صفحه نخست

سیاسی

جامعه و فرهنگ

اقتصادی

ورزشی

گوناگون

عکس

تاریخ

فیلم

صفحات داخلی

جمعه ۲۴ بهمن ۱۴۰۴ - 2026 February 13
کد خبر: ۴۴۶۶۲۸
تاریخ انتشار: ۱۴:۴۹ - ۲۴ بهمن ۱۴۰۴
مرتضی پدریان، جامعه‌شناس سیاسی در گفت‌و‌گو با رویداد۲۴ مطرح کرد:

خشم اجتماعی فروکش نکرده؛ آتش زیر خاکستر شده است | بازگشت به قبل از ۱۴۰۱ ممکن نیست

مرتضی پدریان، جامعه‌شناس سیاسی، در گفت‌و‌گو با رویداد۲۴ از جامعه‌ای می‌گوید که اگرچه زخمی و اندوهگین است، اما در دل همین بحران، نشانه‌هایی از «خودترمیمی» و همدلی را هم به نمایش گذاشته است.

رویداد۲۴| عرفان بیوک‌نژاد - جامعه ایران از منظر روانی و روحی با نوعی فروخفتگی و فرورفتن در خود مواجه شده است؛ وضعیتی که می‌توان نشانه‌های آن را در کاهش محسوس شادی عمومی، سنگینی فضا و حتی چهره‌های مردم در زندگی روزمره دید. با این حال، پرسش اصلی این است که آیا در دل همین ناامیدی‌ها و تاریکی‌ها، کورسوی امید هم وجود دارد یا جامعه در مسیر فرسایش کامل حرکت می‌کند؟

مرتضی پدریان، جامعه‌شناس سیاسی، در گفت‌و‌گو با رویداد۲۴ می‌گوید که جامعه ایران در دل بحران، به‌رغم زخم‌های سنگین، در حال تجربه نوعی «خودترمیمی» است؛ فرآیندی که بیش از آنکه محصول سیاست‌گذاری رسمی باشد، حاصل نیروی اجتماعی خود مردم است.

بحران عمیق؛ از معیشت تا معنای زندگی

پدریان با اشاره به تحولات اجتماعی ماه‌های اخیر، تأکید می‌کند که جامعه ایران در جریان جنبش‌های اعتراضی نسبت به شرایط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، با بحرانی عمیق در هر دو بعد مادی و معنوی مواجه شده است؛ بحرانی که پیامد آن، شکل‌گیری اعتراضاتی گسترده و کم‌سابقه بود.

به گفته او، این اعتراض‌ها که در امتداد جنبش‌های پیشین شکل گرفت، نه‌تنها با پاسخ مثبت حاکمیت روبه‌رو نشد، بلکه برخلاف دوره‌های قبلی مانند اعتراضات سال‌های ۸۸، ۹۶، ۹۸، با برخوردی بسیار شدیدتر مواجه شد.

پدریان معتقد است حاکمیت این‌بار با استفاده از تمام ظرفیت‌های خود به خاموش کردن جنبش اعتراضی مردم پرداخت؛ برخوردی که پیامد آن، تبدیل خیابان‌های برخی شهر‌ها به صحنه‌هایی شبیه میدان جنگ بود و فاجعه‌ای رقم خورد که در تاریخ جنبش‌های اجتماعی ایران کم‌سابقه است.

او با مقایسه‌ای تاریخی می‌گوید در جنگ هشت‌ساله ایران و عراق، بر اساس آمار‌های رسمی، حدود ۲۳۰ هزار نفر جان خود را از دست دادند، اما بنا بر برخی آمار‌های غیررسمی، در جریان تنها دو روز اعتراضات مردم نسبت به وضعیت معیشتی، ساختار‌های فساد و رانت، ارقامی بین سه هزار تا پنج هزار کشته مطرح شده است؛ آماری که به گفته او، عمق فاجعه را نشان می‌دهد.

تغییر رفتار اجتماعی؛ جامعه وارد دوران گذار شده است؟

این جامعه‌شناس سیاسی در ادامه به تغییر رفتار‌های اجتماعی مردم در مواجهه با این وقایع اشاره می‌کند و می‌گوید واکنش جامعه نسبت به این فجایع، نشانه ورود به یک دوران گذار و حتی نوعی رنسانس اجتماعی است. به باور پدریان، مردم به‌تدریج از شیوه‌های سنتی سوگواری همچون گریه، سینه‌زنی و عزاداری‌های مرسوم فاصله گرفته‌اند و به رفتار‌های جدیدی مانند دست زدن، رقصیدن و اشکال نوین سوگواری روی آورده‌اند؛ رفتار‌هایی که پیش‌تر در جامعه ایران سابقه نداشته است.


