رویداد۲۴ | لیلی پیری- نشریه «وایر» هند (The Wire) در گزارشی تحلیلی به بررسی پیامدهای تحریمهای آمریکا علیه ایران بر سیاست خارجی و منافع ملی هند پرداخته و نوشته است فشار واشنگتن نهتنها روابط دهلینو و تهران را تضعیف کرده، بلکه هند را از مزیتهای مهم انرژی و ژئوپولیتیکی محروم ساخته است.
مانوج جوشی، نویسنده این گزارش، تأکید میکند که نزدیکی راهبردی هند به آمریکا، بهایی سنگین داشته و آن تضعیف استقلال راهبردی و منافع بلندمدت این کشور در منطقه است؛ بهگونهای که تحریمهای آمریکا عملاً دولت نارندرا مودی را وادار کرده در برابر ایران عقبنشینی کند.
به نوشته وایر، تعهد هند نسبت به بندر چابهار اکنون در وضعیتی مبهم قرار دارد. بر اساس گزارش Economic Times، آمریکا معافیت تحریمی اعطاشده در سال ۲۰۱۸ برای فعالیت هند در بندر چابهار را لغو کرده؛ معافیتی که قرار بود به توسعه افغانستان و همکاریهای اقتصادی منطقهای کمک کند. این تصمیم از ۲۹ سپتامبر ۲۰۲۵ اجرایی شده است.
بر اساس این گزارش، هند پیشتر از طریق شرکت دولتی India Ports Global Ltd مدیریت ترمینال شهید بهشتی چابهار را برعهده داشت و متعهد به تأمین ۱۲۰ میلیون دلار کمک بلاعوض و یک خط اعتباری ۲۵۰ میلیون دلاری شده بود. با این حال، همزمان با اجراییشدن تحریمها، نمایندگان دولت هند از هیئتمدیره این شرکت کنار رفتند و عملاً نشانههای خروج تدریجی دهلینو از پروژه آشکار شد. (در سال ۲۰۲۰، هند به دلیل تأخیر در اجرای پروژه از طرح راهآهن چابهار–زاهدان کنار گذاشته شد.)
در ۲۸ سپتامبر، یعنی یک روز پیش از اجراییشدن تحریمها، همه نمایندگان دولت هند در هیئتمدیره IPGL استعفا دادند و تمامی اشارهها به آنان حذف شد؛ حتی وبسایت IPGL نیز از دسترس خارج شد و هنوز هم برقرار نشده است. همچنین گفته میشود هند برای تسویه تعهدات مالی خود در پروژه توسعه بندر، ۱۲۰ میلیون دلار به ایران منتقل کرده است.
فشار آمریکا؛ فراتر از چابهار
جوشی تأکید میکند که عقبنشینی هند تنها به چابهار محدود نیست. پس از خروج آمریکا از برجام در سال ۲۰۱۸، هند نیز ناچار شد واردات نفت از ایران را متوقف کند؛ در حالی که ایران پیش از آن، یکی از چهار تأمینکننده اصلی نفت هند بود. این تصمیم، به گفته نویسنده، صرفاً یک تغییر تجاری نبود، بلکه ضربهای مستقیم به امنیت انرژی هند وارد کرد.
ایران نزدیکترین منبع بزرگ هیدروکربنی به هند است، هزینه حملونقل کمتری دارد و نفت آن برای پالایشگاههای هندی بسیار مناسب است. با این حال، تحریمهای آمریکا باعث شد هند میدان را ترک کند و در مقابل، چین اکنون حدود ۸۰ درصد نفت صادراتی ایران را با تخفیف خریداری میکند.
بیشتر بخوانید:
چرا چابهار منطقهای استراتژیک است؟/ سرمایهگذار هندی پس از تحریمها کارش را متوقف کرد
استاندارد دوگانه ایران در بحران کشمیر/ برخی مسلمانان از دیگران مسلمانترند!
