزنامه اطلاعات؛ امکان تکرار اعتراضات وجود دارد | این آرامش قبل از طوفان است؟

اعتراض‌های ۱۴۰۱ را می‌توان نقطه عطفی در تاریخ اجتماعی جمهوری اسلامی دانست؛ رخدادی که با یک شوک احساسی آغاز شد و به‌سرعت به جنبشی سیاسی تبدیل شد. در آن مقطع، خشم انباشته‌شده سال‌ها فشار اقتصادی، محدودیت‌های اجتماعی و انسداد سیاسی، ناگهان به خیابان سرریز کرد. شعار‌ها رادیکال بودند، مطالبات کلی و حداکثری، و فضا به‌شدت احساسی. جامعه در ۱۴۰۱ بیشتر «واکنش» نشان داد تا «کنش» حساب‌شده. این واکنش، محصول یک لحظه خاص بود؛ لحظه‌ای که تصویر دختر جوانی که روی تخت بیمارستان با مرگ دست و پنجه نرم می‌کرد احساسی را ایجاد می‌کرد بر هر محاسبه‌ای غلبه کرد. خیابان در ۱۴۰۱ نه‌فقط محل اعتراض، بلکه صحنه تخلیه روانی یک نسل بود. اما همین ویژگی، نقطه ضعف آن نیز محسوب می‌شد: فقدان تداوم، سازمان‌دهی و افق مشخص.

در مقابل، آنچه از اعتراض‌های ۱۴۰۴ دیده یا پیش‌بینی می‌شود، محصول یک دوره فرسایش طولانی است. جامعه‌ای که از ۱۴۰۱ عبور کرده زیر سه سال فشار اقتصادی ممتد به یک بازنگری ذهنی رسیده است. اعتراض در ۱۴۰۴ کمتر ناگهانی است و بیشتر تدریجی؛ کمتر انفجاری و بیشتر فرساینده. خشم همچنان وجود دارد، اما به‌جای فریاد، خود را در بی‌اعتمادی عمیق، کنش‌های پراکنده و امتناع‌های اجتماعی نشان می‌دهد. انگیزه‌ها در ظاهر افزایش قیمت هاست، اما پشت پرده عمیق تری دارد.

این «امتناع» شاید مهم‌ترین مفهوم برای فهم ۱۴۰۴ باشد: امتناع از مشارکت، امتناع از امید بستن، امتناع از باور وعده‌ها. جامعه‌ای که کمتر شعار می‌دهد، اما بیشتر فاصله می‌گیرد. حتی تغییر ادبیات رسمی دولت مستقر در قیاس با ادوار قبل نیز توسط معترضان شنیده نمی‌شود و برایشان اهمیتی ندارد.

یکی از تفاوت‌های مهم، ترکیب اجتماعی معترضان است. در ۱۴۰۱، نسل جوان و به‌ویژه دانشجویان و زنان نقش پیشران داشتند. اعتراض رنگ هویتی پررنگی داشت و حول بدن، سبک زندگی و آزادی‌های فردی شکل گرفت. در ۱۴۰۴، اما دایره نارضایتی گسترده‌تر شده است. طبقات فرودست شهری، کارکنان بخش‌های خدماتی، بازنشستگان و حتی بخشی از طبقه متوسطِ فرسوده، بیش از گذشته وارد میدان شده‌اند. اعتراض از «هویت» به «معیشتِ بی‌آینده» شیفت پیدا کرده است.

این تغییر، اعتراض را از یک جنبش نمادین به یک بحران ساختاری نزدیک‌تر می‌کند. وقتی بازنشسته، کارمند، معلم و کارگر هم‌زمان ناراضی‌اند، مسئله دیگر صرفاً فرهنگی یا نسلی یا مساله زنان نیست؛ مسئله به کارکرد اقتصادی و مدیریتی نظام بازمی‌گردد.