بیشتر بخوانید: انکار اندوه عمومی و داغ هزاران خانواده عزادار| چرا امثال شمقدری سوگ اجتماعی را انکار می‌کند؟


او این تغییر را نشانه نوعی گسست از سنت‌های دینی پیشین می‌داند و می‌افزاید که این موضوع را در مقاله‌ای با عنوان «تشییع تشیع در جهان» بررسی کرده و به پیامد‌های اجتماعی آن پرداخته است. به گفته پدریان، رخداد‌های اخیر نشان می‌دهد جامعه وارد مرحله‌ای تازه شده که پیامد‌های آن صرفاً محدود به داخل کشور نیست.

پدریان در پاسخ به این پرسش که آیا خشم اجتماعی فروکش کرده است یا نه، تأکید می‌کند این خشم نه‌تنها فروکش نکرده، بلکه به آتشی زیر خاکستر تبدیل شده است.

او معتقد است بخش قابل توجهی از جامعه به‌دنبال نوعی مجازات از کسانی است که مسئول کشته‌شدن فرزندان مردم بوده‌اند؛ چه آنهایی که در خیابان‌ها جان باختند و چه آنهایی که به گفته او حتی در بیمارستان‌ها با تیر خلاص مواجه شدند.

امید اجتماعی؛ از «شکست» تا تحقق بخشی از مطالبات

این جامعه‌شناس سیاسی در عین حال از وجود امید در جامعه سخن می‌گوید و یادآور می‌شود که اگرچه در اعتراضات گذشته، مردم نتوانستند به‌طور کامل به خواسته‌های خود دست یابند، اما پس از وقایع ۱۴۰۱، برخی مطالبات با فشار اجتماعی بر حاکمیت تحقق یافته است. او از «حق پوشش اختیاری» به‌عنوان یکی از مصادیق این تغییرات نام می‌برد که به گفته او، امروز در سطح جامعه قابل مشاهده است.

به باور پدریان، جامعه ایران امیدوار است بتواند از این دوران بحرانی، یک گذار مسالمت‌آمیز و مناسب را تجربه کند و به خواسته‌های درونی و بنیادین خود برسد.

او می‌گوید بخشی از جامعه در انتظار شکل‌گیری حرکت‌های جدید از دل جامعه است و بخشی دیگر، چشم‌انتظار نقش‌آفرینی یک نیروی بیرونی یا خارجی برای عبور از این مرحله گذار است؛ نگاهی که در قالب شعار‌هایی مانند «در کشور ما نادری برنخاست، اسکندری باید بیاید» خود را نشان می‌دهد؛ البته این موضوع از نظر علمی قابل تأیید فنی نیست.

او در ادامه تأکید می‌کند جامعه مسیر حرکتی خود را آغاز کرده و بازگشت به وضعیت پیش از رخداد‌های خرداد و دی‌ماه ممکن نیست. به گفته پدریان، جامعه با شدت در حال پیشبرد این روند است و باید منتظر شکل‌گیری حرکت‌های جدید با اشکال متفاوت در آینده بود. از منظر علمی نیز، جنبش مردم فروکش نکرده و با توجه به رصد فضای مجازی، مطالبات اجتماعی همچنان زنده است؛ مطالباتی که هم در حوزه مادی و هم در حوزه معنوی بروز دارد.

به اعتقاد پدریان، حاکمیت در تأمین نیاز‌های مادی و معنوی جامعه با شکستی سنگین مواجه شده و همین امر جامعه را به سمت پیگیری اهداف و خواسته‌های بنیادین خود سوق داده است.

نشانه یک آسیب جمعی؛ «حالمون خوب نیست»

این جامعه‌شناس سیاسی با بیان این نکته که باید مردم از بحران هرچه زودتر خارج شوند، می‌گوید: امروز وقتی با افراد مختلف در جامعه صحبت می‌کنید، نخستین جمله‌ای که به زبان می‌آورند این است که «حالمون خوب نیست». به اعتقاد او، تکرار گسترده این عبارت نشان‌دهنده آن است که جامعه از نظر روحی و روانی دچار آسیب جدی شده است.