در بخش تحلیلی گزارش آمده است که ایران فقط یک شریک انرژی نیست، بلکه یک حلقه ژئوپولیتیکی حیاتی برای هند محسوب میشود. دسترسی هند به آسیای مرکزی و افغانستان، بدون عبور از پاکستان، تنها از مسیر ایران ممکن است. پروژههایی مانند چابهار و کریدور بینالمللی شمال–جنوب (INSTC) دقیقاً برای دور زدن انسداد ژئوپولیتیکی پاکستان طراحی شده بودند.
در دهههای اخیر، ایران به یکی از مؤلفههای مهم سیاست خارجی هند بدل شد. ایران برای هند بهخاطر موقعیت، اندازه و پیشینه تاریخیاش مهم است. همچنین به این دلیل اهمیت دارد که سومین ذخایر بزرگ نفت و دومین ذخایر بزرگ گاز طبیعی جهان را در اختیار دارد؛ یعنی نزدیکترین منابع هیدروکربنیِ عمده به هند. ایران با جمعیتی حدود ۹۳ میلیون نفر و ظرفیت اقتصادی قابل توجه، میتواند بازار بزرگی برای کالاهای هندی همچون برنج، دارو، منسوجات، چای، ماشینآلات، تجهیزات، مواد شیمیایی و دانههای روغنی باشد. اما تحریمهای غرب این امکان را بهشدت محدود کرده است.
زیان هند از توقف واردات نفت ایران صرفاً یک مسئله آماری نیست. ایران احتمالاً نزدیکترین منبع هیدروکربن به هند است و از نظر هزینه حملونقل مزیت قیمتی ایجاد میکند. نفت ایران کیفیتی دارد که پالایش آن را آسانتر میسازد. هند به یک قطب پالایشگاهی جهانی تبدیل شده و دسترسی به عرضههای امن و پایدار، برای صنعت نفت و پالایش هند یک مزیت کلیدی است. پیش از تحریمها، شرکتهایی مانند Essar، ONGC Videsh (OVL) و Tata در ایران فعال بودند.
در سال ۲۰۰۹، فشار آمریکا موجب شد هند از پروژه خط لوله گاز ایران–پاکستان–هند خارج شود. آن زمان، آمریکا از اهرم «توافق هستهای هند و آمریکا» استفاده کرد؛ توافقی که قرار بود بهنحوی جایگزین از دست رفتن یک منبع انرژی مطمئن شود. مدتی پاکستان در پروژه ماند، اما در سال ۲۰۱۹ آن هم زیر فشار آمریکا عقب نشست.
تحریمهای یکجانبه آمریکا تلاشهای هند برای توسعه میادین نفت و گاز ایران را هم مختل کرد. کنسرسیومی متشکل از OVL، Indian Oil و Oil India میدان گازی فرزاد بی را کشف کرد و خواستار توسعه آن شد، اما تحریمها و نیز مطالبات طرف ایرانی مانع شدند. علاوه بر این، شرکتهای هندی به میادین دیگری نظیر یادآوران نیز علاقهمند بودهاند. نکته روشن است: اگر مسئله تحریمها بهطور مؤثر حلوفصل شود، فرصت تجاری بسیار بزرگی برای شرکتهای هندی وجود خواهد داشت.
نویسنده یادآور میشود که عقبنشینی هند از این پروژهها، عملاً فضا را برای چین باز کرده است؛ اکنون چین ۸۰ درصد صادرات نفت ایران را ــ به دلیل تحریمها ــ با تخفیف میخرد. چین البته این کار را هوشمندانه از مسیر پالایشگاههای مستقل موسوم به «تیپات» انجام میدهد و شرکتهای دولتی خود را از این تجارت دور نگه میدارد.