از نظر شکل و سازمان‌دهی نیز تفاوت‌ها چشمگیر است. اعتراض‌های ۱۴۰۱ شبکه‌محور، هیجانی و به‌شدت وابسته به فضای مجازی بودند. سرعت انتشار بالا بود، اما عمق سازمان‌یافتگی پایین. در ۱۴۰۴، هرچند شبکه‌های اجتماعی همچنان نقش دارند، اما نوع کنش‌ها پراکنده‌تر و کم‌صدا‌تر شده است: اعتصاب‌های مقطعی، نافرمانی‌های اداری، اعتراض‌های صنفی و حتی مهاجرت به‌عنوان یک کنش اعتراضی خاموش در این سه سال رخ داده است. 

مطالبات در سه سال چه تغییری کردند؟

تفاوت دیگر به نوع مطالبات بازمی‌گردد. در ۱۴۰۱، شعار‌ها اغلب کلی، رادیکال و فاقد ترجمه سیاستی مشخص بودند. اعتراض بیشتر «نه گفتن» بود تا «چه می‌خواهیم». در ۱۴۰۴، مطالبات اگرچه هنوز به انسجام کامل نرسیده‌اند، اما عینی‌تر شده‌اند: حقوق عقب‌افتاده، تورم، سقوط قدرت خرید، تبعیض ساختاری و فقدان چشم‌انداز. این تغییر، نشانه عبور جامعه از فاز هیجانی به فاز عقلانی‌تر نارضایتی است.

از سوی دیگر، واکنش حاکمیت نیز تفاوت‌هایی دارد. در ۱۴۰۱، برخورد امنیتی مستقیم و پاسخ غالب بود؛ رویکردی که بر کنترل سریع خیابان تمرکز داشت. در ۱۴۰۴، به نظر می‌رسد ترکیبی از فرسایش، مدیریت حداقلی و واگذاری بخشی از بحران به زمان در دستور کار است. این تغییر الزاماً به معنای نرمش نیست، بلکه نشانه‌ای از درک هزینه‌های بحران‌های ناگهانی و تلاش برای کنترل بلندمدت نارضایتی است.

نکته کلیدی این است که اعتراض‌های ۱۴۰۴ شاید کمتر دیده شوند و زیر سایه خشونت و کشته شدگان با آمار متفاوت از قبل بروند ، اما لزوماً کم‌خطرتر نیستند. جامعه‌ای که امروز فریاد نمی‌زند، الزاماً راضی نشده است؛ بلکه ممکن است به مرحله «قطع امید» رسیده باشد. این مرحله، از منظر جامعه‌شناسی سیاسی، یکی از خطرناک‌ترین نقاط ب است؛ جایی که اعتراض از شورش خیابانی به گسست اجتماعی و خروج تدریجی از حداقل مشارکت تبدیل می‌شود.

اعتراض‌های ۱۴۰۱ اعتراض «خشم» بودند و اعتراض‌های ۱۴۰۴ اعتراض «خستگی». اولی بلند، پرهزینه و تکان‌دهنده؛ دومی آرام، ممتد و فرساینده. اگر ۱۴۰۱ زنگ خطر بود، ۱۴۰۴ می‌تواند صدای ترک‌های عمیق‌تری باشد که دیگر با خاموش کردن خیابان، ناپدید نمی‌شوند.

علاوه بر این مساله خشونت نیز در دو اعتراض تفاوت های جدی دارد، خشونت اعتراضات اخیر رشد قابل توجهی است. قرائت رسمی و نهادهای مسئول نیز درباره حضور عناصر نفوذی و پیاده نظام سرویس های جاسوسی بیگانه در بین معترضان می گویند که به مردم تیراندازی کرده اند. در این سه سال چه اتفاقی رخ داده که حضور این نیروها تا این حد پررنگ شده. انتظار می رود نهاد های مسئول در این زمینه و علت امکان حضور این نیروها در کشور برای مردم توضیح قانع کننده ای داشته باشند.

نظرات شما