رویداد۲۴| در آستانه دور جدید مذاکرات ایران و آمریکا در ژنو—و همزمان با گمانهزنیها درباره پیشنهادهایی از سوی تهران از جمله «تعلیق/فریز موقت غنیسازی» بهعنوان ژستی برای اعتمادسازی—بازخوانی تجربه و نگاه سیدحسین موسویان اهمیتی دوچندان پیدا میکند؛ دیپلماتی که در مقطع حساس ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۵ سخنگوی تیم مذاکرهکننده هستهای ایران بود و تجربه تعلیق موقت غنیسازی و اجرای بازرسیهای گستردهتر آژانس را در کارنامه دارد.
پنگپای چین در گفتوگویی مفصل با موسویان—رئیس پیشین کمیته روابط خارجی دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی و سفیر پیشین ایران در آلمان—به ارزیابی چشمانداز مذاکرات و سناریوهای پیشرو پرداخته است. آنچه در ادامه میآید، بازخوانی منسجم دیدگاههای اوست.
بیشتر بخوانید:
مشکل جمهوریخواهان آمریکا با حسین موسویان چیست؟
موسویان پیشنهاد همکاری اقتصادی گسترده میان ایران و آمریکا را یک پیشنهاد سازنده ارزیابی کرده است. او می گوید این همکاری ها میتواند به عنوان یک کاتالیزور قدرتمند برای اعتماد سیاسی عمل کند، زیرا منافع مشترک پایدار هزینه تقابل را افزایش داده و انگیزه گفتوگو را تقویت میکند.
او می گوید: تصور کنید چارچوبی از همکاری که در آن ایران روزانه ۲ میلیون بشکه نفت به شرکایی از جمله آمریکا و چین عرضه کند. در مقابل، آن کشورها میتوانند پروژههای بزرگ زیرساختی در ایران اجرا کنند؛ از جمله توسعه میادین نفتی، شبکههای حملونقل، تأسیسات پتروشیمی، بنادر و پروژههای انرژیهای تجدیدپذیر. چنین مدلی منافع اقتصادی متقابل ایجاد کرده، وابستگی مثبت و سازنده را تقویت میکند و زمینه را برای کاهش تنشهای سیاسی و امنیتی فراهم میسازد.
موسویان معتقد است یک برخورد تصادفی ، از نوع شلیک نخست» میان آمریکا و ایران در آبها یا حریم هوایی خلیج فارس یا تنگه هرمز محتملترین جرقه درگیری است.
او می گوید رویدادی مانند سوءبرداشت از یک رزمایش نظامی، حمله ناگهانی پهپادی یا موشکی، یا حتی یک اقدام تلافیجویانه احتمالی میتواند به سرعت اوضاع را تشدید کند. با این حال موسویان تاکید دارد که هر دو طرف از هزینههای بالای جنگ آگاهند. آنها از طریق کانالهای ثالثی مانند عمان، قطر، ترکیه، عراق و سوئیس با یکدیگر در ارتباط بودهاند. متأسفانه این سازوکارهای ارتباطی بهشدت شکنندهاند و تحت تأثیر شرایط و ملاحظات سیاسی داخلی هر دو کشور قرار دارند.
بیشتر بخوانید: جنگ کوتاه و محدود نخواهد بود | پای منطقه به درگیری فرسایشی کشیده میشود | اعلام آمادگی روسیه، ترکیه و پاکستان برای رزمایش مشترک نظامی
سید حسین موسویان تاکید دارد که حمله آمریکا به ایران تقریباً به طور قطع یک رویداد محدود و جداگانه نخواهد بود. چنین اقدامی بیثباتی منطقهای را تشدید میکند، خطر آغاز یک درگیری نظامی گستردهتر را افزایش میدهد، بازارهای جهانی انرژی را مختل میکند و بی ثباتی سیاسی را هم منطقه، ایران ودر سطح بینالمللی تعمیق خواهد کرد. هرچند آمریکا توانایی آغاز اقدام نظامی را دارد، اما ممکن است پس از تشدید درگیری نتواند سرعت، دامنه یا پیامدهای آن را کنترل کند.
این دیپلمات پیشین ایرانی معتقد است رفتار آمریکا که همزمان بر لزوم مذاکرات و اعزام تجهیزات نظامی به منطقه متمرکز است، سیگنالهای «متناقض و گیجکننده ای» صادر می کند که منجر به بیاعتمادی متقابل خواهد شد. او می گوید این ابهام سوءظنها در تهران را تقویت میکند که مذاکرات ممکن است بیش از آنکه تلاشی واقعی برای دستیابی به توافق باشد، ابزاری برای فشار یا اتلاف وقت باشد. افزون بر این، این تصور را تقویت میکند که آمریکا، احتمالاً با هماهنگی اسرائیل، پیشاپیش درباره اقدام نظامی تصمیم گرفته است. در چنین فضایی، اعتمادسازی بهشدت دشوار میشود و هزینه سیاسی هرگونه انعطاف از سوی ایران بهطور قابل توجهی افزایش مییابد.
او می گوید اگر آمریکا دیپلماسی را کنار بگذارد، ایران را به سمت سیاستهای تدافعیتر و انعطافناپذیرتر سوق خواهد داد. آمریکا باید راهبرد اتکای بیش از حد به جنگ و تحریمها به عنوان ابزار پیشفرض سیاست خارجی خود را مورد بازنگری قرار دهد.