بیشتر بخوانید: جامعه‌شناسان امروز احساس خفت می‌کنند | تحلیل‌ها شنیده نمی‌شود | نهاد‌های موازی باید حذف شوند تا هسته باقی‌مانده قابل تغییر باشد


پدریان با اشاره به نقش فضای مجازی در تشدید این وضعیت توضیح می‌دهد: باز بودن فضای مجازی و بازنشر تصاویری از فجایع رخ‌داده، به‌ویژه تصاویری از گروه‌های سنی ۱۵ تا ۲۵ سال که در جریان خشونت‌ها و کشتار‌ها جان خود را از دست داده‌اند، تأثیر عمیقی بر روان جمعی جامعه گذاشته است. به گفته او، مشاهده مداوم این تصاویر باعث شده جامعه دچار نوعی افسردگی شدید شود و به وضعیتی برسد که به بیان عامیانه، «حالمون خوب نیست».

این جامعه‌شناس سیاسی تأکید می‌کند که این احساس را می‌توان در زندگی روزمره مردم به‌روشنی دید. او می‌گوید اگر در مترو، اتوبوس یا فضا‌هایی که تجمع مردم وجود دارد با دقت به چهره‌ها نگاه کنیم، غم پنهان و همان حس «حالمون خوب نیست» به‌وضوح قابل مشاهده است. با این حال، پدریان معتقد است این حالِ ناخوب به معنای عقب‌نشینی یا عبور جامعه از مطالباتش نیست؛ بلکه جامعه در حال انباشتن خشم‌ها و کینه‌های فروخورده خود است تا شاید در زمان مناسب دوباره آن را بروز دهد.

جامعه فروپاشیده نیست؛ خودترمیمی و همدلی در دل بحران

با وجود این تحلیل‌ها، این جامعه‌شناس تأکید می‌کند که جامعه ایران جامعه‌ای در مسیر فروپاشی نیست. به گفته او، انسجام و وحدت اجتماعی میان خود مردم، مانند یک سازوکار «خودترمیمی»، همچنان حفظ شده است.

پدریان نقل می‌کند که یکی از شواهد، نکته جالب این بود که بیماران در بیمارستانی به احترام افراد زخمی در حوادث اخیر از جای خود بلند می‌شدند، نوبتشان را به آنها می‌دادند و اجازه می‌دادند زودتر تحت درمان قرار بگیرند. او این رفتار را نشانه‌ای روشن از شکل‌گیری نوعی همدلی عظیم در جامعه می‌داند؛ همدلی‌ای که در کنار آسیب‌های روحی و روانی، به‌طور هم‌زمان در جامعه جریان دارد.

به گفته این جامعه‌شناس سیاسی، جامعه ایران از یک‌سو به وضعیت «حالمون خوب نیست» رسیده و از سوی دیگر، شاهد نوعی «همدلی مضاعف» است؛ همدلی‌ای که باعث می‌شود افرادی که دچار آسیب شده‌اند، با آغوش باز پذیرفته شوند و مردم تا حد توان برای کمک به آنها پیش‌قدم شوند. او همچنین با اشاره به نقش کادر درمان می‌گوید به گفته همان شاهد، کادر درمان در این همدلی با مردم «سنگ تمام گذاشته‌اند».

جامعه ایران در مسیر گذار

گفت‌وگوی مرتضی پدریان با رویداد۲۴، تصویری دوگانه، اما واقعی از جامعه امروز ایران ارائه می‌دهد: جامعه‌ای که از نظر روانی خسته، زخمی و اندوهگین است و «حالمون خوب نیست» به یکی از صادقانه‌ترین توصیف‌های وضعیت عمومی آن تبدیل شده؛ اما در همان حال، نشانه‌هایی از همبستگی اجتماعی و نوعی خودترمیمی نیز در آن دیده می‌شود.

به بیان دیگر، جامعه ایران نه به سمت خاموشی کامل رفته و نه به مرحله فروپاشی رسیده است. خشم اجتماعی هنوز زنده است، مطالبات هنوز جاری است و جامعه در مسیر گذار قرار دارد؛ گذاری که به گفته این جامعه‌شناس، بازگشت‌پذیر نیست و دیر یا زود، شکل‌های تازه‌ای از بروز اجتماعی و سیاسی را به همراه خواهد آورد.

نظرات شما