فراتر از نفت و بازار، ایران یک مزیت ژئوپولیتیکی مهم نیز برای هند دارد: با استفاده از بنادر ایران مانند چابهار و بندرعباس، هند میتواند انسداد مسیر اوراسیایی توسط پاکستان را دور بزند. هدف اولیه آن بود که چابهار مسیر دسترسی به افغانستان باشد، اما روشن است که اگر پروژههایی مانند راهآهنهای چابهار–زاهدان–مشهد توسعه یابند، این مسیر میتواند به آسیای مرکزی نیز گسترش یابد. هند پیشتر علاقهمندی خود را برای مشارکت و تأمین مالی این طرحها اعلام کرده بود، اما اکنون عقب نشسته است.
پروژه دیگر، کریدور بینالمللی شمال–جنوب (INSTC) است که بنادر غرب هند مثل بمبئی و کاندلا را به بندرعباس وصل میکند و از آنجا، محمولههای کانتینری از مسیر زمینی و با عبور از آذربایجان به روسیه منتقل میشوند. طرح اولیه سال ۲۰۰۲، کشورهایی، چون ترکیه، جمهوریهای آسیای مرکزی، ارمنستان، عمان، اوکراین و سوریه را هم در نظر داشت. از آنجا که بندرعباس ۸۵ درصد تجارت دریایی ایران را انجام میدهد، چابهار نیز بهعنوان بخشی از این طرح مطرح شده بود.
چابهار تنها بندر آبِعمیق ایران است و روشن است که توسعه آن برای هند منفعت بزرگی محسوب میشد: هند را قادر میساخت پاکستان را دور بزند و روابط تجاری و راهبردی با افغانستان و آسیای مرکزی را حفظ کند. از سوی دیگر، این پروژه پاسخی به طرحهای چین در محور شرق–غرب آسیای مرکزی و کریدور اقتصادی چین–پاکستان (CPEC) بود که چین را به بندر گوادر متصل میکند؛ بندری که در فاصله۱۷۰ کیلومتری شرق چابهار قرار دارد.
هند و روسیه چندین آزمایش عملی انجام دادهاند و قابلیت اقتصادی INSTC را اثبات کردهاند؛ اما حجم پایین تجارت هند و روسیه (بهجز نفت) و نیز تحریمهای غرب علیه ایران، کارایی این کریدور را محدود کرد. از همین رو هند به دنبال گزینههای جایگزین رفت، از جمله کریدور اقتصادی هند–خاورمیانه–اروپا (IMEC) تحت حمایت آمریکا که بنادر هند را به بندر حیفا در اسرائیل و سپس به اروپا پیوند میدهد.
به باور مانوج جوشی، جلوگیری از گسترش روابط هند و ایران، منافع اقتصادی و ژئوپولیتیکی بلندمدت هند را تضعیف میکند. سیاست «فشار حداکثری» آمریکا علیه ایران نه از دغدغه دموکراسی، بلکه از منافع راهبردی واشنگتن و اسرائیل ناشی میشود؛ اما هزینه این سیاست را کشورهایی مانند هند میپردازند.
تحریم ایران و فشار آمریکا برای حذف تجارت نفتی هند–روسیه، با منافع ملی هند ناسازگار است. جلوگیری از توسعه روابط هند و ایران، منافع اقتصادی و ژئوپولیتیکیِ هند را تضعیف میکند؛ و این همان بهایی است که برای نزدیکی بیشتر به آمریکا پرداخت میشود.
باید توجه داشت که سیاست «فشار حداکثری» آمریکا علیه ایران ناشی از نفرت از حکومت ایران یا نگرانی از نبود دموکراسی در آن نیست؛ انگیزه اصلی، منافع آمریکا و اسرائیل در جلوگیری از توسعه برنامه هستهای ایران است.
نویسنده در پایان تأکید میکند که هند تاکنون بیسروصدا عقبنشینی کرده، بیآنکه دستاورد مشخصی بهدست آورد، و اگر دهلینو قصد دارد از «خودمختاری راهبردی» سخن بگوید، ناگزیر است پیش از هر چیز، درک واقعبینانهتری از منافع ملی خود و پیامدهای تبعیت از تحریمهای آمریکا داشته باشد.