سید حسین موسویان تاثیر اعتراضات سراسری بر روند مذاکرات را ارزیابی کرده و گفته: افزایش فشار داخلی معمولاً دولتها را در سیاست خارجی محتاطتر و کمانعطافتر میکند، زیرا رهبران ایرانی نگراناند که هرگونه امتیازدهی در خارج بهعنوان نشانه ضعف تلقی شود. به نظر من، تشدید دشواریهای اقتصادی و ناآرامی داخلی بهطور متنافضی مذاکرات را دشوارتر میکند، زیرا مطالبات تهران برای رفع تحریمها و دریافت تضمینهای امنیتی افزایش مییابد و سطح توقعات برای دستیابی به توافق بالاتر میرود. رهبران یک کشور نیازمند فضایی برای مانور دیپلماتیک هستند تا بتوانند به افکار عمومی داخلی نشان دهند که رویکردشان نشانه ضعف نیست، بلکه در جهت تقویت تابآوری ملی است.
این دیپلمات پیشین ایرانی بر این باور است که بعید است ایران شرکای منطقهای خود را کنار بگذارد. این شرکا در نگاه ایران بخش مرکزی راهبرد بازدارندگی آن هستند، نه ابزارهای مصرفی.
او می گوید: «محور مقاومت» صرفاً به ابتکار ایران شکل نگرفت. طی سالها، جنگها و مداخلات که آمریکا، اسرائیل و ناتو در کشورهایی مانند افغانستان، عراق، فلسطین، سوریه، یمن، لیبی، سودان و سومالی انجام دادند، از عوامل مهم در شکلگیری این محور بودهاند. ایران بابت حمایت از این محور هزینههایی از جمله تحریمهای بینالمللی و انزوا پرداخت کرده است.
موسویان تاکید دارد که ایران تحت فشار، امتیاز یکجانبه نخواهد داد. «تغییر در سیاستهای ایران تنها در شرایط کاهش تنش در روابط واشینگتن و تهران، اصلاح سیاستهای منطقهای آمریکا، ارائه تضمینهای امنیتی معتبر و رفع معنادار تحریمها امکانپذیر خواهد بود.»
بیشتر بخوانید: جنگ یا صلح؟ | تحلیل CSIS از مذاکرات زیر سایه تهدید، سناریوی اختلال نامتقارن در هرمز و آینده نامعلوم منطقه
موسویان می گوید: اگر بنبست برای ۵ تا ۱۰ سال ادامه یابد، احتمال آنکه ایران خود را با یک «جنگ سرد» تطبیق دهد بیش از فروپاشی است.
او توضیح داده که ایران در برابر تحریمها و تحولات داخلی تابآوری خود را از طریق سرمایهگذاری در توان دفاعی، توسعه «اقتصاد مقاومتی» و حفظ نفوذ منطقهای نشان داده است. البته فشار طولانیمدت میتواند نارضایتی داخلی را تشدید کرده و به سیاستهای سختگیرانهتر منجر شود و در نتیجه خطر بحرانهای مقطعی داخلی ایران را افزایش دهد.
به گفته این دیپلمات پیشین، رویارویی نظامی گسترده آمریکا با ایران یا تغییر نظام نیز در تئوری محتمل است، اما سناریوی واقعیتر ادامه وضعیت پرتنش و بیثباتی است که با تشدیدهای مقطعی و کوتاهمدت همراه خواهد بود.
در این بین موسویان تقویت همکاری ایران با کشورهایی مانند روسیه و چین و عضویت فعال در سازوکارهایی مانند سازمان شانگهای وگروه بریکس را هم یک انتخاب تاکتیکی می داند و هم یک استراتژی راهبردی. او می گوید: از نظر تاکتیکی، این روابط به کاهش آثار تحریمهای طولانیمدت غرب و تلاشها برای انزوای بینالمللی ایران کمک کرده است. از نظر راهبردی، حتی اگر غرب امروز همه تحریمها علیه ایران را لغو کند، ایران همچنان بهدنبال تقویت روابط راهبردی خود با این کشورها خواهد بود تا روابط خارجی خود را متنوع سازد. این امر وابستگی ایران به یک بلوک خاص را کاهش داده و موقعیت آن را در نظم چندقطبی تقویت میکند. میتوان گفت تحریمهای غرب عملاً سیاست «نگاه به شرق» ایران را تسریع کرده و این راهبرد بلندمدت بازتنظیم را پیش برده است.
موسویان در دوره پیش رو، نتیجه تعاملات دیپلماتیک، چگونگی رفع تحریمهای ایران و نظام بازرسیهای برنامه هستهای آن، حوادث منطقهای، نظم منطقهای در مورد سلاحهای متعارف همچون موشکی یا پهپادی و وضعیت اقتصادی در ایران؛ شاخصهای مهم عبور از وضعیت تخاصم ایران وآمریکا خوانده است.
او شرط دستیابی به پیشرفت پایدار در موضوع ایران را مذاکرات جامع و مستقیم میان ایران و آمریکا بر پایه NPT برای یافتن راهحلی واقعبینانه در موضوع هستهای ایران خوانده است.
موسویان می گوید همزمان همه طرفها باید بر اساس احترام متقابل به منافع و نگرانیهای منطقهای یکدیگر برای پایان دادن به درگیریهای منطقهای تلاش کنند؛ و نکته حیاتی آن است که آمریکا و دیگران در جلوگیری از وقوع یک درگیری مستقیم جدید میان ایران و اسرائیل نقش ایفا کنند.